سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹

شهید ابراهیم هادی

  • زندگینامه شهداء

    مزار یاد بود 

    مزار یاد بود 
    ابراهیم عاشق گمنامی بود. حالا هم مزار یاد بود او روی قبر یکی از شهدای گمنام ساخته می شد.
    ۱۳۹۹/۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    سلام بر ابراهیم

    سلام بر ابراهیم
    وقتی تصمیم گرفتیم کاری در مورد آقا ابراهیم انجام دهیم، تمام تلاش خودمان را انجام دادیم تا با کمک خدا بهترین کار انجام گیرد...
    ۱۳۹۹/۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    حضور

    حضور
    اقا سید من شنیدم تصویر شهید هادی را شما ترسیم کردید، درسته؟  سید گفت: بله چطور مگه؟! گفتم: هیچی، فقط می خواستم از شما تشکر کنم. چون با این عکس هنوز اقا ابراهیم توی محل حضور دارد.
    ۱۳۹۹/۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    غروب خونین 

    غروب خونین 
    ... با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدند!؟ در حالی که سرش را به سختی بالا می آورد گفت: فکر نمی کنم کسی غیر از ما زنده باشه! ...
    ۱۳۹۹/۱/۱۰
  • زندگینامه شهداء

    کانال کمیل

    کانال کمیل
    ...عصر همان روز خبر رسید حاج حسینی، معاون گردان کمیل هم به شهادت رسیده و بنکدار، دیگر معاون گردان به سختی مجروح است. همه بچه ها در قرارگاه ناراحت بودند...
    ۱۳۹۸/۱۲/۲۹
  • زندگینامه شهداء

    روز های آخر 

    روز های آخر 
    گفت: امشب چقدر چشم های منتظر را خوشحال کردیم، مادر هر کدام از این شهدا سر قبر فرزندش برود، ثوابش برای ما هم هست.
    ۱۳۹۸/۱۲/۱۲
  • زندگینامه شهداء

    عملیات زین العابدین علیه السلام

    عملیات زین العابدین علیه السلام
    ... آرپی جی را از من گرفت و جلو رفت. بعد با فریاد الله اکبر آرپی جی را شلیک کرد. سنگر مقابل که بیشترین تیر اندازی را می کرد منهدم شد‌. ابراهیم از جا بلند شد فریاد زد:  شیعه های امیرالمومنین بلند شید، دست مولا پشت سر ماست. بچه ها همه روحیه گرفتند.
    ۱۳۹۸/۱۲/۱۲
  • زندگینامه شهداء

    اخلاص 

    اخلاص 
    همیشه هم قبل از مسابقات کشتی دو رکعت نماز می خواندم. پرسیدم: چه نمازی؟!  گفت: دو رکعت نماز مستحبی! از خدا می خواستم یک وقت تو مسابقه، حال کسی را نگیرم! 
    ۱۳۹۸/۱۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    رضای خدا 

    رضای خدا 
    ابراهیم همیشه این نکته را اشاره می کرد که: کاری که برای رضای خداست، گفتن ندارد.
    ۱۳۹۸/۱۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    روش تربیت

    روش تربیت
    آخر بازی بود. از مسجد صدای اذان ظهر امد. ابراهیم توپ را نگه داشت و بعد گفت: بچه ها می آیید برویم مسجد؟! گفتم: باشه، بعد با هم رفتیم نماز جماعت. چند روزی گذشت و حسابی دلداده آقا ابراهیم شدیم. به خاطر او می رفتیم...
    ۱۳۹۸/۱۱/۱۷
  • زندگینامه شهداء

    مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها 

    مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها 
    ابراهیم در بین راه گفت: آدم وقتی به جلسه حضرت زهرا السلام علیها وارد می شه باید حضور ایشان را حس کنه. چون جلسه متعلق به حضرت است.
    ۱۳۹۸/۱۱/۱۷
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/مجروحیت

     خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/مجروحیت
    ابراهیم غرق خون روی زمین افتاده بود. اسلحه ام را انداختم و به سمت او دویدم. درست در همان لحظه انفجار، یک گلوله به صورت داخل دهان و یک گلوله به پشت پای او اصابت کرده بود. خون زیادی از او می رفت. او تقریبا بیهوش روی زمین افتاده بود.
    ۱۳۹۸/۱۱/۳
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/فتح المبین  

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/فتح المبین  
    روز اول فروردین سال ۱۳۶۱ عملیات فتح المبین با رمز یا زهرا علیها السلام آغاز شد...
    ۱۳۹۸/۱۱/۳
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/سلاح کمری 

     خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/سلاح کمری 
    ... ابراهیم ادامه داد: اسلحه کلت را از من گرفته، قبل از اینکه تحویل دهد با خودش آورده، الان هم به من گفتند: باید آن اسلحه را بیاوری و تحویل دهی... 
    ۱۳۹۸/۱۰/۲۵
  • معرفی و برنامه های هیئت های بی بی رقیه (س)

    هیئت بی بی رقیه(س) اسفراین - شهید ابراهیم هادی، تأسیس ۱۳۹۷

    هیئت بی بی رقیه(س) اسفراین - شهید ابراهیم هادی، تأسیس ۱۳۹۷
    هیئت بی بی رقیه(س) اسفراین - شهید ابراهیم هادی؛ برگزاری کلاس سبک زندگی اسلامی و برپایی صندوق قرض الحسنه از جمله برنامه های هیئت می باشد.
    ۱۳۹۸/۱۰/۱۱
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی، معجزه اذان

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی، معجزه اذان
    قتی نام امیرالمومنین علیه السلام را آورد با خودم گفتم: تو با برادران خودت می جنگی. نکند مثل ماجرای کربلا...
    ۱۳۹۸/۱۰/۷
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/زیارت 

     خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/زیارت 
    ابراهیم انگار حواسش به حرف های من نبود. با نگاهش دور دست ها را می دید! لبخندی زد و گفت: چی می گی! روزی می یاد که از همین جاده، مردم ما دسته دسته به کربلا سفر می کنند!
    ۱۳۹۸/۱۰/۷
  • زندگینامه شهداء

    زندگینامه و خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/گمنامی 

    زندگینامه و خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/گمنامی 
    پدر شهید گفت: دیشب پسرم را در خواب دیدم. به من گفت: در مدتی که ما گمنام و بی نشان بر خاک جبهه افتاده بودیم، هر شب مادر سادات حضرت زهرا السلام علیها به ما سر می زد. اما حالا، دیگر چنین خبری نیست! 
    ۱۳۹۸/۹/۲۰
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/دوست

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/دوست
    ماشاءالله از معلمین با اخلاص و با تقوای گیلان غرب بود که از روز آغاز جنگ تا روز پایانی جنگ شجاعانه در جبهه ها و همه عملیات ها حضور داشت. او پس از اتمام جنگ، در سانحه رانندگی به یاران شهیدش پیوست.
    ۱۳۹۸/۹/۲۰
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/مصطفی هرندی 

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/مصطفی هرندی 
    آن آقای نورانی کلی با من صحبت کرد. بعد فرمودند: کسی می آید و شما را نجات می دهد. او دوست ماست! لحظاتی بعد ابراهیم آمد‌. با همان صلابت همیشگی...
    ۱۳۹۸/۹/۱۰
مهمترین مطالب