سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹

زندگینامه شهدا

  • زندگینامه شهداء

    اخلاص

    اخلاص
    خیلی دقت کردیم اما نتوانستیم بفهمیم که سید چطور و چه وقتی نماز شب می ‌خواند؟ من ندیدم، من واقعاً ندیدم سید چطور نماز شب می ‌خواند. زمانی را انتخاب می ‌کرد که کسی متوجه نشود.
    ۱۳۹۹/۴/۱۲
  • زندگینامه شهداء

    اعزام

    اعزام
    ...  سید حمید خیلی خوشحال شد. برای این‌ که از قافله عقب نماند،  شب رفت و پشت در هلال احمر توی سرما خوابید! ...
    ۱۳۹۹/۳/۲۸
  • زندگینامه شهداء

     شهادت برادر 

     شهادت برادر 
    روشنگری‌ های انقلابی او مزدوران خود فرورفته و سرسپرده رژیم شاه را برآشفته کرد، مبارزات او علیه رژیم شاه در مجامع عمومی و محل کار و همه محافل باعث شد که عوامل رژیم شاهنشاهی در محله رحمت آباد رفسنجان، قلب تپنده و بی ‌قرار محمدرضا را در اول آذر ۱۳۵۷ با گلوله هدف قرار دهند!  شاید فریادهای حق ‌طلبانه او را خاموش کنند! 
    ۱۳۹۹/۳/۲۲
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید سید حمید میر افظلی / مادر 

    خاطرات شهید سید حمید میر افظلی / مادر 
    در زندگی بسیاری از بزرگان یک نکته ی مهم به چشم می خورد. آن ها مادری دلسوز و مومن داشتند.
    ۱۳۹۹/۳/۲۰
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید سید حمید میر افضلی 

    خاطرات شهید سید حمید میر افضلی 
    آنجا سرزمین طوی بود، اینجا جبهه های حق علیه باطل. آنجا وادی مقدس بود. و اینجا تمام کفر در برابر تمام حق، پس اینجا هم وادی مقدس است.
    ۱۳۹۹/۳/۱۱
  • فیلم و صوت

    زندگینامه و وصیت نامه شهید رحمت الله مجیدی

    زندگینامه و وصیت نامه شهید رحمت الله مجیدی
    زندگینامه و وصیت نامه شهید رحمت الله مجیدی
    ۱۳۹۹/۲/۲۱
  • زندگینامه شهداء

    حضور

    حضور
    اقا سید من شنیدم تصویر شهید هادی را شما ترسیم کردید، درسته؟  سید گفت: بله چطور مگه؟! گفتم: هیچی، فقط می خواستم از شما تشکر کنم. چون با این عکس هنوز اقا ابراهیم توی محل حضور دارد.
    ۱۳۹۹/۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    غروب خونین 

    غروب خونین 
    ... با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدند!؟ در حالی که سرش را به سختی بالا می آورد گفت: فکر نمی کنم کسی غیر از ما زنده باشه! ...
    ۱۳۹۹/۱/۱۰
  • زندگینامه شهداء

    کانال کمیل

    کانال کمیل
    ...عصر همان روز خبر رسید حاج حسینی، معاون گردان کمیل هم به شهادت رسیده و بنکدار، دیگر معاون گردان به سختی مجروح است. همه بچه ها در قرارگاه ناراحت بودند...
    ۱۳۹۸/۱۲/۲۹
  • زندگینامه شهداء

    اخلاص 

    اخلاص 
    همیشه هم قبل از مسابقات کشتی دو رکعت نماز می خواندم. پرسیدم: چه نمازی؟!  گفت: دو رکعت نماز مستحبی! از خدا می خواستم یک وقت تو مسابقه، حال کسی را نگیرم! 
    ۱۳۹۸/۱۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    رضای خدا 

    رضای خدا 
    ابراهیم همیشه این نکته را اشاره می کرد که: کاری که برای رضای خداست، گفتن ندارد.
    ۱۳۹۸/۱۲/۲
  • زندگینامه شهداء

    روش تربیت

    روش تربیت
    آخر بازی بود. از مسجد صدای اذان ظهر امد. ابراهیم توپ را نگه داشت و بعد گفت: بچه ها می آیید برویم مسجد؟! گفتم: باشه، بعد با هم رفتیم نماز جماعت. چند روزی گذشت و حسابی دلداده آقا ابراهیم شدیم. به خاطر او می رفتیم...
    ۱۳۹۸/۱۱/۱۷
  • زندگینامه شهداء

    مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها 

    مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها 
    ابراهیم در بین راه گفت: آدم وقتی به جلسه حضرت زهرا السلام علیها وارد می شه باید حضور ایشان را حس کنه. چون جلسه متعلق به حضرت است.
    ۱۳۹۸/۱۱/۱۷
  • فیلم و صوت

    کراماتی از شهیدان

    کراماتی از شهیدان
    کراماتی از شهیدان/فیلم و صوت/استاد علی خیرآبادی
    ۱۳۹۸/۱۱/۱۴
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/فتح المبین  

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/فتح المبین  
    روز اول فروردین سال ۱۳۶۱ عملیات فتح المبین با رمز یا زهرا علیها السلام آغاز شد...
    ۱۳۹۸/۱۱/۳
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/سلاح کمری 

     خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/سلاح کمری 
    ... ابراهیم ادامه داد: اسلحه کلت را از من گرفته، قبل از اینکه تحویل دهد با خودش آورده، الان هم به من گفتند: باید آن اسلحه را بیاوری و تحویل دهی... 
    ۱۳۹۸/۱۰/۲۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی، معجزه اذان

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی، معجزه اذان
    قتی نام امیرالمومنین علیه السلام را آورد با خودم گفتم: تو با برادران خودت می جنگی. نکند مثل ماجرای کربلا...
    ۱۳۹۸/۱۰/۷
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/زیارت 

     خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/زیارت 
    ابراهیم انگار حواسش به حرف های من نبود. با نگاهش دور دست ها را می دید! لبخندی زد و گفت: چی می گی! روزی می یاد که از همین جاده، مردم ما دسته دسته به کربلا سفر می کنند!
    ۱۳۹۸/۱۰/۷
  • زندگینامه شهداء

    زندگینامه و خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/گمنامی 

    زندگینامه و خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/گمنامی 
    پدر شهید گفت: دیشب پسرم را در خواب دیدم. به من گفت: در مدتی که ما گمنام و بی نشان بر خاک جبهه افتاده بودیم، هر شب مادر سادات حضرت زهرا السلام علیها به ما سر می زد. اما حالا، دیگر چنین خبری نیست! 
    ۱۳۹۸/۹/۲۰
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/دوست

    خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی/دوست
    ماشاءالله از معلمین با اخلاص و با تقوای گیلان غرب بود که از روز آغاز جنگ تا روز پایانی جنگ شجاعانه در جبهه ها و همه عملیات ها حضور داشت. او پس از اتمام جنگ، در سانحه رانندگی به یاران شهیدش پیوست.
    ۱۳۹۸/۹/۲۰
مهمترین مطالب