چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸

شهدا

  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ ازدواج 

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ ازدواج 
    شهید مصطفی ردانی پور شنیده بود که حضرت امام (ره) فرموده اند: با همسران شهدا ازدواج کنید. موضوع را با دوستانش در میان گذاشت. شرط مصطفی این بود که با همسر شهید ازدواج کند.
    ۱۳۹۸/۳/۱۹
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ عملیات رمضان 

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ عملیات رمضان 
    مرحله ی آخر عملیات رمضان بود، مصطفی شروع به صحبت کرد، خیلی خالصانه گفت: امشب که شب قدره خلوت کنیم با خدا. ائمه رو صدا کنیم. 
    ۱۳۹۸/۳/۱۹
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/توسل 

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/توسل 
    آنکه می خواهد عاشقانی  را برای امام زمان عج تربیت کند خود باید در عشق به مولا غوطه ور باشد.
    ۱۳۹۸/۳/۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/رمل

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/رمل
    مصطفی گفت: اینجا سرزمین پاکی است. شاید تا کنون قدم های کسی به آن نرسیده و گناهی در آن صورت نگرفته. اینجا دعا مستجاب است...
    ۱۳۹۸/۳/۵
  • زندگینامه شهداء

    طریق القدس  

    طریق القدس  
    از قرارگاه دستور شروع عملیات طریق القدس با رمز یا حسین علیه السلام داده شد..
    ۱۳۹۸/۳/۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ روش برخورد

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ روش برخورد
    روش مصطفی بر این بود: سعی می کرد از بین همین نیروهای بسیجی و عادی فرمانده تربیت کند.
    ۱۳۹۸/۲/۱۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/بیت المقدس 

     خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/بیت المقدس 
    در قرارگاه جوان تر ین فرمانده بود. بیست و سه سال بیشتر نداشت. اما وقتی صحبت می کرد مانند کسی بود که سال ها و در نبردهای گوناگون فرماندهی کرده.
    ۱۳۹۸/۲/۱۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ تاثیر کلام

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ تاثیر کلام
    قدرت بیان او بسیار بالا بود. مخصوصا زمانی که از امام زمان(عج) می گفت: آن قدر عاشقانه با آقا درد دل می کرد که همه اشک می ریختند...
    ۱۳۹۸/۲/۱۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ استخاره 

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ استخاره 
    مصطفی قرآن کوچکش را از جیب برداشت و در دست گرفت. در تاریکی شب توسلی به حضرت زهرا السلام علیها پیدا کرد. در درون خودش کلماتی را نجوا کرد... 
    ۱۳۹۸/۲/۱۱
  • زندگینامه شهداء

    شهید مصطفی ردانی پور/ فتح المبین 

    شهید مصطفی ردانی پور/ فتح المبین 
    بچه های تیپ امام حسین علیه السلام با اینکه هنوز خستگی عملیات چزابه را بر تن داشتند اما خیلی سریع کار بازسازی گردان های خود را آغاز کردند. در کمتر از دوهفته همه ی گردان ها برای عملیات آماده شدند...
    ۱۳۹۸/۲/۱۱
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/حاج آقا و جعلنا

     خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/حاج آقا و جعلنا
    پیرمردی نورانی و اهل دل بود. توکل عجیبی داشت‌. شجاعت او بین نیروها معروف‌ بود. هر جا ماموریت سختی در پیش داشتیم پیش قدم می شد. بچه ها می گفتند: یک تنه یک گردان عراقی را حریف است. به این مرد خدا می گفتند.
    ۱۳۹۸/۱/۲۵
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ دیدار با علما

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ دیدار با علما
    از جمله کار های مهمی که در همان سال اول جنگ به همت آقا مصطفی انجام شد و برکات بسیاری زیادی داشت دیدار های فرماندهان با علما و مراجع در قم بود.
    ۱۳۹۸/۱/۲۳
  • زندگینامه شهداء

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ثامن الائمه علیه السلام

    خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/ثامن الائمه علیه السلام
    مصطفی خوشحال بود و ناراحت! می گفت: با این پیروزی خستگی یک سال جنگ از بدن ما خارج شد. اما ناراحت بود که چرا شهادت نصیب او نشده.
    ۱۳۹۸/۱/۹
  • زندگینامه شهداء

    ترور/خاطرات شهید مصطفی ردانی پور

    ترور/خاطرات شهید مصطفی ردانی پور
    تیم ترور منافقین، موتور مصطفی را شناسایی کرده بودند. بعد از مراسم موتور را تعقیب کردند و در یکی از خیابان ها راننده را به رگبار بستند.
    ۱۳۹۸/۱/۶
  • زندگینامه شهداء

    سلام بر حسین علیه السلام/ خاطره از یکی از دوستان شهید مصطفی ردانی پور

    سلام بر حسین علیه السلام/ خاطره از یکی از دوستان شهید مصطفی ردانی پور
    مصطفی نشست و گفت: علی چی شد!؟  با صدای بغض آلود و در حالی که به سختی نفس می کشید گفت: می دانم آخرین لحظه من است. بگذار مانند اربابم، تشنه لب باشم...
    ۱۳۹۸/۱/۶
  • زندگینامه شهداء

    فرمانده کل قوا: خاطره از یکی از فرماندهان 

    فرمانده کل قوا: خاطره از یکی از فرماندهان 
    چند روز قبل از عملیات خبر رسید که آیت الله بهشتی به خوزستان آمده. مصطفی خیلی سریع خود را به اهواز رساند. صحنه ی دیدار آن ها بسیار زیبا بود‌. گویی پسری در آغوش پدر قرار گرفته. 
    ۱۳۹۸/۱/۶
  • زندگینامه شهداء

    اولین شناسایی/خاطرات شهید مصطفی ردانی پور

    اولین شناسایی/خاطرات شهید مصطفی ردانی پور
    مصطفی گفت: باید مواضع دشمن را شناسایی کنیم‌. ما در ساحل غربی کارون مستقر بودیم. نیمه های شب با مصطفی و حسن عابدی و چند نفر دیگر حرکت کردیم. 
    ۱۳۹۸/۱/۶
<< 1 2 3 4 5 6 7 8 >>
مهمترین مطالب