سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹
کد مطلب: ۸۲۴۸

تفسیر سوره ی حمد

تفسیر سوره ی حمد

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین <::
گرچه عبادت از ماست، ولی در عبادت کردن نیز نیازمند کمک خداوند هستیم. «إیّاکَ نَعبُدُ وَ إیّاک نَستَعین»

به گزارش ولایت آنلاین،

«تفسیر سوره حمد»

الحمد لله ربّ العالمین:

ترجمه: سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

نکته ها:

  • «ربّ» به کسی گفته می شود که هم مالک و صاحب چیزی است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد. خداوند هم حقیقی عالم است و هم مدبّؤ و پروردگار آن. پس همه هستی حرکت تکاملی دارد و در مسیری که خداوند معیّن کرد، هدایت می شود.
  • علاوه بر سوره حمد، چهار سوره ی انعام، کهف، سبأ، و فاطر نیز با جمله ی «الحمد لله» آغاز گردیده، ولی فقط در سوره ی حمد بعد از آن«ربّ العالمین» آمده است.
  • مفهوم حمد، ترکیبی از مفهوم مدح و شکر است. انسان در برابر جمال و کمال و زیبایی، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمتو احسان دیگران، زبان به تشکّر می گشاید. خداوند متعال به خاطر کمال و جمالش، شایسته ی ستایش و به خاطر احسان ها و نعمت هایش، لایق شکرگزاری است.
  • «الحمد لله» بهترین نوع تشکّر از خداوند است. هرکس در هرجا، با هر زبانی، هرگونه ستایشی از هر کمال و زیبایی دارد، در حقیقت سرچشمه ی آن را ستایش می کند. البتّه حمد خداوند منافات با سپاسگزاری از مخلوق ندارد، به شرط آنکه به امر خدا و در خط و مسیر او باشد.
  • خداوند مسیر رشد و تربیت همه را تعیین نموده است: «ربّنا الّذی اعطی کلّ شیء خلقه ثمّ هدی» پروردگار ما همه ی موجودات را نعمت وجود بخشیده و سپس به راه کمالش هدایت نموده است. او به زنبور عسل یاد داده که ا زچه گیاهی بمکد و به مورچه آموخته است که چگونه قوت زمستانی خود را ذخیره کندو بدن انسان را چنان آفریده که هرگاه کمبود خون پیدا کرد، خون سازی نماید. چنین خداوندی، شایسته حمد و سپاسگزاری است.
  • و خداوند پروردگار همه ی آفریده هاست. «و هو ربّ کلّ شیء» آنچه در آسمان ها و زمین و میان آن هاست، پروردگارشان اوست. «ربّ السموات و الارض و ما بینهما» حضرت علی (ع) می فرماید: «من الجمادات و الحیوانات» یعنی او پروردگار جاندار و بی جان است. «له الخلق و الامر تبارک الله ربّ العالمین» هم آفرینش از اوست و هم اداره آن، و او پرورش دهنده ی همه است.
  •  مراد از «عالمین» یا فقط انسان ها هستند، مانند آیه ی 70 سوره حجر که قوم لوط به حضرت لوط گفتند: «أو لم ننهک عن العالمین» آیا ما تو را از ملاقات با مردم نهی نکردیم؟ و یا مراد همه عوالم هستی است. «عالم» به معنای مخلوقات و «عالمین» به معنای تمام مخلوقات نیز استعمال شده است. از این آیه فهمیده می شود که تمام هستی یک پروردگار دارد که اوست و آنچه در جاهلیت و در میان بعضی از ملّت ها اعتقاد داشتند که برای هر نوع از پدیده ها خدایی است و آن را مدبّر و ربّ النوع آن می پنداشتند، باطل است.

پیام ها:

  1. همه ی ستایش ها برای اوست. «الحمد لله»
  2. خداوند در رشد و تربیت هستی اجباری ندارد. زیرا حمد برای کار های غیر اجباری است. «الحمد لله»
  3. همه ی هستی زیباست و همه ی هستی نیکوست . زیرا حمد برای زیبایی و نیکویی است. «الحمد لله»
  4. دلیل ستایش ما، پروردگاری اوست. «الحمد لله ربّ العالمین»
  5. رابطه ی خداوند با مخلوقات، رابطه ی دائمی و تنگاتنگ است. «ربّ العالمین» (نقّاش و بنّا هنر خود را عرضه می کند و می رود، ولی مربی باید هر لحظه نظارت داشته باشد.)
  6. همه هستی، تحت تربیت خداوند یکتاست. «ربّ العالمین»
  7. امکان رشد و تربیت، در همه موجودات وجود دارد.«ربّ العالمین»
  8. خداوند هم انسان ها را با راهنمایی انبیا تربیت می کند، (تربیت تشریعی) و هم جمادات و نباتات و حیوانات را رشد و پرورش می دهد.(تربیت تکوینی) «ربّ العالمین»
  9. مؤمنان در آغاز کتاب (قرآن) با نیایش به در گاه خداوند متعال، «الحمد لله ربّ العالمین» می گویند و در پایان کار در بهشت نیز، همان شعار را می دهند که «آخر دعویهم أن الحمد لله ربّ العالمین»

الرّحمن الرّحیم:

ترجمه: (خدایی که) بخشنده و مهربان است.

نکته ها:

  • کلمه «رحمن» به معنای مبالغه و شدّت در رحمت و گستردگی آن است. از کاربرد دو صفت «رحمن» و «رحیم» در قرآن، استفاده می شود که رحمانیّت درباره همه ی مخلوقات و رحیم بودن، مربوط به انسان و موجودات مکلّف است.
  • خداوند رحمت را بر خود واجب کرده است، «کتب ربّکم علی نفسه الرّحمة» و رحمت او بر همه چیز سایه گسترده است، «و رحمتی وسعت کلّ شی ء» همچنین پیامبر و کتاب او مایه رحمتند، «رحمةً للعالمین» آفرینش و پرورش او بر اساس رحمت است و اگر عقوبت نیز می دهد از روی لطف است. بخشیدن گناهان و قبول توبه ی بندگان و عیب پوشی از آنان و دادن فرصت برای جبران اشتباهات، همه مظاهر رحمت و مهربانی اوست.         

پیام ها:

  1. تدبیر و تربیت الهی، همراه محبّت و رحمت است. (در کنار کلمه «ربّ»، کلمه «رحمن» آمده است.) «ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم»
  2. همچنان که تعلیم نیازمند رحم و مهربانی است، «الرّحمن علّم القرآن» تربیت و تزکیه نیز باید بر اساس رحم و مهربانی باشد. «ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم»
  3. رحمانیّت خداوند، دلیل بر ستایش اوست. «الحمدلله... الرّحمن الرّحیم»

مالِکِ یَومِ الدّین:

ترجمه: (خدایی که) مالک روز جزاست.

نکته ها:

  • مالکیّت خداوند، حقیقی است و شامل احاطه و سلطنت است، ولی مالکیّت های اعتباری، از سلطه ی مالک خارج می شود و تحت سلطه ی واقعی او نیست. «مالِکِ یومِ الدّین»
  • با آنکه خداوند مالک حقیقی همه چیز در همه وقت است، ولی مالکیّت او در روز قیامت و معاد جلوه ی دیگری دارد؛
  • در آن روز تمام واسطه ها و اسباب قطع می شوند. «تقطّعت بهم الاسباب»
  • نسبت ها و خویشاوندی ها از بین می رود. «فلا انساب بینهم»
  • مال و ثروت و فرزندان، ثمری ندارد. «لا ینفع مال و لا بنون»
  • بستگان و نزدیکان نیز فایده ای نمی رسانند. «لن تنفعکم ارحامکم»
  • نه زبان، اجازه عذر تراشی دارد و نه فکر، فرصت تدبیر. تنها راه چاره لطف خداوند است که صاحب اختیار آن روز است
  • لفظ «دین» در معانی گوناگون به کار رفته است:

الف: مجموعه ی قوانین آسمانی. «إنّ الدّین عند الله الاسلام»

     ب: عمل و اطاعت. «لله الدّین الخالص»

     ج: حساب و جزا. «مالک یوم الدّین»

  • «یوم الدّین» در قرآن به معنای روز قیامت است که روز کیفر و پاداش می باشد. «یسئلون ایّان یوم الدّین» می پرسند روز قیامت چه وقت است؟ قرآن در مقام معرفی این روز، چنین می فرماید: «ثمّ ما ادریک ما یوم الدّین. یوم لا تملک نفس شیئا و الامر یومئذ لله» (ای پیامبر!) نمی دانی روز دین چه روزی است؟ روزی که هیچکس برای کسی کارآیی ندارد و آن روز تنها حکم و فرمان با خداست.
  • «مالک یوم الدّین» نوعی انذار و هشدار است، ولی با قرار گرفتن در کنار آیه ی «الرّحمن الرّحیم» معلوم می شود که بشارت و انذار باید در کنار هم باشند. نظیر آیه ی شریف دیگر که می فرماید: «نبّیء عبادی إنّی أنا الغفور الرّحیم. و أنّ عذابی هو العذاب الالیم» به بندگانم خبر ده که من بسیار مهربان و آمرزنده ام، ولی عذاب و مجازات من نیز دردناک است. همچنین در آیه دیگر خود را چنین معرّفی می کند: «قابل التّوب شدید العقاب» خئاوند پذیرنده ی توبه ی مردمان و عقوبت کننده ی شدید گناهکاران است.
  • در اوّلین سوره ی قرآن، مالکیّت خداوند عنوان شده است، «مالِکِ یومِ الدّین» و در آخرین سوره ملکیّت او. «مَلِکِ النّاس»

پیام ها:

  1. خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم. به خاطر کمال ذات و صفات او که «الله» است، به خاطر احسان و تربیت او که «ربّ العالمین» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او که «الرّحمن الرّحیم» است و به خاطر قدرت و هیبت او که «مالِکِ یومِ الدّین» است.
  2. قیامت، پرتویی از ربوبیّت اوست. «ربّ العالمین... مالِکِ یوم الدّین»
  3. قیامت، جلوه ای از رحمت خداوند است. «الرّحمن الرّحیم مالِکِ یوم الدّین»

إیّاکَ نَعبُدُ وَ إیّاکَ نَستعینُ:

ترجمه: (خدایا) تنها تورا می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.

نکته ها:

  • انسان باید به حکم عقل، بندگی خداوند را بپذیرد. ما انسان ها عاشق کمال هستیم و نیازمند رشد و تربیت، و خداوند نیز جامع تمام کمالات و ربّ همه ی هستی است. اگر به مهر و محبّت نیازمندیم او رحمان و رحیم است و اگر از اینده ی دور نگرانیم، او صاحب اختیار و مالک آن روز است. پس چرا به سوی دیگران برویم؟! عقل حکم می کند که تنها باید او را پرستید و از او کمک خواست. نه بنده ی هوی و هوس خود بود ونه بنده ی زر و زور دیگران.
  • در نماز گویا شخص نمازگزار به نمایندگی از تمام خداپرستان می گوید: خدایا نه فقط من که همه ی ما بنده توایم، و نه تنها من که همه ی ما محتاج و نیازمند لطف توایم.
  • خدایا! من کسی جز تو را ندارم «إیّاکَ» ولی تو غیر مرا فراوان داری و همه هستی عبد و بنده ی تو هستند. «إنّ کلّ من فی السموات و فی الارض إلّا اتی الرّحمن عبداً» در آسمان ها و زمین هیچ چیزی نیست مگر اینکه بنده و فرمان بردار تو هستند.
  • جمله ی «نعبد» هم اشاره به این دارد که نماز به جماعت خوانده شود و هم بیانگر این است کهمسامانان همگی برادر و در یک خط هستند.
  • مراحل پرواز معنوی، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراین اوّل سوره ی حمد ثناست، آیه ی «إیّاک نعبد» ارتباط و آیات بعد، دعا می باشد.
  • چون گفت و گو با محبوب واقعی شیرین است، لذا کلمه ی «إیّاک» تکرار شد.

پیام ها:

  1. ابتدا باید بندگی خدا کرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعین»
  2. بندگی، تنها در برابر خداوند رواست نه دیگران. «إیّاک»
  3. قوانین حاکم بر طبیعت محترم است، ولی اراده ی خداوند حاکم و قوانینِ طبیعی، محکوم هستند. لذا فقط از او کمک می خواهیم. «إیّاک نستعین»
  4. گرچه عبادت از ماست، ولی در عبادت کردن نیز نیازمند کمک او هستیم. «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین»
  5. چون خداوند بیشترین لطف را بر ما کرده، ما بهترین تذلّل را به درگاهش می بریم. «الرّحمن الرّحیم إیّاک نعبد»
  6. «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین» نه جبر است و نه تفویض. چون می گوییم: «نعبد» پس دارای اختیار هستیم نه مجبور. و چون می گوییم: «نستعین» پس نیاز به او داریم و امور به ما تفویض نشده است.
  7. عبادت، مقدمه و وسیله ی استمداد است. ابتدا عبادت آمده آنگاه استمداد. «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین»
  8. شناخت خداوند و صفات او، مقدمه ی دست یابی به توحید و یکتاپرستی است. «ربّ العالمین، الرّحمن الرّحیم، مالِکِ یومِ الدّین، إیّاک نعبد»
  9. از آداب دعا و پرستش این است که انسان خود را مطرح نکند و خود را در حضور خداوند احساس کند. «إیّاک نعبد...»
  10. توجه به معاد، یکی از انگیزه های عبادت است. «مالِکِ یومِ الدّین إیّاک نعبد»

إهدِنا الصِّراطَ المُستقیمَ:

ترجمه: (خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما.

نکته ها :

  • در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است:

الف: هدایت تکوینی، نظیر هدایت زنبور عسل که چگونه از شهد گل ها بمکد و چگونه کندو بسازد. و یا هدایت و راهنمایی پرندگان در مهاجرت های زمستانی و تابستانی. آنجا که قرآن می فرماید: «ربّنا الّذی اعطی کلّ شیء خلقه ثم هدی» بیانگر این نوع از هدایت است.

ب: هدایت تشریعی که همان فرستادن انبیای الهی و کتب آسمانی برای هدایت بشر است.

  • کلمه ی «صراط» بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فکری صحیح، نشانه ی شخصیت انسان است.
  • راه های متعدّدی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند:
  • راه خواسته ها و هوس های خود.
  • راه انتظارات و هوس های مردم.
  • راه وسوسه های شیطان.
  • راه طاغوت ها.
  • راه نیاکان و پیشینیان.
  • راه خدا و اولیای خدا.

انسان مؤمن راه خداوند و اولیای او را انتخاب می کند که بر دیگر راه ها امتیازاتی دارد:

الف: راه الهی ثابت است، بر خلاف راه های طاغوت و هوس های مردم و هوس های شخصی که هر روز تغییر می کنند.

ب: یک راه بیشتر نیست، در حالی که راه های دیگر متعدّد و پراکنده اند.

ج: در پیمودن آن، انسان به مسیر و مقصد مطمئن است.

د: در پیمودن آن، شکست و باخت وجود ندارد.

  • راه مستقیم، راه خداست. «إنّ ربّی علی صراطٍ مستقیم»
  • راه مستقیم، راه انبیاست. «إنّک لَمِنَ المرسلین علی صراطٍ مستقیم»
  • راه مستقیم، راه بندگی خداست. «و أن اعبدونی هذا صراط مستقیم»
  • راه مستقیم، توکل و تکیه بر خداست. «من یعتصم بالله فقد هدی إلی صراط مستقیم»
  • راه مستقیم، یکتاپرستی و تنها یاری خواستن از اوست.
  • راه مستقیم، کتاب خداوند است.
  • راه مستقیم، راه فطرت سالم است.
  • انسان، هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا کمک بگیرد. مانند لامپی که روشنی خود را هر لحظه از نیروگاه می گیرد.
  • راه مستقیم مراتب و مراحلی دارد. حتی کسانی که در راه حق هستند، مانند اولیای خداوند ، لازم است برای ماندن در راه و زیاد شدن نور هدایت، دعا کنند. «والّذین اهتدوا زادَهُم هُدی»
  • راه مستقیم، همان راه میانه و وسط است که حضرت علی (ع) می فرماید: «الیمین و الشّمال مضلّة والطریق الوسطی هی الجادّه» انحراف به چپ و راست گمراهی و راه وسط، جاده ی هدایت است.
  • راه مستقیم یعنی میانه روی و اعتدال و احتراز از هر نوع افراط و تفریط، چه در عقیده و چه در عمل. یکی در عقاید از راه خارج می شود و دیگری در عمل و اخلاق. یکی همه ی کارها را به خدا نسبت می دهد، گویا انسان هیچ نقشی در سرنوشت خویش ندارد. و دیگری خود را همه کاره و فعّال ما یشاء دانسته و دست خدا را بسته می داند. یکی رهبران آسمانی را همچون مردمان عادّی و گاهی ساحر و مجنون معرفّی می کند و دیگری آن بزرگواران را در حدّ خدا می پندارد. یکی زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت می داند و دیگری حتّی به درخت و دیوار، متوسل شده و ریسمان می بندد. یکی اقتصاد را زیر بنا می داند و دیگری، دنیا و امورات آن را نادیده می انگارد.

     در عمل نیز یکی غیرت نابجا دارد و دیگری همسرش را بی حجاب به کوچه و بازار می فرستد. یکی بخل می ورزد و دیگری بی حساب سخاوت به خرج می دهد. یکی از خلق جدا می شود و دیگری حقّ را فدای خلق می کند.

    اینگونه رفتار و کردارها، انحراف از مسیر مستقیم هدایت است. خداوند دین پا برجا و استوار خود را، راه مستقیم معرّفی می کند. در روایات آمده است که امامان معصوم(ع) می فرمودند: راه مستقیم، ما هستیم. یعنی نمونه ی عینی و عملی راه

   مستقیم و اسوه و الگو برای قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانی هستند. آنها در دستورات خود درباره تمام مسائل زندگی از قبیل کار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و...، نظر داده وما را به اعتدال و میانه روی

   کرده اند. جالب آنکه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به کمین می نشیند.

پیام ها:

  1. همه ی هستی، در مسیری که خداوند اراده کرده در حرکتند. خدایا! ما را نیز در راهی که خود دوست داری قرار بده. «إهدنا الصّراط المستقیم»
  2. درخواست هدایت به راه مستقیم، مهم ترین خواسته ی یکتاپرستان است. «إیّاک نعبد... إهدنا الصّراط المستقیم»
  3. برای دست یابی به راه مستقیم ، باید دعا نمود. «إهدنا الصّراط المستقیم»
  4. ابتدا ستایش، آنگاه استمداد ودعا. «ألحمدلله... إهدنا»
  5. بهترین نمونه استعانت از خدا، درخواست راه مستقیم است. «إیّاک نستعین إهدنا الصّراط المستقیم»

صِراطَ الّذینَ أنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهِم وَ لَا الضَّآلّینَ:

ترجمه: (خداوندا! ما را به) راه کسانی که آنها را مشمول نعمت خود ساختی، (هدایت کن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!

نکته ها:

  • این آیه راه مستقیم را، راه کسانی معرّفی می کند که مورد نعمت الهی واقع شده اند و عبارتند از: انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین. توجّه به راه این بزرگواران و آرزوی پیمودن آن و تلقین این آرزو به خود، ما را از خطر کجروی و قرار گرفتن در خطوط انحرافی باز می دارد. بعد از این درخواست، از خداوند تقاضا دارد که او را در مسیر غضب شدگان و گمراهان قرار ندهد. زیرا بنی اسرائیل نیز به گفته ی قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولی در اثر ناسپاسی و لجاجت گرفتار غضب شدند.
  • قران، مردم را به سه دسته تقسیم می نماید: کسانی که مورد نعمت هدایت قرار گرفته و ثابت قدم ماندند، غضب شدگان و گمراهان.
  • مراد از نعمت در «أنعمت عَلَیهِم» نعمت هدایت است. زیرا در آیه ی قبل سخن از هدایت بود. علاوه بر آنکه نعمت های مادّی را کفّار و منحرفین و دیگران دارند.
  • هدایت شدگان نیز مورد خطرند و باید دائماً از خدا بخواهیم که مسیر ما، به غضب و گمراهی کشیده نشود.

مغضوبین در قرآن:

در قرآن، افرادی همانند فرعون و قارون و ابولهب و امّت هایی همچون قوم عاد، ثمود و بنی اسرائیل، به عنوان غضب شدگان معرّفی شده اند.

بنی اسرائیل که داستان زندگی و تمدّن آنها در قرآن بیان شده است، زمانی بر مردم روزگار خویش برتری داشتند؛ «فَضَّلتُکُم علی عالمین» لکن بعد از این فضیلت و برتری، به خاطر کردار و رفتار خودشان، دچار قهر و غضب خداوند شدند «وَباؤوا بِغَضَبٍ مِن الله» این تغییر سرنوشت، به علّت تغییر در رفتار و کردار آنها بوده است. دانشمندان یهود، دستورات و قوانین آسمانی تورات را تحریف کردند، «یُحَرّفون الکلم» و تجّار و ثروتمندان آنان نیزبه ربا و حرام خواری و رفاه طلبی روی آوردند، «أخَذَهم الرّبا» و عامّه ی مردم نیز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روی تن پروری و ترس، از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمین مقدّس،سر باز زدند. «فأذهب انت و رّبک فقاتلا إنّا هیهُنا قاعدون» به خاطر این انحرافات، خدا آنان را از اوج عزّت و فضیلت، به نهایت ذلّت و سرافکندگی مبتلا ساخت.

ما در هر نماز، از خداوند می خواهیم که مانند، غضب شدگان نباشیم. یعنی نه اهل تحریف آیات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حق، و همچنین از گمراهان نباشیم، آنان که حق را رها کرده و به سراغ باطل می روند و در دین و باور خود غلوّ و افراط کرده و یا از هوی و هوس خود و یا دیگران پیروی می کنند.

  • انسان در این سوره، عشق و علاقه و تولّای خود را به انبیا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاریخ نیز برائت و دوری می جوید و این مصداق تولّی و تبرّی است.

ضالّین در قرآن:

  • «ضلالت» که حدود دویست مرتبه این واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است. گاهی در مورد تحیّر به کار می رود، «و وجدک ضالاً» و گاهی به معنای ضایع شدن است، «أضلّ أعمالهم» ولی اکثراً به معنای گمراهی و همراه با تعبیرات گوناگونی نظیر: «ضلال مبین»، «ضلال بعید»، «ضلال قدیم» به چشم می خورد.
  • در قرآن افرادی به عنوان گمراه معرّفی شده اند، از جمله کسانی که ایمان خود را به کفر تبدیل کرده اند، مشرکان، کفار، عصیان گران، مسلمانانی که کفار را سرپرست و دوست خود گرفتند، کسانی که مردم را از راه خدا باز می دارند، کسانی که به خدا یا رسول خدا توهین می کنند، آنان که حق را کتمان می کنند و کسانی که از رحمت خدا مأیوسند.
  • در قرآن نام برخی به عنوان گمراه کننده آمده است، از قبیل ابلیس، فرعون، سامری، دوست بد، رؤسا و نیاکان منحرف.
  • گمراهان خود بستر و زمینه ی انحراف را فراهم و گمراه کنندگان از این بستر ها و شرایط آماده شده، استفاده می کنند. بستر های انحراف در قرآن عبارتند از: هوس ها، بت ها، گناهان، پذیرش ولایت باطل، جهل و نادانی.

پیام ها:

  1. انسان در تربیت، نیازمند الگو می باشد. انبیا، شهدا، صدّیقین و صالحان، نمونه های زیبای انسانیّت اند. «صِراطَ الَّذینَ أنعمتَ عَلَیهِم»
  2. آنچه از خداوند به انسان می رسد، نعمت است. قهر و غضب را خود به وجود می آوریم. «أنعمت، ألمغضوب علیهم»
  3. ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان، جامعه اسلامی را در برابر پذیرش حکومت آنان، مقاوم و پایدار می کند. «غَیرِ المغضوب عَلَیهم وَ لا الضّآلّین

 


منبع: کتاب تفسیر نور، تألیف حجت الاسلام و المسلمین استاد قرائتی

توسط: فخرایی نژاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۴ - ۱۳۹۹/۹/۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه