سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

چراغ روشن
طوبای محبت

چراغ روشن

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
... من حواسم به  چراغش بود که در دست داشت و خودش را می ‌دید. چون خدا ستار است، حفظ کرد...

بسم الله الرّحمن الرّحیم

چراغ روشن:

بعضی را دیدم که یک عمر عبادت کرده ولی همیشه می گوید معصیت کرده ‌ام. می‌ خواهد خودش را بشکند. من هم که کمر شکسته هستم، مال خودش را هم می ‌خواهد روی دوش من بگذارد و کمر من را بشکند! می ‌گفت شما چنین و چنانید من بدبختم، بیچاره‌ ام، یک  نامرد مثل من نیست. می ‌خواست من را هم بخواباند تا دو تا نامرد شویم. من هم نگاه کردم و از آن‌ جا که خدا می خواست چیزی نگفتم. 
او چشمش باز شده بود و داشت این حرف‌ ها را می ‌زند. اگر هم نامرد بوده است الان آقا شده بود. ببین خدا با او چه کرده بود که این‌ جور شده بود. من هم به او نگاه می ‌کردم و لذت می ‌بردم. از آنجا که خدا می‌ خواست نه من از گناهش پرسیدم و نه خود او گفت. من حواسم به  چراغش بود که در دست داشت و خودش را می ‌دید. چون خدا ستار است، حفظ کرد. خداوند جمیل را آشکار کرد و گناه را پوشاند. تا چراغ نباشد اتاق کثیف را نمی ‌توان دید. او  چراغ روشن دستش بود. بنده چراغ را نگاه می ‌کردم و او خرابی اتاق و سیاهی را. از این صحنه خیلی کیف کردم. رو به من کرد و اظهار آقایی نمود و من را امین خودش دانست. یک وقتی هم پیرمردی بود که در مجلس گریه می‌ کرد. بعد از چهار پنج جلسه دیدم پشت سر من می‌ آید. او را شناختم.
می ‌گفت من پیرمرد بدبختی هستم چهل پنجاه سال است که به خانواده ‌ام خیلی بد کرده ام. حالا زنم متوجه شده است و می گوید تو عوض شده ‌ای. آمده ‌ام به شما بگویم چه خاکی بر سرم بریزم؟ گفتم حالا دیگر خاک کربلا بر سرت بریز! 
دیگر بینا شده بود و چراغ روشن دستش آمده بود. خودش را می‌دید. زنش هم خبر را داده بود که عوض شده است. کارها را رو به راه شده بود. به در خانه رسیدیم . گفت پس چند دقیقه به خانه ما بیایید! گفتم برو بگذار زنت خوب تو را ببیند. البته دست محبت به پشت او زدم، او هم رفت. این‌ها چراغی است که خدا روشن می کند اگر دیدی گذشته ‌ات بد بوده و خیلی تاریک است زیاد غصه نخور. این چراغ برای علاج است. اصلاً کارهایی که کرده‌ای عبادت بوده است. آن چراغ آمد آن کارها را محو کرد؛ از بس بزرگ بود. عطای ثانوی که چشمت را باز کرد بزرگ است. 
دوستان اهل ‌بیت (ع) در غم و شادی، بهشت و جهنم، همه جا رو به خدا می روند. در جهنم هم رو به خدا می روند. کار بد و راه بعد هم لرزه دارد، تکان دارد. همان لرزه و تکان او را به سوی خدا می ‌برد اما نمی ‌توان به او بشارت داد که در بهشت است؛ بلکه در جهنم است. باید صبر کرد تا خدا نشان بدهد. اما به آن‌ ها که در بهشت هستند می ‌توان گفت بهجت و سرور داری.



منبع: طوبای محبت،مجالس حاج مجمد اسماعیل دولابی، ص ۱۱۷-۱۱۸

توسط: قربانی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۱ - ۱۳۹۹/۹/۲
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه