جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹

سختی ها اجتناب ناپذیرند
مهارت های زندگی

سختی ها اجتناب ناپذیرند

::> ولایت آنلاین، گروه خانواده <::
پیامبر اکرم(ص) فرمود: این جا خانه غم است نه خانه سرور و خانه دشواری نه سرای آسودگی  پس هر کس آن را شناخت، در خوشی هایش سر مست نمی شود و در نا خوشی هایش افسرده نمی گردد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم


سختی ها اجتناب ناپذیرند:

انتظار زندگی بدون سختی، انتظاری غیر واقعی است. سختی ها جزئی از زندگی ما هستند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: این جا خانه غم است نه خانه سرور و خانه دشواری نه سرای آسودگی  پس هر کس آن را شناخت، در خوشی هایش سر مست نمی شود و در نا خوشی هایش افسرده نمی گردد.( متنخب المیزان ، ص ۱۴۹، ج۱۵۵۶) 


سختی ها برگشت ناپذیرند:
سختی ها بر اساس تقدیرات الهی است، و تقدیر الهی بر اساس حکمت و مصلحت انسان هاست. از این رو سختی ها تا ماموریت خود را انجام ندهند وبه اهداف خود دست نیابند، باز نخواهند گشت.
سختی ها به دستور ما نیامده اند که به دستور ما برگردند. ما نه در آمدن آنها نقشی داریم و نه رفتن آنها به اختیار ماست. آنچه به دست ماست واکنش ما به موقعیت ناخوشایند است. هر سختی دوره ای دارد که باید بگذرد، اما اصل آن برگشت ناپذیر است. بی تابی نمودن، هیچ تاثیری در تغییر وضعیت وتبدیل آن از ناخوشایند به خوشایند نخواهد داشت، بلکه بر رنج و عذاب انسان می افزاید. پس به جای بی تابی باید آن را  پذیرفت ومدیریت نمود.
وقتی فرزند معاذبن جبل مُرد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نامه ای برایش فرستاد و این جمله را نوشت : 
واعلم اَن الجَزَع لا یَردّ میّتاََ ولا یدفع قَدَرا (تحف العقول ، ص۵۹)
بدان که بی تابی کردن نه مُرده را بر می گرداند ونه تقدیر را دفع می کند،س به نیکی عزادار باش و وعده الهی را قطعی بدان  ونسبت به آنچه به تو وبر همه مردم حتمی است و به تقدیر الهی نازل شده تاسف مخور.

اگر حادثه های ناخوشایند زندگی را بی معنا و بی حاصل بدانیم، قابل تحمل نخواهند بود. اما اگر سختی ها را معنا دار دانسته و پوچ و بی فایده ندانیم، قابل تحمل خواهند بود.
مولوی در این باره تمثیل خوبی می آورد و می گوید: 
فرد بی کاری برای نیاز خود از شخصی تقاضای کمک کرد، او برای آن که بدون دلیل به او کمک نکند، گفت: سنگ های این طرف حیاط را به آن طرف حیاط منتقل کن. پس او سنگ ها را جا به جا کرد و مزدش را گرفت و رفت، روز بعد آمد، صاحب کار گفت همه سنگ ها را از آن طرف به جای اول منتقل کن. او هم منتقل کرد و مزدش را گرفت و رفت، باز روز بعد همین طور ...
چند روز ادامه یافت.
یک روز آن کارگر به شدت ناراحت، از جا به جا کردن بی حاصل و بی معنا لب به اعتراض گشود. گرچه همه روزه مزد می گرفت، ولی همین که دید کارش بی معنا و بی حاصل است ناراحت شد.
گرچه صاحب کار می خواست بی دلیل مزد ندهد، ولی به این مهم توجه نکرد که بی فایده بودن کار نیز برای کارگر آزار دهنده است.
بی معنا بودن، مهم ترین عامل فشار روانی است. ما معتقدیم که جهان بر اساس حکمت الهی می چرخد وهیچ حادثه ای در زندگی انسلن بدون حکمت و دلیل نیست. مهم آن نیست که زندگی بدونه رنج باشد ، مهم آن است که معنا و مفهوم و فلسفه رنج ها را درک کنیم، مهم کشف هدف از زندگی است.
اگر به فلسفه زندگی دست یابیم، سختی آن نیز معنا می یابد و دیگر آزار دهنده نخواهد بود، اگر منطق ما این باشد که: افراد باید شاد و خوشحال زندگی کنند و غم و اندوه نداشته باشند، این عقیده باعث می شود که افراد دردمندی که رنجی اجتناب ناپذیر دارند، از این که شاد نیستند اندوهناک تر شوند؛ یعنی آنان نه تنها اندوهناک هستند، بلکه بار این اندوه را نیز به دوش می کشند که چرا شاد نیستند. این جاست که می توان فهمید چرا دین، محور آموزه های خود را «لذت محوری» قرار نداده است. چون جز اندوه بیشتر نتیجه ای ندارد. 
چرا مردان الهی از درد نمی نالند، بلکه به آن می بالند؟ چون به جای(لذت) به (معنا) می اندیشند. اگر درد و رنج معنا داشته باشد، آزار دهنده نیست، انچه آزار دهنده است بی معنا بودن سختی هاست.
مرگ نیز اگر معنا داشته باشد، درد اور نیست، اگر معنایش «لقاءالله» باشد.
بسی شیرین است. چرا شهادت زیباست؟ ریشه اش معنا دار بودن مرگ در راه خداست. مهم آن است که معنا را دریابیم.



نویسنده: محمود اکبری

توسط: رسولی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۲ - ۱۳۹۹/۹/۱
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه