سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹
کد مطلب: ۸۰۱۰

خبر به خانوادم 
زندگینامه شهداء

خبر به خانوادم 

::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
مادر سید می ‌گفت:  وقتی خبر شهادت حمید را آوردند خیلی دلم شکست می ‌خواستند کاری کنند که من پیکر او را نبینم اما رفتم بالای سرش و گفتم ننه علیک سلام انگار که به آرزوی خودش رسیده.

بسم‌ الله ‌الرّحمن ‌الرّحیم 

زندگی‌ نامه و خاطرات شهید سید حمید میرافضلی: 

خبر به خانوادم :

۲۲ اسفند ماه بود که خبر شهادت سید حمید در رفسنجان پخش شد. مادر سید می ‌گفت:
 وقتی خبر شهادت حمید را آوردند خیلی دلم شکست می ‌خواستند کاری کنند که من پیکر او را نبینم اما رفتم بالای سرش و گفتم ننه علیک سلام انگار که به آرزوی خودش رسیده.
 خوش به سعادتت.
 مثل مادرهای دیگر گریه نکردم به پسرم گفتم ننه برو به سلامت سلام مرا به جدت برسان.
 مادر طوری در کنار پیکر شهید صحبت کرد که همه به گریه افتادند.
 یادم هست خبر شهادت او را نزدیک عید به ما دادند.
 همه توی خانه عمو سید احمد جمع شده بودند وصیت ‌نامه ‌اش را شوه عمه ام، محمود آقا طاهری با صدای بلند خواند.
 همه و مردم های های گریستن
از همان  لحظه روح متعالی او در همه شهر بلکه در همه ایران انبساط و انتشار یافت.
 همه دور و نزدیک آشنا و بیگانه خویشان و دوستان به کشف تازه‌ ای از روح او نایل آمدند و او را بهتر شناختند،
 حتی کسانی که او را ندیده بودند یا بعد از شهادت او بدنیا آمده بودند هر پنجشنبه که به گلزار شهدا می رویم زائران مزار او بر سنگ قبر شمع روشن می‌ کنند.
 و دعا می ‌خوانند و او را آشناتر از همه خویشانشان می دانند.
زیرا احساس خویشی ارواح، ربطی به نسبت‌ های خونی ندارد.
 هر روز که می‌ گذرد تعداد خویشان او رو به گسترش می‌ گذراد.
 بر مزارش حالا کسی به تو مجال نمی ‌دهد که از سر فرصت بنشینی و یک دل سیر با او سخن بگویی.
 وقت او پر است از بس زائران شیفته اش،  تشنه ی سخن گفتم با او هستند.

 وقتی می ‌خواستیم خبر شهادت حمید را به پدرم بگوییم نمی ‌دانستیم که چگونه ایشان را آماده شنیدن این مسئله بکنیم خلاصه به پدرش گفتیم که انگار برای آقا سید حمید اتفاقی افتاده.
 که او در جواب با کمال آرامش گفت،
 خدا او را رحمت کند می ‌دانستم که او شهید می ‌شود. با جدش هم ‌نشین شده است.
 امیدوارم که خداوند او را از ما قبول کند.
 وقتی حمید شهید شد مادرهای دیگر شهدا آمدند و گفتند حمید فرزند آن‌ ها بوده و آن‌ ها هم داغ دارند فهمیدم چون می ‌رفته به آن‌ ها سر می رسیده و آن‌ ها خودشان را مادر او می ‌دانست.
 بعد از مراسم های خودمان تا چند ماه می ‌رفتیم در مراسم‌ هایی که مردم برای حمید می ‌گرفتند شرکت می ‌کرد،
 عوض این که آن ‌ها بیایند ما را تسلی بدهند،
 ما می ‌رفتیم به آن ها تسلی می ‌دادیم.
 می ‌گفتیم خدا صبرتان دهد!
 خدا رحمت کند. محمد باقری را خواب دید محله قطب آباد سبزپوش شده وقتی صبح آمد خوابش را تعریف کرد،
 هر کس تعبیری داشت هیچ ‌کس فکرش را نمی‌ کرد که آن شال سبز نشانه سید بودن است کسی فکر نمی ‌کرد که سید شهید شده باشد من که برای تشییع جنازه‌ اش نبودم ولی بچه‌ هایی که رفته بودند آمدند و گفتند مردم عزادار نبودند همه قطب آباد و رفسنجان عزادار بود.
 آن قدر پرچم زده بودند که ما تا حال توی عمرمان چنین چیزی ندیده بودیم!
 خواب محمد این‌ طور تعبیر شد خدا هر دوشان را رحمت کند.
 برادرش می ‌گفت ما صبح زود آمدیم سرکار توی پمپ بنزین همکارها گفتند شما غیر از حمید برادر دیگری هم دارید می ‌گفتند صبح رادیو اعلام کرده چند تا شهید آورده اند.
 گفتم. خوب؟ گفتند. راست و دروغش گردن خودش ولی می‌ گفت اسم یکی شان سید غلامرضا میرافضلی است.
 رنگ از چهره ‌ام پرید. باور نکردم سریع رفتم پیگیر شدم دیدم راست می‌ گویند هر چند که همه مان انتظارش را داشتیم.
 اما دلم شکست با این ‌که در هر عملیات انتظار شهید شدنش را داشتیم اما حیفمان می ‌آمد این آدمی که این‌ قدر کاری و مخلص است زود از دستمان برود.
 آدمی که به مرخصی می‌آمد با ده نفر برمی‌ گشت همه می‌ گفتند دعا کنید شهید شویم شب آخر که می ‌خواست برود آمد خانه ما.
 روز اول رفتنش و روز آخر جبهه رفتنش آمده بود خانه ی ما برای خداحافظی.
گفت. حلالم کن،
 چی داشتم که بگم؟ گفتم باشه حمید جان. 


نام کتاب. پا برهنه در وادی مقدس

نویسنده کتاب. گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 


نویسنده مطلب. سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۰ - ۱۳۹۹/۸/۲
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
  • شکار کرکس ها رهسپاریم با ولایت تا شهادت
    شکار کرکس ها 
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
  •  دعای ندبهزندگینامه شهداء
     دعای ندبه
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
  • بسیجزندگینامه شهداء
    بسیج
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::