سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۸۹۹

سخاوت علی (ع) 
امام شناسی

سخاوت علی (ع) 

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین < ::
علی (ع) کسی است که تمام بیت المال را بسرعت بین فقرا تقسیم می ‌کرد، سپس آن‌ جا را جارو می‌ زد و در آن نماز می‌ خواند و شکر خدا را بجا می ‌آورد که اموال بیت‌ المال سریعاً به دست صاحبانش رسیده است!

بسم الله الرّحمن الرّحیم



سخاوت علی (ع):

مردی از دشمنان علی ع به نام «محفن ابن ابی محفن» نزد معاویه رفت. 
معاویه از او پرسید «از کجا می آیی؟» 
گفت:« از پیش بخیل‌ ترین مردم.» 
معاویه: منظورت از بخیل ‌ترین مردم چه کسی است؟ محفن:« مقصودم علی‌ بن‌ ابیطالب است.»
 معاویه:« چطور تو علی را بخیل ترین مردم می‌ گویی؟
 ای مردک! بدان که اگر چنانچه علی، ۲ اتاق داشته باشد، یکی پر از طلا و دیگری پر از کاه، اتاق طلا را زودتر بین مستمندان انفاق می‌ کند!» 
علی (ع) کسی است که تمام بیت المال را بسرعت بین فقرا تقسیم می ‌کرد، سپس آن‌ جا را جارو می‌ زد و در آن نماز می‌ خواند و شکر خدا را بجا می ‌آورد که اموال بیت‌ المال سریعاً به دست صاحبانش رسیده است! علی (ع) کسی است که از اموال دنیا چیزی برای خود جمع نکرد با این‌ که تمام دنیا در دست او بود! 
او به درهم و دینار (طلا و نقره) چنین می‌ گفت:« ای زرد (طلا) و سفید (نقره)! غیر از مرا گول بزنید و به دنیا فریبش دهید.» 


فصاحت علی (ع):
 بار دیگر، محفن بن ابی محفن نزد معاویه رفت.
 معاویه:«از کجا می ‌آیی ای محفن» 
محفن:« از نزد گنگ ترین مردم!  
معاویه:« منظورت از گنگ ترین مردم چه کسی است؟!» محفن:«مقصودم علی‌ بن ‌ابیطالب است.» 
معاویه« وای بر تو! چگونه علی را گنگ معرفی می کنی درحالی‌که قریش تاکنون کسی را به فصاحت و بلاغت و خوش زبانی علی ندیده است. علی است که فصاحت را میان قریش پیاده نمود و گسترش داد. آنگاه معاویه در ادامه چنین می ‌گوید:« اگر همه فصحا عرب گرد هم آیند سزاوار است که آن ‌ها دربرابر فصاحت و بلاغت سخنان فرزند ابی طالب سر تعظیم و تقدیر فرود آوردند.
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست 
سخن شناس‌ نه ای جان من، خطا اینجاست


میهمان نوازی علی (ع):
مردی با پسرش به عنوان مهمان بر علی علیه السلام وارد شدند. امام، با اکرام و احترام بسیار ان ها را در صدر مجلس نشانید و خودش در روبروی ان ها نشست و دستور داد طعام حاضر کردند، خود با ان ها غذا خورد. بعد از غذا قنبر غلام امام، حوله و طشت و ابریقی برای شستن دست انها آورد، امام ان ها را از قنبر گرفت و برای شستن دست مهمان پیش امد، مهمان با حال اعتذار به خاک افتاد و گفت:‌ (یا امیرالمؤمنین! مگر چنین چیزی شدنی است که خداوند تو را مشاهده کند در حالی که در دست من آب می ریزی؟)
امام فرمود:(بنشین و بشوی، خداوند تو و برادرت را می بیند که از تو جدا نیست و با تو هم کیش و از دیدگاه اسلام با تو برابر است و می خواد از تو پذیرایی به عمل آورد و در عوض خداوند او را پاداش زیاد خواهد داد.)
بالاخره مهمان با حالت شرمندگی به این کار رضا داد. امام او را قسم داد و فرمود:( خواهش میکنم دست خود را درست و کامل بشوی همانطوری که اگر قنبر می خواست به آن آب بریزد می شستی. (خجالت و تعارف را کنار بزار)
چون امام علیه السلام از شستن دست او فارق شد به فرزند خود محمد ابن حنفیه فرمود:(دست پسر را تو بشوی، اگر پدر این پسر حاضر نمی شد و مهمان ما منحصر به این پسر بود من خودم با ریختن آب به او خدمت می کردم ولی خداوند دوست نمی دارد آنجا که پدر و پسر هر دو حاضرند میان آنها در احترامات فرق گذاشته نشود. چون پدر بر دست پدر آب ریخت، پسر هم به دست پسر آب بریزد.)
محمد حنفیه برخاست   دست پسر مهمان را شست.
امام حسن عسکری علیه السلام وقتی این حکایت را نقل کرد فرمود:(هر کسی که از علی اینگونه پیروی کند او شیعه واقعی است.) 



نام کتاب: کرامات و مقامات عرفانی امام علی (ع)
نام نویسنده: سید علی حسینی 
فاطمه طاهری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۳ - ۱۳۹۹/۷/۱۳
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه