جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۸۵۳

تحقیقی جامع درباره ‌ی حضرت رقیه (س)
حضرت رقیه(س) از منظر تاریخ

تحقیقی جامع درباره ‌ی حضرت رقیه (س)

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین < ::
از قرن چهارم به بعد نام دختر سوم امام حسین(علیه‌السلام) در منابع تاریخی مثل الهدایة الکبری، دلائل الامامه و مناقب آل ابی طالب بیان شده است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تحقیقی جامع درباره‌ی حضرت رقیه (س):

از قرن چهارم به بعد نام دختر سوم امام حسین(علیه‌السلام) در منابع تاریخی مثل الهدایة الکبری، دلائل الامامه و مناقب آل ابی طالب بیان شده است.

 

تحقیقی جامع درباره‌ی حضرت رقیه (س)

سوال: آیا واقعا امام حسین (علیه‌ السلام) دختری به نام «رقیة» داشت؟

جواب: از همان قرن چهارم به بعد نام دختر سوم ایشان در منابع تاریخی مثل الهدایة الکبری، دلائل الامامة و مناقب آل ابی طالب بیان شده است. ابن شهرآشوب تصریح کرده که نسلی از دختر سوم امام باقی نمانده است. ابن فندق، ابوالحسن بیهقی (متوفی 565ق) در کتاب لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب نام این دختر را «رقیة» نقل کرده است. اولین گزارش از نحوه‌ی وفات ایشان در رساله الحاویه فی مذمات معاویه نوشته ‌ی قاسم (یا ابوالقاسم) بن محمد بن احمد مأمونی نوشته شده است. همچنین در برخی منابع تاریخی اشاره شده که بیش از 500 سال قبل، بارگاهی برای ایشان در دمشق بوده است و بارها تخریب شده است.

 

سوال: آیا واقعا امام حسین (علیه‌السلام) دختری به نام «رقیه» داشته است؟

جواب: پاسخ به این سوال را در ضمن چند نکته بیان می‌کنیم:

1. روش تاریخ‌ نویسان درباره‌ ی دختران:
اکثر تاریخ ‌نویسان و نسب‌ شناسان عرب، به نوعی پیرو سنّت‌ های عرب جاهلی در مورد زنان و دختران بودند و تنها به ذکر تواریخ زنان و دخترانی می ‌پرداختند که شوهران و فرزندان‌شان در تاریخ نقشی ایفا کرده بودند. مثلا اگر نام رقیه بنت امیرالمومنین(علیه ‌السلام) برده می‌شود، به دلیل این است که همسر مسلم بن عقیل و مادر فرزندان او بوده و در کربلا همراه برادر خود حضور فعال داشته و در خطابات امام از او نام برده شده است.
اما دختری که پیش از ازدواج از دنیا می‌ رفت، به دو دلیل نامش در کتاب‌های تاریخی و انساب برده نمی‌ شد:
1. چنین دختری اصلا در شمار نسل به حساب نمی‌آمد تا نام او را ثبت نمایند. چون نسلی از او منتشر نشده است.
2. او در سنی از دنیا رفته که مجالی برای شهرت لازم برای ثبت در کتب تاریخی را نیافته است.
روش نسب ‌شناسان این بود که اگر او ازدواج می‌کرد، به صرف شوهر کردن نامش در کتاب‌ها ثبت می‌ شد. نوع تقلیل یافته و البته کمی دگرگون شده این تصور، امروزه در میان ما نیز وجود دارد. چنان‌ که ما فرزندان سقط شده و یا فرزندانی که در نوزادی از دنیا رفته باشند را در شمار فرزندان خود به شمار نمی ‌آوریم.[1]

2. شهرت نام «رقیه» در بین عرب:
«رقیّه» یکی از نام ‌های پر تکرار در تاریخ ملّت عرب است. پیش از اسلام زنان و دختران عرب به این اسم نام‌ گذاری می ‌شدند. مانند رقیّه بنت عبد شمس، مادر امیه بن ابی‌الصلت (از شعرای جاهلی)[2]، رقیّة بنت کعب الاسلمیه[3] و رقیّه دختر ثابت بن خالد[4] مشهورترین شخص به این نام، «رقیه بنت رسول الله(صلی‌ الله‌ علیه ‌وآله)» است که دختر هاله، خواهر حضرت خدیجه کبری(سلام ‌الله‌ علیها) بود.[5] بعد از نزول سوره‌ ی تبّت از عتبه بن ابی ‌لهب جدا شد و به همسری عثمان درآمد و با او به حبشه هجرت نمود.[6] در بین صحابه و تابعین، زنان و دختران بسیاری به این نام بوده ‌اند. افرادی مانند رقیّه بنت زید بن حارثه[7] و رقیّه بنت عمر بن خطّاب.[8]
در بین اهل بیت(علیهم‌ السلام) هم نام‌گذاری به این اسم بسیار رواج داشته است. یکی از این افراد، «رقیّه بنت امیرالمومنین» همسر مسلم بن عقیل و مادر عبد الله و علی (پسران مسلم) است.[9] امام حسن(علیه‌السلام) هم دختری به نام رقیه داشته است.[10]

3. دختران امام حسین(علیه ‌السلام):
علی بن عیسی اربلی(متوفی 692 ق) سه قول را در مورد دختران آن حضرت نقل می کند:
قول اول: شیخ مفید (متوفی413 ق) و حافظ عبد العزیز جنابذی(متوفی611 ق) دو دختر برای آن حضرت ذکر کرده‌ اند: فاطمه و سکینه؛
قول دوم: ابن الخشّاب(متوفی567ق) سه دختر برای آن حضرت نام برده است.
قول سوم: کمال الدین محمد بن طلحه شافعی(متوفی652 ق) معتقد است که امام حسین(علیه ‌السلام) چهار دختر داشته است؛ البته وی فقط نام سه دختر را ذکر کرده است.[11]

اربلی قول دوم را مشهور دانسته است. حسین بن حمدان خصیبی (متوفی334ق) در کتاب الهدایة الکبری [12]، محمد بن جریر طبری امامی (قرن 5) در دلائل الامامه [13] و ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفی588ق) در مناقب آل ابی طالب (علیهم‌السلام) [14] همین قول دوم را پذیرفته‌اند. اربلی، قول سوم را از کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» کمال الدین نصیبی نقل کرده است.[15] 

ابن شهر آشوب مازندرانی به نکته ‌ی خاصّی اشاره می‌کند و آن این ‌که، نسل امام حسین(علیه ‌السلام) از طرف دختری، به واسطه‌ی دو تا از دخترانش ادامه پیدا کرده است.[16] این بدان معناست که دختر دیگر امام(علیه ‌السلام) یا ازدواج کرده و بچه‌ دار نشده و یا ازدواج نکرده و در سنین کودکی از دنیا رفته است. با مطالعه تاریخ متوجه می ‌شویم که فاطمه و سکینه ازدواج کرده ‌اند و فرزند و نسل داشته‌ اند و از سرنوشت «زینب» اطلاعی در دست نیست.

در ادامه، توضیح مختصری درباره‌ی فاطمه و سکینه ارائه می‌ دهیم:
فاطمه، مادرش امّ اسحاق بنت طلحة بود.[17] امّ اسحاق ابتدا همسر امام حسن مجتبی(علیه‌ السلام) بود و بعد از شهادت ایشان و به وصیّت امام حسن(علیه‌ السلام) به تزویج امام حسین(علیه‌ السلام) درآمد.[18] فاطمه که دختری زیبا بود و به جده‌اش فاطمه زهرا(سلام ‌الله‌ علیها) شباهت داشت[19]، با پسرعمویش، حسن بن حسن المثنّی(وصیّ امام حسن مجتبی(علیه ‌السلام) و متولّی موقوفات امیرالمومنین(علیه‌ السلام) در مدینه) ازدواج کرد.[20] وی به همراه همسرش در کربلا بود. در نقلی آمده که ایشان دختر بزرگ امام حسین(علیه ‌السلام) بودند و امام، وصیت ‌نامه مکتوب‌ شان را به او داد تا به برادرش امام سجاد (علیه‌السلام) بدهد.[21] همسرش با وجود زخم‌های زیادی که برداشته بود، نجات پیدا کرد و در کوفه همراه اسرا بود و با وساطت دایی‌اش آزاد شد. اما فاطمه همراه اسرا به شام فرستاده شد.[22] وی تا زمان امامت امام باقر(علیه‌ السلام) زنده بوده و در منزل ایشان زندگی می ‌کرده است.[23] در منابع روایی، چندین روایت از ایشان نقل شده است.[24]

سکینه (آمنه) بنت الحسین، دختر رباب بنت امریء القیس بود.[25] امام حسین(علیه‌السلام) وی را در کربلا به عقد پسر عمویش، عبد الله بن الحسن(علیه‌ السلام) در آورد.[26] ایشان سرآمد زنان مدینه در عصر خویش بودند. مجالس علم و وعظ و ادب ایشان برای زنان مدینه، بسیار مشهور است.[27] وی در سال 117 قمری در مدینه وفات یافت.[28]

4. رقیه بنت الحسین(علیه ‌السلام):
یکی از اوّلین کسانی که از حضرت رقیّه نام برده است، ابن فندق، ابوالحسن بیهقی (متوفی 565ق) در کتاب لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب بوده است. وی سه دختر برای سید الشهدا(علیه‌ السلام) نام برده است: فاطمه، سکینه و رقیه.[29]
بنابراین، رقیه یا نام دیگر زینب است یا نام دختر چهارم امام(علیه ‌السلام). در مورد سرنوشت این بانوی بزرگوار در منابع اولیه چیزی بیان نشده است. اولین گزارش از نحوه‌ ی وفات ایشان در رساله الحاویة فی مذمات معاویه نوشته‌ی قاسم (یا ابوالقاسم) بن محمد بن احمد مأمونی خوارزمی نوشته شده است. این رساله مثل بسیاری از کتاب ‌هایی که به مذاق جریان ‌های مخالف شیعه خوش نمی‌ آمده، در تاریخ محو شده و نسخه‌ های آن نابود شده است. اگر محققینی مانند عماد الدین طبری (قرن هفتم) نبودند، محتوای این کتاب‌ها و منقولات آن‌ ها نیز کاملا نابود می ‌شد. عماد الدین طبری در کتب خود مطالب بسیاری را از رساله ‌ی الحاویه مأمونی نقل کرده است.[30] از جمله قصه‌ی شهادت حضرت رقیه بنت الحسین(علیه‌السلام)، وی در کتاب کامل بهائی می ‌نویسد:
«در حاویه آمد که زنان خاندان نبوت در حالت اسیرى، حال مردان خود که در کربلا شهید شده بودند را بر پسران و دختران‌شان پوشیده مى ‏‌داشتند، و هر کودکى را وعده‏‌ها مى‏‌داند که پدر تو به فلان سفر رفته است بازمى‏‌آید، تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکى بود چهارساله، شبى از خواب بیدار شد و گفت پدر من حسین کجاست، این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان، زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان بر خواست، یزید خفته بود از خواب بیدار شد و حال تفحص کرد، خبر بردند که حال چنین است، آن لعین گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند، ملاعین سر بیاورد و در کنار آن دختر چهارساله نهادند، پرسید: این چیست؟ ملاعین گفت: سر پدر تو است. آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.»[31]

میرزا حسین کاشفی سبزواری (متوفی910ق) قضیه‌ی شهادت حضرت رقیه را بدون ذکر نام ایشان از کتاب کنز الغرائب فی قصص العجائب نوشته نجم الدین مذمکینی (قرن نهم) نقل کرده است.[32] فخر الدین طریحی (متوفی 1085ق) در کتاب المنتخب فی جمع المراثی و الخطب(معروف به فخری) داستان شهادت حضرت رقیه را با تفصیل بیشتری نقل کرده است. البته ایشان نام رقیه را نمی‌برد اما می‌نویسد: «اباعبدالله(علیه‌السلام) دختری سه ساله‌‌ای داشتند که دلش برای بابایش تنگ شده بود و برای او نگران بود، چون خیلی وقت بود که پدر را ندیده بود، هر وقت که بهانه پدرش را می ‌گرفت، می ‌گفتند: فردا می‌آید و آنچه را که می‌خواهی برایت هدیه می‌آورد. یک شب پدر را در خواب دید و ...»[33]
طریحی سخنان حضرت رقیه با سر پدر را به طور کامل نقل کرده است.

5. قبر حضرت رقیه (سلام ‌الله ‌علیها) در دمشق:
هم اکنون در مرکز شهر دمشق، نزدیک مسجد جامع اموی به سمت رودخانه بردی و خیابان ملک فیصل، حرم و مسجدی به نام ایشان مشهور است. این قبر و بارگاه، قدمت دارد و چیزی نیست که در سده‌های اخیر درست شده باشد. شاید یکی از اولین گزارش‌ های تاریخی درباره‌ی این بارگاه، توسط محمد بن ابى طالب حائرى‏ کرکی (قرن دهم) در کتاب تسلیه المجالس صورت گرفته باشد. ایشان در مجلس پنجم می ‌نویسد: «در شهری که مردمانش ستمگرند و از حقّ دورند،... یعنی دمشقِ شام، در بخش شرقی مسجد بزرگ شهر که قبلا خانه بت‌های شام بوده،... خرابه ‌ای را دیدم که در گذشته مسجد بوده و بر سنگْ‌ نوشته‌ی دربش، نام پیامبر (صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) و خاندانش و امامان دوازده گانه (علیهم ‌السلام)، نوشته شده بود و پس از آن، چنین نوشته بود: «این، قبر خانم مَلَکه، دختر حسین بن امیرالمؤمنین (علیهم‌ السلام) است» مردم شام از شدّت عداوتی که با اهل بیت پیامبرشان داشتند، از بازسازی آن بارگاه خودداری کردند تا خراب شد و به محلّی برای ریختن خاکروبه و نجاسات و پلیدی‌ها بدل گشت.» [34]

در ادامه به بازسازی این بنا توسّط مومنین و تخریب دوباره‌ی آن توسط معاندین اشاره می‌ کند. البته نویسنده ‌ی این کتاب انتساب این قبر به دختر امام حسین(علیه ‌السلام) را ردّ کرده، اما به هر صورت نشان می‌ دهد که 500 سال پیش در همین مکان، مسجد و قبری قدیمی به نام دختر امام حسین(علیه ‌السلام) وجود داشته است.
 
مومن بن حسن شبلنجی (قرن سیزدهم) در کتاب نور الأبصار می ‌نویسد: «برخی شامی‌ها به من خبر دادند که برای خانم رقیه، دختر امام علی کرّم اللّه وجهه در دمشق شام، آرامگاهی هست که زمانی به دیوارهای قبرش آسیب وارد شد. شامی‌ها قصد داشتند که جنازه را از داخل قبر، بیرون بیاورند تا آن را بازسازی کنند؛ امّا کسی به خاطر هیبت آن خانم، جرئت نکرد وارد قبر شود، تا این که شخصی از خاندان اهل بیت به نام سید بن مرتضی، وارد قبر شد و پارچه‌ ای روی آن انداخت و جنازه را در پارچه پیچید و آن را بیرون آورد و همگان دیدند که دختر کوچک نابالغی است. این مطلب را به یکی از بزرگان گفتم، او نیز به نقل از برخی مشایخ خود، آن را برایم روایت کرد.»[35]

ملا هاشم خراسانی(متوفی1352ق) در منتخب التواریخ همین قضیه را با تفصیل از شیخ محمد علی شامی نقل  می‌کند. ابتدای داستان این است که «حدود سال 1280قمری دختر سید ابراهیم دمشقی، حضرت رقیه را در خواب می بیند که به او می‌ گوید: به والی شام خبر بده که قبر مرا آب گرفته و بیاید و تعمیر کند... سید قبر را نبش کرد و آن بچه را بیرون آورد و ...» [36]

خلاصه:
هر چند برخی از تاریخ ‌نویسان تنها از دو دختر برای امام حسین(علیه ‌السلام) نام برده‌اند، ولی از قرن چهارم به بعد نام دختر سوم ایشان در منابع تاریخی مثل الهدایة الکبری، دلائل الامامه و مناقب آل ابی طالب بیان شده است. ابن شهرآشوب تصریح کرده که نسلی از دختر سوم امام باقی نمانده است. 
ابن فندق، ابوالحسن بیهقی (متوفی 565ق) در کتاب لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب نام این دختر را «رقیه» نقل کرده است. اولین گزارش از نحوه ‌ی وفات ایشان در رساله الحاویه فی مذمات معاویه نوشته‌ ی قاسم (یا ابوالقاسم) بن محمد بن احمد مأمونی نوشته شده است. این رساله مثل بسیاری از کتاب‌ هایی که به مذاق جریان‌های مخالف شیعه خوش نمی‌ آمده، در تاریخ محو شده و نسخه‌ های آن نابود شده است. عماد الدین طبری(قرن هفتم) این مطلب را از حاویه نقل کرده است. در قرن‌های بعدی هم در منابعی مانند روضه الشهدا ملا حسین کاشفی و منتخب طریحی این قضیه از منابع دیگری نقل شده است. 
در برخی منابع تاریخی اشاره شده که بیش از 500 سال قبل، بارگاهی برای ایشان در دمشق بوده است و بارها ساخته و تخریب شده است. 



پیوندها:
[1]. مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی: آخرین بررسی تاریخی درباره ی حضرت رقیه (س).
[2]. ابن حجر عسقلانی، الإصابة، دار الکتب العلمیة، چ1، بیروت، 1415ق، ج‏1، ص385.
[3]. ابن اثیر جزری، أسد الغابة، دار الفکر، بیروت، 1409ق، ج‏6، ص115.
[4]. ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج8، ص137.
[5]. مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، علامه، چ1، قم، 1379ق، ج‏1، ص159.
[6]. ابن اثیر جزری، أسد الغابة، ج‏6، ص113.- ابن عبد البرّ، الاستیعاب، دار الجیل، چ1، بیروت، 1412ق، ج‏4، ص1839.
[7]. ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج8، ص137.
[8]. ابن سعد، الطبقات الکبرى، دار الکتب العلمیة، چ1، بیروت، 1410ق، ج‏8، ص338.
[9]. بلاذری، أنساب الأشراف، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چ1، 1394ق، ج‏2، ص70.- ابن سعد، الطبقات الکبرى، ج‏3، ص14.
[10]. حسن بن محمد قمی، تاریخ‏ قم، توس، تهران، 1361ش، ص195.
[11]. علی بن عیسی اربلی،  کشف الغمة فی معرفة الأئمة( ط- القدیمة)، بنى هاشمى‏، چ1، تبریز، 1381ق، ج2، ص38.
[12]. حسین بن حمدان خصیبی، الهدایة الکبرى، البلاغ، بیروت، 1419ق، ص202.
[13]. محمد بن جریر طبری، دلائل الامامة، بعثت، چ1، قم، 1413ق، ص181.
[14]. ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج‏4، ص77.
[15]. محمد بن طلحه نصیبی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، البلاغ، بیروت، ص257.
[16]. ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج‏4، ص77.
[17]. فضل بن علی طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، اسلامیة، چ3، تهران، 1390ق، ص256.
[18]. بلاذری، أنساب‏ الأشراف، ج ‏10، ص130.
[19]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، کنگره شیخ مفید، چ1، قم، 1413ق، ج‏2، ص25.
[20]. بلاذری، أنساب‏ الأشراف، ج‏3، ص74.
[21]. شیخ کلینی، الکافی، دار الکتب الإسلامیة، چ4، تهران، 1407ق، ج‏1، ص291.
[22]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص25.
[23]. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، چ2، قم، 1404ق، ج‏1، ص185.
[24]. عده ای از علما، الأصول الستة عشر، مؤسسة دار الحدیث الثقافیة، چ1، قم، 1423ق، ص142.- الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص239.
[25]. فضل بن علی طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، ص256.
[26]. فضل بن علی طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، ص214.- حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ص196.
[27]. جواد شبّر، ادب الطف أو شعراء الحسین علیه السلام‏، دار المرتضى‏، چ1، بیروت، 1419ق، ج‏1، ص159.
[28]. سید محسن امین، أعیان‏الشیعة، دار التعارف للمطبوعات‏، بیروت، 1406ق، ج‏7، ص274.
[29]. علی بن زید بیهقی، لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، تحقیق مهدی رجایی و محمود مرعشی، مکتبة آیت الله مرعشی النجفی، چ1، قم، بی‌تا، ج1، ص355.
[30]. رسول جعفریان، فواید تاریخی و نکات کتابشناسانه در آثار عماد الدین طبری، مجله آیینه پژوهش، خرداد و تیر 1377ش، شماره 50، ص122.
[31]. عماد الدین حسن بن على طبرى‏، کامل بهائى، مرتضوی، چ1، تهران، 1383ش، ص523.
[32]. ملا حسین کاشفی، روضة الشهداء، نوید اسلام، چ3، قم، 1382ش، ص484.
[33]. فخر الدین طریحی، المنتخب فی جمع المراثی و الخطب، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1424ق، ص136.
[34]. محمد بن ابى طالب حائرى، تسلیة المجالس و زینة المجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، ج‏2، ص94.
[35]. مومن بن حسن شبلنجی، نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار صلى الله علیه و آله و سلم‏، الشریف الرضی، قم، بی‌تا، ص363.
[36]. محمد هاشم خراسانی، منتخب التواریخ، اسلامیة، تهران، 1388، ص388.


منبع: رهروان ولایت

توسط: اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۳:۴۶ - ۱۳۹۹/۷/۵
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه