سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۳۹۹

جایگاه امام زمان علیه السلام در زندگی ما
مهدویت

جایگاه امام زمان علیه السلام در زندگی ما

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید < ::
اگر هم اکنون فرشته ای از آسمان نازل شود و بگوید: من مأموریت دارم فقط یک حاجت و خواسته ی تو را حتما بر آورده سازم، کدام یک از ما مهم ترین حاجت و خواسته ی خود را فرج امام عصر علیه السلام ذکر خواهیم کرد؟

بسم الله الرّحمن الرّحیم


 

جایگاه امام زمان علیه السلام در زندگی ما:

از وقتی که مسجدالنبی ساخته شد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در موقع ایراد خطبه و سخن رانی مخصوصا روزه های جمعه برای مسلمانان، بر تنه ی درخت خرمایی که در صحن مسجد باقی مانده بود تکیه می دادند؛ منتها وقتی جمعیت زیاد شد، اصحاب پیشنهاد کردند که منبری برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ساخته شود تا همگان، به آسانی بتوانند پیشوای مهربان خود را ببینند. پیامبر نیز اجازه فرمودند؛ منبری از چوب با دو پله و یک عرشه ساخته شد.
اولین جمعه ای که پیش آمد، رسول اکرم جمعیت را شکافتند و با پشت سر گذاشتن آن ستون نخل، به طرف منبر ره سپار شدند. همین که بر عرشه ی منبر قرار گرفتند، یک باره صدای ناله ی ستون خشکیده همانند زن فرزند مرده بلند شد. با ناله ی ستون، صدای جمعیت نیز به گریه و ناله بر خاست. رسول خدا از منبر به زیر آمدند؛ ستون را در بغل گرفتند و دست مبارک را بر آن کشیدند و فرمودند: «آرام باش!». سپس به طرف منبر بر گشته خطاب به مردم فرمودند:
«ای مردم! این چوب خشک نسبت به رسول خدا اظهار علاقه و اشتیاق می کند و از دوری وی محزون می گردد؛ ولی برخی از مردمان باکشان نیست که به من نزدیک شوند یا از من دور گردند! اگر من او را در بغل نگرفته و بر آن دست نکشیده بودم، تا روز قیامت از ناله خاموش نمی شد.»
آری، درختی خشک لحظه ای از پیامبر دور شد و صدا به ناله بلند کرد؛ با این که آن حضرت را می دید. ما را چه شده است که امام زمان خویش را نمی بینیم و از او دوریم؛ اما به زندگی عادی خویش سر گرم ایم؟ به یاد همه کس و همه چیز هستیم؛ جز امام زمانمان!
سید کریم پینه دوز از بخت یارانی بود که توفیق و سعادت دیدار ولی غایب خدا، امام زمان علیه السلام را در حجره ی محقر خود داشت. نوشته اند که روزی امام از آن مرد سعاتمند پرسیدند:
سید کریم! اگر هفته ای بگذرد و ما را نبینی، چه خواهی کرد؟
سید کریم پاسخ داده بود: آقا جان، می میرم! حضرت ولی عصر علیه السلام نیز فرموده بودند:
«اگر این گونه نبود، به سراغت نمی آمدیم.»
تعارف را کنار بگذاریم؛ اگر به راستی چنین حالتی به برخی شیعیان نه همه ی آن ها! دست بدهد و فراق و هجران آن حضرت دست کم گروهی از دوستان را اندوهگین و بی قرار سازد، به سعادت وصال و حضور ایشان نخواهیم رسید؟
داستان ما داستان صغیری است که پدر خویش را از دست می دهد. او به دلیل عدم بلوغ فکری، نمی داند به چه بلا و محرومیتی گرفتار شده است؛ اما بزرگ ترها که عمق مصیبت را می فهمند برای وی اظهار دل سوزی می کنند. به بیان امام عسکری علیه السلام:
«سخت تر از یتیمی که پدرش را از دست داده، آن یتیمی است که از مامامش بریده شده است و نمی تواند به او برسد و بدو دست رسی ندارد.»
در برخی روزنامه ها ستونی به نام جویندگان عاطفه وجود دارد. بارها دیده شده است که فردی مثلا سی سال پیش طی حادثه ای، پدر و مادر یا نزدیکان خویش را گم کرده است. او آگهی می دهد؛ سر گذشت خود را می نویسد؛ عکس و پیام خود را به چاپ می رساند؛ مژدگانی هم تعیین و تلفن تماس اعلام می کند و عاجزانه از خوانندگان روزنامه تقاضا می کند که اگر رد نشانه ای از بستگان او دارند، وی را مطلع سازند. کدامین ما تا به این حد عاشق دیدن امام زمان علیه السلام خویش هستیم؟ به چی میزان برای دیدن او و درک محضر مقدسش تلاش کرده ایم؟ پیامبر خدا فرمودند:
«هیچ بنده ای ایمان به خداوند ندارد مگر این که من در نزد او از خودش محبوب تر باشم و عترت مرا بیش از عترت خود و خانواده ام را بیش از خانواده ی خود و جان مرا بیش از جان خود دوست داشته باشد.»
اگر فرزند ما در بازگشت از مدرسه اندکی تأخیر کند، چه می کنیم؟ خون سرد و آرام در جای خویش می نشینیم یا از ترس این که مبادا برای وی اتفاقی افتاده باشد سراسیمه به کوچه و خیابان می رویم؟
کدام یک از ما تأخیر در ظهور امام را جدی گرفته ایم؟ دوری از امام چه تعداد از شیعیان را دردمند و دل نگران ساخته است؟ اصلا چند درصد جامعه ی شیعه غیبت امام را مصیبت و درد می دانند که بخواهند به دنبال درمان و دوای آن باشند؟ چند نفر را دیده اید که در این مصیبت، آسایش خویش را، اگر چه موقت و محدود، از دست داده باشند؟ سراغ دارید کسی را که هر چند وقت یک بار، خواب و خوراکش مختل شده باشد؟! اگر پرستش نامه ای را در اختیار ما بگذارند و از ما بخواهند گرفتاری های خود را به ترتیب اولویت فهرست کنیم، چند درصد. نخستین گرفتاری خود را غیبت امام زمان علیه السلام خواهیم دانست؟
اگر هم اکنون فرشته ای از آسمان نازل شود و بگوید: من مأموریت دارم فقط یک حاجت و خواسته ی تو را حتما بر آورده سازم، کدام یک از ما مهم ترین حاجت و خواسته ی خود را فرج امام عصر علیه السلام ذکر خواهیم کرد؟
در سفر های زیارتی، در اوقات استجابت دعا، در آن لحظه هایی که دل می شکند و اشک جاری می شود، چه تعدادی از ما، خواست فرج را در اولویت دعاهایمان قرار می دهیم؟
تاسف آور است که بگویم یکی از هم کاران فرهنگی که سال ها معلم دینی و عربی بوده و اخیرا باز نشسته شده است پس از مطالعه ی این سطور، به نویسنده گفت:
من تا به حال، نمی دانستم علت غیبت امام عصر علیه السلام، بی وفایی و بی معرفتی ما شیعیان است!!
به راستی، امام عصر علیه السلام در کجای زندگی ما قرار دارد؟ متن یا حاشیه؟ متاسف ام که بگویم حتی در حاشیه ی زندگی برخی از ما نیز حضور آقا لمس نمی شود. اگر یک بار کسی من و شما را به خانه ی خویش دعوت کند و بر سر سفره ی خود بنشاند و به اصطلاح نمک گیرمان کند، سعی می کنیم به هر نحو ممکن، این محبت او را تلافی کنیم. چگونه است که عمری، خود، به هم راه خانواده و بستگان و هم وطنان و هم نوعان و... همه ی مخلوقات خدا، مهمان خوان کرم امام عصر علیه السلام ایم؛ ولی حق نمک را ادا نمی کنیم؟!
متاسفانه آگاهی برخی نوجوانان و جوانان شیعه از زندگی ورزش کاران و چهره های به اصطلاح هنری و گاه علمی داخی و خارجی بیش تر از اطلاعات عمومی آن ها راجع به پیشوایان دین است. واقعا جای امام عصر علیه السلام در زندگی فردی و اجتماعی ما خالی است!
آشنایی اکثر شیعیان با ابعاد زندگی امام دوازدهم علیه السلام ناچیز و مبهم است و فلسفه ی غیبت امام و ظهور آن حضرت برای آن ها به خوبی تبیین شده نیست... مگر از یازده امام پیشین چه قدر می دانند؟!
اگر چند سال باران نبارد و خشک سالی مزارع و کشتزار ها و دام ما را تهدید کند، حاضریم سر و پا برهنه، به بیابان رویم و با دل شکستگی، نماز استسقا بخوانیم؛ هر چند با اندک احتمالی به آمدن باران. آیا شایسته نیست دوازده قرن غیبت که خشک سالی معنوی و قحطی دیانت را به دنبال داشته و سعادت دنیا و آخرت ما را تهدید کرده و دین نگه داشتن یعنی از جهنم رستن را هم چون گرفتن آتش در کف دست مشکل ساخته است ما را برای نماز جهت طلب ظهور و تعجیل فرج، به دشت ها و صحراها بکشاند؟ این کاری بود که بنی اسرائیل کردند و جواب گرفتند. پیر و جواب و زن و بچه به بیابان رفتند و یک پارچه خلاصه خود را از ستم فرعونیان طلب کردند و خدواند متعال نیز صد و هفتاد سال از باقی مانده ی عذاب آن ها را بخشید.
آری، برای امور شخصی و دنیوی اگر چه احتمال اجابت ضعیف باشد دست به دعا می شویم؛ اما برای رسیدن وقت ظهور و تسریع امر فرج با آن همه سفارش ها که ائمه ی معصومین علیهم السلام راجع به تأثیر دعا در جلو افتادن زمان ظهور به ما کرده اند کم تر دعا می کنیم!
در توسلات و سفرهای زیارتی ما نیز اماممان غریب شده است. تا به حال مفاتیح الجنان را باز کرده زیارت حضرت صاحب الامر را بخوانیم و در بخش بخش آن تعمق کنیم؟ اگر به سفر عتبات عالیات برویم، چند روز در سامرا توقف خواهیم کرد؟
مردم باید برای رسیدن به مقام قرب خدواند تعالی، کسب سعادت دنیا و آخرت و نجات از عذاب جاودان الهی، به در خانه ی اهل بیت علیهم السلام مراجعه کنند و اگر سر بر تافتند، به خویشتن ظلم و با دست خود موجبات هلاکت و خواری دنیا و آخرت خود را فراهم کرده اند.
توبه، ضرورت امروز 
بشر باید توبه ای کند به عمق تاریخ... و شیعیان در این میان، باید توبه ای کنند عمیق تر؛ چرا که نقشه ی سعادت بشریت در دست آن هاست. در یک سخن، کلید فقل غیبت به دستان شیعه است.
در روایات مرتبط با ظهور امام عصر آمده است:
«آن هنگامی که برای امام، یارانی به تعداد اهل بدر 313 تن گرد هم آیند بر آن حضرت قیام و تغییر واجب می شود.»
آیا در حال حاضر، در میان جمعیت بیش از شش میلیارد نفری کره ی زمین، سی صد و سیزده واجد شرایط فوق یافت نمی شوند؟
به راستی، آیا در طول این هزار و یک صد و شصت و هفت سالی که از شروع غیبت می گذرد، نبایستی حداقل در یک مقطع از تاریخ شیعه، گروهی از شیعیان به فکر چاره می افتادند و با عزم راسخ و ایجاد معیارهای مورد نظر این روایت در خود، ظهور مبارک امام عصر علیه السلام را زمینه سازی می کردند تا این که عمر دوران غیبت به این درازا نمی کشید و دوازده قرن غربت آن امام عزیز تر از  جان به پایان می رسید و روزگار مردم دنیا و به ویژه شیعیان این نمی بود که ‌اکنون شاهد آن ایم؟
البته مخاطب این سؤال، نسل کنونی جامعه شیعه نیز هست و شایسته است هر یک از ما به تفکر و تأمل راجع به این حقیقت تلخ پرداخته از خویشتن بپرسیم:
نقش من در طولانی شدن غیبت امام زمان علیه السلام یا به عکس، در نزدیک شدن ظهور آن بزرگوار چیست؟ مولای من چه انتظاراتی از من دارد؟ چگونه می‌توانم امام زمان خویش را در این عصر و زمانه یاری کنم؟
در شرمساری ما همین بس که امام زمانمان همواره به یاد ماست و ما از آن وجود مقدس غافل ایم. ما چشم به راه ظهور آن راهبر آسمانی ایم و آن بزرگوار نیز چشم انتظار بیداری ما از خواب غفلت.
آیا وقت آن نرسیده است که باور کنیم پیشوای نجات بخش ما زنده است؟ آیا هنگام آن نیست که خود باور کنیم و این باور را به دیگران عرض بداریم که چاره ای جز پناه بردن به آستان مبارک محبوب نداریم؟
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست
آری، باور کنیم همه و همه در آن محضریم و آن پیشوای مهربان از ما به ما نزدیک تر است.
دوست نزدیک تر از من به من است
وین عجب بین که من از وی دورم!
یقین داشته باشیم که امام عصر علیه السلام ما را از خود ما بهتر می شناسد. هر عملی که از ما سر می زند در معرض نگاه اوست. هر سخنی که بر زبان جاری می کنیم پیش از آن که خود بشنویم به سمع مبارک حضرت او می رسد. مگر پدران بزرگوارش نفرموند که:
«اگر لبانتان را در خانه هاتان تکان دهید، منظورتان را می فهمیم.»
چگونه است که معتقدیم صحیفه ی اعمالمان هر هفته به آن عزیز عرضه می شود و ما را می بیند؛ اما این ما را از ارتکاب لغزش ها باز نمی دارد؟! شما را به خدا سوگند! اگر کودکی شاهد اعمال ما باشد، آیا در نوع رفتار و کردارمان پروا نمی کنیم و حتی تغییر نمی دهیم؟ این چه جسارتی است که در محضر شاهد و ناظر الاهی از خود نشان می دهیم؟! ما او را نمی بینیم و اگر ببینیم، نمی شناسیم؛ اما او که ما را می بیند و می شناسد و بر اعمال و احوال ما اشراف دارد. راستی، اگر به حضور امام زمان علیه السلام در این دنیا یقین کنیم و در همه ی آنات خود را در حضور او ببینیم و وی را آگاه بر اعمالمان بدانیم، آیا باز هم قصور و کوتاهی و لغزش خواهیم داشت؟
باور کنیم هر فضیلت و کمال و نعمتی در عالم هست، به میمنت ولی الله الاعظم است؛ چه او واسطه ی فیض است در عالم وجود.
باری، شیطان در کمین شیعیان آخر الزمان نشسته است تا آن ها را نیز، چون آدم و حوا از بهشت براند. مبادا به کید ابلیس، ما را از بهشت امامت برانند! ... مؤمن که از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود. 


بیایم امام زمانمان را تنها نگذاریم:

نکند ندای «هل من معین؟» امام زمان در کربلای غیبت او بی لبیک بماند! مبادا هلهله ی اهل کوفه صدای غربت حجه بن الحسن علیه السلام را به گوش ما نرساند! 
نکند قربه الی الله، بقیه الله را تنها رها کنیم ... !
به خدا، غم های تاریخ عالم او را بس است. فرق شکافته ی علی علیه السلام، پهلوی شکسته ی زهرا علیهم السلام، جگر پاره ی مجتبی علیه السلام، سر بر بالای نی شهید نینوا، زخم اسارت زینب کبری علیها السلام ... که جز با ظهور مداوا نمی شود برای مالامال کردن قلب نازنینش از درد و غم کافی است.
خوشا به حال آنان که هم اینک نیز در محضر خورشید! میان ما مهجوران و آن حجت خدا اما، جز نفسانیت، حجابی نیست. آری، ابرها تیره غفلت و معصیت است که خورشید جمالش را از تیر رس نگاه ما پنهان داشته است.
ما از غیبت می گوییم؛ ظهور را به انتظار نشسته ایم؛ ولی آنان که بریده از خاک، بر فراز ابرها تعلقات در پرواز و حرکت اند خورشید را نظاره می کنند.
ضمیر جهانیان به نزدیکی ظهور گواهی می دهد. «الله الله... ! لا یسبقنکم... !» نکند از ما پیشی بگیرند! نکند فطرت های پاک و عدالت طلب جهان در استقبال از موعود و بیعت با امام عصر از ما پیش افتند! (فاستبقوا الخیرات)!
در میان سلسله ی انبیا، آنان که شوق و دل دادگی خود را به یوسف زهرا زودتر اظهار کردند درخشش مدال «اولو العزم» را بر سینه هاشان دیدند.
هفتاد و دو شهیدان کربلا را که «هل من ناصر ینصرنی» مولایشان را لبیک گفتند و ثابت قدم ایستادند نگاه کنید؛ چه حسرتی بر دل عالم و آدم گذاشته اند!! 
اما هنوز فرصت باقی است. باید برای یاری امام عصر علیه السلام و قرآن گرفتن در ردیف انصار آن حضرت شتاب کرد. خواه نا خواه و به یقین، یاران و از انصار او گل چین خواهند شد. 



از دکتر علی هرتیان 
نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۰ - ۱۳۹۹/۴/۲۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه