چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۳۷۹

مظلومیت امام عصر (عج) از زبان مبارک خود آن حضرت
مهدویت

مظلومیت امام عصر (عج) از زبان مبارک خود آن حضرت

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید < ::
امام زمان(عج) : «شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند! اگر ما را بخواهند، دعا می کنند و فرج ما می رسد.»

بسم الله الرّحمن الرّحیم


 

مظلومیت امام عصر علیه السلام از زبان مبارک خود آن حضرت:


مرحوم حاج شیخ محمد جعفر جوادی در عالم کشف یا شهود خدمت حضرت بقیه الله مشرف شده آن حضرت را بسیار غمگین می بیند. از حال آن بزرگوار سوال می کند. می فرماید: 
«دلم خون است! دلم خون است! ...»
مرحوم حاج محمد علی فشندی می گوید:
در مسجد جمکران قم، اعمال را به جا آورده بودم و با همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده اند و قصد دارند به طرف مسجد بروند. با خود گفتم: این سید نورانی در این هوای گرم تابستان، از راه رسیده و تشنه است. ظرف آبی به دست ایشان دادم. پس از آشامیدن، ظرف آب را پس دادند. گفتم: آقا، شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر ظهور نزدیک شود. فرمودند:
«شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند! اگر ما را بخواهند، دعا می کنند و فرج ما می رسد.»
یکی از علمای وارسته و برجسته ی نجف به کربلای معلی مشرف می شود و در حرم مطهر حضرت سید الشهدا علیه السلام به محضر حضرت مهدی شرف یاب می گردد.
امام زمان به او می فرماید:
«فلانی، ببین این جا ک در کنار ضریح جد غریبم و زیر گنبد طلای آن دعا مستجاب است مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند.»
سپس آن حضرت تصرف ولایتی می فرمایند و آن عالم ربانی خواسته های مردم را می‌شنود که هر کدام برای حوایج خصوصی خود دعا می کنند. امام علیه السلام می فرمایند:
«شنیدی؟! حتی یک نفر از این زائرین نگفت: خدایا، فرج مهدی را برسان!»


شمیم ظهور :


کسی که در اثر تصادف با اتومبیل از ناحیه ی دو پا فلج شده و برای شفا، در مسجد مقدس جمکران به امام زمان متوسل شده بود می گفت:
... ناگاه دیدم مسجد جمکران نور عجیب و بوی خوشی دارد. به اطراف نگاه کردم. دیدم مولا امیر المومنین علیه السلام، حضرت سید الشهدا علیه السلام، قمر بنی هاشم علیه السلام و امام زمان در مسجد حضور دارند. با دیدن آن ها، دست و پای خود را گم کردم. نمی دانستم چه کنم که ناگاه آقا زمان به طرف من نگاه کردند و لطف ایشان شامل حال من شد. به من فرمودند: شما خوب شدید؛ بروید به دیگران بگویید برای ظهورم دعا کنند که ظهور -ان شاءالله - نزدیک است.»
این واقعه در محرم سال 1414 اتفاق افتاده است.
فرزند یکی از بزرگان پدر خویش را در رؤیا دید و در همان عالم رؤیا، در معیت پدر خویش به محضر آقا بقیه الله مشرف شد. وی در ضمن سوال و جواب با امام از آن حضرت پرسید:
... یا ابن رسول الله، آیا وقت ظهور موفور السرور رسیده است تا دیدگان همه به جمال و حضور و ظهور شما روشن شود؟ فرمودند:
«از علائم ظهور، فقط علامات حتمی مانده است و شاید آن ها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند و بر شما باد به دعای فرج.»


وظیفه ی سنگین شیعیان ایران:

در این میان، شیعیان ایران در قبال آن حضرت وظیفه ای سنگین و بزرگ تر دارند؛
چرا که به اذعان و اقرار همگان، این آب و خاک، سرزمین امام زمان است و در سایه ی الطاف و عنایات آن بزرگوار است که شرور و فتنه ها و کید و مکر بدخواهان دامن گیر خود آنان شده و ما را از پا در نیاورده است. در داستان توسل و اشرف شیخ اسماعیل نمازی شاهروی به محضر آقا امام زمان که بسیار مفصل و آموزنده است - چندین بار سخن از نعمت های ایران به میان می آید و آن حضرت می فرمایند:
«کل من برکات الائمه
گاهی هم فرموده اند: «گاهی من برکات.»
و تأکید کردند:
«همه جای ایران نعمت وافر فراوان است و همه از برکات ما اهل بیت است.»
در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس - که حملات و هجوم به ملت شیعه اوج گرفته بود -مرحوم آیه الله میرزای نائینی خیلی پریشان بود و نگران از این که: این وضع به کجا خواهد انجامید؟! نکند که این کشور محب و دوست دار امام زمان از بین برود و سقوط کند! در همان زمان ها، شبی به آستان مقدس امام عصر متوسل شد و در حال توسل و گریه و ناراحتی به خواب رفت. در عالم خواب، دید دیواری است به شکل نقشه ی ایران و این دیوار شکست بر داشته و خم شده و در حال افتادن است. در زیر این دیوار، یک عده زن و بچه نشسته اند و دیوار در حال فرو ریختن روی سر آن هاست.
وقتی مرحوم نائینی این صحنه را می بیند، به قدری نگران می شود که فریاد می زند و می گوید: خدایا! این وضع به کجا خواهد انجامید؟ در این حال می بیند که حضرت ولی عصر علیه السلام تشریف آوردند و انگشت مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده و در حال افتادن بود گرفتند و فرمودند:
«این جا شیعه خانه ی ماست. می شکند؛ خم می شود؛ خطر هست؛ ... ولی ما نمی گذاریم سقوط کند. ما نگه اش می داریم.»


عنایات خاص به جامعه ی شیعه:
در این روزگار، به میمنت وجود مقدس حضرت صاحب الزمان علیه السلام تمام خلایق روزی می خورند و آسمان و زمین پا بر جاست و حضرت امیر المومنین فرموده اند:
«... اگر زمین یک ساعت از حجتی خدایی خالی باشد، ساکنان خود را فرو می برد.»
با این همه، عنایت خاص آن پیشوای غایب به جامعه ی شیعه -که در کلام نورانی حضرتش به مرحوم شیخ مفید متجلی است - وظیفه ی شیعیان جهان را سنگین و سنگین تر می کند:
«ما در رعایت حال شما کوتاهی و رهایتان نمی کنیم. اگر چنین نبود، محنت و گرفتاری بر شما نازل می شد و دشمنان شما را ریشه کن می کردند.»
هم چنین از آن حضرت نقل شده است که فرمودند:
«اگر این گونه نبود که ما دوست دار اصلاح کار شماییم و به شما نظر لطف و رحمت داریم، از توجه و التفات به شما، به خاطر کارهای ناپسندتان، احتراز می کردیم.»
آیا با آگاهی از این همه لطف و احسان و بزرگواری و عنایتی که امام زمان علیه السلام به جامعه ی شیعه دارند، احساس شرمندگی به آدمی دست نمی دهد؟ آیا نباید به فکر جبران بی وفایی ها، نامهربانی ها و جفاها یمان نسبت به امام مهربان خویش بیفتیم؟
در خاتمه ی این بخش، تذکر این نکته لازم است که اگر بر اهمیت «دعا برای تعجیل فرج» تأکید می گردد، تصور نشود که -خدای ناکرده -امام عصر نیازمند دعای مردم اند. 
می دانیم که خدای متعال هیچ احتیاجی به بندگان خویش ندارد و در قرآن کریم می فرماید:
(اگر شما و همه ی اهل زمین کافر شوید، خدواند از همه بی نیاز است.)
به همین سان، آن خاندان پاکی نیز از خلق خدا بی نیازند؛ چنان که حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام فرمودند:
«... همگان به او حضرت مهدی نیازمندند و او به هیچ کس نیازی ندارد.»
اگر به مثل، امیر مؤمنان علیه السلام مردم را به جهاد با ناکثین و قاسطین و مارقین فرا خواندند یا «هل من ناصر ینصرنی» حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در صحرای کربلا طنین انداز گردید یا امام عصر علیه السلام شیعیان را به دعا برای فرج خویش دعوت می کنند، نه از باب نیاز آن برگزیدگان و عزیزان خدا به مردم است؛ بلکه این از دل سوزی ایشان برای هدایت و رستگاری انسان ها ناشی می گردد؛ همان طور که شهدای کربلا با یاری حضرت سید الشهدا در پیشگاه خداوند، به مقامی دست یافتند که مورد غبطه و حسرت همگان قرار گرفتند.
حضرت ولی عصر علیه السلام در یکی از تو قیعات می فرمایند:
«به من رسیده است که گروهی از شما در دین به تردید افتاده و در دل نسبت به اولیای امرتان شک و حیرت کرده اید و این مایه ی غم ما شده است؛ البته به خاطر خود شما نه برای خودمان؛ زیرا که خداوند با ماست و با بودن او، نیازی به دیگری نداریم و حق با ماست. بنابراین اگر کسانی از ما دست بر دارند، این هرگز ما را به وحشت نمی اندازد. ما ساخته شدگان خداییم و مردمان ساخته شدگان ما.»



از دکتر علی هراتیان



نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۰ - ۱۳۹۹/۴/۲۱
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه