سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۳۲۶

غربت در غیبت
مهدویت

غربت در غیبت

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید < ::
احساس تنهایی و مظلومیت و غربت از سویی و از دیگر سو، غفلت و بی اعتنایی و عدم معرفت شیعه به خواسته های آن حجت خداوندی و ... به فرمایش امام هشتم علیه السلام، موجب شد که آسمان و زمین و ساکنان آن بر امام زمان علیه السلام بگریند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم


 

آشتی با امام عصر عجل الله:

غربت در غیبت:

پس از عملی نشدن ره نمود حضرت مهدی علیه السلام در غیبت صغری در نامه ای که به شیخ مفید مرقوم فرمودند، هم و غم و اندوه و حزن و آلام آن حضرت روز به روز بیش تر و بیش تر شد. احساس تنهایی و مظلومیت و غربت از سویی و از دیگر سو، غفلت و بی اعتنایی و عدم معرفت شیعه به خواسته های آن حجت خداوندی و ... به فرمایش امام هشتم علیه السلام، موجب شد که آسمان و زمین و ساکنان آن بر امام زمان علیه السلام بگریند. راستی، چندین امام معصوم، ده ها و شاید صدها سال قبل از ولادت آن بزرگوار، بر غربت و مظلومیت و طولانی شدن غیبت ایشان گریسته اند؟
امام صادق علیه السلام را دیدند که بر روی خاک نشسته است و همانند مادر فرزند از دست داده، گریه می کند و به پهنای صورت اشک می ریزد و چنین زمزمه دارد:
«آقای من! غیبت تو خواب از دیدگان من ربوده و خاطرم را پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته است... سرور من! غیبت تو مصیبتی جان کاه بر سراسر هستی ام فرو ریخته است که هرگز از آن تسلی نمی یابم...»

آیا می‌ دانید در روایات حضرات معصومین علیهم السلام، شیعیان و محبان اهل‌بیت علیهم ‌السلام به دعا برای فرج موعود آل محمد علیهم ‌السلام تشویق شده ‌اند؟ مگر نه این است که در طول این یازده قرن غیبت کبری، هر ظلم و جنایت و بدعت و مصیبتی که در عالم صورت گرفته و هر خونی که بناحق ریخته هر اشکی که از گوشه چشمی یتیم یا مظلومی سرازیر شده به هر ناله‌ ای که از سینه دردمندی برخاسته است، هم در منظر آن بزرگوار بوده و خاطر شریف حضرت را آزرده ساخته است؟ آیا براستی، مصاحبه و خون دل‌ ها و مظلومیت آخرین حجت الهی به ‌تنهایی از مجموع غم‌های اهل ‌بیت علیهم السلام بیشتر نیست؟ 
آلام و رنج‌ ها و گریه‌ های بیت ‌الاحزان مادر بزرگوارشان حضرت زهرا علیهم ‌السلام پس از هر رحلت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام اگرچه جگر خراش جان سوز بود—دو ماهی بیش طول نکشید. دوران غیبت و خانه ‌نشینی حضرت امیرالمومنین علیه السلام ربع قرن بود. فاجعه ی خون ‌بار عاشورا سخت‌ترین مصائب عالم هستی بود؛ اما در ظرف طولانی کوتاه صورت پذیرفت. دوره حبس باب الحوائج حضرت موسی ‌بن‌ جعفر را حداکثر بیست و یک‌ سال نوشته اند … اما هم اکنون 1171 سال از ولادت امام عصر می گذرد و این تواناترین و دلیرترین و شایسته ترین انسان روی زمین هنوز هم در زندان غیبت به سر می برد. چه صبری و استقامت و طاقتی! چه انتظاری طولانی و دردناکی!

طبیعی است که اگر عضوی از یک خانواده یا یک خاندان به هر دلیل با مشکلی روبرو شود، به دنبال آن تمام اقوام و آشنایان دست ‌به ‌دست یکدیگر می ‌دهند؛ به حرکت و تکاپو می‌ افتند؛ بالا و پایین می روند؛ هزینه می ‌کنند؛ اسناد ملکی و آبروی خود را به ودیعه می ‌گذارند تا او را از گرفتاری خلاص کنند. این را بارها دیده‌ ایم. 
و اگر مطابق آموزه‌ های اعتقادی و معارف شیعه، امام زمان ما ارواحنافداه عزیزتر از جان و هستی و پدر و مادر و فرزندان و عزیزان ما نیست؟ مگر در زیارت جامعه ی کبیره نمی ‌خوانیم: « به ابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی: پدر و مادرم و جان و خانواده در دارایی و همه ی خاندان ام به فدای تو اهل ‌بیت علیهم السلام باد!»؟ پس بیاییم با ترک گناه و با دعا برای ظهور آن حضرت، قفل زندان غیبت را بشکنیم و مولای عزیزتر از جان خود را از این گرفتاری چندین سال آزاد سازیم.
 بارها دیده ‌ایم که اگر فرزند یک خانواده یا مسافر آن‌ ها در بازگشت به منزل اندکی تأخیر کند، دل‌های عزیزان و نزدیکان او به اضطراب می‌افتد و از ترس این ‌که مبادا اتفاق افتاده باشد، به دنبال علت تاخیر او می روند. اینک، تأخیر در ظهور آخرین حجت خدا در زمین، ما و جامعه شیعه را تا چه حد به اضطراب و حرکت و تلاش و تفکر واداشته است؟ 
دیده و شنیده‌ ایم اگر عزیزی از یک خانواده، به هیچ جرم و گناهی، مظلومانه کشته شود، اولیای دم به چیزی کمتر از قصاص قاتل، آن هم هر چه سریع‌ تر، راضی نمی ‌شوند تا شاید بدین وسیله اندکی از داغ بازماندگان تخفیف یابد. حال اگر این خون به‌ ناحق ‌ریخته، ثارالله یعنی خون خدا و جگر گوشه ی نبی اکرم و پرورده ی دامان سیده نساء و سید جوانان اهل بهشت و فرزندان و عزیزان او علیهم السلام باشد به اولیای دم خدای تعالی به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم ‌السلام قضیه چه صورتی پیدا می‌ کند؟ 
مگر نه در دعای ندبه، مولای ما حجت بن الحسن علیه السلام طلب کننده ی خون شهید کربلا خوانده می‌شود و انتقام خون به‌ ناحق ریخته ی حضرت زهرای اطهر علیهاالسلام را نیز حضرت بقیة الله ارواحنافداه خواهد گرفت؟
از قول علامه امینی رحمه الله نقل شده است که وقتی در خانه به پهلوی حضرت زهرا اصابت کرد، آن مظلومه صدا زد فرزندم ... مهدی!».
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
«باقی مانده ی هیزم هایی که با آن ها در خانه ی مادرم حضرت صدیقه ی طاهره علیها السلام آتش زده شد، اینک نزد ماست که دست به دست به ما می رسد... تا به دست قائم ما علیهم السلام.»

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند و «از حقوق ما بر شیعیانمان این است که بعد از هر نماز واجب، دست بر چانه بگذارید و سه مرتبه بگویند:
یا رب محمد عجل فرج آل محمد.
یا رب محمد احفظ غیبه محمد.
یا رب محمد انتقم لابنه محمد.

ای پروردگار محمد ، گشایش امور آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را تعجیل فرما.
ای پروردگار محمد ، در غیبت محمد دین را محافظت کن.
ای پروردگار محمد، انتقام دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بگیر.»
دعبل خزاعی، شاعر شجاع و نام آور شیعه، قصیده ی تائیه ی خود را در محضر امام رضا قرائت کرد و به بیت رسید:
و قبر ببغداد لنفس زکیه
تضمنها الرحمان بالغرفات

- قبری از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم در بغداد هست که از آن یک نفس پاکیزه است و آن حضرت موسی بن جعفر علیهم السلام است که خدواند آن را در غرفه های بهشت جای داده است.
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:
«آیا می خواهی من به این قسمت از قصیده ی تو، دو بیت ملحق کنم که آن ها، شعر تو کامل شود؟»
دعبل گفت: بلی، یا ابن رسول الله. آن حضرت چنین سرودند:
«و قبر بطوس، یا لها من مصیبه

توقد فی الاحشاء بالحرقات
الی الحسر حتی یبعث الله قائما
یفرج عنا الهم و الکربات
»
- «قبری نیز در شهر طوس است و چه مصیبت ها خواهد داشت؛ مصیبت هایی که درون آدمی را آتش می زند! 
- تا آن که خدواند قیام کننده ای از ما ائمه را برانگیزد و او غم ها و حزن ها را از ما بزداید.»
این روایت نشان می دهد که امر فرج و ظهور حضرت صاحب الزمان تا چه اندازه برای حضرت امام رضا علیه السلام حائز اهمیت است.
در زیارت ناحیه ی مقدسه، امام عصر خطاب به حضرت ابا عبدالله الحسین چنین عرضه می دارد:
«جد غریب من! اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و دست تقدیر مرا از یاری تو باز داشت و نبودم تا با کسانی که با تو جنگیدند، بستیزم و با آن ها که با تو دشمنی داشتند، به نبرد برخیزم، اینک هر صبح و شام برایت می نالم و به جای اشک، خون می گریم...»
آری، با گذشت بیش از 1399 سال از واقعه ی جان سوز کربلا، هنوز مصیبت شهادت فرزندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اسارت حرم آن حضرت به ویژه اسارت جان گداز بانوی صبر و شجاعت حضرت زینب کبری علیها السلام هر صبح و شام، اشک و خون از دیدگان مولای ما جاری می کند.
حال که ولی نعمت ما خود را نوحه خوان همیشگی و گریه کننده بر حضرت سید الشهدا علیه السلام می داند، تکلیف ما چیست؟ آیا نباید برای خاتمه یافتن اشک ها و گریه های امام زمانمان حرکتی کنیم؟ آیا نباید تعجیل در ظهور آن حضرت را که با انتقام از قاتلان و دشمنان آل محمد علیهم السلام مساوی است - خواستار شویم؟ صاحب مکیال المکارم می نویسد:
اگر در دعا برای تعجیل فرج مولایمان حضرت الزمان جز این ثوابی نبود، همین در فضیلت و شرافت آن کافی بود و حال آن که فضل و ثواب بی شماری در آن است ... به تحقیق خون خواهی آن حضرت وظیفه ی هر مؤمن است؛ زیرا که آن جناب پدر حقیقی آنان است. 



از دکتر علی هراتیان



نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۳ - ۱۳۹۹/۴/۱۸
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه