سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۳۰۰

اخلاص
زندگینامه شهداء

اخلاص

::> ولایت آنلاین، گروه شهداء <::
خیلی دقت کردیم اما نتوانستیم بفهمیم که سید چطور و چه وقتی نماز شب می ‌خواند؟ من ندیدم، من واقعاً ندیدم سید چطور نماز شب می ‌خواند. زمانی را انتخاب می ‌کرد که کسی متوجه نشود.

بسم ‌الله‌ الرّحمن ‌الرّحیم 

 زندگی‌ نامه و خاطرات شهید سید حمید میرافضلی:

 اخلاص:

 خیلی دقت کردیم اما نتوانستیم بفهمیم که سید چطور و چه وقتی نماز شب می ‌خواند؟ من ندیدم، من واقعاً ندیدم سید چطور نماز شب می ‌خواند. زمانی را انتخاب می ‌کرد که کسی متوجه نشود. در صورتی که آن‌ جا چیزی برای پنهان کردن نبود. یعنی نماز شب یک چیز عادی شده بود. نماز شب جوری شده بود که انگار به جماعت خوانده می ‌شد. من اگر می ‌خواستم نماز شب بخوانم، بلند می ‌شدم وضو می ‌گرفتم می ‌رفتم توی مسجد می‌ ایستادم به نماز، یا توی همان چادر یا جایی که محل زندگی ‌ام بود. اما سید این‌ گونه نبود. به دور از چشم همه نماز شب می ‌خواند. باید می ‌گشتیم و محل نماز شب سید را پیدا می‌ کردیم. جایی‌ که صدای سید و ناله ‌ها و گریه‌ هایش را باید به یاد داشته باشد یک شب گشتم و توانستم سید را موقع نماز شب پیدا کنم وقتی به قنوت نماز وتر رسید مدام این ذکر را می‌ گفت (اللهم جعل وفاتی قتلا فی سبیلک) و اشکش همه صورتش را می ‌پوشاند. آن قدر این دعا را تکرار کرد که من هم به گریه افتادم. آن شب را خوب به یاد دارم. داشتم گریه می‌ کردم که یک‌ مرتبه متوجه من شد، دید دارم نگاهش می ‌کنم و اشک می‌ ریزم. خیلی آرام نمازش را تمام کرد و بلند شد و بدون این‌ که چیزی بگوید از آن‌ جا دور شد. او از کنارم رد شد و رفت. من به سید نگاه می ‌کردم و اشک می ‌ریختم.

 یاد دوران جوانی او افتادند. جو حاکم قبل از انقلاب که زمینه فاصله گرفتن از دین را در جوانان فراهم کرده بود، سید حمید از آن‌ هایی بود که به قول حضرت امام(ره) ره صد ساله را یک‌ شبه پیمودند. انقلاب اسلامی، انقلابی را در سید پدید کرد، به گونه‌ای که به مستحبات مقید شد و از فرش به عرش رسید. پیامبر(ص) فرموده ‌اند: (بر شما باد به نماز شب و شب‌ زنده‌داری که آن شیوه شایستگان شماست. و شب‌ زنده‌داری مایه تقرب به خدا و دوری از گناه است. و می ‌توانم بگویم که هیچ شبی نماز شب سید حمید ترک نشد. طوری هم می ‌خواند که هیچ‌ کس نفهمد. یادم هست سر شب با وضو می ‌آمد و می‌ خوابید. حدود ساعت دوازده بلند می ‌شد و می ‌رفت دوباره وضو می ‌گرفت و از چادرها فاصله می ‌گرفت. نماز شبش را می‌ خواند و می ‌آمد کنار بچه‌ ها. معمولاً بعد از نماز صبح هم نمی‌ خوابید اول چند تا حدیث و آیه می‌ خواند و در شرایطی که امکانش بود می ‌رفت برای غسل شهادت.
 رسمش این بود که صبح به صبح غسل شهادت کند. بخصوص در پانزده روزی که در عملیات خیبر بود، توی سرمای صبح می ‌آمد کنار تانکر آب و با آب سرد غسلش را می‌ کرد! بعد موتور سوار می ‌شد و سر ماموریت ‌هایش می ‌رفت. 

آن روزها مسئول پل خیبر بود، ساعت شش عصر خسته و کوفته، تشنه و گرسنه برمی‌گشت می‌گفت:  به جدم قسم حتی یک قطره آب هم نتوانسته ‌ام بخورم. از بس سرم شلوغ است. اخلاص سید حمید فقط در نماز شب خلاصه نمی‌شد. او به دیگر مسائل هم توجه داشت. اواسط سال ۱۳۶۰ بود. یک روز دیدم که سید حمید با یک ماشین پر از یخچال و وسایل خانگی و برقی آمد خانه!
 همه را خالی کرد در وسط حیاط. خوشحال شدم. گفتم بالاخره حمید به فکر ازدواج و تشکیل خانواده افتاد. داشت دیر می ‌شد حالا دیگر بیست و پنج سالش شده بود. آمدم جلو و به او تبریک گفتم و او خوشحالی خودم را بیان کردم. تعجب کرد و گفت نه بابا، این‌ ها برای خانواده‌هایی گرفته‌ام که پدر یا همسرشان در جبهه هستند و به این وسایل نیاز دارند. البته فقط خانواده رزمنده‌ ها نبود، تا می توانست به فقرا هم کمک می ‌کرد. بعد از آن تا مدتی که در رفسنجان بود، هر بار می‌آمد یک جنس را می ‌برد و تحویل می ‌داد. یک بار یخچال، یک بار رادیو یک بار تلویزیون و... از او پرسیدم حالا این‌ ها را به کی می‌ دی؟ علامت سال گفت باید بگویم! نمی ‌خواست کسی بفهمد او چه کار می ‌کند. 

 ام الحسنین علیه السلام: 

  عملیات چزابه و فتح بستان بسیار موفق بود. راه نفوذ دشمن به خوزستان بسته شد. اما دشمن تانک‌ های پاتک های وسیعی را انجام داد که هیچکدام موفق نبود. همه نیروها برای عملیاتی بزرگ در خوزستان آماده می ‌شدند. برای گمراه کردن دشمن یک عملیات انحرافی در محوری دیگر طراحی شد. انجام این عملیات به سردار علی هاشمی واگذار شد. نام این عملیات به پیشنهاد علی هاشمی ام الحسنین علیه السلام گذاشته شد این نام یکی از القاب مادر سادات بود. 
عملیات ام الحسنین علیه السلام در محور حمیدیه به کرخه اواخر اسفند ۱۳۶۰ آغاز شد. 
ذهن دشمن درگیر این عملیات انحرافی شد تا در محورهای دیگر، کار هماهنگی نیروها برای عملیات فتح ‌المبین به راحتی انجام گیرد. قدرت فرماندهی دشمن با مشکل روبرو شد. عراق دیگر نتوانست با خیال آسوده از جبهه‌ هایی چون چزابه حرکات مهمی انجام دهد. در عملیات ام الحسنین علیه السلام  نیروهای ما با شیوه نبرد چریکی که تا آن زمان بکار گرفته نشده بود، ضرباتی به دشمن وارد آوردند. نیروهای ما لطمات و آسیب ‌های کمی دیدند، اما دشمن بیش از ۸۵۰ کشته، زخمی و اسیر داد و پانزده دستگاه تانک و نفربر و هفت قبضه خمپاره‌ انداز از آن‌ها منهدم شد. 
یک شب در حین عملیات ام الحسنین علیه السلام  سید حمید را دیدم. به من گفت بیا برویم روضه. بعد ادامه داد چند نفری را جمع کنیم و با هم بریم توی یک سنگر، من دلم گرفته برای یک روضه ی درست و حسابی. 
خیلی به حضرت زهرا علیها السلام علاقه داشت. رفتیم جایی که حاج آقای هاشمیان و سید برهان و چند نفر از روحانی‌های رفسنجان آن‌ جا بودند سید برهان روضه خوبی خواند که دل‌ همه را صفا داد. سید خیلی گریه کرد بعد انگار بار سنگینی را از دوشش برداشته باشند، احساس سبکی می‌ کرد، رفت پیش بچه های گردان. شاداب و سرحال شده بود.

 یاد امامان معصوم خودمان افتادم. هر کدام از این بزرگواران، خود را با روضه ی مادرشان تسکین می‌ دادند.
  امام باقر علیه ‌السلام هر گاه که تب می‌ کردم، آب خنکی طلب می‌کرد و وقتی آب به دست مبارکش می رسید، جرعه‌ای از آن را می‌ نوشید، سپس با صدای بلند به گونه‌ ای که بیرون خانه نیز شنیده می ‌شد، از ته دل مادرش زهرا سلام‌ الله‌ علیها را صدا می ‌کرد و بدین گونه سوز تب از بین می ‌رفت! 
 عملیات ام الحسنین علیه السلام به اهداف خود دست یافت و نیروهای دشمن را از هدف اصلی ایران گمراه نمود. 
چند روز بعد عملیات بزرگ فتح ‌المبین آغاز شد. 

 سپاه حمیدیه:

 پس از سازمان یافتن نیروهای داوطلب در قالب تیپ ‌ها و لشکرهای رزمی، سید حمید به سپاه حمیدیه که  یکی‌ از جنگ جبهه‌ های اصلی مبارزه با ارتش بعث به شمار می‌ رفت پیوستند. سردار علی هاشمی فرمانده سپاه حمیدیه در آن ایام به طور معمول، نیروهای داوطلب مردمی که از شهرهای مختلف به جبهه‌ های نبرد می‌آمدند، پس از آنکه در یک یا دو عملیات حضور داشتند، به پشت جبهه مراجعت می ‌کردند و جای آن‌ها را نیروهای تازه‌ نفس می ‌گرفتند. اما سید حمید که با حال و هوای جبهه‌ها خو گرفته بود نمی‌توانست حتی برای چند روز از آن وادی معرفت جدا شود. جنگ برای او به شکل حیاتی تازه و خانه نخست زندگی درآمده بود. ثابت و استوار در آن‌جا ماند و خیلی زود به یکی از چهره‌های شاخص و مصمم سپاه حمیدیه درآمد.
 سید حمید با حضور در عملیات‌ هایی همچون شهید چمران، رجایی و باهنر، ام الحسنین علیه السلام و شهامت و رشادت خود را علی وار و عشق خود را به شهادت، حسین‌گونه به اثبات رساند سید حمید که روزی در رفسنجان، آلوده رفقا شده بود حالا پس از گذشت مدتی کوتاه، در منطقه فرسیه مسئول محور شده بود. و نیرویی به استعداد دو گردان را فرماندهی می ‌کرد.
  سید شب و روز نمی‌ شناخت. گرسنگی و تشنگی سرش نمی‌ شد. کار نظامی‌اش را به بهترین نحو انجام می ‌داد و بعد می‌رفت در خلوت خودش نماز شب می‌ خواند. گریه می ‌کرد، دعا می‌ خواند، سجده می ‌کرد و... همه این‌ها را هم دور از چشم همه انجام می ‌داد.
 فرسیه روستایی بود از توابع منطقه طراح از بخش حمیدیه، دوست صمیمی سید در آن‌ جا شخصی به نام قدیر عابدی بود.
 در عملیاتی که در این روستا انجام شد، قدیر مفقود شد. سید خیلی ناراحت بود که نتوانسته جنازه‌اش را با خودش بیاورد. بعد از عملیات خیلی شکسته شد، قدیر را خیلی دوست داشت. هیچ‌ وقت یادم نمی ‌رود که چقدر پکر بود و او چقدر با خودش حرف می‌ زد که چرا باید اصلاً جنازه آن‌ جا بماند؟ 
سید بی ‌تابی می ‌کرد و می ‌گفت اگر کسی شهید شد، باید حتماً جنازه ‌اش را ببرند عقب و برسانند به دست پدر و مادرش. به جدم قسم این خانواده‌ ها فقط دلشان به همین خوش است.
 برای قدیر خیلی زحمت کشید که پیدایش کند. حتی بعد از عملیات چند تا گروه تجسس رفتند و منطقه را گشتند، ولی پیکر او پیدا نشد که نشد. سید هم با آن‌ها می ‌رفت تو دل عراقی ‌ها. از آن روز به بعد خیلی دنبال جنازه ی شهدا بود.
 یک روز باهم سوار موتور شدیم و رفتیم چند تا پیکر شهید را پیدا کردیم. آن قدر دنبال تفحص رفت که نمی‌توانم بگویم چه قدر شهید پیدا کرد، اما بین همه آن‌ها دنبال قدیر می ‌گشت. و با خودش حرف می‌ زد و می‌ گفت قدیر کجایی پسر؟
 قدیر هیچ‌ وقت پیدا نشد و سید می‌ گفت تقصیر من است. 


نام کتاب: پابرهنه در وادی مقدس نویسنده کتاب: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

 نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۹:۴۳ - ۱۳۹۹/۴/۱۲
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
  • خلاقیتزندگینامه شهداء
    خلاقیت
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
  •  بیت المالزندگینامه شهداء
     بیت المال
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
  • دهلاویه زندگینامه شهداء
    دهلاویه 
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::