سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۱۶۰

خاطرات شهید سید حمید میر افضلی 
زندگینامه شهداء

خاطرات شهید سید حمید میر افضلی 

::> ولایت آنلاین، گروه شهداء <::
آنجا سرزمین طوی بود، اینجا جبهه های حق علیه باطل. آنجا وادی مقدس بود. و اینجا تمام کفر در برابر تمام حق، پس اینجا هم وادی مقدس است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

زندگینامه و خاطرات شهید سید حمید میر افضلی: 

تا ابد این نکته را انشا کنید 

پای این طومار را امضا کنید 

هر کجا ماندید در کل امور 

رو به سوی حضرت زهرا سلام الله علیها کنید.

پیشکش به خاک پای مادر ولایت همسر امامت. مادر تمامی رزمندگان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها 

چرا که سید مهدی عاشق مادر بی نشان خود بود.

وادی مقدس:

ندایی آمد از سوی پروردگار: کفش هایت را در آور، اینجا وادی مقدس طوی است! 

ای موسی، اینجا وادی مقدس است. اینجا سرزمین تکلم با خداست اینجا مکان نجواهای عاشقانه با معبود است. اینجا خدا را می توان با چشم دل دید و بی پرده با او سخن گفت.
آنجا سرزمین طوی بود، اینجا جبهه های حق علیه باطل. آنجا وادی مقدس بود. و اینجا تمام کفر در برابر تمام حق، پس اینجا هم وادی مقدس است. 
اینجا هم رزمندگان با خدای خویش نجواهای عاشقانه دارند، پس اینجا هم سرزمین تکلم با خداست. اینجا هم بچه هایی که تا چند لحظه ی دیگر، عند ربهم یرزقون خواهند شد، با خدای خود بی پرده و عاشقانه سخن می گویند. 
اصلا انگار حضور حضرت حق را با همه  ی وجود حس می کنند. و البته بر سر این عشق بازی با معشوق، جان خود را تقدیمش می کنند و این وادی مقدس را با خون خود رنگین می کنند. 
اینجا مامن و ماوای این عاشقان است. وادی مقدس، جایی است که این عاشقان با خدای خود معامله کردند. جان خود را دادند و رضایت الهی خریدند.
از همه ی دلبستگی های مجازی گذشتند و دلبستگی حقیقی را خریدند. عجب وادی مقدس است. چه عشق بازی ای بین عابد و معبود، عاشق و معشوق، خدا و بنده اینجا شده است.
پس کفش هایت را، پوتین نظامی ات را، یا هر آنچه در پای داری بیرون بیاور. آری پا برهنه حرکت کن، اینجا وادی مقدس است.
یکی از کسانی که بر این وادی مقدس با پای برهنه قدم نهاد، سید حمید میر افضلی است؛ سیدی از اهالی شهر رفسنجان.
او در محله ی قطب آباد زندگی می کرد. در ماه های اول جنگ در جبهه ها حاضر شد، ابتدا در گروه جنگ های نامنظم شهید چمران و ستاد شیخ هادی به مقابله با دشمن پرداخت و بعد از انسجام نیروهای اسلام در برابر دشمن، در سپاه حمیدیه و در قسمت اطلاعات مشغول به جهاد فی سبیل الله شد.
اما چون از فرزندان استان غرور پرور کرمان بود، هر گاه لشکر ۴۱ ثارالله مامور به انجام عملیاتی می شد، سراسیمه و بدون توقف وقت خود را به لشکر می رساند و در عملیات شرکت می کرد.

او به عنوان یک نیروی عادی می آمد، ولی به دلیل تسلط اطلاعاتی به مناطق جنگی و آشنایی با فنون نظامی، خیلی سریع به عنصری تاثیر گذار تبدیل می شد. او همواره یکی از ارکان نیروهای عملیات به حساب می آمد. 
اما دفتر حیات او هنگامی باز شد که در عملیات خیبر به دستور حاج قاسم سلیمانی همراه حاج همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، رفت تا یک گروهان نیرو تحویل حاج همت دهد.‌

حاج همت سوار موتور شد و سید حمید، با پای برهنه پشتش نشست. اما به جای آنکه آن ها به محل استقرار گروهان برسند، به بهشت رضوان الهی وارد شدند. سید حمید با پای برهنه به دیدار خدا رفت.

میلاد: 

هفدهم بهمن ماه سال ۱۳۳۵ و در یکی از روزهای سرد زمستان پنجمین فرزند خانوادگی ما به دنیا امد. پدرم دوست داشت اسم او  سید غلام رضا باشد، اما مادرم نام او را سید حمید گذاشته بود. 
خوابی دیده بود و بر این اسم هم پافشاری می کرد. اخر اسم او را در شناسنامه ی سید غلام رضا گذاشتند، ولی خانواده، سید حمید صدایش می کردند. و همه او را به نام سید حمید شناختند.
در محله ی قطب آباد شهرستان رفسنجان، که الان محدوده ی خیابان شریعتی را در بر می گیرد، زندگی می کردیم. این محله از جمله محله های رفسنجان نظیر کمال آباد، عباس آباد، رحمت آباد، رستم آباد و فیض آباد است که در این شهر قرار دارد.

پدرم سید جلال میر افضلی و مادرم بی بی فاطمه اصالتا اهل مهریز یزد و هر دو از سادات و مومنان بودند که از سال ها پیش ساکن رفسنجان شدند.
پدرم مدتها کارگر شهرداری و فرماندهی بود. اما بسیار به لقمه ای که به خانه می آورد دقت می کرد. او اعتقاد داشت که لقمه حلال در  سرنوشت فرزندانش بسیار موثر است. 
مادرم حمید را باردار بود که خواب می بیند دست کرده در جیبش و یک سکه در آورده، که روی سکه نام پنج تن آل عبا علیه السلام نوشته شده! 
سکه را در جیبش می گذارد و محکم آن را می گیرد. صبح که بلند می شود، خوابش تعبیر می شود: این بچه هم مانند بچه های دیگرش پسر بود.
مادر او را نذر پنج تن آل عبا علیه السلام کرد. برای همین هر وقت می خواست برای حمید نذری کند نذر پنج تن علیه السلام می کرد.

بین الطلوعین عین فاصله زمانی از اذان صبح تا طلوع آفتاب است. حدود یک ساعت و نیم طول می کشد.

در روایات از این زمان به ساعتی از ساعات بهشت یاد شده و آثار و برکاتی برای آن بیان شده.
انسان به این نتیجه می رسد که اگر می خواهد خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت را داشته باشد و از بدبختی ها رهایی یابد، باید در این ساعات بهشتی بیدار بماند .
حتی گفته شده که فرشتگان در این ساعات در حال تقسیم روزی هستند و اگر خواب بمانیم، از روزی خود باز مانده ایم. 
بیداری بین الطلوعین در خانواده ی ما تبدیل به یک فرهنگ شده بود. خواندن نماز صبح و بعد خواندن قرآن و بیداری تا طلوع افتاب. صبح زود همه برای نماز صبح بلند می شدند.
پدر همه ی ما را بلند می کرد بدون اینکه اعتراضی باشد همگی نماز می خواندیم.
البته این نماز مانند نمازهای این روزگار نبود که همه چیز فراهم باشد! آب لوله کشی نداشتیم، باید می رفتیم سر جوی ابی که از نزدیک خانه امان رد می شد و توی هوای سرد وضو می گرفتیم.
بعد از نماز هم بیدار می ماندیم تا طلوع آفتاب. بزرگ ترها به سر کارشان می رفتند و کار و تلاش از همان ساعات اولیه ی صبح شروع می شد.
من و یکی از برادرها در پمپ بنزین کار می کردیم. برادر دیگرم نقاش بود. و محمد رضا هم اهل تحصیل و علم. حمید هم مشغول مدرسه.
وقتی صبح زود کار را شروع می کردیم. ساعاتی بعد از غروب آفتاب و خوردن شام مختصر می خوابیدیم. برای همین، هم سالم بودیم، هم شاداب و سرحال.

بعد ها متوجه شدم که این سبک زندگی که والدین ما بر آن اصرار داشتند بسیار مورد سفارش در کتب دینی بوده.
در قرآن به صورتی این مطلب آمده که قبل از طلوع خورشید به تسبیح خدا بپرداز.
یا در تفسیر المیزان خواندم که در تفسیر آیه (انزلنا علیکم المن السلوی
که برای بنی اسرائیل از سوی خدا من و سلوی که به شکل نان بوده فرستاده می شده زمان نزول این مائده ی آسمانی قبل از طلوع خورشید بوده است.
همچنین به خواندن قرآن در این زمان نیز سفارش زیادی شده است در سوره ی اسرا آمده است.(ان قرآن الفجر کان مشهودا
زندگی زیبای ما در کنار پدر و مادر ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۶۹ پدر ما حاج جلال و در سال ۱۳۸۰ مادر ما به دیدار اجداد طاهرین خود رفتند.


نام کتاب: پابرهنه در وادی مقدس 
نویسنده کتاب: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 


نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۲۱:۵۷ - ۱۳۹۹/۳/۱۱
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه