چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۹
کد مطلب: ۷۰۳۳

آشتی با امام عصر علیه السلام
مهدویت

آشتی با امام عصر علیه السلام

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
ولادت امام زمان علیه السلام اقیانوس بی کرانی است که هر کس نسبت به معرفت و محبت خود، می تواند در آن به پیش رود و غور کند تا جایی که به مقام «منا اهل بیت» برسد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آشتی با امام عصر علیه السلام:

ولادت امام زمان علیه السلام اقیانوس بی کرانی است که هر کس نسبت به معرفت و محبت خود، می تواند در آن به پیش رود و غور کند تا جایی که به مقام «منا اهل بیت» برسد.
جد بزرگوارش مولای متقیان علیه السلام در توصیف عمق غربت و مظلومیت فرزند خود فرمود:
امام عهده دار امر نجات انسان ها همان رانده ی آواره ی بی کس تنهاست.
از آن جا که تبیین غربت امام عصر علیه السلام در دوران سیاه غیبت، برای شیعیان و مؤمنان راستین مفید و محرک است، با استمداد از روح مقدس مادر بزرگوار آن جناب، حضرت نرجس علیها السلام، نوشتار چند در غربت امام عصر علیه السلام به اختصار قلمی گردید.
هدف از انگارش این کتاب آن است که ذره ای از غربت آن نازنین کاسته و به قلب شریفش اندک شادمانی و سروری رسانده باشیم و در این دوران تنهایی و غربت، لحظاتی میهمان ساحت مقدس یوسف زهرا علیها السلام و مونس و همدم آن آستان بلند.
صادقانه و دردمندانه می گویم: از بزرگ ترین مصادیق غربت امام عصر علیه السلام این است که فردی سراپا قصور و تقصیر هم چون این حقیر، باید برای غربت امام زمان علیه السلام دست به قلم شود و از این غفلت تاریخی بنالد و در صدد بر آید خود و دیگران را متوجه تنهایی و غربت و مظلومیت پیشوای پنهان مردمان سازد و به ادای حقوق آن بزرگوار و دعا برای ظهور آن حضرت، دعوت و تشویق کند! 


آغاز کلام :
مولای من! آرزو داشتم مرا عبدالمهدی می نامیدند. دوست داشتم از همان اول، اذان عشق تو را در گوشم زمزمه کرده بودند. ای کاش از ابتدا مرا برای تو نذر کرده حلقه ای غلامی ات را بر گوشم افکنده بودند! کاش کامم را با نام تو بر می داشتند و حرز تو را هم راهم می کردند!
مهدی جان! دوست داشتم با نام نامی تو زبان باز می کردم. ای کاش آن اوایل که زبان گشودم، نزدیکانم مرا به گفتن یا مهدی وا می داشتند!
ای کاش مهد کودکم، مهد آشنایی با تو بود. کاشکی در کلاس اول دبستان، آموزگارم، الف بای عشق تو را برایم هجی می کرد و نام زیبای تو را سر مشق دفترچه ی تکلیفم قرار می داد.
در دروه ی راهنمایی، هیچ کس مرا به خیمه ی سبز تو راه نمایی نکرد.
در سال های دبیرستان، کسی مرا با تو -که مدیر عالم امکان هستی -پیوند نزد.
در کتاب جغرافی ما، صحبتی از ذی طوی و رضوی نبود. کوهی است در نزدیکی مکه است.
در کلاس تاریخ، کسی مرا با تاریخ غیبت، غربت و تنهایی تو آشنا نساخت.
در درس دینی، به ما نگفتند «باب الله» و «دیان دین» در زیارت آل یاسین آمده است: «السلام علیک یا باب الله و دیان دینه» حق تویی.
دریغ که در کلاس ادبیات، آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زد نکردند! 
افسوس که در کلاس نقاشی، چهره ی مهربان تو را برایم به تصویر نکشیدند!
چرا موضوع انشای ما، به جای «علم بهتر است یا ثروت»، از تو و از ظهور تو و روش های جلب رضایت تو نبود؟! مگر نه بی تو، نه علم خوب است و نه ثروت؟
کاش در کنار زبان بیگانه، زبان گفت و گو با تو را نیز -که آشنا ترین و دیرین ترین مونس فطرت های بشر است -به ما می آموختند! ای کاش -وقتی برای آموختن یک زبان خارجی به زحمت می افتادم -به من می گفتند: او تمامی زبان ها و گویش ها و لهجه ها … و حتی زبان پرندگان را می داند و می شناسد.
در زنگ شیمی -وقتی سخن از چرخش الکترون ها به دور هسته ی اتم به میان می آمد -اشارتی کافی بود تا من بفهم تمام عالم هستی و ماسوی الله به گرد وجود شریف تو می چرخند.
ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمول های پیچیده ی ریاضی، فیزیک و شیمی، فرمول ساده ی ارتباط با تو را نیز به من یاد می دادند.
یادم نمی رود از کتاب فارسی، حکایت آن حکیم را که گذارش به قبرستان شهری افتاد. او با کمال تعجب دید، بر روی همه ی سنگ قبرها، سن فوت شدگان را 3، 4، 7 سال و مانند آن نوشته اند. پرسید آیا اینان همگی در طفولیت از دنیا رفته اند؟ گفتند: این جا، سن هر کس را معادل سال هایی از عمرش که در پی کسب علم بوده است محاسبه می کنند.
کاش آن روز دبیر فارسی ما گریزی به حدیث معرفت امام می زد و می گفت که در تفکر شیعی، حیات حقیقی در توجه به امام عصر علیه السلام و معرفت و محبت و مودت او و مهم تر از آن برات از دشمنان او معنا می شود.
درس فیزیک، قوانین شکست نور را به من آموخت؛ ولی نفهمیدم نور خدا تویی و مقصود از (یهدی الله لنوره من یشاء)
2. ( خدا هرکس بخواهد به طرف نور خویش هدایت می کند)، قسمتی از آیه ی 35 از سوره ی نور که در حدیث شریف حضرت امیرالمومنین علیه السلام آن را به امام عصر علیه السلام تأویل فرموده اند. تفسیر برهان (ح7643)
از سرعت سرسام آور نور( 300 ) هزار کیلومتر در ثانیه) برایم گفتند؛ اما اشاره نکردند شعاع دید امام معصوم تا کجاست و نگفتند امام در یک لحظه می تواند تمام عوالم و کهکشان ها را از نظر بگذارند و از احوال همه ی ساکنان زمین و آسمان با خبر شود.
وقتی برای کنکور درس می خواندم، کسی مرا ثبت نام در دانشگاه معرفت محبت امام زمان علیه السلام تشویق نکرد. کسی برایم تبیین نکرد که معرفت امام نیز مراتب دارد و خیلی ها تا آخر عمر در همان دوران طفولیت یا مهد کودک خویش در جا می زنند.
نمی دانستم که عناوینی هم چون دکتر، مهندس، پروفسور و …قرار داده هایی در میان انسان هاست که تنها به کار کسب ثروت، قدرت، شهرت و منزلت اجتماعی و گاهی خدمت در این دنیا می آید؛ اصلا در این وادی نبودم.
از فضای نیمه بسته ی مدرسه، وارد فضای باز دانشگاه شدم. در دانشکده وضع از این هم اسف بار تر بود. بازار غرور و نخوت پر مشتری بود و اسباب غفلت، فراوان و فراهم. فضا نیز رنگ و بو گرفته از علم زدگی و روشن فکر مآیی! خیلی ها را گرفتار تب مدرک گرایی می دیدم. علم آن چیزی بود که از فلان کتاب مرجع اروپایی یا فلان مجله ی آمریکایی ترجمه می شد؛ از علوم اهل بیت علیهم السلام، دانش یقین بخش آسمانی، کم تر سخن به میان می آمد!
مولای من! در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت؛ پرچمی به نام تو افراشته نبود؛ کسی به سوی تو دعوت نمی کرد؛ هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نکرد. کارکرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام، جبران کسری معدل دانش جویان بود! نه این که از تبلیغات مذهبی، نشست های فرهنگی، نماز جماعت، اردوهای سیاختی زیارتی، مسابقات قرآن و نهج البلاغه و … خبری نباشد… کم و بیش یافت می شد؛ اما در همین عرصه ها نیز تو سهمی نداشتی و غربت و مظلوم و از یادرفته بودی.
پس از فراغت از تحصیل نیز، اداره ی زندگی و دغدغه ی معاش، مجالی برای فکر کردن راجع به تو برایم باقی نگذاشت! 
اینک اما، در عمق ضمیر خود، تو را یافته ام؛ چندی است با دیده ی دل تو را پیدا کرده ام؛ در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس می کنم؛ گویی دوباره متولد شده ام. تعارف بر دار نیست. زندگی بدون تو -که امام عصر و پدر زمانه ای -مردگی است و اگر کسی هم چون. من، پس از عمری غفلت به تو رسید، حق دارد احساس تولدی دوباره کند؛ حق دارد از تو بخواهد از این پس او را رها نکنی و در فتنه ها و ابتلائات آخر الزمان از او دست گیری؛ حق دارد به شکرانه ی این نعمت، پیشانی ادب بر خاک بساید و با خود زمزمه کند:
اگر تمام عالم را جست و جو کنی، دوستی هم چون امام عصر علیه السلام نمی یابی که: 
هر چند به یادش نباشی، تو را از یاد نبرد؛
هر چند او را رها کنی، تو را رها نکند؛
هر چند بر او جفا کنی؛ از عطا دریغ نورزد؛
هر چند در حقش دعا نکنی، به در گاه خداوند برایت دعا کند؛ 
هر چند از او گریزان باشی؛ از تو روی بر نگرداند؛
هر چند موجبات رنجش او را فراهم کنی، رنجوری تو را برنتابد؛
هر چند به او سر بلندی نیفزایی، او سبب افتخار و بزرگی تو باشد؛
اگر از حال او بی خبر باشی، از احوال تو بی خبر نماند؛
اگر تو حضور او را درک نکنی، همیشه و هر جا هم راه تو باشد؛
اگر از ارتباط با وی خود داری کنی، خود به تو پیغام دهد؛
اگر از او دفاع نکنی، تو را بی پناه مگذارد؛
اگر هزاران مرتبه قلبش را شکسته باشی، باز عذرت را بپذیرد؛
اگر بارها زیاد نقص میثاق کرده باشی، راه باز گشت به سویت نبندد؛
اگر تو او را دوست نداری، او تو را دوست داشته باشد؛
اگر تو امانت داری شایسته برایش نباشی، او امین و راز نگه دار تو باشد؛
اگر تو او را یاری نرسانی، او پشتیبان و یاور تو باشد؛ 
اگر کوچک ترین خدمات را به رخش کشی، بزرگ ترین لطفش را به رویت نیاورد؛
اگر تو حریمش را پاس نداشتی، او تو را حمایت و محافظت کند؛ 
اگر تو او را طرد کنی، او کهف حصین و پناهگاه امن تو باشد؛
اگر سهم او را از مالت نپردازی، باز هم روزی خویش را مدیون او باشی؛
اگر تو فرزندی خطاکار و سر به هوا گشتی، او پدری بزرگوار و شفیق باقی بماند؛ 
اگر تو حق برادری اش را ادا نکردی، او هم چنان برادری مهربان برای تو باشد؛ 
اگر تو او را در سختی ها تنها گذاشتی، او در تنگناها و شداید، رهایی بخش تو باشد؛ 
… و این ها همه در حالی است که هیچ نیازی به تو ندارد و به عکس، تو سراپا نیاز و احتیاج به اویی!
آری، خواننده ی گرامی!
رمز جلب عنایت امام عصر علیه السلام توجه به وجود مقدس اوست. می توان آن حضرت را با توسل به ساحت مقدس معصومین علیهم السلام و خود آن بزرگ در قلب خویش حاضر دید. اشتباه نکنیم! امام علیه السلام در دور دست ها نیست؛ هر لحظه با ماست؛ از رگ گردن به ما نزدیک تر است!
امام زمان علیه السلام در انحصار هیچ صنف، طایفه، گروه و حتی مذهبی نیست. متعلق به همه ی بشریت است. فیض آن حضرت به فقیر و غنی، عالم و جاهل، نیکو کار و گناه کار و حتی غیر مسلمانان نیز می رسد. او منشی و دربان ندارد. هر وقت اراده کنی، هر گاه دلت از همه جا و همه کس بگیرد، در هر زمان، بدون وقت و هم آهنگی قبلی و بی واسطه می توانی با امام عصر علیه السلام ارتباط برقرار کنی. کافی است یک یا صاحب زمان بگویی.
اگرچه برابر گوش هامان دیوار کشیده و خود را از شنیدن صدای دل نشینش محروم کرده ایم، آقا جواب ما را خواهد داد. هر چند جلوی دیدگانمان پرده افکنده و از تماشای جمال دل ربایش محروم ایم، او ما را می بیند. نگو: من کجا و امام زمان کجا؟ هیچ شده است به خاطر برخی اشتباهات از پدر یا مادر خویش گریزان باشی؟ آن عزیز از پدر مهربانتر است و از مادر دل سوزتر؛ تک تک ما را هم چون فرزندان دل بند خویش دوست دارد.


از دکتر علی هراتیان


نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۳:۵۰ - ۱۳۹۹/۲/۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین