جمعه ۹ اسفند ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۶۴۱

راه وصال به حضرت صاحب الزمان(عج)
مهدویت

راه وصال به حضرت صاحب الزمان(عج)

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
تحصیل مکارم اخلاق و صفات پسندیده، و سعی و کوشش در این زمینه و صرف عمر و توانایی در این راه، تکلیف دیگر مؤمن است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

راه وصال:

تکلیف پانزدهم:
تکذیب و رد مدعیان نیابت خاصه حضرت مهدی عج الله در عصر غیبت کبری، از تکالیف و وظایف مؤمنان است. شیعه امامیه معتقد است که با فوت نایب خاص آن حضرت در غیبت صغری، شیخ علی بن محمد سمری رضی الله نیابت خاصه و وکالت از جانب امام زمان عج الله خاتمه یافته است. 
شیخ علی بن محمد سمری رضی الله چهارمین وکیل و نایب خاص آن حضرت بوده است و به اعتقاد شیعه اثنی عشری و بر حسب مذهب امامیه، نیابت خاصه فقط مخصوص غیبت صغری است و در غیبت کبری، نیابت خاصه و وکالت از جانب امام زمان عج الله وجود ندارد.
اما نیابت عامه آن حضرت در عصر غیبت کبری نه تنها ممکن و جایز است بلکه ادله و براهین، بر وجود و ثبوت نیابت عامه آن حضرت دلالت دارند و علمای عامل و واجد شرایط مذکور در لسان اهل بیت علیهم السلام، وکلا و نواب عامه آن حضرت می باشند.
راوی می گوید: «در سالی که شیخ علی بن محمد سمری از دنیا رفت، من در مدینه السلام بغداد بودم و چند روز قبل از وفاتش نزد او حاضر شدم؛ او برای مردم نامه ای بیرون آورد. از آن نسخه بر داشتم که: بسم الله الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری! خدواند اجر برادرانت را در فقدان تو بزرگ بدارد. همانا تو از امروز تا شش روز دیگر خواهی مرد؛ پس خود را مهیا کن و به احدی وصیت نکن که پس از وفات تو، جانشین تو گردد. به تحقیق، غیبت کبری آغاز شده است؛ پس ظهوری نخواهد بود مگر بعد از اذن خدواند عز و جل، و آن بعد از طولانی شدن وقت ظهور، و سخت شدن دلها و پر شدن زمین از ستم است و به زودی در شیعیان من کسانی می آیند که ادعا می کنند مرا دیده اند. آگاه باشید هر کس قبل از خروج سفیانی و صدای آسمانی، ادعای دیدار مرا نمود، او دروغ گویی و تهمت زننده است و لا حول قوه الا بالله العلی العظیم.» اثبات نیابت خاصه با یکی از این سه طریق ممکن است: 
اول: نص صریح و تصریح خود امام زمان عج الله
دوم: نص و تصریح نایب خاص امام زمان عج الله
سوم: آشکار شدن وقوع کرامات و امور خارق العاده، از طرف مدعی نیابت خاصه، که نشاط ربط و ارتباط خاص او با خداوند متعال و آن حضرت و تایید اوست.
هر یک از نواب خاص امام زمان عج الله در عصر غیبت صغری، یا با نص خود امام زمان عج الله و یا نص و تصریح نایب خاص پیشین او، تعیین و منصوب شده اند و دارای کرامات و امور خارق عادات بسیاری بوده اند؛ بنابراین تا هنگامی که نیابت خاصه شخصی، با ادله قطعی ثابت نشود، نمی توان قابل به نیابت خاص او شد. و این ادعای نیابت و هم چنین قبول آن حرام است. 
در عصر غیبت کبری، حصول این طریق سه گانه بعید، بلکه باطل و مردود است؛ زیرا به طور مسلم نه نص و تصریحی از طرف امام یا نایب خاص او وجود دارد و نه فردی یافت می شود که با کرامات و ارائه آن ها، بتواند نیابت خود را به اثبات رساند.
آری ممکن است فرد یا افرادی، مدعی نیابت خاصه امام زمان عج الله باشند؛ اما باید آنها را به طور جدی امتحان کرد و دید آیا هیچ یک از این طرق سه گانه، قائم بر نیابت خاصه آن فرد یا افراد هست یا خیر؟ با امتحان و دقت نظر در قول، فعل، فکر، کردار و ادعای فرد مدعی نیابت خاصه، دروغ و فریب او به خوبی آشکار می شود. از آغاز غیبت کبری تاکنون، تحقق هیچ یک از این راه های سه گانه در احدی نه شنیده و نه دیده شده است.
روشن است که مدعی نیابت خاصه باید بیش و پیش از همه، عامل به شریعت و دین خدا بوده و کوچک ترین لغزشی از او دیده نشود و همه واجبات را به جا آورده و تمام محرمات را ترک کند و از مکروهات بپرهیزد و مستحبات را انجام دهد و کرامات و خارق عادات او نیز باید بر ارتباط او با حضرت حجه علیه السلام دلالت تام و کاملی داشته و نیابت خاص او را به اثبات رساند، که چگونگی آن نزد اهل فن روشن است.
آن جا که حضرت می فرمایند: «هر کس ادعای مشاهده مرا نمود، دروغ گوی تهمت زننده است» به همین موضوع اشاره دارد؛ یعنی اگر کسی ادعا کند از طرف آن حضرت نیابت خاصه دارد و ایشان را آن گونه که نواب خاص ملاقات می کرده اند، ملاقات می کند، دروغ گو و تهمت زننده است و این مطلب، همان قدر متیقن مدلول این روایت، در رد و نفی مشاهده و دیدار آن حضرت و تکذیب مدعیان دیدار اوست.

تکلیف شانزدهم:
تکلیف دیگر مؤمن، دعا کردن در تحصیل مهمات است. مؤمن باید دعا کند و از خدواند متعال بخواهد، آن چه برای سعادت دنیا و آخرت مطلوب و برای یک مؤمن لازم است، به او ارزانی دارد؛ مانند: صبر، راستگویی، عقل و خرد، حکمت و دانش، که باید آن ها را از خداوند متعال خواستار بود. 
اگر صبر در غیبت از وظایف مؤمنان است، وظیفه دیگر آن ها دعا و درخواست صبر از خدواند متعال است و اگر ادای حقوق آن حضرت از وظایف و تکالیف آن ها به شمار می رود، تکلیف دیگر آنان، دعا برای این مهم است؛ یعنی در هر مهمی و در تحصیل هر خیری و برای رسیدن به هر پایه ای باید دعا کرد و آن را از خداوند متعال خواستار بود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «حوائجی که برایتان پیش می آید، از خدا مسألت کنید حتی بند کفش را؛ زیرا اگر او آن را آسان ننماید، آسان نخواهد شد.»
 

تکلیف هفدهم:
تحصیل مکارم اخلاق و صفات پسندیده، و سعی و کوشش در این زمینه و صرف عمر و توانایی در این راه، تکلیف دیگر مؤمن است.
اخلاقها و صفات پسندیده و خوبی که شیعه امام زمان عج الله باید دارا باشد، بسیار است؛ مانند: خاموشی و سکوت زبان، علم، حلم و مدارا با مردم، میانه روی در امور، حسن خلق و … . 
راوی از امام باقر علیه السلام می پرسد: «ای فرزند رسول خدا! بهترین عمل مؤمن در زمان غیبت کدام است؟
آن حضرت فرمودند: حفظ زبان و خانه نشینی.»
مقصود از حفظ زبان همان سکوت و هم چنین لزوم تقیه است، و هدف از خانه نشینی، دوری از مفاسد و اجتناب از معاصی و پرهیز از دنیا و هوا و هوس آن است.
راوی می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: «سلام مرا به هر کس از شیعیان، که می بینی مرا اطاعت نموده و به سخنم عمل می نماید برسان، و شما را به تقوای خداوند عز و جل و پرهیزگاری در دین تان و سعی و تلاش در راه خدا و راستگویی و ادای امانت و طول سجود و همسایه داری خوب سفارش می کنم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم این ها را آورده است و دین او این است. امانت را به کسی که شما را بر آن امین نموده است، چه نیکوکار باشد و چه فاسق، ادا نمایید، که همانا رسول خدا امر می فرمودند که حتی نخ و سوزن هم ادا شود.»
امام صادق علیه السلام فرمودند: «همانا ما دوست داریم کسی را که عاقل، فهمیده، فقیه، بردبار، مهربان، صبور، راست گو، با وفا باشد. به درستی که خدواند متعال، پیامبران را به مکارم اخلاق صفات و اخلاق های پسندیده مخصوص داشته است؛ پس هر کس که در او این صفات و اخلاق های عالی باشد، خدا  ا بر آن حمد گوید و هر کس که در او این صفات نباشد، به درگاه خداوند متعال زاری نماید و مکارم اخلاق را از خداوند بخواهد. راوی می گوید: گفتم: فدایت شوم، مکارم اخلاق کدامند؟ آن حضرت فرمودند: پرهیزگاری و قناعت و صبر و شکر گزاری و حلم بردباری و خردمندی و حیا و سخاوت و شجاعت و غیرت و نیکوکاری و راست گویی و ادای امانت.»

تکلیف هجدهم (تابع تکلیف هفدهم):
تکلیف دیگر مؤمن، این است که از خدواند متعال بخواهد مکارم اخلاق و صفات پسندیده را به او عطا کند، تا هر چه بیشتر به آن حضرت شبیه شده و مورد محبت ایشان قرار گیرد. 
در این زمینه خواندن دعای مکارم اخلاق، دعای بیستم صحیفه سجادیه؛ اواخر کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی که در کتابهای دعا مضبوط است، بسیار مطلوب بوده، و خوب است در اوقات استجابت دعا خوانده شود. مطلع این دعا است: «اللهم صل علی محمد و آله و بلغ بایمانی اکمل… .»
خواندن این گونه ادعاها بیشتر از آن جهت اهمیت دارد که حصول و تحقق مکارم اخلاق به دست خدواند متعال است و از توانایی انسان خارج است. و آن چه در این زمینه از انسان ساخته است، سعی و کوشش و انتخاب و اختیار است؛ یعنی سمت و سوی مسیر را بر گزیدن و کوشش در راه رسیدن به هدف، اما حصول و تحقق اهداف و به عنوان مثال تحصیل مکارم اخلاق، علاوه بر خواست و اراده انسان و انتخاب و سعی او، بیش از هر چیز به اراده الهی و خواست او بستگی دارد.

تکلیف نوزدهم:
تکلیف دیگر، ادای حقوق مومنان است که ادای حقوق آن حضرت به شمار می رود.
این حقوق بسیار است و ادای آنها از اوجب واجبات است. از جمله حقوق مؤمن، قضای حاجات او و اکرام و مواسات با اوست که در کتب روایی و اخلاقی از همه آن ها یاد شده است.
امام کاظم علیه السلام فرمودند: «هر کس حاجت و خواسته یکی از دوستان ما را بر آورد، مانند آن است که آن خواسته و حاجت را برای همه ما بر آورده است.»
امام صادق علیه السلام در جواب کسی که از آن حضرت در باب حق مؤمن سؤال کرده بود، فرمودند: «حق مؤمن، هفتاد حق است.»
حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمودند: «هر کس برادر مومنش برای حاجتی نزد او آید، رحمتی است از خدواند متعال که به سوی او پیش فرستاده است؛ پس اگر آن را پذیرفت و در رفع حاجت آن مؤمن کوشش کرد، به ولایت ما پیوند داده است و ولایت ما به ولایت خدا متصل است و اگر حاجت آن مؤمن را نپذیرفت و آن را رد نمود، در حالی که می توانست حاجتش را بر آورد، خدواند بر او ماری از آتش را مسلط می کند که او را در قبرش تا روز قیامت می گزد، حال می خواهد که آمرزیده یا معذب باشد گناه دیگر هم داشته باشد یا خیر و چنان چه خواهنده حاجت، او را معذور بدارد، وضعش بدتر خواهد بود.»
از این روایات و مثل آن ها، در می یابیم که ادای حقوق مومنان و اکرام آنان از بهترین راه های تقرب به خداوند متعال و نزدیکی به امام زمان عج الله است.

تکلیف بیستم:
تکلیف دیگر مؤمن، دشمنی کردن با دشمنان ماضی و حال و آینده آن حضرت است که یکی از مصادیق و معانی دشمنی با دشمنان خداست و در فروع دین از آن به تبری یاد می شود و از علایم صدق و صحت ایمان شخص به خدا است. یک محب واقعی می تواند، حقیقت و صدق محبت خود را، تنها از راه دشمنی با دشمنان محبوب خویش نشان دهد. 
دشمنان آن حضرت در انواع و اقسام مختلف و اصناف گوناگونی هستند که شرح و تفصیل آن در این مختصر ممکن نیست، اما به اجمال باید گفت: دشمنان او، کفار، منافقان، ملحدان، معاندان و نظیر آنان هستند، البته تا هنگامی که بر اعتقاد خود اصرار دارند و از آن بر نمی گردند، و نیز تمام اشرار و همه افراد فاسق و فاجر که در فسق و فجور خود اصرار دارند و از آن بر نمی گردند.
همان گونه که دشمنان امام زمان عج الله در دشمنی خود دارای درجات و مراتبی هستند، دشمنی با آنان نیز دارای درجات و مراتبی است ک لازم است این درجات و مراتب مراعات شود. کمترین حد دشمنی با دشمنان امام زمان عج الله همان اعراض قلبی و در مرحله بعد اعراض عملی به همراه اعراض قلبی است؛ مانند: اعراض از سخن گفتن، معامله، مشارکت، هم نشینی و … هم چنین لازم است در این دشمنی و اعمال آن، شرایط امر و معروف و نهی از منکر، با دقت رعایت شده و کوچک ترین کوتاهی صورت نگیرد. 
از جمله دشمنان امام زمان عج الله، ابلیس علیه اللعنه است که مؤمن باید نهایت دشمنی را با او داشته باشد و بهترین شکل دشمنی مؤمن با ابلیس و اعوان او همان مخالفت و عدم اطاعت از آن ها است؛ به عبارت دیگر، اطاعت از خدا و دین او و اطاعت از حجت وقت و سلوک در راه او و تهذیب نفس، بهترین نوع دشمنی با ابلیس و اعوان او است.
دشمنان دیگر امام زمان عج الله آثار سوء  و گمراه کننده و ضاله دشمنان آن حضرت است که باید با قدرت با آن ها مبارزه کرد. این آثار می توانند فرهنگی با غیر آن باشند؛ مانند: کتب ضاله، مراکز فساد، تأسیس و ترویج روش های غلط اقتصادی هم چون ربا و دیگر آثار کفر و الحاد و عناد که مؤمن باید با حفظ شرایط و لوازم و توجه به آن چه مرضی خدواند متعال است، با آنان مبارزه نماید.
امام صادق علیه السلام در توصیف شیعه می فرمایند: «دشمن ما را دوست نمی دارد و دوست دار ما را دشمن نمی دارد.»
امام باقر علیه السلام می فرمایند: «با دشمن آل محمد دشمنی کن اگر چه روزه بسیار بگیرد و نماز بسیار بگذارد.»
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: «به خدا سوگند! خداوند به احدی اجازه نداده است که از غیر ما پیروی نماید و همانا هر کس از ما پیروی نمود، با دشمنان ما مخالفت نموده است و هر کس در سخن یا فعلی با دشمن ما موافقت کند، از ما نیست و ما از او نیستیم.»

تکلیف بیست و یکم (تابع تکلیف بیستم):
دیگر از تکالیف مومنین، لعن کردن بر دشمنان آن حضرت است؛ زیرا این عمل یکی از طرق و مصادیق دشمنی با آنها است. مؤمن باید دشمنان امام علیه السلام را یاد نموده، بر آن ها لعن فرستد و از خدواند متعال بخواهد بر عذاب و عقاب آن ها بیافزاید. بی شک، این لعن و این گونه دشمنی از حسنات مؤمن و از مصادیق معروف به شمار می رود و آثار روحی و معنوی خوب و زیادی خواهد داشت و بر استواری روح و روحیه دشمن ستیزی حقیقت خواهی او می افزاید.
در رأس دشمنان مهدی عج الله، دشمنان ماضی او، بنی امیه و بنی عباس می باشند که باید هر روز و هر شب، مورد لعن و اعراض قلبی و لسانی مؤمن قرار گیرند. لعن بر دشمنان آن حضرت به ویژه بنی امیه و بنی عباس، کمترین مرتبه اعراض عملی با دشمنان ماضی آن حضرت است. 
امام باقر علیه السلام فرمودند: «هنگامی که نماز واجب خود را به پایان رساندی، از آن فارغ نشو مگر با لعن بر بنی امیه.»
رسول اکرم می فرمایند: «هر کس در یاری ما اهل بیت ناتوان باشد ولی در تنها هایی خود، دشمنان ما را لعن نماید، خدواند متعال صدای او را به همه فرشتگان، از زمین تا عرش می رساند و هر وقت بر دشمنان ما لعنی می فرستد، او را یاری کرده و کسی را که او لعن می کند، لعن می کنند و بعد، آن را از سر می گیرند و تکرار می کنند، سپس عرضه می دارند: پروردگار! بر این بنده خود که آن چه در توان داشت، نثار نموده است و اگر بیش از این قدرت داشت، همانا انجام می داد، درود بفرست. در این هنگام از سوی خدواند متعال ندا می رسد: همانا دعای شما را اجابت کردم و صدای شما را شنیدم و از میان ارواح بر روح او درود فرستادم و او را نزد خویش از نیکان برگزیده قرار دادم.»

تکلیف بیست و دوم:
دیگر از تکالیف مؤمن، پرهیز از نااهلان است؛ یعنی دوری از پرهیز از افرادی که در راه آن حضرت و بر روش و سیره آن بزرگوار نیستند، همانانی که از روش اخیار و ابرار خارجند و کمتر به یاد آن حضرت هستند.
پرهیز از نااهلان، یکی از وظایف مهم سلوکی محبان آن حضرت است. ممکن است فردی مسلمان باشد شیعه باشد و نماز و روزه و زکات و … را رعایت نماید، اما نااهل و ناجنس به حساب آید. این افراد بیشتر اوقات مایل به دنیا، هوا و هوس و شهوات آن می باشند و به مسائل معنوی و سیر منازل اخروی و قدم گذاشتن در راه خدواند متعال کمتر توجه دارند. این افراد از طی مسیرهای سخت، و گذار از فراز و نشیب های راه آخرت گریخته، و راحتی، آسایش، غفلت و آسودگی خاطر را ترجیح می دهند. اگر به نماز و روزه و مثل آن رو نموده اند، از سر عافیت طلبی و ترس بوده و تنها به این خاطر است که این نماز و روزه، با کیفیتی که آنها به جا می آوردند، مخل خواهش های مادی آنها نیست و چه بسا بر اعتبار آنان در نزد مردم و بر کسب دنیای آنان می افزاید و از این ره آورد می توانند افراد بیشتری را فریب داده و بهتر به مطامع دنیوی خود برسند. اینان در برابر برهان های محکم، تن به هدایت نداده و از راه و مسیر خود صرف نظر نمی نمایند و پیوسته در آرزو های خود غرق می باشند.
این گونه افراد که تعدادشان کم نیست و بیشتر افراد بشر حتی بیشتر پیروان مذهب حق شیعه را تشکیل می دهند، اگر چه از دشمنان آن حضرت نباشند، اما از دوستان او نیز نمی باشند، و بر دوستان آن حضرت لازم است از آنان دوری نمایند و از آن ها و امور شان کناره گیرند و هم صحبت، هم نشین و هم قدم نشوند و از معامله، داد و ستد، مشارکت و همکاری با آنها در امور مختلف و مسائل گوناگون، به جز در ضرورت بپرهیزد؛ البته ارشاد و هدایت و دستگیری آنان، با احتمال اثر و حصول نتیجه، هیچ منعی ندارد، بلکه واجب هم خواهد بود، ولی در غیر این صورت باید از آن ها کمال پرهیز و دوری را نمود.
کسی که همراهی و هم نشینی با او یا صحبت و یاد او، انسان را از یاد امام علیه السلام باز می دارد، نا اهل است، اگر چه ظاهر الصلاح و اهل عبادت باشد. کسی که همراهی و سخن گفتن یا دوستی و مودت با او، آدمی را از محبت و شوق به آن حضرت باز می دارد، نا اهل است، اگر چه دشمن آن حضرت نبوده و از امت او به حساب آید. کسی که همراهی با او، فرد را از ادای حقوق امام زمان عج الله باز می دارد، نا اهل است. کسی که انسان را در رشد و تعالی و قرب به آن حضرت معین و یاور نیست، اگر چه مانع و سد نیز نباشد، نا اهل است. تنها آن کس نا اهل نیست که یار و معین تو باشد و با تو در راه آن حضرت هم سو، هم جهت، هم نیت و همراه بوده و از منتظران و مشتاقان آن حضرت باشد. 
البته، مطالبی که در این تکلیف بیان شد با ادای حقوق متقابلی که بین برادران دینی است، منافاتی ندارد و خدشه ای بر آن وارد نمی نماید؛ به عنوان مثال: پرهیز از نااهل به معنای قطع رحم نیست.

تکلیف بیست سوم
تکلیف دیگر  شخص مؤمن، تهیه و فراهم نمودن سلاح و هم چنین اسب برای یاری آن حضرت و در انتظار ظهور فرخنده ایشان است که این عمل نوعی مرابطه است و توضیح آن خواهد آمد
امام صادق علیه السلام فرمودند: «همانا باید هر یک از شما برای خروج و ظهور قائم آل محمد، سلاحی مهیا نماید اگر چه یک تیر باشد و همانا، هر گاه خدواند متعال بداند، کسی چنین نیتی دارد، امیدوارم عمر او را طولانی نماید تا ظهور آن حضرت را دریابد و از یاورانش باشد. 
امام باقر علیه السلام به راوی این روایت می فرمایند: «مرابطه نزد شما چند روز است؟ راوی عرضه می دارد: چهل روز است. آن حضرت می فرماید: ولی مرابطه ما، مرابطه تمام عمر و روزگار است و هر کس در راه ما اسبی فراهم نماید، مادامی که آن اسب نزد اوست، به مقدار دو برابر وزن آن اسب، برای او ثواب و اجر خواهد بود و هر کس در راه ما اسلحه ای فراهم نماید، مادامی که آن سلاح نزد اوست، به مقدار وزن آن اسلحه برای او پاداش خواهد بود.»
مقصود از سلاح همان آلت جنگ است، اعم از سرد یا گرم؛ مانند: تیر و کمان، نیزه، گرز، زوبین، خنجر، سیف و تفنگ. اما ترجیحا، مقصود از سلاح، همان سیف شمشیر است و مستفاد از ادله و روایات و شواهد نیز هم این می باشد، با توجه به این که تهیه و نگهداری بعضی از سلاح ها، مانند: تفنگ، ممنوعیت خاص خود را دارد. هم چنین به نظر می آید منظور امام زمان عج الله از مرابطه تمام عمر، همان مرابطه قسم سوم است که در تکلیف بعد به آن اشاره خواهد شد.


از سید  محمد رضا حسینی مطلق


نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۳:۱ - ۱۳۹۸/۱۰/۲۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه