جمعه ۹ اسفند ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۶۰۳

راه وصال 
مهدویت

راه وصال 

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
دعوت مردم و آشنا نمودن آنان با آن حضرت، و پیش بردن و راهنمایی و هدایت آنان در این مسیر، و سوق دادن آنان به بالاترین قله عرفان و شناخت آن حضرت یکی دیگر از تکالیف مؤمنان است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

راه وصال:

 تکلیف ششم
دعوت مردم و آشنا نمودن آنان با آن حضرت، و پیش بردن و راهنمایی و هدایت آنان در این مسیر، و سوق دادن آنان به بالاترین قله عرفان و شناخت آن حضرت یکی دیگر از تکالیف مؤمنان است.
ادله و براهین بسیاری بر لزوم و وجوب این تکلیف وجود دارد؛ مانند: ادله امر به معروف و ادله فضل و بهای هدایت و ارشاد مردم به راه حق. 
هر کس باید به میزان علم و دانش خود، مردم را به سوی امام علیه السلام دعوت نماید و در این مسیر آنان را با صفات شخصی و شخصیتی، و دیگر امور مربوط به آن حضرت و تکالیفی که در قبال آن بزرگوار دارند آشنا کرده و آن ها را به او نزدیک نماید.
شخص دعوت کننده باید علاوه بر حکمت علمی، دارای حکمت عملی بوده و به طور عملی مردم را با آن حضرت آشنا و عارف نماید تا مردم بتوانند آن بزرگواران الگو قرار داده و به او تاسی کنند؛ زیرا دعوت عملی، در امر هدایت و ارشاد مردم تأثیر بیشتری دارد. از طرفی، شخص دعوت کننده باید علاوه بر حکمت علمی و عملی، موعظه حسنه و نصیحت را نیز به کارگیرد و بدین وسیله مردم را به سوی آن حضرت ترغیب و تشویق کند. و هم چنین در صورت لزوم راه را در پیش گرفته و با آن، دل های مردم را بیدار و زنده نماید. شخص دعوت کننده باید بتواند ار دلایل و براهین استفاده کند و از آنها به درستی و دقت بهره گیرد و با برهان های گوناگون و استدلال منطقی، مردم را اقناع کرده و آنان را با آن حضرت آشنا و عارف کند
امام معصوم علیهم السلام می فرماید: «همانا عالمی که به مردم، معارف دین شان را یاد می دهد و ایشان را به امام شان دعوت می کند، از هفتاد هزار عابد برتر است.»
امام هادی علیه السلام فرمودند: «اگر نبودند افرادی از علما که بعد از غیبت قائم شما، مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کنند و با دلایل و برهان های خداوند، از دین او دفاع می کنند و بندگان ضعیف خدا را از دام ابلیس و سرکشان و نواصب نجات می دهند، احدی نمی ماند مگر آن که از دین خدا خارج می شد، ولی این علما، زمام دل های شیعیان ضعیف ما را به دست می گیرد؛ همانا ایشان برترین افراد نزد خداوند عز و جل می باشند.»
تکلیف دیگر، ذکر مناقب و فضائل حضرت مهدی عج الله است. روایات اسلامی با بیان استحباب ذکر مناقب و فضائل امامان معصوم علیهم السلام به ویژه امام زمان عج الله، مؤمنان را به ذکر فضائل اهل بیت علیهم السلام ترغیب و تحریص می نمایند. بی شک، ذکر مناقب و فضائل آن حضرت، ذکر معروف و نشر و توسعه آن بوده و مصداق کامل واقعی دشمنی با شیطان است.
امام کاظم علیه السلام فرمودند: «و همانا دو مؤمن که با یکدیگر دیدار نموده و خدا را یاد می کنند، آن گاه فضل ما اهل بیت را ذکر می نمایند، بر صورت ابلیس گوشتی باقی نمی ماند، مگر این که آب می شود تا آن جا که روح او از شدت دردی که می کشد، به التماس در می آید.» 
امام سجاد علیه السلام فرمودند: «و اما حق کسی که به تو نیکی و خوبی نموده است، آن است که از او سپاس گزاری کنی و کار خوب او را یاد آور شوی و در حق او گفتار و مطلب نیک و خوب را نشر و گسترش دهی.»

تکلیف هشتم:
دیگر از تکالیف، حضور و شرکت در مجالس و محالفی است که در آنها ذکر فضائل و مناقب حضرت مهدی عج الله یا اجداد و خاندان بزرگوار او می شود. باید در این مجالس نشست و به این مجالس بها داد و آن ها را پر رونق کرد، که این از علایم محبت و ارادت واقعی به آن حضرت است.
شخص از امام باقر علیه السلام روایت می کند که آن حضرت به من فرمودند: «آیا با هم می نشینید [دور از چشم نا اهلان] و با هم سخن می گویید و آن چه می خواهید بیان می دارید؟ عرض کردم: آری به خدا سوگند… . حضرت فرمودند: به خدا سوگند! هر آینه دوست داشتم، در بعضی از آن جاها با شما بودم و به خدا سوگند! همانا من بوی شما و ارواح شما را دوست دارم و همانا شما بر دین خدا و دین فرشتگان او هستید؛ پس با پرهیزکاری و کوشش و جدیت در دین، خود را یاری کنید

تکلیف نهم:
تکلیف دیگر، بر پایی مجالس و محافل ذکر و یاد امام زمان عج الله است که این نیز از علائم محبت صادقانه مؤمن به آن حضرت می باشد.
اگر مؤمن این توانایی را دارد که مجالس یاد و ذکر آن حضرت و فضائل او را بر پا نماید، نباید در این امر، از خود غفلت و تساهلی نشان دهد.
امام صادق علیه السلام به فضیل می فرماید: «آیا می نشینید و روایت و حدیث می گویید؟ فضیل عرضه داشت: آری فدایت شوم. حضرت فرمودند: همانا آن مجالس را دوست دارم؛ پس ای فضایل! امر ما را احیا نمایید و خدا  رحمت کند کسی را که امر ما را احیا نمایید.» 
بی شک، بر پایی این گونه محافل و مجالس، یاری و نصرت دین خدا و ولی خداوند متعال و حجت وقت است و سبب ترویج، نشر و توسعه دین حق خواهد شد. حتی در بعضی زمان ها و مکان ها، اقامه و بر پایی این گونه مجالس واجب خواهد بود؛ مثلا در صورت وجود خطر برای دین و اهل آن و احتمال گمراهی آنها؛ تا جلوی خطر گرفته شده و گمراهان از گمراهی و ضلالت نجات یابند.

تکلیف دهم:
یکی دیگر از تکالیف، سرودن و انشای شعر یا نوشتن کتاب و مثل آن، در فضایل و مناقب یا در مدح و رثا، یا در عزا و تعزیت و ندبه آن حضرت است، البته به میزان توانایی و استعداد هر فرد.
این امر نیز نوعی یاری و نصرت دین و امام علیه السلام است. ائمه اطهار علیهم السلام در گفتار و کردار خود، بر سرودن شعر در فضل و منقبت اهل بیت علیهم السلام تأکید داشتند که روایات بسیاری در این زمینه موجود است.
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: «هیچ مؤمنی شعری نسروده است که ما را بوسیله آن، مدح گوید، مگر آن که خدواند برای او در بهشت شهری بنا خواهد ساخت که هفت برابر وسیع تر از دنیا باشد. در آن جا هر فرشته مقرب و هر پیامبر مرسلی، او را زیارت و دیدار خواهد کرد.» 

تکلیف یازدهم:
تکلیف دیگر، مؤمنان، اطاعت کردن و فرمان بردن از آن حضرت است، چه در زمان ظهور و چه در زمان غیبت، یعنی اقتدا و تأسی به آن حضرت در عمل به شریعت و دین خدواند متعال. روشن است، در عصر غیبت اطاعت از آن حضرت، از راه اطاعت و عمل به فرامین آبای کرام او و آن چه از دستورات و قوانین آن بزرگواران، از جمله، از خود آن حضرت بر جای مانده و در دسترس است و در کتب روایی یافت می شود، بدست می آید.
امام سجاد علیه السلام فرمودند: «آگاه باشید که همانا مبغوض ترین مردم نزد خداوند آن کسی است که به راه و روش امام خود اقتدا کرده است، اما به اعمال او اقتدا نمی کند.»
امام زمان عج الله می فرمایند: «برای ما زینت باشید و مایه زشتی و عیب ما نباشید

امام صادق علیه السلام فرمودند: «به درستی که ما کسی را مؤمن نمی شماریم، مگر آن که نسبت به جمیع اوامر ما پیرو و علاقه مند باشد. آگاه باشید که همانا از شمار و جزء امر ما و علاقه به آن، پرهیزکاری است؛ پس به پرهیزکاری مزین شوید. خدا شما را رحمت نماید، و به وسیله آن با دشمنان ما به جنگید. خداوند را بلند مرتبه نماید

تکلیف دوازدهم:
تکلیف دیگر از تکالیف مؤمنان مقدم داشتن خواسته امام زمان عج الله بر خواسته خویش است. مؤمن باید همیشه و در همه زمان ها و مکان ها خواسته آن حضرت را بر خواسته خود مقدم بدارد و پیوسته جویای رضای او باشد.
شخص مؤمن در مورد هر امری که می خواهد به آن اقدام نماید، باید بیاندیشد که آیا موافق نظر و خواسته آن حضرت و رضای او است یا خیر؟؛  پس چنان چه موافق رضای او باشد، آن را به جا آورد، آن هم تنها برای تحصیل رضای او، نه به خاطر رضای خویش و هوای نفس خود؛ و اگر مخالف رضای حضرت باشد آن امر را رها کرده، واگذارد و با خواسته خود مخالفت کند، تنها برای آن که رضای او را به دست آورد. بی شک کسی که این گونه باشد، مورد توجه خاص آن حضرت قرار می گیرد و محبوب ایشان خواهد شد و آن بزرگوار از او به نیکی یاد خواهد کرد. 
راوی به امام صادق علیه السلام عرض می کند: «ای آقای من، چه بسیار ذکر سلمان فارسی را از شما می شنوم. امام صادق علیه السلام فرمودند: نگو سلمان فارسی، بلکه بگو، سلمان محمدی. آیا می دانی علت یاد زیاد من از سلمان چیست؟ راوی گفت: خیر. آن حضرت فرمودند: به خاطر سه ویژگی:
اول آن ها: مقدم داشتن خواسته امیر المومنین علیه السلام بر خواسته خودش؛
دوم: دوست داشتن فقرا و برگزیدن آنان بر اهل ثروت و مکنت؛
سوم: دوست داشتن علم و علما.
به راستی که سلمان بنده ای صالح و موحد و مسلمان بود و از مشرکان نبود.
»


از سید محمد حسینی مطلق


 نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۱:۹ - ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه