چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
کد مطلب: ۶۵۳۱

ویژگی‌ های اصحاب و یاران امام زمان(عج الله)
مهدویت

ویژگی‌ های اصحاب و یاران امام زمان(عج الله)

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
اصحاب حضرت به انجام واجبات و به ‌ترک محرمات و گناهان مقیدند و در کلاس پاکی زندگی می کنند...

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ویژگی‌ های اصحاب و یاران امام زمان(عج الله):

خدای منان همه را از محبین اهل بیت عصمت و طهارت، به ویژه حضرت مهدی آقا امام زمان(عج الله) قرار بدهد. اولین ویژگی یاران حضرت تقواست. یعنی اصحاب حضرت به انجام واجبات و به ‌ترک محرمات و گناهان مقیدند. در کلاس پاکی زندگی می کنند؛ چون آقا امام زمان عج الله پاکند. خدواند در آیه مبارکه تطهیر می فرماید: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» سوره مبارکه احزاب، آیه 33. حضرت در پاکی مطلق به سر می برد؛ یعنی نه گناهی، نه خطا و اشتباهی، نه مکروهی و نه ترک اولایی از حضرت سر نمی زند. پس هر که می خواهد از یاران حضرت شود باید با تقوا باشد. تقوا پاکی می آورد. نتیجه پاکی ارتباط معنوی و سنخیت با حضرت مولا آقا امام زمان عج الله است که خدای منان در سوره مبارکه واقعه این مسئله را با این عنوان و آیه مطرح فرموده است: «لا یمسه الا المطهرون» سوره مبارکه، آیه 79. این آیه معنی فقهی دارد. معنی فقهیش این است که انسان بدون وضو، بدون غسل، یعنی بدون طهارت نمی تواند بدن و دستش را به قرآن برساند. تماس با قرآن حرام است، مگر این که وضو بگیرد و یا غسل کند. 
یک معنی اخلاقی و سلوکی و عرفانی دارد و آن این است که کسی قلب و باطن  و درونش نمی تواند با قرآن تماس و انس پیدا کند، نمی تواند قرآن را بفهمد، نمی تواند نکته های قرآن را درک کند، مگر این که دل را پاک کند. 
با پاکی اعضا و وضو و غسل، خداوند اجازه داده است که به قرآن دست بزنیم. اگر دلم بخواهد با قرآن انس و تماس بر قرار کند، فکرم رابطه با قرآن بر قرار کند، خدای منان می فرماید: من به قلب تو اجازه تماس با قرآن را نمی دهم. مگر دل و فکرت وضو بگیرد. خدایا وضوی دل و فکر چیست؟ شست و شوی از گناه و رذایل اخلاقی
وقتی دلم و فکر و ذهنم را پاک کردم، آن گاه قرآن را می فهمم و با باطن و نورانیت قرآن را بالا و پایین می کنم؛ این کلمه مذکر است یا مؤنث مفرد است یا تثنیه است یا جمع است، مطلق است یا مقید، این ها اثری ندارد.
با الفاظ که چیزی حل نمی شود، شرط تماس و انس با قرآن تقواست. 

امام صادق علیه السلام و ابوحنفیه:

آقا امام صادق علیه السلام در مجلسی تشریف داشتند، ابوحنیفه هم بود. غذا آوردند، حضرت میل فرمودند، بقیه هم خوردند. غذا که تمام شد، نوبت دعاست. در روایات ما وارد شده است که غذا که خوردید دعا کنید. مردم هم مانده اند چگونه دعا کنند. آقا در بدو دعا این جمله را فرمود: «اللهم ان هذا منک و من رسولک» خدایا این نعمت و این نان و این غذایی که ما خوردیم از شما و از حضرت رسول اکرم است. تا فرمود از شما و از حضرت رسول الله الاعظم، ابو حنفیه گفت: «یابن رسول الله اجعلت لله شریکا؟» برای خدا شریک قرار دادی؟
حضرت فرمود: چگونه برای خدا شریک قرار دادم؟ گفت: نعمت، همه از خداست، شما دعا کردید و فرمودید: این نعمت از تو و از پیغمبر است. حضرت فرمودند: ابو حنفیه، مگر تو قرآن نمی خوانی؟ تو که ادعا می کنی من مفسر قرآتم. مگر این آیه را نخوانده ای: «و ما نقموا الا ان اغناهم الله و رسوله من فضله» سوره مبارکه توبه، آیه 74. هیچ نقمت و تنگدستی فقری و مشکل و حادثه ای برای مومنین رخ نمی دهد مگر خدا و رسول خدا مومنین را غنی و بی نیاز می کنند. 
خدای منان، در این مبارکه بی نیازی را به خودش و پیغمبرش نسبت داده است. حضرت دو نکته دیگر از آیه بیان کرد. تا ابو حنفیه شنید گفت: «یابن رسول الله و الله کانی ما قراتها» به خدا قسم این آیه را من هنوز گویی نخوانده ام؛ من این نکته را از آیه قرآن نفهمیده بودم. حضرت فرمودند: بلی قراتها»: خوانده ای و زیاد هم خوانده ای، ولی تو و اشباح و نظایر تو که بی تقوایید و فهمیدید ولایت و امامت ما حق است و زیر بار ولایت و امامت ما نرفتند، تو و اشباح و نظایر تو کورید از این که نکته ها را بتوانید از قرآن استنتاج کنید و بفهمید. خدای منان درباره تو و هم مسلکان تو این آیه مبارکه را نازل فرموده است: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون» سوره مبارکه مطففین. آیه 14.  زنگار و گرد و غبار بر چهره قلبشان نشسته، دلشان به خاطر خلاف و گناه زنگار گرفته است. دل تو زنگار دارد، از کجا می توانی قرآن را بفهمی؟ فهم قرآن، درک حقایق و باطن قرآن، شرطش وضوی دل و فکر است. وضوی دل و فکر یعنی دست شستن از گناه و هر چیزی که مورد غضب و خشم حضرت رب العالمین است آن گاه آدم می تواند قرآن را بفهمد، ممکن است بی سواد هم باشد. 
شیخ رجبعلی خیاط. اسمش را با زحمت می نوشت، ولی چنان آیات قرآن را تفسیر می کرد، چنان روایات را معنی می کرد، که همه مان و مبهوت می ماندند. چرا؟ چون شیخ رجبعلی، وضوی دل و فکر داشت، لذا بلد بود با باطن قرآن انس بر قرار کند. این جایگاه تقواست، در فهم قرآن.

دل مرده: 

چند سال پیش به مشهد مشرف شدیم. خدمت آقایی به نام شیخ ذبیح الله قوچانی که از مردان گمنام و بر جسته بود، رسیدیم. حضرت آیت الله بهجت با ایشان رابطه داشتند، هر گاه مشهد می رفتند، به دیدن ایشان می رفتند. مرد عجیب و غریبی بود. ایشان فرمودند: فقها همه فتوا می دهند که نوشتن قرآن بر پوست حیوان مرده هم حرام است؛ چون قرآن کتاب طهارت و پاکی است و نباید کلمات پاک را بر اشیای نجس بنویسند. آن گاه این جمله را فرمودند: همان طوری که فقها می فرمایند: قرآن را با مرکب نجس و بر پوست حیوان مرده نباید نوشت که حرام است، اهل معنا و دل می گویند: نوشته شدن اسرار قرآن، رموز و اشارات و باطن و حقایق آن، بر دل مرده حرام است؛ چون دلی که مرده است و مبتلا به رذایل اخلاقی  است، دل نجس است.
دل با چه می میرد؟ حضرت مولا امام سجاد علیه السلام در مناجات التائبین این جمله را دارند: «الهی البستنی الخطایا ثوب مذلتی و جللنی التباعد منک لباس مسکنتی و امات قلبی عظیم جنایتی فاحیه بتوبه منک یا املی و بغیتی و یا سولی و منیتی» مفاتیح الجنان، مناجات خمسه عشر. گناه دل را می میراند، امام سجاد علیه می فرماید: گناه جنایتی است بزرگ، این جنایت بزرگ، دل را می میراند. دل مرده، نمی تواند قرآن را بفهمد، نمی تواند با نور قرآن انس برقرار کند. قرآن نوری دارد که اگر دل زنده باشد و با آن تماس بگیرد، دیگر نمی تواند از این آن قرآن جدا شود. فدایی قرآن می شود، در فراق قرآن دلش تنگ می شود و در وصال آن با نشاط و شاداب می شود. حال من یک نکته دیگر هم این جا بگویم. این هم زیباست. روایت از لسان شریف امام هادی علیه السلام است که فرمود: «الحکمه لا تنجع فی الطباع القاسده». حکمت چیست؟ خدا شناسی، پیغمبر شناسی، امام شناسی، قرآن شناسی، معاد شناسی، انسان شناسی و خود شناسی. این ها حکمت است. این ترجمه روایات است. قرآن می فرماید: «و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا» سوره مبارکه بقره، آیه 269. فرمود: به هر کسی معرفت امام معصوم داده شده است، کسی که ولایت اهل بیت علیهم السلام به او داده شده است، خیر کثیر به او داده شده است.
حکمت یعنی ولایت و امامت اهل بیت علیهم السلام امام هادی علیه السلام فرمود: حکمت در طبیعت های فاسده رشد و رویش ندارد. یک چاهی است با دلو در آن آب می ریزند، اما خودش آب ندارد. این به درد نمی خورد. بعد از یکی دو دقیقه آب ته نشین می شود و چاه هیچ آب ندارد. زمین شوره زار قابل رویش بذر نیست. شما هر چه گندم در زمین شوره زار بریزی حاصل بر نمی داری.
اگر طبیعت انسان فاسد شد، اگر دل مرده بود و به گناه و رذایل اخلاقی پژمرده شد، هر چه حکمت در آن دل بریزی، جوانه نمی زند. یک دانه گندم را که انسان در زمین مساعد می ریزد، قرآن می فرماید: یک دانه هفت سنبل می شود. «فی کل سنبله ماه حبه» سوره بقره، آیه 261. در هر سنبلی صد دانه است. یک دانه گندم، هفتصد دانه گندم می شود. بعد می فرماید: «و الله یضاعف لمن یشاء»؛ گاهی بیش تر هم می شود. در تفسیر نمونه آمده است که در بعضی از منافق حساب کردند، یک دانه گندم را به عنوان تجربه و آزمایش کاشتند هفت هزار دانه گندم بر داشتند. نه هفتصد دانه، هفت هزار دانه. حکمت به منزله گندم می ماند. آیات و روایات، علوم و معارف و مسائل اخلاقی همه به منزله بذر می مانند.
این همه می شنویم، می خوانیم، می بینیم، این ها همه بذر است که به دل می پاشیم، اما رویش کجاست؟ خرمن چه شد؟ سنبله های حکمت و معارف چه شد؟ چرا جوانه نزد؟ می دانید چرا؟ فرمود: «الحکمه لا تنجع فی الطباع الفاسده» در دل های فاسد و در طبع ها و روان های فاسد و تباه، حکمت رویش ندارد. شما اگر یک خروار گندم هم در زمین شوره زار بپاشی هدر داده ای، فایده ندارد. اول باید زمین مساعد باشد. بنابراین باید دل را از گناه و رذایل اخلاقی پاکسازی کرد، فکر را همین طور. آن گاه حکمت پاسخ می دهد. آن گاه قرآن جواب می دهد. آن گاه با قرآن و روایات می توان تماس باطنی و معنوی بر قرار کنیم؛ «لا یمسه الا المطهرون» برو برگرد ممکن نیست.
ما دو قرآن داریم: قرآن صامت، یعنی همین قرآنی که در محضرش هستیم. می گویند: ما بین الدفتین. این قرآن کریم. قرآن دوم: قرآنی ناطق است. در زیارت نامه حضرت می خوانیم: «السلام علیک یا شریک القرآن» سلام بر تو ای شریک قرآن. یک معنایش این است: همان طوری که قرآنت امانت حضرت رسول خداست، مهدی جان! شما نیز امانت و سفارش شده حضرت رسول الله الاعظم هستند. «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» معنی دومش این است اگر قرآن نور است، تو نوری. اگر قرآن از جانب حق آمده است، امامت تو نیز از جانب حق آمده است. اگر قرآن شافی است، تو نیز شافی هستی. اگر قرآن شافع است و دستگیری می کند، تو هم شافعی. اگر قرآن درمان دردهاست، شما نیز درمان دردها هستی. هر چه قرآن دارد، همه آن ویژگی ها در حد اعلا در وجود شماست. اگر او قرآن است تو نیز قرآنی. او قرآن صامت است و شما قرآن ناطق. 
همان طور که دل مرده نمی تواند با قرآن صامت انس و رابطه برقرار کند، دل مرده با قرآن ناطق یعنی حضرت مهدی عج الله هم نمی تواند ارتباط برقرار کند. ارتباط لازمه اش طهارت است. دلی که طاهر نیست چگونه جای حضرت است؟ چگونه جای معرفت است؟ دل باید پاک باشد، ذهن باید پاک باشد، اعضا و جوارح باید پاک باشد، آن گاه ارتباط برقرار می شود. 
یک سال که مشهد مشرف بودیم، جوانی آمد و خوابی تعریف کرد؛ گفت: شما تعبیر خواب بلدید؟ گفتم: یک درصد بله. نود و نه درصد نه. خواب صورتی است از عالم ملکوت. کسی می تواند خواب را تعبیر کند که صور برزخیه و ملکوتیه آشنایی داشته باشد. آن هایی که تعبیر خواب می نمایند نود و نه درصد بر باطل است. اگر چه هم در خارج واقع شود. مرحوم عبد الکریم حامد در تعبیر خواب ید طولانی داشت. در تعبیر خواب خیلی قوی و قدرتمند بود. آن قدر ظریف و زیبا تعبیر می کرد!
این جوان گفت: من خواب دیدم در حرم امام رضا علیه السلام خوابیده ام، مثل بسیاری از زائرین که می گویند: ما خواب بودیم رفتیم و برگشتیم -گفت: دیدم یکمرتبه فضای حرم روشن شد. نور عجیب و غریبی برخاست. یک منادی ندا داد: آقا امام زمان عج الله می خواهند تشریف بیاورند. آماده باش، بلند شو، من خودم را جمع و جور کردم که برخیرم. تا آمدم برخیزم دیدم پهلویم شروع کرد به درد گرفتن. چنان که نتوانستم بلند شوم. نور رفت. دوباره خوابیدم. مدتی گذشت دوباره منادی ندا داد. آقا می خواهند تشریف بیاورند. دیدم حرم دوباره منور شد، آمدم برخیزم دوباره دیدم پهلویم درد می کند. هر کاری کردم نتوانستم از خواب پریدم، این چه خوابی است من دیده ام؟ 
گاهی به ذهن آدم جرقه ای می زند. گفتم:  آیا تو نیاز به ازدواج داری؟ شهوت به تو فشار می آورد؟ گفت: بله. الان هم مادرم دارد برای خواستگاری می رود، ولی شهوت من من فشار می آورد گفتم: می خواهم بگوئیم مانع دیدار ملاقات تو شهوت توست. خیالت خیال شهوانی است، دلت افکار شهوانی دارد. درست است به گناه نمی افتی، ولی دلت تو را اذیت می کند. گفت: از کجا متوجه شدید ؟ در بعضی از روایات وارد شده است که حضرت حوا از دنده چپ حضرت آدم آفریده شده است، این که پهلوی چپ بود؛ یعنی تو فعلا احتیاج به یک حوا داری. باید ازدواج کنی. اگر ازدواج نکنی و این فکر شهوانی از سرت بیرون نرود، خبری نیست. یک فکر و خیال شهوانی او را از ملاقات باز داشت. دوبار به او گفتند: آماده باش! آمد برخیزد دید نمی تواند. بنابراین انسان آلوده و گناهکار راهی ندارد، باید پاک شود، تا در خانه پاکان راهش دهند.«السنخیة علة الانضمام».
خدای منان در سوره مبارکه حدید بعضی از آثار و خواص تقوا را بیان فرموده است:«یا ایها الذین آمنو اتقوالله و آمنو برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و فسفر لکم و الله غفور رحیم». سوره حدید، آیه 28.
خدای منان در این آیه مبارکه دو فرمان صادر کرده است. فرمان اول تقواست، فرمان دوم ایمان به حضرت رسول اکرم است. نتیجه تقوا به رسول اکرم این است که خدای منان یک پیمانه رحمت در این جهان و پیمانه رحمت دیگر در جهان آخرت به شما عنایت خواهد کرد. دو پیمانه رحمت. در دنیا مشغول رحمت الله در آخرت هم مشمول رحمت الله هستید. یک تفسیر زیبایی هم داریم: کفلین من رحمته، یعنی آقا امام حسن و آقا امام حسین علیه السلام، اگر با تقوا شدید و ایمان به رسول الله آوردید خدای منان محبت به امام حسن و امام حسین علیه السلام معرفت به امام حسن و امام حسین علیه السلام تبعیت از امام حسن و امام حسین علیه السلام و لطف و عنایت آن دو بزرگوار را به شما خواهد داد. «یوتکم کفلین من رحمته» سوره الحدید، آیه 28 در واقع این رحمت به این دو امام معنی شده است.
مطلب دوم فایده تقوا است.« یجعل لکم نورا»؛ تقوا ایجاد نور می کند. این لامپ هایی که نور دارد از چیست؟ از آب هم برق می گیرند، از وسایلی هم تولید برق می کنند، من هم احتیاج به برق و سیم کشی و لامپ و نور دارم. اگر نور در فکرم و در دلم بود، افراد را خط ها را و همه چیز و همه کس را می شناسم. سرم کلا نمی رود. و اگر نور نباشد در تاریکیم. هرکسی، هر چیزی گفت، باور می کنم. و دنباله روی می کنم. یجعل لکم نورا. یعنی تقوا نور دارد ، برق دارد. تقوا تولید نور می کند. این نور که آمد چه می شود؟ تمشون به با این نور راه می رویم و زندگی می کنیم؛ زندگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی. به برکت این نور می توانی درست زندگی کنی. دیگر فریب غربی ها و غرب زاده را نمی خوری. فریب مکاران عالم نمی خوری. 
سوال این جاست: این نور چیست که با آن راه می روم و سخن می گویم و تصمیم می گیرم؟ فرمودند: یجعل لکم اماما تاتمون به بحار الانوار جلد 23 ص 319 این نور، در این زمانه امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است. در هر عصر نور امام همان عصر است. اگر با تقوا شدید، خدای منان نور امام زمان را در دل شما قرار می دهد. با نور امام زمان راه می روید، انتخاب می کنید؟ با نور حضرت مشی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اعتقادی و اجتماعی دارید. این نتیجه تقواست، 
پس تقوا موجب رابطه می شود. تقوا عاملی است که انسان بتواند جزء یاران و اصحاب امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف شود. خدایا، همه زمینه های ارتباطی بین ما و مولایمان امام زمان را فراهم بفرما. 


از حجت الاسلام والمسلمین حاج حسین گنجی


نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۸/۱۰/۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه