چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۴۸۴

رمز موفقیت اولیا و کملین
مهدویت

رمز موفقیت اولیا و کملین

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
انسان اگر در کلاس اخلاص، در کلاس ساخته شدن و در کلاس پاکی و طهارت قرار گرفت موفق می‌ شود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

رمز موفقیت اولیا و کملین:

انسان اگر در کلاس اخلاص، در کلاس ساخته شدن و در کلاس پاکی و طهارت قرار گرفت موفق می‌ شود. مگر آن ها چه کردند که رسیدند، ما هم اگر همان کارها را انجام بدهیم می رسیم.
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در اخلاص خیلی برجسته و فوق العاده بود. می فرمود: هر سوزنی را که برای غیر خدا زدم به دستم فرو رفت. هر لقمه ای را که برای غیر خدا خواستم بخورم ان لقمه گریبانگیرم شد. لقمه می خوری برای خدا، حرفی می زنی برای خدا، حرف می شنوی برای خدا، همه کارهایت باید برای خدا باشد. ایشان در اخلاص خیلی قوی و قدرتمند بود.
شیخ رجبعلی خیاط در مسجد امام تهران که مسجد متصل به بازار است، گاهی با رفقا و شاگردانش جمع می شدند حمد و سوره شاگردانش را درست می کرد. یک وقتی در حین این که حمد و سوره رفقا و شاگردانش را درست می کرد دو تا بچه دعوایشان می شود. یکی از بچه ها که ضعیف تر بود، دید الان است که کتک بخورد. می گویند: در یکی از محله ها دو نفر دعوایشان شد، یک نفرشان چون ضعیف تر از دیگری بود پا به فرار گذاشت. گفت: مردی بایست، گفت زن هستم و می دوم، تو می خواهی مرا گول بزنی. یک وقت انسان ملا نصر الدین نشود، پرسیدند: چند سال داری؟ گفت چهل سال. ده سال گذشت. گفتند: چند سالت هست؟ گفت چهل سال. به او گفتند چه شد ده سال پیش هم می گفتی چهل سال؟ گفت: حرف مرد یکی است. خیر، حرف مرد ده تاست. مرد آن است که وقتی فهمید اشتباه کرده است بگوید: اشتباه کردم. وقتی که نفهمیده است، بگوید: نفهمیدم. مرد آن است که در برابر حق متواضع باشد کرنش کند؛ «قال لقمان لابنه: تواضع الحق تکن اعقل الناس، فان الکیس لدی الحق یسیر» کافی، ج 1، ص 16. دید این جا جای فرار است، پا به فرار گذاشت. پناهنده شد به جلسه مرحوم شیخ رجبعلی خیاط. جناب شیخ خودش را جمع و جور کرد و گفت: خدایا من دعوا و نزاع را به رخ بچه نمی آورم، از این بچه برای تو حمد و سوره اش را می پرسم. گفت: بچه جان تو هم حمد و سوره ات را بخوان ببینم. شروع کرد به خواندن حمد و سوره. تمام شد.
یک مرتاضی بود گوشه مسجد امام تماشا می کرد. دید کار شیخ گرفت که گرفت. جلسه به پایان رسید. آمد خدمت جناب شیخ، گفت: امروز این کار مخلصانه ای که کردی حسابی کارت گرفت. گفت من پنج تا علم دارم، این پنج علم را به تو می دهم، آن یک عمل خالصت را به من بده، شیخ رجبعلی فرموده بود: اگر این علوم تو به دردت می خورد نوش جانت، برای خودت، چرا به من میخواهی بدهی؟ خودت هم فهمیدی که این ها درد نمی خورد، کیمیا به چه درد می خورد؟ حضرت علی علیه السلام وقتی دیدند فضه خاتون مس را طلا است کرده پرسید: فضه خاتون چرا این طور کردی؟ گفت: یا امیر المومنین من دلم برای شما سوخت. (فضه دختر پادشاه هند بود که آمده بود خدمتگزار حضرت شده بود و علم کیمیا را بلد بود) گفت: این را ببرید و بفروشید و خرج زندگی بکنید امیر المومنین علیه السلام فرمود: برگردان. گفت: نمی توانم، قدرت بر گرداندن ندارم. مولا علی علیه السلام فرمود: فضه، این را الان می دانی چند عیار است؟ اگر مواد را این گونه قاطی بکنی می شود 18 عیار، اگر این گونه قاطی بکنی 24 عیار، اگر آن گونه قاطی بکنی30 عیار.
گفت: مگر شما هم بلد هستید؟ فرمود: نه! این را بچه های خانه ما هم بلدند، حسین جانم بیا، امام حسین علیه السلام آمد، این مس را بگیر برای فضه خاتون تبدیل به طلا کن که بفهمد که ما حسینیم و کیستیم، فضه آن ها مس  وجود را الان کیمیا می کند، چه رسد به حضرت زهرا سلام الله علیها السلام.
کشف و کرامات طبیعی منهای خدا از مسیر ریاضت های هندویی به چه درد می خورد؟ اگر این ها فایده داشت با من معامله نمی کردی. خودت هم فهمیدی که این ها به درد نمی خورد. 
این اخلاص شیخ رجبعلی خیاط بود که به شاگردانش دستور داد آن آیه مبارکه را بخوانید خدمت آقا امام زمان عج الله می رسید. این اخلاص شیخ رجبعلی خیاط بود که قضایا را می دانست، باطن ها را می دید، خبر از قضایا و جریانات داشت.
یکی از شاگردان ایشان دندانساز است، الان در مشهد است، سوار ماشینی می شود در ماشین یک مقدار راه که می آید برایش مکاشفه می شود؛ نگاه می کند به ماشین می بیند همه مسافرین زن هستند. تعجب می کند؛ با خود می گوید: وقتی من سوار ماشین شدم راننده مرد بود، چرا الان زن است؟ مسافرین که مرد بودند، چرا همه زن شدند؟ خیلی تعجب می کند. می آید خدمت شیخ رجبعلی خیاط. ببخشید جناب شیخ، من وقتی می خواستیم بیایم خدمت شما، سوار ماشینی شدم راننده مرد بود، مسافرین مرد بودند، یک مقدار که راه آمد همه را دیدم که زن هستند.
مرحوم شیخ رجبعلی فرمود: وقتی سوار ماشین شدی یک مقدار ماشین راه آمد، یک زن غیر محجبه سوار ماشین نشد؟ گفت: چرا آقا درست است. یک زن بی حجاب سوار ماشین شد، راننده دلش به طرف او رفت. در آیینه به او نگاه می کرد، مسافرین هم محو او شدند. لذا راننده زن شد، مسافرین هم زن شدند. اگر انسان به نامحرم نگاه کند شکل و قیافه اش هم تغییر می کند. بزرگان می گویند: انسان در هر نیتی و در هر فکری قرار بگیرد طبق آن فکر و نیت شکل ملکوتیش تبدیل می شود به همان فکر و اندیشه ای که در سر دارد. 
چه شد شیخ رجبعلی خیاط آن همه احاطه داشت، ماشین را می بیند، علم بلایا و منایا دارد، وقتی سلام به سه جانب می دهد، خدمت حضرات معصومین می رسد. بعد از هر نمازی که سلام می داد امام زمان عج الله را زیارت می کرد چرا؟ چون مرد خدا بود، اخلاص داشت.


از حجه الاسلام والمسلمین حسین گنجی


نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۵:۲۹ - ۱۳۹۸/۹/۲۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه