چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۳۷۲

فهم علمای اهل سنّت از ثقلین
فرق ضاله

فهم علمای اهل سنّت از ثقلین

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
سندی از بزرگان محّدثان اهل سنّت  در شرح روایت مسلم می گوید: در این حدیث، پیامبر(ص) از قرآن و اهل بیت(ع) به ثقلین تعبیر می کند. ثقل شیء نفیسی است که باید حفظ شود و واضح است که اهل بیت، افراد نفیس و ارزشمندی اند که باید حفظ شوند...

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 در مورد مساله اجر و مزد رسالت پیامبر(ص):

خداوند متعال از قول حضرت نوح(ع) می فرماید:(اِنّی لَکُم رِسُولُ اَمینُ) فَاتَّقواللهَ اَطِیعُون* وَ ما اَسئَلَکُم عَلَیه مّن اَجرِ اِن اَجری اِلّا عَلی رَبِّ العالَمین*(مسلماً من برای شما پیامبری امین هستم. تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید. من برای این(دعوت) هیچ مزدی از شما نمی طلبم، اجر من تنها بر پرودگار عالمیان است.
و از زبان حضرت هود(ع) می فرماید:(یاقَومِ لا اَسئَلُکُم عَلَیه اَجراً اِن اَجری اِلّا عَلَی اَلَّذی فَطَرَنی اَ فَلا تَعقِلُونَ) ای قوم من! من از شما برای این(رسالت) پاداشی نمی طلبم، پاداش من تنها بر کسی است که مرا آفریده است، آیا نمی فهمید.
۲- از برخی آیات استفاده می شود که بازگشت مزد به خود مردم است. خداوند متعال در جایی دیگر خطاب به پیامبرش کرده و می فرماید: (قُل ما سَاَلَتکُم مِن اَجرفَهُوَ لَکُم) : بگو هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شما است.
۳- نوع سّوم آیه ای است که در آن خداوند اجر و مزد رسالت پیامبر را راهی به سوی خدا قرار دادن معرفی کرده است. خداوند متعال می فرماید:(قُل ما اَسئَلُکُم عَلَیهِ مِن اَجرِ اِلّا مَن شاءَ اَن تَتَخِذَ اِلی رَبّهِ سَبیلا) بگو من در برابر آن(ابلاغ آیین خدا) هیچ گونه پاداشی از شما نمی طلبم، مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پرودگارش برگزیند(این پاداش من است) .
در این اجر و پاداشی که استثناء شده عمل مسلمانان است: یعنی انتخاب راه به سوی خداوند. گر چه در این آیه مستثناء ذات است ولی مقصود به آن مشیّت و خواست اوست.
۴- نوع چهارم نیز همین آیه مورد بحث: یعنی آیه مودّت است که در آن سخن از اجر و مزد رسالت پیامبر(ص) به میان آمده و آن را(مَوّدَه القُربی) دانسته است.
با تامل در این چهار دسته آیه به این نتیجه می رسیم که حکم اوّلی در رسالت انبیاء آن است که از بابت رسالت و دعوت خود، نفع و بهره و مزدی نخواهند، بلکه اجر و مزد خود را تنها از خدا بخواهند.
و اگر در آیه(مَوَدَّت) به اجر و مزد اشاره شده، این در واقع درخواست چیزی است که نفعش به خود مردم باز می گردد، لذا فرمود: بگو: هر چیزی را که به عنوان اجر و مزد از شما خواستم نفعش به خود شما باز می گردد.
حال چگونه نفع موَّدت خویشاوندان پیامبر(ص) به خود مردم باز می گردد، از دو را می توان آن را اثبات نمود: 
الف) از آنجا که اهل بیت پیامبر(ص) به حکم آیات و روایات دیگر، از خطا و اشتباه معصومند، لذا مَوَّدت و ارتباط با آن ها انسان را از سرچشمه زلال معارف آنان بهره مند می سازد و در نتیجه به حقّ و حقیقت و سنّت واقعی پیامبر(ص) رسیده، از معارف والای قرآن کریم بهره مند خواهد شد.
ب) محبّت و مودّت، نیروی مرموز درونی است که انسان را به سوی محبوب می کشاند و لذا درصدد بر می آید که به او اقتدا کرده، او را الگوی خود قرار دهد‌. اهل بیت عصمت و طهارت(ع) از آنجا که مظهر همه خوبی هایند، لذا مودت آنان انسان را به خوبی ها و عمل به آن جذب می کند، پس نفع موّدت خویشان پیامبر(ص) به خود انسان باز می گردد.


تضعیف ذیل حدیث ثقلین:

ابن تیمیه می گوید: عبارت(و عترتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض)  را ترمذی ذکر کرده است. در این مورد از احمد سوال شد، وی و عده ای دیگر آن را تضعیف کرده و گفته اند: صحیح نیست‌.
پاسخ ۱- ظاهر عبارت ابن تیمیه آن است ‌که ذیل حدیث را فقط ترمذی نقل کرده؛ در حالی که چنین نیست؛ بلکه عده ای از بزرگان اهل سنّت؛ از قبیل؛ ابن اسحاق؛ احمد بن حنبل؛ ترمذی، بزار، نسائی، ابویعلی، طبری، اسفرائینی، بغوی، ابن الانباری، ابن عقده، جعابی، طبرانی، ذهبی، حاکم نیشابوری، ثعلبی، ابونعیم، ابن عساکر، ضیاء مقدسی، و برخی دیگر نقل کرده اند.

۲- این که می گوید: عده ای ذیل حدیث را تضعیف کرده اند، دروغ محض است، زیرا اگر این چنین بود، چرا ابن تیمیه اسامی آنان را نقل نمی کند، به رغم اینکه در جاهای مختلف رجز خوانی می کند، اگر او اسم یک نفر را از آنان نقل می کرد، ما با مراجعه به کتاب او صّحّت و سُقم آن پی می بریم.

توجیه بی مورد حدیث ثقلین:
ابن تیمیه می گوید: حدیث در صحیح مسلم فقط دلالت بر امر به تمسک به کتاب خدا دارد، ولی در حقّ عترت تنها به تذکر دادن به اهل بیت خود اکتفاء کرده است، لذا سه بار می فرماید:(اذکّرکم الله فی اهل بیتی) و به تمسک آن ها امر نکرده است.
پاسخ) : ۱- مسلم، حدیث را از زید بن ارقم نقل کرده است و او از آنجا که از عبدالله بن زیاد می ترسید، حدیث را به تمامه نقل نکرده؛ بلکه امر به تمسک به عترت را از آن حذف کرده است. دلیل آن این است که زید بن ارقم در موارد دیگر حدیث را نقل کرده و در ذیل آن، حدیث را به طریق مشهور آورده که در آن تمسک به عترت امر شده است و مسلم، مع الاسف در ذیل حدیث زید بن ارقم نیاورده است.

فهم علمای اهل سنّت از ثقلین:
الف) سندی از بزرگان محّدثان اهل سنّت  در شرح روایت مسلم می گوید: در این حدیث، پیامبر(ص) از قرآن و اهل بیت(ع) به ثقلین تعبیر می کند. ثقل شیء نفیسی است که باید حفظ شود و واضح است که اهل بیت، افراد نفیس و ارزشمندی اند که باید حفظ شوند، همان گونه که، کتاب خدا این چنین است: زیرا پیامبر(ص) بین آن دو جمع کرده است و ما می دانیم که عمده این اوصاف برای قرآن به افاده علوم الهی و احکام شرعی باز می گردد. همین اوصاف در مورد اهل بیت(ع) نیز به دلیل مرجعیتشان در علوم الهی و احکام شرعی موجود است. و موید آن، این است که پیامبر(ص) مردم را ابتدا از رسیدن مرگش آگاه می کند و بعد می فرماید: من در میان شما دو چیز گران بهاء می گذارم. از اینجا استفاده می شود که پیامبر(ص) بر کتاب و عترت به عنوان خلیفه و جانشین خود در معارف الهی و احکام شرعی وصیت کرده است.
سندی آن گاه می گوید: این آن معنایی است که از ظاهر حدیث استفاده می شود، بلکه با مراجعه به روایات دیگر پی می بریم که آن روایات نیز همین معنا را تایید می کند، زیرا در آن به طور صریح امر به تمسک به کتاب و عترت شده است، خصوصاً در حدیثی که احمد بن حنبل نقل کرده، عین عبارات مسلم آمده است، ولی با اضافه ذیلی در آن به تمسک عترت امر شده است.
ب) تفتازانی بعد از نقل حدیث می گوید: از این حدیث به خوبی استفاده می شود که اهل بیت بر تمام مردم- چه عالم و چه غیر عالم- برتری دارند.... آیا نمی بینی که چگونه پیامبر(ص) آنان را با کتاب خداوند متعال مقرون ساخته، در این که تمسک به آن دو، انسان را از ضلالت نجات خواهد داد، تمسک به کتاب به این معنا است که به آنچه از علم و هدایت در آن است، اخذ کرده و به آن عمل نماییم. هم چنین است عترت...
ج) شوکانی نیز در رّد کسانی که معتقدند آل پیامبر(ص) همه امتنّد، می گوید: از حدیث ثقلین- که در صحیح مسلم و دیگر کتاب ها آمده- خلاف این مطلب استفاده می شود؛ زیرا اگر مقصود از آن تمام امّت باشد لازم می آید که مردم به خود تمسک کنند که در این معنا قطعاً باطل است.
د) محب الدین طبری بابی را در(ذخائر العقبی) با عنوان(باب فضل اهل البیت و الحثّ علی التمسک بهم و بکتاب الله عزّوجّل و الخلف فیهما بخیر) مطرح کرده و در ذیل آن، حدیث ثقلین را از سنن ترمذی و صحیح مسلم نقل کرده است.
۲-حدیث ثقلین با سندی که ترمذی نقل کرده و در آن امر به تمسک به اهل بیت(ع) شده، به طرق مختلفی رسیده که عده زیادی از علمای اهل سنت آن را تصحیح نموده اند.
همچنین عده ای دیگر حدیث را با همان مضمون- که امر به تمسک به کتاب و عترت در آن باشد- نقل کرده و تصحیح نموده اند، همانند: ابن حجر هیثمی، بویصری، یعقوب بن سفیان فسوی، قندوزی حنفی، و محمود شکر آلوسی، که آلوسی می گوید: حدیث ثقلین نزد فریقین اهل سنّت و شیعه ثابت است. بنا بر نقل متقی هندی در(کنز العمال) ابن جریر طبری نیز حدیث نقل را تصحیح نموده است.
جلال الدین سیوطی در مسند امام علی(ع) از محاملی در کتاب(الامالی) نقل می کند که او نیز حدیث ثقلین را تصحیم نموده است.
حسین بن علی سقاف شافعی بعد از نقل حدیث ثقلین از سنن ترمذی می گوید: حدیث از حیث سند صحیح است.


تضعیف حدیث غدیر:

ابن تیمیه می گوید: و اما حدیث(من کنت مولاه فعلی مولاه) در صحاح وجود ندارد. ولی علما آن را نقل کرده اند، و مردم در صحت آن نزاع دارند، از بخاری و ابراهیم حربی و طایفه ای از اهل علم به حدیث، نقل شده که آنان در این حدیث طعن وارد کرده و آن را تضعیف کرده اند...
پاسخ) اولاً: ترمذی این حدیث را در صحیح خود نقل کرده و تصریح به صّحت آن نموده است. 
ثانیاً: کسی را نمی شناسیم که در این حدیث نزاع کرده باشد، اگر کسی می بود حتما ابن تیمیه نام او را می برد.
ثالثاً: کار ابن تیمیه در تضعیف این حدیث و احادیث دیگری که در مدح اهل بیت، خصوصاً علی بن ابیطالب(ع) وارد شده، به جایی رسیده که حتی ناصر الدین البانی که از اتباع او در مسائل اعتقادی است، این عمل او را ناخرسند دانسته و تصریح می کند که وی در تضعیف احادیث سرعت داشته است، بدون آنکه طرق آن را در مورد بررسی قرار دهد.
در حقیقت باید گفت: ابن تیمیه به جهت خصومت با شیعه و یا بهتر بگوییم: خصومت اهل بیت(ع) در صدد تضعیف بدون دلیل تمام احادیث فضایل و مقامات اهل بیت(ع) و در راس آنان امام علی(ع) بر آمده است.

تکذیب ذیل حدیث غدیر:
ابن تیمیه می گوید: جمله(اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله) به اتفاق اهل معرفت به حدیث، دروغ است.
پاسخ) اولاً: چگونه ابن تیمیه ادعای اتفاق اهل معرفت به حدیث بر کذب آن کرده، در حالی که بسیاری از بزرگان محدثین اهل سنت آن را نقل کرده اند؛ از قبیل: 
احمد بن حنبل.
نسائی.
ابن ابی شیبه.
ابن حبّان.
طبرانی.
بزار.
ضیاء مقدسی.
حاکم نیشابوری.
ابن ابی عاصم.
ابن ماجه.
آیا این افراد از محدثّین اهل سنّت نیستند؟ آیا این افراد به پیامبر(ص) دروغ نسبت داده اند؟
ثانیاً) افرادی همچون ابن حیّان، حاکم نیشابوری، و ضیاء مقدسی با سند صحیح این ذیل را نقل کرده یا تصریح به صحت سند آن نموده اند.
ثالثاً: ناصر الدین البانی حدیث غدیر را با ذیلش در کتاب(سلسه الاحادیث الصحیحه) آورده و آن را از طرق مختلف تصحیح نموده است. او در آخر می گوید: وقتی این مطلب را دانستی پس این را بدان که انگیزه من در آزاد گذاردن قلم درباره این حدیث و بیان صحت آن این بود که مشاهده کردم شیخ الاسلام ابن تیمیه ذیل حدیث غدیر را تضعیف کرده است، و گمان کرده دروغ است، و این نظر من از مبالغات او است که در نتیجه تسریعش در تضعیف احادیث پدید آمده است، قبل از آن که طرق آن را جمع کرده و دقت نظر در آن ها بنماید.
بدین جهت است که ابن حجر در(لسان المیزان) در ترجمه ابن مطّهر حلّی(ره) می گوید: من ابن تیمیه را چنین یافتم که در رّد احادیثی که ابن مطّهر نقل کرده، بسیار و بی نهایت بر آن ها حمله می کند، گر چه معظم آن ها از موضوعات و روایات واهی است! ولی در ردّیه خود بر احادیث، بسیاری از احادیث خوب را که در حال تصنیف کتابش به یاد نداشته، رد نموده است، زیرا به جهت گستردگی محفوظاتش تنها بر آنچه در سینه داشته اتّکا کرده است، و حال آن که انسان نسیان کار است. و چه بسیار از مبالغه ای که در توهین کلام رافضی داشته او را احیاناً به تنقیص علیّ کشانده است. ولی این ترجمه گنجایش واضح کردن آن ها و ذکر نمونه هایی از آن را ندارد.


نام کتاب: سلفی گری (وهابیت) و پاسخ به شبهات

تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی


نویسنده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۲۲:۳۶ - ۱۳۹۸/۸/۲۱
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه