چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۳۱۱

خواندن سوره اسرا وسیله ای برای ملاقات
مهدویت

خواندن سوره اسرا وسیله ای برای ملاقات

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
هر کس هر شب سوره مبارکه اسرا را بخواند، نمی میرد مگر این که قبل از مرگ، آقا امام زمان عج الله را زیارت می کند. 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خواندن سوره اسرا وسیله ای برای ملاقات:

در احادیث و روایات ما درباره فضیلت سوره اسرا آمده است: «من قرا سوره بنی اسرائیل فی کل لیله جمعه لم یمت حتی یدرک القائم علیه السلام» بحار النوار، ج 89، ص 281. هر کس هر شب سوره مبارکه اسرا را بخواند، نمی میرد مگر این که قبل از مرگ، آقا امام زمان عج الله را زیارت می کند. 
چرا این سوره این خاصیت را دارد؟ یک علتش این است: خدای منان در این سوره مبارکه وعده داده است اسرائیل به دست ایرانیان، به دست بسیجیان، شما بسیجیانی که در عصر امام راحل و در عصر رهبر معظم انقلاب هستند و به دنیا آمده اید و به تعبیر امیر المومنین علیه السلام «فی الارض مجهولون و فی السماء معروفون» بحار الانوار، ج 60، ص 224. اهل دنیا در زمین، شما را نمی شناسند، ولی آسمانیان می شناسند. این بسیجی که مدرسه عشق است. این بسیجی که امید و آرزوی امام امت و رهبر معظم انقلاب است، این بسیجی که طلیعه دار قیام حضرت مهدی علیه السلام است، در سوره اسراء خدای منان وعده داده است که اسرائیل آخر الامر به دست مردم ایران به فرماندهی رزمندگان و بسیجیان قم فتح می شود. اگر یهودی به سوراخ موش هم رفته باشد از سوراخ موش هم بیرونش می کشند و به سزای عملش می رسانند.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هم والله اهل قم هم والله اهل قم والله اهل قم» بحار الانوار، ج 57، ص 216. به خدا قسم فرماندهی این بسیجیان و رزمندگان و سپاهیان و جنود و لشکر الهی به دست رزمندگان قمی است. به خود ببالید و مواظبت کنید که انشاءالله این حالت اخلاص و بسیجی بودن باقی و محفوظ بماند. وقتی انسان این سوره را می خواند با مفهوم رزمندگی، با مفهوم بسیجی، با مفهوم اصحاب و یاران امام زمان عج الله آشنایی پیدا می کند و آن رنگ را به خود می گیرد و خود رنگ گرفتن موجب دیدار و ملاقات حضرت مهدی علیه السلام می شود. 
رمز دوم این سوره مبارکه در آیه هشتادم است: «و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» و بگو: پروردگارا! مرا در هر کار، با صداقت وارد کن و با صداقت خارج ساز و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده! سوره اسرا آیه 80. این سلطان نصیر، امام زمان عج الله حضرت مهدی علیه السلام است این ذکر مبارک و نورانی مربوط به امام زمان عج الله است. وقتی انسان این این را می خواند همه وجودش صدق و صفا و وفا می شود. لذا لیاقت و شایستگی ارتباط را پیدا می کند.
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط این ذکر را چهل شب و هر شبی صد مرتبه به شاگردانش دادند. یکی از شاگردانش که در حال حاضر در مشهد سکونت دارد این ذکر را می گوید و خدمت حضرت می رسد، اما نمی فهمد و متوجه نمی شود که با امام زمان عج الله ملاقات کرده است، خدمت جناب شیخ می آید عرضه می دارد: جناب شیخ، من چهل شب ذکر نورانی «و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» را صد بار خواندم، اما خدمت امام زمان عج الله نرسیدم.
شیخ رجبعلی خیاط که احاطه به دنیا و برزخ و قیامت داشت، توجهی می کند و می فرماید: یادت هست از سر کارت از پله ها بیرون آمدی. وقتی وارد خیابان شدی یک آقا سید جوان زیباروی که در گونه راستش خالی بود و چهره ای به مانند مه شب چهارده داشت را دیدی و به او سلام کردی و او جواب سلام تو را داد ؟ گفت: بله آقا یک چنین ملاقاتی برایم حاصل شد، یادم هست. فرمود: آن آقا امام زمان عج الله بود، منتها تو رسیدی، دیدی، و لکن نشناختی.

غیبت به معنای نشناختن:

غیبت به معنای عدم شناخت است، نه به معنای ممکن نبودن ملاقات، نه به معنی ندیدن امام زمان عج الله برای شاهد مطلب دو حدیث عنوان و مطرح می کنیم.
اما حدیث اول: علامه مجلسی در بحار الانوار، در قسمت نواب اربعه و صاحب مکیال المکارم کتاب مکیال المکارم به فرمان امام زمان عج الله نوشته شده است. فرمود: این کتاب را بنویس. به عربی هم بنویس نامش را بگذار مکیال المکارم فی فوائد الدعاء القائم. البته این کتاب هم به فارسی ترجمه شده است. برادرانی که با عربی آشنایی ندارند می توانند فارسی و مترجم مکیال المکارم را بگیرند و بخوانند. این کتاب در باب خودش و در رشته دعا و وظایف شیعیان در عصر و زمان غیبت نسبت به آقا امام زمان عج الله بی نظیر است. آورده اند که حسین بن روح سومین نماینده امام زمان عج الله می فرماید:«و الله ان صاحب هذا الامر لیحضر الموسم کل سنه یری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه» بحار الانوار، ج 51 ص 350. به خدا قسم آقا امام زمان عج الله هر سال در ایام حج در مکه، در عرفات، در مشعر، در منی حاضر می شوند. هر سال به مکه مشرف می شوند. همه مردم او را می بینند، اما او را نمی شناسند.
بنابراین، مردم مکه و حاجیانی که به مکه رفتند - یک میلیون و بیشتر -همه امام زمان عج الله را نمی شناسند. حاجیانی که به مکه رفتند بارها حضرت را در مکه دیده اند. امام زمان عج الله را در ایام حج چندین بار زیارت کرده اند، و لکن نشناختند. پس خود این روایت می گوید: امام زمان عج الله در عصر و زمان غیبت قابل رؤیت، قابل دیدار و قابل ملاقات است.
مردم حضرت را می بینند و لکن امام زمان عج الله را نمی شناسند.

شباهت های امام زمان عج الله با حضرت یوسف:

حدیث دوم: سدیر صیرفی می گوید: با عده ای از اصحاب و یاران رئیس مذهب امام صادق علیه السلام در محضر مبارک و نورانی آن حضرت بودیم. سخن از امام زمان عج الله به میان آمد. امام صادق علیه السلام این جمله را به سدیر صیرفی و ابی بصیر و دیگران فرمود:
«ان فی صاحب هذا الامر لشبها من یوسف» صاحب این امر و انقلاب بی نظیر و بی بدیل و استثنایی، یعنی امام زمان عج شباهتی به حضرت یوسف دارد.
می گوید: ما عرض کردیم: یابن رسول الله! امام زمان عج الله به حضرت یوسف چه شباهتی دارد؟ فرمود: شباهتش این است که برداران حضرت یوسف به خاطر ابتلا به قحطی و خشکسالی به سر زمین مصر آمدند. وارد بر حضرت یوسف شدند. آنها خیال می کردند حضرت یوسف نخست وزیر مصر است، نه برادر خودشان. بر این تصور و باور بودند که برادرشان هفت کفن را پوسانده و کارش به اتمام رسیده است. وارد بر حضرت یوسف شدند. «قالوا یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین» سوره یوسف، آیه 88. مصرها به نخست وزیر عزیز می گفتند. یعنی ای عزیز و ای نخست وزیر! به ما پریشانی و قحطی و فقر رسیده است، ما را دریاب. ما را کمک کن. خدا صدقه دهندگان را جزای خیر خواهد داد.
حضرت یوسف وقتی نگاهش به برادرانش افتاد. دید عجب! اینها برادرانش را شناخت، اما آنها یوسف را نشناختند. یوسف علیه السلام فکر کرد که اگر یک مرتبه بگوید من یوسفم، بر آن ها شوک وارد  می شود و اوضاع ناجور خواهد شد؛ یا فرار می کنند، یا سکته می کنند، چون نمی شود یک مرتبه خبر ناگوار یا خوش را به شخصی داد، لذا حضرت یوسف نقشه کشید، اولین نقشه اش این است که بنیامین، برادر پدر و مادریم را نگه می داریم. بنیامین برادر پدر و مادری حضرت یوسف علیه السلام بود. بقیه برادران فرزندان حضرت یعقوب بودند از پدر. ولی از مادر از یکدیگر جدا بودند. به بنیامین گفت: ناراحت نباش من یوسفم، اگر تو را نگه داشتم می خواهم به برادران بفهمانم که من چه کسی هستم.
آن ها رفتند، بعد از مدتی آمدند، مهمان یوسف شدند، حضرت یوسف علیه السلام برای این که آن ها را متوجه کند سوالاتی را مطرح کرد. فرمود: شما از کجا آمدید؟ گفتند: از کنعان. شغلشان چیست؟ پدرتان چه کاره است؟گفتند: ما یک پدری داریم که پیرمرد فرتوت و قد خمیده است. او حضرت یعقوب پیغمبر است. گفت پس شما از کنعانید و پیغمبر زاده اید؟ گفتند: بله. کم کم گفت: «ما فعلتم بیوسف و اخیه» با یوسف و برادرش بنیامین چه کردید؟ چه بلایی به سرشان آوردید؟ گفتند: عجب! نخست وزیر و خبر از یوسف، این کجا و یوسف کجا. یک مرتبه سوال کردند: «ءانک لانت یوسف؟»: تو یوسفی؟ «قال انا یوسف»: گفت: بله، من همان یوسفم که مرا در درون چاه انداختید.
امام صادق علیه السلام فرمود: برادران یوسف، یوسف را دیدند و لکن نشناختند. به خاطر گناه، به خاطر رذیله اخلاقی حسادت. گناه آمد پرده از فطرت، بر تفرس و زیرکی و کیاست آنها افکند. نتوانستند حضرت یوسف را بشناسند. اما یوسف با نور ایمان با تفرس نبوت، با زیرکی تقوا و بندگی خدا، در بدو ورود و ملاقات، برادران را که دید آن ها را شناخت.
آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی برادران یوسف پیغمبر زاده و خردمند بودند و نسلشان از نسل انیبا بود و قبلا هم یوسف را دیده بودند و او را نشناختند، از این مردم چه انتظار که با این همه گناه با این همه رذایل اخلاق، می خواهند امام زمان عج الله را ببیند و بشناسند؟ فرمود: مردم مانند برادران حضرت یوسف امام زمان عج الله را می بینند، در جمکران می ببینند، در بازار می بینند. در مجالسشان می ببینند، در خیابان و شهرستان می ببینند. فرمود: به خدا قسم امام زمان عج الله روی فرش مجالس مردم راه می رود، در کوچه و خیابان و بازار میان مردم راه می رود، مردم امام زمان عج الله را می بینند، و لکن نمی شناسند. اما امام زمان عج الله آن ها را می شناسد. امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی امام زمان عج الله ظهور بفرماید، مردم با انگشتشان اشاره می کنند، می گویند: ما این آقا را در شهر دیده ایم، زیارتش کرده ایم، جمکران دیده ایم، در حرم دیده ایم، در مکه دیده ایم، در نجف و کاظمین و کربلا و سامرا دیده ایم، و لکن نشناختیم.
پس این حدیث نیز می گوید: باب ملاقات و زیارت آقا امام زمان عج الله باز است؛ مردم حضرت را می بینند. باید کاری بکنند که حضرت را بشناسند. او امام آن هاست. با او سخن بگویند، از او تقاضا کنند و خواستی داشته باشند. 
امام صادق علیه السلام درباره امام زمان عج الله می فرماید: «و لو ادرکته لخدمته ایام حیوتی» بحار الانوار، ج 51، ص 148. من امام صادق اگر حیات و زندگی امام زمان عج الله را درک می کردم، خدمتگذار امام زمان می شدم. در خدمتش بودم، در محضرش بودم و فرمان او را اجرا می کردم.
علامه مجلسی در کتاب زاد المعاد می فرماید: دعای ندبه از امام صادق علیه السلام است. هفت مرتبه امام صادق علیه السلام به امام زمان عج الله می گوید: فدایت شوم:«بنفسی انت من مغیب لم یخل منا، بنفسی انت من نازح ما نزح عنا، بنفسی انت امنیه شائق یتمنی، من مؤمن و مومنه ذکرا فحنا» مفاتیح الجنان، دعای ندبه. به قربانت گردم یابن الحسن، جانم به فدایت ای غایب  گشته ای که «لم یخل منا»: از ما جمعیت بیرون نیستی؛ در میان ما مردمی و در میان ما مردم زندگی می کنی. جانم به فدایت یابن الحسن، ای آقایی که ما تو را دور می پنداریم، ولی «ما نزح عنا»: تو از ما دور نیستی.
این جملات نیز تأیید این مطلب است که غیبت امام زمان عج الله به این نیست که امام زمان عج الله در کوه هاست، امام زمان عج الله در بیابان هاست، امام زمان عج الله در دور دست هاست امام زمان عج الله از ما فاصله دارد و ما او را نمی توانیم زیارت بکنیم.

فضیلت صلوات:

زنبور عسل آمد خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و گفت: یا رسول الله! من مقداری عسل تهیه کرده ام، وصی تان امیر المومنین علی علیه السلام را بفرستید بیاورد. پیغمبر اکرم به زنبور عسل فرمودند: شما روی گل ها و گیاهان تلخ می نشینید؟ گفت: بله یا رسول الله. فرمودند: شما با این که از گل ها و گیاهان تلخ استفاده می کنید چگونه گیاهان و گل های تلخ تبدیل به عسل شیرین می شود؟ عرضه داشت یا رسول الله، خدا ذکری به ما یاد داده است که وقتی آن ذکر را بر زبان جاری می کنیم آن تلخی تبدیل به حلاوت و شیرینی و عسل می شود. آن ذکر چیست؟ صلوات بر محمد و آل محمد.
اتفاقا زیارت جامعه کبیره هم همین حرف را می زند: «و جعل صلواتنا علیکم و ما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا و کفاره لذنوبنا». و صلوات و درود ما بر شما را حکم گردانید و آنچه را که مخصوص ما کرد از نعمت ولایت شما، برای نیکویی فطرت و خلقت ما و پاکی نفوس ما و تزکیه و پاکیزگی روح ما از علایق دنیوی و کفاره گناهان ماست. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
یکی از آثار صلوات این است که اخلاق بد و تند و گل و گیاه تلخ درون ما را نیز شیرین می کند . هر کس می خواهد اخلاقش شیرین بشود مداومت بر ذکر نورانی صلوات بر محمد آل محمد بکند.
در روایتی آمده است: «قال رسول الله من رای اولادی فصلی علی یزیده الله تعالی فی السمع و البصر» وقایع الایام مرحوم خیابانی، ج صیام. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس بچه های مرا ببیند، سادات را ببیند، نگاهش به ذریه من بیفتد، بعد از نگاه صلوات بر من و آل من بفرستد، هم چشم ظاهری و هم چشم باطنی، هم گوش ظاهری و هم گوش دل او قوی می شود. نور چشمش و شنوایی گوشش نور چشمش دل و شنوایی گوش دلش قوی تر می شود. بنابراین هر کس می خواهد هم چشم و گوش ظاهرش و هم چشم و گوش درونش قوی تر بشود هر وقت بچه سیدها را دید صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.
امروز امیر در میخانه تویی تو
فریاد رس این دل دیوانه تویی تو
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد
آرام تویی دام تویی دانه تویی تو


منبع: ارتباط معنوی با حضرت مهدی علیه السلام
از استاد حجه الاسلام و المسلمین حسین گنجی


نویسنده: کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۲:۵۶ - ۱۳۹۸/۷/۲۵
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه