جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۲۸۲

آیا اصرار و الحاح به جهت ملاقات با حضرت مطلوب است؟
مهدویت

آیا اصرار و الحاح به جهت ملاقات با حضرت مطلوب است؟

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
آنچه که مطلوب است و وظیفه ما در عصر غیبت به حساب می آید این است که بکوشیم تا موانع ظهور حضرت مهدی علیه السلام را بر طرف کرده، زمینه ظهور حضرت را فراهم نماییم. و نیز وظیفه داریم که به دستورات و وظایف خود عمل کنیم تا به قرب معنوی نسبت به حضرت نایل آییم. 

بسم الله الرّحمن الرّحیم


آیا اصرار و الحاح به جهت ملاقات با حضرت مطلوب است؟

آنچه که مطلوب است و وظیفه ما در عصر غیبت به حساب می آید این است که بکوشیم تا موانع ظهور حضرت مهدی علیه السلام را بر طرف کرده، زمینه ظهور حضرت را فراهم نماییم. و نیز وظیفه داریم که به دستورات و وظایف خود عمل کنیم تا به قرب معنوی نسبت به حضرت نایل آییم. 
آری اگر درخواست ملاقات با حضرت در عصر غیبت به جهت بهره مندی از وجود ایشان و مورد عنایت خاص او قرار گرفتن باشد تا انسان به اطمینان قلب رسیده و با تصرفی که از جانب ایشان می شود به کمالات نزدیک شود، اصرار بر آن مفید است. و گرنه این عصر غیبت است و قرار است که امام زمان عج الله از دیدگان مردم غایب باشد، تا چه مصلحتی اقتضا کند که در مورد ظهور کرده و کسی به ملاقات حضرت نایل شود. لذا باید صبر کرد و در این موقع حساس که عصر امتحان است به وظایف خود خوب عمل کنیم تا از امتحان سر افراز بیرون آییم.
آری، اگر چه از ظاهر برخی از ادعیه تقاضای ملاقات حضرت به دست می آید ولی می توان آن را حمل بر ملاقات در عصر ظهور کرد.


رجعت به چه معنا می باشد؟
شیعه امامیه معتقد است که پس از ظهور حضرت مهدی عج الله و تشکیل حکومت عدل الهی در سرتاسر جهان، گروهی از اولیای الهی و دوست داران خاندان رسالت، و برخی از معاندان و دشمنان خاندان وحی که از دنیا رفته اند، به دنیا باز می گردند. اولیای الهی و صالحان با دیدن حاکمیت حق و عدل در گستره گیتی شادمان می شوند. و نیز پرتویی از ثمرات ایمان و اعمال صالح خود را در دنیا مشاهده می نمایند. معاندان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز بخشی از اجزای اعمال ناشایسته خود را در این دنیا مشاهده کرده و به کیفر آن خواهند رسید. اصل اعتقاد به رجعت مطابق رأی گروهی از علمای امامیه از ضروریات مذهب به حساب می آید؛ 
شیخ حر عاملی می فرماید: «همانا ثبوت رجعت نزد همه علمای معروف و مصنفین مشهور از ضروریات مذهب امامیه به حساب می آید، و حتی عامه نیز از این موضوع باخبرند». مرحوم مجلسی می فرماید: همانا اعتقاد به رجعت در همه عصرها مورد اجماع شیعه بوده، و این مسأله مانند خورشید در وسط روز معلوم است». بحار الانوار، ج 53، ص 123.
علامه طباطبایی می فرماید: روایات رجعت از طریق اهل بیت علیهم السلام به تواتر معنوی به ما رسیده است. المیزان، ج 2، ص 107. 
گرچه در معنای رجعت بین علما اختلاف شده و برخی آن را به معنای رجعت دولت گرفته اند، اما در اصل عقیده به رجعت اتفاق است، بلکه معنای معهود آن، که همان باز گشت به این دنیا در عصر ظهور است، معنای مشهور نزد علمای شیعه است.


معنای مدعیان مهدویت چیست؟
بسیاری از اوقات جریانات اصیل و ریشه دار دینی از قبیل نبوت و پیامبری، وصایت و جانشینی پیامبران، امامت و نمایندگی یا وکالت از امام علیه السلام و … مورد طمع و چشم داشت سوء استفاده کنندگان قرار گرفته و به طمع بهره بر داری از آن جریان اصیل، نوع دروغین و ساختگی آن را ابداع و به مردم عرضه کرده یا می کنند. همانگونه که بسیاری از اوقات اسکناس های جعلی به جای اسکناس واقعی به مردم عرضه و ارائه می گردد و ساده دلان و زود باوران را تحت تأثیر قرار می دهد، که البته در این مواقع کارشناسان و متخصصین به یاری مردم شتافته از واقعی یا جعلی بودن اسکناس ها آگاه می کنند. 
در جهت مهدویت هم تا کنون افراد بسیاری با ادعای دروغین مهدی بودن به دنبال مطرح کردن خود و سوء استفاده از ساده دلان و افراد کم اطلاع بوده اند که گاهی هم موفقیت هایی بدست آورده و با جمع آوری افراد نادان به اهداف خود رسیده اند. در اینجا وظیفه هر کس در مواجهه با این موارد مراجعه به کارشناسان و علمای دین می باشند تا با استفاده از متون دینی و روایی این مسئله را روشن کنند که فرد مدعی چه اهدافی را برای خود در نظر گرفته است.


باب کیست؟
علی محمد شیرازی بنیانگذار فرقه ضاله «بابیه» در محرم 1235 قمری در شهر شیراز به دنیا آمد. پدرش رضا و مادرش فاطمه بیگم نام داشت. خواندن و نوشتن را به شیوه معمول زمانه خویش در شیراز آغاز کرد. هنوز کودک بود که پدرش را از دست داد، به همین سبب روانه بندر بوشهر شد و تحت کفالت دایی اش قرار گرفت و مدتی را نزدیک مکتب دار که از پیروان فرقه «شیخیه» بود، به آموختن پرداخت. 
«علی محمد شیرازی» (ملقب به باب) که دوران مکتب و تحصیلات مقدماتی خود در بوشهر را تحت نظر معلمی به نام شیخ عابد که دارای اعتقادات متعصبانه «شیخیگری» و از پیروان شیخ احمد احسایی پیشوا و بنیانگذار این فرقه بود، گذرانده و در شمار معتقدان این فرقه در آمده بود، با هدف تکمیل معلومات خود، سفری هم به کربلا می رود و در آنجا مدت کوتاهی را در کلاس درس سید کاظم رشتی پیشوای وقت «شیخیه» و جانشین شیخ احمد احسایی، حضور می یابد.
بابی ها و بهایی ها علی محمد شیرازی را صاحب علم لدنی می دانند و در این مورد بشدت اصرار می ورزند.
سید کاظم رشتی در سال 1259می میرد و هیچ یک از شاگردان و خواص خود را برای جانشینی اش انتخاب نمی کند و چند روز قبل از مرگ خود، در حضور گروهی از مریدانش اعلام می دارد که بزودی حضرت صاحب الزمان یا به قول پیروان فرقه شیخیه رکن رابع ظهور خواهد کرد و خود اداره امور مسلمین و جهان را به دست خواهد گرفت و جهان را به سمت قسط و عدل رهبری خواهد کرد.
پس از سید کاظم رشتی، علی محمد با اینکه در کربلا و در حلقه یاران نزدیک ملا کاظم رشتی نبود، ادعای جانشینی او را مطرح ساخت و ضمن اینکه خود را «رکن رابع» خواند، ادعا کرد که باب امام زمان عج الله است و در نشست و بر خاست های روزانه و در میان اطرافیان خود گفت که «من مبشر ظهور امام زمان و باب او هستم و هر کس که به ظهور حضرت مهدی عج الله اعتقاد و ایمان دارد، باید ابتدا با من که «باب» و «در» تو هستم بیعت کند. وی حتی حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» را در جهت اثبات این ادعای خود معنی و تفسیر می کرد و می گفت، حتی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به حقانیت و ظهور من اشاره کرده و فرموده اند:«من شهر علم هستم و علی باب». 
بهائیان شب جمعه پنجم جمادی الاولی 1260هجری قمری برابر با 23 ماه مه 1844 میلادی را شب مبعث «نقطه اولی» می دانند و آن را مبدأ تاریخ بدیع قرار داده اند. میرزا حسینعلی نوری بهاء الله این روز را یکی از اعیاد مهم بهائیان اعلام کرده و هر گونه اشتغال در این روز را بر بهائیان حرام نموده است.
بهائیان بر این اعتقادند که«علی محمد» برای اعلام ظهور خود ابتدا به مکه می رود و پس از ابلاغ این امر به زائران بیت الله الحرام، از آن جا دوباره به شیراز باز می گردد و با وسعت و دامنه بیشتری ادعای خود را مطرح می سازد. این امر موجب فتنه و فساد می‌شود تا جایی که حاکم فارس او را باز داشت می کند و سرانجام زمانی که بیماری وبا در شیراز شایع شده بود، به اصفهان می رود.
با بیان و بهائیان اعتقاد دارند که او شش مرتبه اعادی خویش را تغییر داد. در مرتبه اول به سید ذکر مشهور می شود و ادعای ذکریت می کند. 
در مرتبه دوم ادعای بابیت می نماید و خود را باب و نایب خاص امام زمان عج الله و واسطه خیر و فیض بین او و مردم معرفی می کند. در مرتبه سوم دعوی مهدویت می نماید و خود را مهدی موعود می داند. در مرتبه چهارم ادعای نبوت می کند و خویشتن را پیامبر معرفی می نماید. در مرتبه پنجم ادعای ربوبیت و در مرحله و مرتبه ششم دعوی «الوهیت» می کند!
بر اساس نوشته های تاریخی، حاکم اصفهان که منوچهر خان معتقد الدوله گر جی نام داشت و از عوامل روسیه تزاری بود، به علی محمد کمک می کند. داستان حمایت و الی اصفهان از سید باب، بسیار پیچیده است.
حمایت والی و بی پروایی علی محمد باب در امر تبلیغات، موجبات نارضایتی مردم اصفهان را فراهم آورد. تا جایی که عده ای از آنان شکایت به شاه بردند و «محمد شاه قاجار» پادشاه وقت دستور داد تا «علی محمد» به تهران اعزام گردد. اما والی اصفهان هرگز این فرمان را اجرا نکرد. او برای آرام کردن مردم، مدعی با بیت را همراه عده ای سرباز روانه تهران ساخت. اما به صورتی مخفیانه ترتیبی داد تا سر بازان، وی را به صورت پنهانی به اصفهان و عمارت سر پوشیده والی بر گردانند. از این زمان به «علی محمد» در اندرون «قصر خورشید» مورد پذیرایی رسمی والی اصفهان قرار گرفت. چند ماه پس از این حادثه منوچهر خان حاکم اصفهان از دنیا رفت و از آنجا که صاحب فرزند نبود، برادر زاده اش گرگین خان جای او را گرفت. حاکم جدید اصفهان مراتب را به حاج میرزا آقاسی صدر اعظم وقت اطلاع داد و میرزا آقاسی از او خواست تا سریعا باب را به تهران بفرستد. اما پس از مشورت با علما، دستور خود را تغییر داد و از مأموران خواست تا علی محمد را از اصفهان به آذر بایجان فرستاده و در آنجا زندانی نمایند. علی محمد تا شعبان 1264 قمری در زندان ماکو بود و همواره عده ای از طرفداران وی از طریق دادن رشوه به زندانیان ها به ملاقات او می رفتند و پیام ها و دستورات وی را به نقاط مختلف می رساندند.
کنسول روسیه در تبریز خواستار عفو محمد علی می شود. اما این در خواست اجابت نگردید و علی محمد مدعی بابیت بار دیگر در مقابل جوخه آتش ایستاد و اعدام شد و جسد وی برای عبرت عموم به خندق شهر انداخته شد. اما. بهائیان مدعی هستند که جسد علی محمد توسط شخصی به نام سلیمان خان افشار از خندق تبریز ربوده شد و به کارگاه حریر بافی حاج احمد میلانی منتقل و از آنجا به تهران حمل گردید و پس از گذشت زمانی حدود شصت سال به شهر حیفا در فلسطین اشغالی انتقال یافت.
از نکات مهمی که شائبه دخالت قدرت های استعماری را در ماجرای ایجاد فرقه «بابیگری» و «بهائیگری» به یقین مبدل می سازد، حضور کنسول روسیه در مراسم اعدام «باب» و درخواست عفو برای اوست. بهائیان مدعی اند وقتی به خواسته کنسول توجه نمی شود و جنازه علی محمد را به خندق می اندازند، وی نقاش ماهری را به محلی که جسد باب انداخته شده بود، می برد و از روی آن تصویری تهیه می نماید که نمونه ای از این تصویر هم اکنون در محل دفن او قرار دارد.


منبع: پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج الله)
از استاد علی اصغر رضوانی


نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۷:۱۴ - ۱۳۹۸/۷/۱۵
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه