سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

 جایگاه تربیتی محیط خانوادگی
ادب الهی

 جایگاه تربیتی محیط خانوادگی

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
برای تربیت فرزند در بُعد اعتقادی که توحید، نبوت، امامت و... است و  حتّی در بُعد عقلانی فردی که بحث محبّت است و هم در بُعد عملی، مسئولیّت سازندگی وجود دارد.

بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم

یا اَیُّهاالَّذینَ آمَنُو قُوااَنفُسَکُم وَاَهلیکُم ناراً 

مروری بر مباحث گذشته 

بحث ما راجع به مرابطه با دیگران بود. در گذشته بحثی راجع به خود سازی داشتم و گفتیم انسان نباید نسبت به دیگران بی تفاوت باشد. اوّل، مرابطه با نفس و دوم، مرابطه با دیگران مطرح است. در باب مرابطه با دیگران، اولویّت هایی وجود دارد که بر محور شدت و ضعف در نقش سازندگی است. به جهت پیوندها، مسئولیّت هایی بر عهده انسان است که هر چه این پیوندها شدیدتر باشد، نقش سازندگی و وظیفه سازندگی بیشتر می شود. شش مسئله را نقش سازندگی دارند، اجمالاً در جلسه گذشته مطرح کردم.
به عنوان مقدّمه، مطلبی را عرض کردم که به طور غالب و معمول، انسان در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی ساخته می شود. عرض کردم فضای پنجمی داریم که غالب بر این چهار محیط است. هرکدام از این محیط ها در بُعد اعتقادی، اخلاقی و عملی در ربط با سه بُعد وجودیِ انسان؛ یعنی عقلانی، نفسانی و حتّی قلبی، روی انسان نقش سازندگی دارند. 
فضای پنجم که حاکم بر چهار محیط است، می تواند تقویت کننده نقش سازندگی این محیط باشد یا نقش سازندگی را خنثی کند و اثر تخریبی داشته باشد؛ یعنی محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی در ربط با سه بُعد اعتقادی، اخلاقی و عملی اگر نقش سازندگی بر انسان دارند، آن فضا می تواند نقش سازندگی آن ها را خنثی کند. این فضا، «فضای جمعی حاکم بر جامعه» نام دارد. سایر محیط دایره محدودی دارند. امّا دایره این محیط، وسیع است و همه چهار محیط دیگر را تحت پوشش قرار دهد؛ لذا اگر این فضای جمعی، فضای صحیحی باشد، نقش سازندگی را تقویت می کند و اگر نعوذبالله فضای فاسد باشد، نقش تخریبی و خنثی کننده دارد و جامعه را به فساد می کِشد. تا اینجا، ما حَصَلی از آخرین جلسه درباره اوّلین محیط بود.

جایگاه تربیتی محیط خانوادگی: 

در باب محیط خانوادگی عرض کردم که از دیدگاه الهی، باید انسان به اعضای خانواده مرابطه داشته باشد. اوّلین محیط مرابطه با دیگران، خانواده است. چه بسا به یک معنا این محیط قوی ترین پیوند، که پیوند خویشاوندی است، تشکیل می دهد. 
لذا برای تربیت فرزند در بُعد اعتقادی که توحید، نبوت، امامت و... است و  حتّی در بُعد عقلانی فردی که بحث محبّت است و هم در بُعد عملی، مسئولیّت سازندگی وجود دارد. در جلسه گذشته روایات این بحث را عرض کردم. اینجا روایتی را عرض می کنم که مفصّل تر است.

عبدالله بن فضاله روایتی از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل می کند. در واقع اینجا خیلی احتیاط کرده است. فرمودند: وقتی فرزند به سه سالگی رسید به او هفت مرتبه بگو «قُل لَااِلَهَ اِلَّا الله». این، توحید است. ببینید از کجا شروع کرده است؛ می فرماید وقتی فرزندت سه ساله شد، وظیفه تو است که مسئله توحید را آموزش دهی. مسئله عجیب اینجاست که در ادامه روایت می فرماید: وقتی سه ساله و هفت ماه و بیست روزش شد، «فَیُقَالَ لَهُ قُل مُحَمَّد رَسُولُ الله». چقدر دقیق و ظریف وارد نبوت شده است. بعد می فرماید همین را به او بگو تا چهار سالش تمام شود. «ثُمَّ یُقَالُ لَهُ قُل» این مسئله امامت است. اگر اهل دقّت باشد و در این روایات دقّت کند، متوجّه می شود. تا اینکه پنج سالش تمام شد. «ثُمَّ یُقَالُ لَه» بعد به او بگو دست راست و چپت کدام است تا دست چپ و راست را از هم تمیز بدهد. «اَیُّهُمَا یَمِینُکَ وَ لَیُّهُمَا شِمُالُک». اگر دیدی دست راست و چپش را فهمیدی است، «فَاِن عَرَفَ ذَلِکَ حُوِلَ وَجهُهُ اِلَی القِبلَهِ» او را بنشان وجهت قبله را به او بگو. مثلاً بگو سجده کن بابا جان ببینم بلد هستی یا نه؟ تا شش سالگی برسد. نماز، رکوع، سجود، وضو واحکامی از این قبیل را دارد که به او آموزش بده.

در گذشته روایتی را در بُعد عملی به صورت فشرده مطرح کردم که امام حسین علیه السلام فرمود: «اِنَّا نَاَمُرصِبیَانَنَا بِالصَّلَاهِ اِذَا کَانُوا بَنِی خَمسِ سِنِین» حضرت می فرماید ما فرزندانمان را از پنج سالگی به نماز دستور می دهیم. درست است؟ در ادامه می فرماید: «فَمُرُواصِبیَانَکُم بِالصَّلَاهِ اِذا کَانُوابَنِی سَبعِ سِنِین» شما در هفت سالگی این کار را بکنید. «وَ نَحنُ نَاَمُرُصِبیَانَنَا بِالصَّومِ اِذَا کَانُوا بَنِی سَبعِ سِنِینَ بِمَا اَطَاقُوا» در روایت دیگری از امام علی علیه السلام است که می فرماید: فرزندان کوچکتان را با زبان تربیت کنید تا نماز و وضو را بشناسند.این روایات را قبلاً گفته ام و حالا به شکل مختصر بیان کردم. 
نکته ای را عرض می کنم. تعهدی که انسان در محیط خانواده دارد، بر انسان نقش سازندگی دارد. تولید مثل، مسئله ای است که تمام حیوانات آن را دارند؛ نوبَرِانسان که نیست.اینکه چیزی نیست، حیوان هم تولید مثل دارد. تولید دو نوع است: یکی تولیدمثل است که مثلاً گربه، گربه درست می کند؛  سگ، سگ درست می کند گوسفند، گوسفند درست می کند؛ گرگ، گرگ درست می کند و خرس هم خرس درست می کند. تولیدِ مثل، این است. تولیدِ مثل انسان چه چیزی است؟ انسان است. امّا اگرخودت حیوان باشی، تولیدت هم یک حیوان دیگراست. این تعبیرمن را  دقّت کنید! انسان که نباید حیوان بسازد؛ امّاچون تنزّل کرد این گونه شد.
در جامعه،حمار فراوانی داریم؛ خوک که مظهر شهوت است، فراوانی داریم که حتّی درملاعام دنبال شهوت است. حیوان، این حرف ها سرش نمی شود. انسان باید انسان بسازد.
این یک نوع تولیدبود؛ امّانوع دوم تولید این است که فرزندان، مرتبه ای از وجود آبا و امهاتشان هستند. دنبالهُ هستیِ آن هاهستند. این طورنیست که ارتباط شان قطع شود. به معنایی فرزند، دنباله وجودی انسان دردنیا الی یوم القیامه است. حواست راجمع کن. این هایی که از او صادر می شود، انگار از تو صادرمی شود.

ریشه تفاوت بین فرزندان و والدین: 

چرا در بحث مرابطه با دیگران اوّلین محیط، محیط خانوادگی است؟ روایتی از امام علی علیه السلام است که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل می کند که فرمودند: سَاَلَرَجُل النَّبِیَّ شخصی از پیغمبر اکرم (ص) سوال کرد: فَقَالَ مَا لَنَا نَجِدُ بِاَولَادِنَامَالَا یَجِدُونَ بِنَا چرا فرزندان مان چیزهایی یاد می گیرند که در خودمان نیست؟ این خودش بحثی است. قَالَ لِاَنَّهُم مِنکُم  وَ لَستُم مِنهُم پیامبر اکرم (ص) فرمودند: چون فرزندت از توست؛ امّا تو از او نیستی. تو دنباله او نیستی، بلکه او دنباله وجودی توست. چرا این طور است؟ چرا که تو مسائلی را از پدرت یادگرفتی، فرزندت هم از تو می آموزد؛ امّا تو از او نمی آموزی؛ چون دنباله وجودی او نیستی؛ لذا ممکن است در ابعاد اعتقادی، عقلانی وعملی، بین والدین وفرزند، تفاوت وجود داشته باشد. ممکن است یک انسان متعهّد، فرزندش را به خوبی تربیت کند، امّا عملی از فرزند سر بزند که او تا به حال این کار را نکرده است. علّتش این است که چهار محیط دیگر روی فرزند تاثیر گذاشته است. فراموش نشود که این ها به هم پیوسته است. ممکن است کسی وارد محیط آموزشی شود واستعدادش شکوفا شود. که والدین نتوانستند شکوفا کنند. قَالَ لِاَنَّهُم مِنکُم وَ لَستُم مِنهُم او از تواست، امّا تو از او بیرون نیامدی. 
توجّه کنید! ماهم خَلَف صالح داریم هم خَلَف سوء. در باب خلف صالح، روایات بسیاری داریم به حدی که بحث مستقلی است و نمی خواهم تحت این عنوان، وارد آن شوم.

روایت از امام صادق علیه السلام است که می فرمایند: قَالَ: لَیسَ یَتبَعُ الرَّجُلَ بَعدَ مَوتِهِ مِنَ الاَّجرِ اِلاَّ ثَلَاثُ خِصَالِِ؛  وقتی انسان بمیرد، از نظر اخروی، در چند مورد از این دنیا بهره می برد. صَدَقَه آَجرَاهَا فِی حَیَاتِهِ فَهِیَ تَجرِی بَعدَ مَوتِهِ. یک مسئله خدماتی است که به شکل سنت از او باقی می ماند. از نظر عملی روشی را از خود باقی می گذارد که دیگران الگو بگیرند. البتّه ثمره این کار به خود او بر می گردد. بعد جلوتر می فرماید: وَلَد صَالِح، که ما می گوییم با قیات الصالحات است و از ناحیه او بهره می برد و منقطع نمی شود. این خبر ها نیست که انقطاع کلی رُخ بدهد.
به یک معنا تربیت، امر مستقلی نیست. به اصطلاح ما از امور قصدیّه نیست. این بحث را بعداً انجام می دهم. قصد را هم در معارف ما مطرح کردند. مثلاً نعوذبالله اگر مقابل فرزندت دروغ گفتی، نمی خواهی یادش بدهی، امّا بخواهی و نخواهی دروغ را یاد می گیرد. تربیت از امور قصدیّه نیست. حتّی بنده تعلیم را از تربیت تفکیک پذیر نمی دانم. این، بحث های مستقلی دارد.
روایات زیادی را دراین معنا داریم وحتّی در آیات هم وجود دارد. روایتی از امام صادق علیه السلام است که پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: از میراث الهی برای بنده مومن، فرزندی است که بعد از او خدا را عبادت کند. بعد حضرت این آیه سوره مریم را تلاوت کردند آیَهَ زَکَرِیَّا فَهَب لِی مِن لَدُنکَ وَلِیَّا یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِن آلِ یَعقُوبَ وَاجعَلهُ رَبّ رَضِیًّا
در این باب روایات زیادی داریم که اگر وارد شوم، بحث مفصّلی خواهد شد که انسان در برزخ منقطع از این عالم نیست. بنابراین، نقش سازندگی یی که داشته است، چون خوب و چه بد، در آن دنیا هم به او می رسد. 
از امام علی علیه السلام روایتی است که فرمودند: می دانید سخت ترین مصیبت ها چیست؟ سُوءُ الخَلَفِ وقتی می خواهی از این دنیا بروی و چیزی از خود باقی بگذاری، شر و فساد باقی بگذاری؛ بالاترین و سخت ترین مصیبت این است. من اینجا هر دو رابطه را عرض می کنم. به یک معنا فرزند، دنباله وجودی انسان است. روح انسان به نشئه برزخ منتقل شده است؛ امّا آثار اعمالش که ساخته او هستند، هنوز باقی است. این ساختن ها هم قصدی نیستند؛ به همان معنا که تربیت از امور قصدیّه نیست و در واقع دست پخت خود انسان است. 
روزی حضرت عیسی علیه السلام بر قبری عبور می کرد. سال دیگری آمد و قبر را در حالی که وضعش خوب بود، دید. گفتند: چه اتفاقی افتاده است؟ حضرت عیسی علیه السلام جواب دادند: فرزندش یواش یواش سر به راه شده است. در این زمینه روایت زیاد است که بنده واردش نمی شوم. 
بنابراین اوّلین محیط در مرابطه، محیط خانوادگی است که شامل سه بُعد اعتقادی، اخلاقی و عملی می شود. انسان باید نقش سازندگی داشته باشد و خیال نکند که وظیفه اش را انجام داده و از این دنیا تشرف بُرده است. نخیر؛ اینجا تشریف دارید. همین پیوند خویشاوندی موجب حضور تو در این دنیاست.
در باب شدت و ضعف نفس ، شش مسئله را عرض کردم. جنبه کمیّت و کیفیّت را مطرح کردم که بحث مفصّلی است. بنابراین، بی تفاوتی معنایی ندارد. نمی شود بخواهی کلاه خودت را بچسبی کلاه دیگران را رها کنی. کلاه او، کلاه تو هم هست و کلاه تو، کلاه او هم هست.


ادب الهی/آیت الله مجتبی تهرانی 
نویسنده مطلب: فاطمه احمدی


تاریخ ارسال مطلب: ۲۱:۲۹ - ۱۳۹۸/۵/۱۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین