سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

‌در بیان صورت ملکوتیه عصبیت
چهل حدیث

‌در بیان صورت ملکوتیه عصبیت

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
میزان در صورت های ملکوتی و برزخی و قیامتی، ملکات و قوت آن است. و آن عالم، محل بروز سلطان نفس است، و ملک بدن، تعصی از آن نکند. ممکن است در آن عالم، انسان به صورت حیوانات یا به صورت شیطان محشور شود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

الحدیث الثامن/فصل:

‌در بیان صورت ملکوتیه عصبیت:

در شرح بعضی از احادیث سالفه گذشت که میزان در صورت های ملکوتی و برزخی و قیامتی، ملکات و قوت آن است. و آن عالم، محل بروز سلطان نفس است، و ملک بدن، تعصی از آن نکند. ممکن است در آن عالم، انسان به صورت حیوانات یا به صورت شیطان محشور شود. و در این حدیث شریف که ما به شرح آن پرداختیم که می فرماید: کسی که در دلش حبه خردلی عصبیت باشد، برانگیزاند خداوند، او را اعراب جاهلیت، تواند اشاره به آن معنی که ذکر شد، باشد.
انسان دارای این رذیله، وقتی از این عالم منتقل شد، شاید خود را یکی از اعراب جاهلیت ببیند که نه ایمان به خدای تعالی دارد، نه به رسالت و نبوت معتقد است، و به هر صورت که صورت آن طایفه است، خود را محشور ببیند و خود نیز نفهمد که در دنیا اظهار عقیده حقه می کرده، و سالک امت رسول خاتم صلی الله علیه و آله را فراموش کنند و خود را نتواند معرفی کنند، مگر بعد از آن که اراده حق تعالی به خلاص آن ها تعلق گیرد. و چون این خلق به حسب بعضی احادیث از خواص شیطان است، شاید اعراب جاهلیت و انسان دارای عصبیت جاهلیت، به صورت شیطان محشور گردد.
یعنی همانا ملائکه گمان  می کردند که شیطان از آن ها است و در علم خدا چنین بود که او از آن ها نیست. پس خارج کرد آنچه در نفسش بود به حمیت و عصبیت. پس گفت مرا خلق کردی از آتش و آدم را خلق کردی از گل.
پس ای عزیز! بدان که این خبیث از شیطان است، و اغلوطه آن ملعون و قیاس باطل غلطش به واسطه این حجاب غلیظ بود. این حجاب کلیه حقایق را از نظر می برد، بلکه تمام رذایل را محاسن جلوه می دهد، تمام محاسن غیر را، رذیله نمایش دهد، و معلوم است کار انسانی که جمیع اشیا را بر غیر واقعیت خود ببینند به کجا منتهی شود. و علاوه بر آن که خود این رذیله، موجب هلاک انسان است، منشا بسیاری از رذایل نفسانی و مفاسد اخلاقی و اعمالی شود که ذکر آن ها موجب ملالت است.
پس انسان عاقل که این مفاسد را از این خلق فاسد فهمید و به شهادت صادق مصدق رسول اکرم و اهل بیت معظمش صلوات الله علیهم و اجمعین اذعان کرد که این ملکه انسان را به هلاکت می کشاند و اهل اتش می کند، باید در صدد علاج نفس بر آید، و اگر خدای نخواسته در دل او از این خلق به قدر خردلی هست، خود را از آن پاک و پاکیزه کند که در وقت مهاجرت از این عالم، و انتقال به عالم اخرت، و رسیدن اجل مقدر پاک باشد، و با نفس صافی منتقل شود. و باید بداند انسان، که مجال بسیار کم است وقت تنگ است، زیرا که انسان نمی داند چه وقت روز ارتحال او است.
ای نفس خبیث نویسنده، شاید در همین حال که مشغول نوشتنی، اجل مقدر برسد و تو را با این همه رذایل اخلاقی منتقل کند به عالمی که بازگشت ندارد.
ای عزیز! ای مطالعه کننده این اوراق! 
عبرت کن از حال این نویسنده که اکنون در زیر خاک و در عالم دیگر گرفتار اعمال زشت و اخلاق ناهنجار خویش است تا فرصت داشت به بطالت و هوی و هوس، عمر عزیز را گذارند، و آن سرمایه الهی را ضایع و باطل کرد. تو ملتفت خود باش که نیز روزی مثل مایی و خودت نمی دانی آن چه روز است.
شاید الان که مشغول قراتی باشد. اگر تعللی کنی، فرصت از دست می رود.
ای برادر من این امور را تعویق نینداز که تعویق انداختنی نیست. چه قدر آدم های صحیح و سالم، با موت ناگهانی از این دنیا رفتند، و ندانیم عاقبت آن ها چیست؟ پس فرصت را از دست مده و یک دم را غنیمت شمار که کار خیلی اهمیت دارد و سفر خیلی خطرناک است. دستت از این عالم که مزرعه آخرت است، اگر کوتاه شد، دیگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانی کرد. جز حسرت و حیرت و عذاب و مذلت نتیجه نبری. اولیای خدا انی راحت نبودند، و از فکر این سفر پر خوف و خطر بیرون نمی رفتند.
حالات علی بن الحسین علیه السلام امام معصوم حیرت انگیز است. ناله های امیرالمومنین علیه السلام ولی مطلق بهت اور است. چه شده است که ما این طور غافلیم؟ کی به ما اطمینان داده جز شیطان که کارهای ما را از امروز به فردا می اندازد. می خواهد اصحاب و انصار خود را زیاد کند و ما را با خلق خود و در زمره خود و اتباع خود محشور کند. همیشه ان معلون امور آخرت را در نظر ما سهل و آسان جلوه دهد و ما را با وعده رحمت خدا و شفاعت شافعین، از یاد خدا و اطاعت او غافل کند. ولی افسوس که این اشتهای کاذب است و از دام های مکر و حیله آن معلون است. رحمت خدا الان به تو احاطه کرده، رحمت صحت و سلامت و حیات و امنیت و هدایت و عقل و فرصت و راهنمایی اصلاح نفس. در هزاران رحمت گوناگون حق تعالی غوطه وری و استفاده از آن ها نمی کنی و اطلاعات شیطان نمی کنی. اگر از این رحمت ها در این عالم استفاده نکنی، بدان که در آن عالم نیز بی بهره هستی از رحمت های بی تناهی حق و از شفاعت شفیعان نیز محروم مانی. جلوه شفاعت شافعان در این عالم، هدایت ان ها است و در ان عالم، باطن هدایت شدی، شفاعت شوی. شفاعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله مثل رحمت حق مطلق است. محل قابل باید از او استفاده کند.
اگر خدای نخواسته شیطان با این وسایل، ایمان را از چنگ تو  ربود، دیگر قابلیت رحمت و شفاعت نخواهی داشت. بلی رحمت حق سرشار است در دو دنیا. تو اگر طالب رحمتی، چرا از این رحمت های پیاپی که در این عالم مرحمت فرموده و بذر رحمت های دیگر است، برخوردار نمی شوی. این همه انبیا و اولیای خدا تو را دعوت کردند به خوان نعمت و مهمانخانه الهی، نپذیرفتی، و با یک وسوسه خناس و القای شیطانی همه را کنار گذاشتی. محکمات کتاب خدا و متواترات احادیث انبیا  اولیا و ضروریات عقول عقلا و براهین قطعیه حکما را فدای خطرات شیطانی و هواهای نفسانی کردی.
ای وای به حال من و تو از این غفلت و کوری و کری و جهالت.

فصل/(در عصبیت های اهل علم): 

یکی از عصبیت های جاهلیت، ایستادگی در مطالب علمیه است، و حمایت کردن از حرفی است که از خودش یا معلمش یا شیخش صادر شده، نه برای اظهار حق و ابطال باطل. معلوم است این عصبیت، از جهانی زشت تر و از حیثیاتی نارواتر است از سایر عصبیت ها. یکی از جهت متعصب زیرا که اهل علم که باید مربی بنی نوع بشر باشد و شاخه شجره نبوت و ولایت است و به وخامت امور مطلع، و عواقب اخلاق فاسده را می داند، اگر خدای نخواسته، خود عصبیت جاهلیت داشته باشد و متعصف به صفات رذیله شیطانیه باشد، حجت بر او تمام تر و مورد مواخذه بیش تر واقع گردد. کسی که خود را معرفی کند به این که چراغ هدایت و شمع محفل انس و راهنمای سعادت و معرف طرق آخرت است، اگر خدای نخواسته عامل به قول خود نباشد و باطنش با ظاهر مخالفت باشد، در زمره اهل ریا و نفاق بحساب آید و از علمای سو و عالم بلاعمل است که جزای آن بزرگ تر و عذاب آن الیم تر است.
پس بر اهل علم خیلی لازم است که این مقامات را حفظ کنند، و خود را کاملا از این مفاسد، پاک کنند تا هم اصلاح ان ها شود و هم اصلاح جامعه را کرده، وعظ آن ها موثر گردد و پند آن ها در قلوب، موقعیت پیدا کند. فساد عالم موجب فساد امت شود، و معلوم است فسادی که ماده فسادهای دیگر شود، و خطیه یی که خطیئات دیگر زاید، بالاتر و بزرگ تر است پیش ولی النعم از فساد جزئی غیر متعدی.
و یکی دیگر از جهات قباحت و وقاحت این خلق در اهل علم از ناحیه خود علم است، زیرا که این عصبیت، خیانت به علم و حق ناشناسی از آن است و کسی که حامل بار این امانت گردید، و مخلع به این خلعت شد، باید حفظ حرمت آن را بنماید، و آن را صحیح و سالم به صاحبش تحویل دهد. و اگر تعصب جاهلیت کند، البته خیانت به آن کرده و ظلم و تعدی نموده و این خود خطبه عظیمه یی است.
و یکی دیگر از جهات قباحت آن از ناحیه طرف است. زیرا که طرف آن در مباحث علمی، اهل علم است، و او از ودایع الهیه و حفظ حرمتش لازم و هتک آن از حرمات الهیه و موبقات عظیمه است. و عصبیت های بی موقع، گاه باعث شود که انسان، مبتلا به هتک حرمت اهل علم شود. پناه می برم به خدای تعالی از این خطبه بزرگ.
و یکی دیگر از ناحیه متعصب له است که استاد و شیخ انسان است که البته موجب عقوق شود، زیرا که مشایخ عظام و اساطین کرام نضرالله وجوهم طرفداری حق را مایل و از باطل گریزان، و سخط کنند برای کسی که از روی عصبیت جاهلیت حق کشی کند و ترویج باطل کند. و البته عقوق روحانی بالاتر است از عقوق جسمانی، و حق ولادت روحانیه بالاتر است از حق ولادت جسمانیه.
پس بر اهل علم زادهم الله شرفا و عظمة لازم و حتم است که خود را از مفاسد اخلاقی و اعمالی مبرا نمایند و به حلیه اعمال حسنه و اخلاق کریمه، مزین نمایند، و خود را از منصب شریفی که حق تعالی به آن ها مرحمت فرموده، منخلع ننمایند، که خسران آن را جز خدای تعالی کسی نداند والسلام.


نام کتاب: چهل حدیث امام خمینی قدس سره 

نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۲:۴۳ - ۱۳۹۸/۵/۱۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین