جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸

در بیان مفاسد عصبیت
چهل حدیث

در بیان مفاسد عصبیت

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
کسی که عصبیت کشد یا عصبیت کشیده شود، گشاده شود ریسمان ایمان از گردن او. یعنی از ایمان بیرون رود، و سر خود گردد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

الحدیث الثامن/ ترجمه: 

سکونی از حضرت صادق علیه السلام نقل کند که فرمود: فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله : کسی که بوده باشد در دل او دانه خردلی از عصبیت، برانگیزاند خدا او را قیامت با عرب های جاهلیت.

شرح: 

خردل را در فرس اسپندان گویند، و در فارسی این زمان خردل گویند، و آن دوایی است معروف که خواص بسیار دارد، و از آن مشمع سازند. و عصبی کسی است که حمایت کند خویشاوندان خود را در ظلم، و عصبه اقربا از جانب پدر است، زیرا که آن ها احاطه کنند به او و او شدید شود به واسطه آن ها. و عصبیت و تعصب، حمایت کردن و مدافعه نمودن است.
فقیر گوید: عصبیت، یکی از اخلاق باطنه نفسانیه است که آثار آن مدافعه کردن و حمایت نمودن از خویشاوندان و مطلق متعلقان است. چه تعلق دینی و مذهبی و مسلکی باشد، یا تعلق وطنی و آب و خاکی و غیر آن، مثل تعلق شغلی و استاد و شاگردی و جز این ها، و این اخلاق فاسده و ملکات رذیله است که منشا بسیاری از مفاسد اخلاقی و اعمالی گردد، و خود آن فی نفسه مذموم است گر چه برای حق باشد، یا امر دینی باشد و منظور اظهار حق نباشد، بلکه منظور غلبه خود یا هم مسلک خود یا بستگان خود باشد. اما اظهار حق و ترویج حقیقت و اثبات مطالب حقه و حمایت برای آن یا عصبیت نیست یا عصبیت مذمومه نیست.
میزان در امتیاز، اغراض و مقاصد و قدم نفس و شیطان و حق و رحمان است، و به عبارت دیگر، انسان در عصبیت‌ هایی که می کشد و حمایت هایی که می کند از بستگان و متعلقان خود، یا نظرش محض اظهار حق و اماته باطل است. این عصبیت ممدوحه و حمایت از جانب حق و حقیقت است، و از بهترین کمال انسانی و خلق انبیا و اولیا است. و علامت آن، آن است که حق با هر طرف هست، از آن طرف حمایت کند، گر چه از متعلقان او نباشد، بلکه از دشمنان او باشد. چنین شخصی از حمایت کنندگان حمای حقیقت و در زمره طرفداران فضیلت و حامیان مدینه فاضله بشمار آید، و عضو صالح جامعه و مصلح مفاسد جمعیت است، و اگر نفسیت و قومیت، او را تحریک کرد که اگر باطلی هم از خویشاوندان و منسوبان خود ببیند، با آن ها همراهی کند و از آن ها حمایت کند، چنین شخصی دارای ملکه خبیثه عصبیت جاهلیت بشمار رود. و آن ها یک دسته از عرب های بیابان نشین بودند قبل از اسلام در زمان غلبه ظلمت جهالت و نادانی، و در آن ها این خلق زشت و ملکه ناهنجار کمال قوت را داشته، بلکه در مطلق عرب الا کسانی که به نور هدایت مهتدی هستند این خلق بیش تر است از سایر طوایف. چنان چه در حدیث شریف از حضرت امیر علیه السلام منقول است که خداوند تعالی عذاب کند شش طایفه را به شش چیز: عرب را به عصبیت، و دهقانان را به کبر، و امیران را به ستم، و فقیهان را به حسد، و تاجران را به خیانت، و اهل رستاق را به نادانی.

در بیان مفاسد عصبیت است:

از احادیث شریفه اهل بیت عصمت و طهارت استفاده شود که خلق عصبیت، از مهلکات و موجبات و موجب سو عاقبت و خروج از ایمان است و آن از ذمائم اخلاق شیطان است.
کسی که عصبیت کشد یا عصبیت کشیده شود، گشاده شود ریسمان ایمان از گردن او. یعنی از ایمان بیرون رود، و سر خود گردد. و لابد متعصب له برای رضایت داشتن او به عمل متعصب، با او در جزا شریک است. چنان چه در حدیث است که کسی که راضی باشد به کار قومی، از آن ها بشمار آید و الا اگر راضی نباشد و منزجر باشد از خلق آن ها مشمول حدیث شریف نیست.
یعنی فرمود حضرت صادق علیه السلام: کسی که عصبیت کشد، ببندد خدا بر سر او سرپیچی از آتش.
یعنی جناب علی بن الحسین علیهما السلام فرمود: داخل نشده است به بهشت حمیتی مگر حمیت حمزة بن عبدالمطلب و آن در وقتی بود که اسلام آورد برای غضبی که کرد برای حمایت پیغمبر صلی الله علیه و آله.
و قضیه اسلام حضرت حمزه به چند طور نقل شده است که از مقصد ما خارج است.
بالجمله معلوم است که ایمان که عبارت است از نور الهی و از خلعت های غیبیه ذات مقدس حق جل و علا است بر بندگان خاص و مخلصان درگاه و مخصوصان محفل انس، منافات دارد با چنین خلقی که حق و حقیقت را پایمال کند و راستی و درستی را زیر پای جهل و نادانی نهد.
البته آینه قلب اگر زنگار خود خواهی و خویشاوند پرستی و عصبیت بی موقع جاهلیت محجوب شود، در او جلوه نور ایمان نشود، و خلوتگاه خاص ذوالجلال تعالی نشود. قلب کسی مورد تجلیات نور ایمان و معرفت گردد، و گردن کسی بسته حبل متین و عروه وثیق ایمان و گروگان حقایق و معارف است که پایبند قواعد دینیه و ذمه او رهین قوانین عقلیه باشد و متحرک به تحویک عقل و شرع گردد، و هیچ یک از عادات و اخلاق و مانوسات، وجود او را نلرزاند و مایل از راه مستقیم نکند. وقتی انسان دعوی اسلام و ایمان می تواند نماید که تسلیم حقایق و خاضع برای آن ها باشد، و مقاصد خود را هر چه بزرگ است، فانی در مقاصد ولی نعمت خود کند، و خود و اراده خود را فدای اراده مولای حقیقی کند. البته چنین شخصی از عصبیت جاهلیت عاری و بری گردد، و وجهه قلبش به سوی حقایق متوجه و پرده های ضخیم جهل و عصبیت، چشم او را نگیرد. و در مقام اجرای حق و اظهار کلمه حقیقت پای بر فرق تمام تعلقات و ارتباطات نهد، و تمام خویشاوندی ها و عادات را در پیشگاه مقصد ولی النعم قربان کند، و اگر عصبیت اسلامیت با عصبیت جاهلیت تعارض کند، عصبیت اسلامیت و حق خواهی را مقدم دارد.
انسان عارف به حقایق می داند که تمام عصبه ها و ارتباطات و تعلقات، یک امور عرضیه زایله ای است که از تمام ارتباط ها محکم تر و از جمیع حسب و نسب ها بالاتر است.
در حدیث وارد آمده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: تمام حسب ها و نسب ها پاره گردد و به آخر رسد در قیامت مگر حسب و نسب من.
معلوم است حسب و نسب آن حضرت روحانی و باقی است، و از تمام عصبیت های جاهلیت دور است. آن حسب و نسب روحانی، در آن عالم ظهورش بیش تر و کمالش هویداتر است. این ارتباط های جسمانی ملکی که از روی عادات بشریه است به اندک چیزی منقطع شود، و هیچ یک از آن ها در عوالم دیگر ارزشی ندارد مگر ارتباطات در تحت نظام ملکوتی الهی باشد، و در سایه میزان قواعد شرعیه و عقلیه باشد که دیگر آن انفصام و انقطاع ندارد.


نام کتاب: چهل حدیث امام خمینی قدس سره 

نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۲:۳۵ - ۱۳۹۸/۵/۱۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه