جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸

در بیان علاج غضب در حال اشتعال آن
چهل حدیث

در بیان علاج غضب در حال اشتعال آن

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
در بیان علاج غضب: اگر چندی انسان مواظب حال خود باشد و با نفس چنین معامله کند، بکلی حال تغییر پیدا می کند و رو به اعتدال می گذارد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

الحدیث السابع/ غضب: 

فصل/(در بیان علاج غضب در حال اشتعال آن):

از برای علاج غضب در حال اشتعال آن نیز، علاج علمی و عملی است. اما علمی، تفکر در این امور که ذکر شد، که آن نیز خود از طرق معالجات عملیه است، در این حال.
اما عملی، پس عمده آن انصراف نفس است در اول پیدایش آن. چون این قوه، مثل آتش کم کم اشتعال پیدا می کند و رو به اشتداد می گذرد تا این که تنورش سوزان و نائره اش سخت فروزان شود، و عنان را از دست انسان بکلی بگیرد، و نور عقل و ایمان را خاموش کند، و چراغ هدایت را یکسره منطفی نماید، و انسان را بیچاره و ذلیل کند. باید انسان ملتفت باشد تا اشتغال آن زیاد نشده، و نائره آن شدت پیدا نکرده، خود را به وسایلی منصرف کند، یا به رفتن از آن محلی که اسباب غضب در آن جا فراهم شده، و یا به تغییر حال. اگر نشسته است، برخیزد، و اگر ایستاده است بنشیند. یا به ذکر خدای تعالی اشتعال پیدا کند. بلکه بعضی ذکر خدا را در حال غضب واجب دانند، و یا مشغول کارهای دیگر شود.
در هر صورت، ابتدای ظهور آن خیلی سهل است جلوگیری از آن، و این دو نتیجه دارد: 
یکی آن که در آن حال نفس را ساکن کند و شعله غضب را فرو نشاند. و دیگر آن که سبب معالجه اساسی نفس شود. اگر چندی انسان مواظب حال خود باشد و با نفس چنین معامله کند، بکلی حال تغییر پیدا می کند و رو به اعتدال می گذارد و به بعض این معانی اشاره فرموده در احادیث شریفه کافی.
یعنی حضرت باقرالعلوم علیه السلام فرمود: همانا این غضب، برقه آتشی از شیطان است که در قلب پسر آدم افروخته شود. و همانا یکی از شما ها وقتی خشمناک شود، چشمان او سرخ شود و رگ های گردن او باد کند، و شیطان در او وارد شود. پس وقتی که ترسید یکی از شما آن را از خودش، به زمین بچسبد و ملازم آن شود، زیرا پلیدی شیطان از او برود در این هنگام.
راوی گوید، ذکر شد غضب خدمت حضرت باقر علیه السلام پس فرمود: همانا مرد غضب می کند، پس راضی نشود هرگز تا داخل آتش شود. یعنی غضب او فرو ننشیند تا او را به آتش جهنم کشاند. پس هر مردی که غضب کرد بر قومی، و حال آن که ایستاده است، فورا بنشییند که همانا بزودی برود از او وسوسه شیطان، و هر مردی که غضب کند بر خویشاوندان خود، نزدیک او رود و او را مس کند، زیرا که رحم وقتی ممسوس شد به مثل خود، ساکن شود.
و از این حدیث شریف دو علاج عملی استفاده شود برای حال ظهور غضب. یکی عمومی که آن نشستن و تغییر وضع دادن است، چنان چه در حدیث دیگر است که اگر نشسته بود و غضب کرد، و غضب کرد، برخیزد. 
و از طریق عامه منقول است که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله وقتی غضب می فرمود، اگر ایستاده بود، می نشست، و اگر نشسته بود، به پشت می خوابید، غضبش ساکن می شد.
و دیگر علاج خصوصی راجع به ارحام که اگر رحمی، غضب کرد بر رحم خود، او را مس کند، غضبش می نشیند. این ها معالجه شخص غضبناک از خودش.
و اما دیگران اگر بخواهند علاج او را کنند، در حال ظهور غضب، اگر در اول امر باشد به  یک نحوی از انحا علمی و عملی که ذکر شد، می توان او را علاج کرد. ولی اگر شدت کرد و اشتعال پیدا نمود، نصایح برخلاف نتیجه دهد و علاج آن بسیار در این حال مشکل است، مگر به تخویف کسی که از او حشمت برد. زیرا ظهور غضب برای کسانی شود که انسان خود را بر آن ها غالب و چیره ببیند، یا لااقل قوه خود را با آن ها متساوی یابد. و اما بر کسانی که نفس، حس غلبه آن ها را کند، غضب ظهور پیدا نکند، بلکه غلیان و جوشش خون قلب، موجب یک اشتعال باطنی گردد و ان در باطن مختص شود و محبوس گردد و حزن در قلب تولید شود.
پس علاج حال شدت غضب و فوران آن کاری است بس دشوار و مشکل. نعوذ بالله منه.


فصل/(در بیان علاج غضب است به قلع اسباب آن):

از معالجات اساسی غضب، قلع ماده آن است به برطرف کردن اسباب مهجه آن.‌ و آن، امور بسیاری است که ما بعضی از آن را که مناسب با این اوراق است، ذکر می کنیم.
یکی از آن ها حب نفس است که از آن حب مال و جاه و شرف و حب نفوذ اراده و بسط قدرت تولید می شود، و این ها نوعا اسباب هیجان آتش غضب شود. زیرا که انسان داری این محبت ها، به این امور خیلی اهمیت می دهد و موقعیت این ها در قلبش بزرگ است. و اگر فی الجمله مزاحمتی در یکی از این ها برایش پیش آمد کند، و یا احتمال مزاحمت دهد، بی موقع غضب کند و جوش و خروش نماید، و متملک نفس خود نشود، و طمع و حرص و سایر مفسدات که از حب نفس و جاه در دل پیدا شده، عنان را از دست او بگیرد، و کارهای نفس را از جاده عقل و شرع خارج کند. ولی اگر حبش شدید نباشد، به امور اهمیت کم دهد، و سکونت نفس و طمانینه حاصله از ترک حب جاه و شرف و سایر شعبات آن، نگذارد نفس بر خلاف رویه و عدالت قدمی گذارد. و انسان بی تکلف و زحمت در مقابل ناملایمات بردباری کند، و عنان صبرش گسیخته نشود و بی موقع و بی اندازه غضب نکند‌. و اگر حب دنیا از دلش بیخ کن شود و قلع این ماده فاسد بکلی شود، تمام مفاسد نیز از قلب هجرت کند و تمام محاسن اخلاقی در مملکت روح وارد گردد.
و سبب دیگر از مهیجات غضب آن است که انسان، غضب و مفاسد حاصله از آن را که اعظم قبایح و نقایص و رذایل است، به واسطه جهل و نادانی کمال گمان کند و از محاسن شمرد. چنان چه بعضی از جهال، آن ها را جوانمردی و شجاعت و شهامت و بزرگی دانند، ‌و از خود تعریف ها و توصیف ها کنند که ما چنین و چنان کردیم و شجاعت را که از اعظم صفات مومنین و از صفات حسنه است، اشتباه به این رذیله مهلکه کردند.
اکنون باید دانست که شجاعت غیر از آن است و موجبات و مبادی و آثار و خواص آن، غیر از این رذیله است.
مبدا شجاعت، قوت نفس و طمانینه آن و اعتدال و ایمان و قلت مبالات به زخارف دنیا و پست و بلند آن است. اما غضب از ضعف نفس و تزلزل آن و سستی ایمان و عدم اعتدال مزاج روح و محبت دنیا و اهمیت دادن به آن و خوف از دست رفتن لذائذ انسانیه است، و لهذا این رذیله در زن ها بیش تر از مردها، و در مرض ها بیش تر از صحیح ها، و در بچه ها از بزرگ ها و در پیرها از جوان ها بیش تر است. شجاعت، عکس آن است. و کسانی که دارای رذایل  اخلاقی هستند، زودتر غضبناک شوند از کسانی که فضائل دارند، چنان چه می بینیم، بخیل زودتر و شدیدتر غضب کند، اگر متعرض مال و منالش شوند از غیر او.
اینها راجع به مبادی و موجبات شجاعت و غضب، و اما در آثار نیز مختلف اند. شخص غضبناک، در حال شدت و فوران غضب، مثل دیوانه ها، عنان عقلش گسیخته شده، مثل حیوانات درنده بدون ملاحظه عواقب امور و بدون رویه و حکم عقل، تهاجم کند، و افعال و اطوار زشت و قبیح از او صادر شود، متملک زبان و دست و پا و سایر اعضای خود نیست. چشم و لب و دهن را به طوری زشت و بدترکیب کند که اگر در آن حال آیینه به دست او دهند، از زشتی صورت خود، خجل و شرمسار گردد.
بعضی از صاحبان این رذیله به حیوانات بی شعور، بلکه به جمادات غضب کنند. هوا و زمین و برف و باد و باران و سایر حوادث را سبب کنند، اگر خلاف مطلوبات آن ها جریان پیدا کند. گاهی بر قلم و کتاب و کاسه و کوزه غضب کنند، آن ها را در هم شکنند یا پاره کنند. اما شخص شجاع در جمیع این امور به خلاف آن است. کارهایش از روی رویه و میزان عقل و طمانینه نفس است. در موقع خود غضب می کند و در موقع خود حلم و بردباری کند، و هر چیز ، او را حرکت ندهد و به غضب نیاورد، و در موقع غصب به اندازه غضب کند، و با تمیز و عقل، انتقام کشد. می فهمد از که انتقام کشد و به چه اندازه و به چه کیفیت انتقام کند و از که عفو و اغماض نماید. در وقت غضب، عنان عقلش در دستش است و به حرف های زشت و اعمال ناهنجار مبادرت نکند و کارهایش همه از روی میزان عقل و شرع و عدل و انصاف است. به طوری اقدام کند که در آخر کار پشیمان نشود.
پس انسان آگاه نباید بین خلق که یکی از اوصاف انبیا و اولیا و مومنین، و کمالات نفسانیه است، و دیگری که از صفات شیطان و وسوسه خناس و رذایل نفسانیه و نقایص قلبیه است، فرق نگذارد و در اشتباه بیفتد، ولی حجاب حب دنیا و نفس، چشم و گوش انسان را می بندد و انسان را بیچاره و هلاک می کند. و اسباب دیگری برای غضب ذکر کرده اند مثل عجب و افتخار و کبر و مرا و لجاج و مزاج و غیر آن که تفصیل هر یک موجب طول مقام و مقال و ملامت حال گردد. و شاید بیش تر یا تمام آن ها به این دو مبدا و مطلب که ذکر کردیم، برگشت کند یا به واسطه و یا بلاواسطه. والحمدلله.


نام کتاب: چهل حدیث امام خمینی قدس سره 


نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۲۲:۴۵ - ۱۳۹۸/۵/۶
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه