جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸

بیان کلام مولانا مجلسی ره در حقیقت دنیای مذمومه
چهل حدیث

بیان کلام مولانا مجلسی ره در حقیقت دنیای مذمومه

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
مولانا مجلسی علیه الرحمة می فرماید: بدان آن چه از مجموع آیات و اخبار ظاهر می شود به حسب فهم ما، این است که دنیای مذمومه مرکب است از یک اموری که انسان را باز دارد از طاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

الحدیث السادس:

ابن ابی یعفور گوید که حضرت صادق علیه السلام گفت: کسی که صبح کند و شام کند، و حال این که دنیا بزرگ ترین هم او باشد، قرار دهد خدا فقر بین دو چشمش، و در هم کند کار او را، و برخوردار نگردد از دنیا مگر آنچه قسمت شده است از برای او. و کسی که صبح و شام کند در صورتی که آخرت، بزرگ ترین هم او باشد قرار دهد خدا بی نیازی را در دل او و گرد آورد برای او کار او را.

بدان که از برای دنیا و آخرت، اطلاقاتی است به حسب انظار ارباب علوم، و میزان معارف و علوم آن ها، که بحث از حقیقت آن به حسب اصطلاح علمی مهم امر ما نیست، و صرف همت در فهم اصطلاحات و رد و قبول و جرح و تعدیل، بازدارد پیاده را  ز سبیل.
آن چه در این باب مهم است، فهم دنیای مذمومه است که انسان طلب آخرت، بخواهد از آن احتراز نماید، و آن چه اعانت کند انسان را در این راه نجات، و ما آن را ان شا الله در ضمن چند فصل بیان می کنیم و از خدای تعالی توفیق می طلبیم در سلوک این طریق.

فصل/ (بیان کلام مولانا مجلسی ره در حقیقت دنیای مذمومه): 

جناب محقق خبیر و محدث بی نظیر مولانا مجلسی علیه الرحمة می فرماید: بدان آن چه از مجموع آیات و اخبار ظاهر می شود به حسب فهم ما، این است که دنیای مذمومه مرکب است از یک اموری که انسان را باز دارد از طاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت. پس دنیا و آخرت با هم متقابلند. هر چه باعث رضای خدای سبحان و قرب او شود، آخرت است اگر چه به حسب ظاهر از دنیا باشد. مثل تجارات و زراعات و صناعاتی که مقصود از آن ها معیشت عیال باشد برای اطاعت امر خدا، و صرف کردن آن ها در مصارف خیریه، و اعانت کردن به محتاجان، و صدقات و باز ایستادن سوال از مردم، و غیر آن، و این ها همه از آخرت است، گر چه تزهد و انواع مشقت باشد، از دنیا است. زیرا که باعث دوری از خدا شود و قرب به سوی او نیاورد. مثل اعمال کفار و مخالفان. انتهی .
و از یکی از محققان نقل فرماید که دنیا و آخرت تو عبارت است از دو حالت از حالات قلب تو. آن چه نزدیک است و قبل از مردن، نامش دنیا است، و آن چه بعد از این آید و پس از مردن است، نامش آخرت است. پس آن چه برای تو در آن حظ و نصیب و شهوت و لذت است قبل از موت، آن دنیا است در حق تو.
فقیر گوید: که می توان گفت که دنیا گاهی گفته می شود به نشاه نازله وجود که دار تصرم و تغییر و مجاز است، و آخرت به رجوع از این نشاه ملکوت و باطن خود که دار ثبوت و خلود و قرار است. و این دو نشاه از برای هر نفسی از نفوس و شخصی از اشخاص متحقق است. و بالجمله از برای هر موجودی، مقام ظهور و ملک و شهودی است و آن مرتبه نازله دنیاویه آن است، و مقام بطون و ملکوت و غیبی است و آن نشاه صاعده اخرویه آن است. و این نشاه نازله و دنیاویه، گر چه خود بذاته ناقص و اخیره مراتب وجود است، ولی چون مهد تربیت نفوس قدسیه و دارالتحصیل مقامات عالیه و مزرعه آخرت است، از احسن مشاهده وجودیه و اعز نشات و مغتنم ترین عوالم است پیش اولیا و اهل سلوک آخرت. و اگر این مواد ملکیه و تغییرات و حرکات جوهریه طبیعیه و ارادیه نبود، و خدای تعالی مسلط نکرده بود بر این نشاه، تبدلات و تصرمات را، احدی از نفوس ناطقه به حد کمال موعود خود و دار قرار و ثبات خود نمی رسید، و نقص کلی در ملک و ملکوت وارد می شد. و آنچه در لسان قران و احادیث وارد شده از مذمت این عالم، در حقیقت به خود او رجوع نمی کند به حسب نوع و اکثریت‌. بلکه به توجه به آن و به علاقه قلبیه و محبت به آن رجوع می کند.
پس معلوم شد که از برای انسان دو دنیا است: یکی ممدوح و یکی مذموم‌. آنچه ممدوح است، حصول در این نشاه که دارالتربیة و دارالتحصیل و محل تجارت مقامات و اکتساب کمالات، و تهیه زندگانی سعادتمند ابدی است که بدون ورود در این جا امکان پذیر نیست. چنان چه حضرت مولی الموحدین و امیرالمومنین صلوات الله علیه در یکی از خطبه های خود می فرماید پس از آن که شنید از یک نفر که ذم دنیا می کند: وقول خدای تعالی «و لنعم دارلمتقین» به حسب روایتی عیاشی از حضرت باقر علیه السلام تفسیر به دنیا شده است. پس عالم ملک که مظهر جمال و جلال است و حضرت شهادت مطلقه است به یک معنی وجهه به طبیعت و دلبستگی و محبت آن است که آن منشا تمام مفاسد و خطا های قلبی و قالبی است.
چنان چه در کافی شریف از جناب صادق علیه السلام حدیث می کند:
پس تعلق قلب و محبت دنیا، عبارت از دنیای مذموم است و هر چه دلبستگی به آن زیادتر باشد، حجاب بین انسان و دار کرامت او و پرده مابین قلب و حق بیش تر و غلیظ تر شود. و آن چه در بعضی از احادیث شریفه است که از برای خدا هفتاد هزار حجاب است از نور و ظلمت، حجاب های ظلمانی تواند همین تعلقات قلبیه باشد به دنیا، و هر قدر تعلقات بیشتر باشد، حجاب ها زیادتر است. و هر چه تعلق شدیدتر باشد، حجاب غلیظ تر و خرق آن مشکل تر است.

فصل/(در بیان سبب زیاد شدن حب دنیا):

بدان که انسان چون ولیده همین عالم طبیعت است، و مادر او همین دنیا است، و اولاد این آب و خاک است، حب دنیا در قلبش از اول نشو و نما مغروس است. هر چه بزرگ تر شود، این محبت در دل او نمو می کند، و به واسطه این که قوای شهویه و آلات التذادیه، خداوند به او مرحمت فرموده، برای حفظ شخص و نوع، محبت او روز افزون شود و دلبستگی او رو به ازدیاد گذارد، و چون این عالم را محل التذاذات و تعیشات خود می پندارد، و مردان را اسباب انقطاع از آن ها می داند، و اگر به حسب برهان حکما یا اخبار انبیا صلوات الله علیهم عقیده مند به عالم آخرت شده باشد، و به کیفیات و حیات و کمالات آن، قلبش باز از آن بی خبر است و قبول ننموده، چه رسد به آن که به مقام اطمینان رسیده باشد، لهذا، حبش به این عالم خیلی زیاد می شود.
و نیز چون قطره انسان حب بقا دارد، و از فنا و زوال متنفر و گریزان است، و مردان را فنا گمان می کند، گر چه عقلش هم تصدیق کند که این عالم دارفنا و گذرگاه است، و آن عالم باقی و سرمدی است، ولی عمده ورود در قلب است، بلکه مرتبه کمال آن اطمینان است، چنان چه حضرت ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام از حق تعالی مرتبه اطمینان را طلب کرد و به او مرحمت گردید، پس چون قلوب یا ایمان به آخرت ندارند مثل قلوب ما، گر چه تصدیق عقلی داریم، یا اطمینان ندارند، حب بقا در این عالم را دارند، و از مرگ و خروج از این نشاه گریزانند. و اگر قلوب مطلع شوند که این عالم دنیا، پست ترین عوالم است، و دار فنا و زوال و تصرم و تغیر است، و عالم هلاک و نقص است، و عوالم دیگر که بعد از موت است، هر یک باقی و ابدی و دار کمال . ثبات و حیات و بهجت و سرور است، فطرة حب آن عالم را پیدا می کنند، و از این عالم گریزان گردند. و اگر از این عالم بالا رود و به مقام شهود و وجدان رسد، و صورت باطنیه این عالم را و علاقه به این عالم را و صورت باطنیه آن عالم، و علاقه به آن را ببیند، این عالم، برای او سخت و ناگوار شود و تنفر از او پیدا کند، و اشتیاق پیدا کند که از این مجس ظلمانی و غل و زنجیر زمان و تصرم خلاص شود‌. چنان چه در کلمات اولیا اشاره به این معنی شده است.
به خدا قسم که پسر ابوطالب مانوس ت. است به مردن از بچه به پستان مادرش‌. زیرا که آن سرور، حقیقت این عالم را مشاهده کرده به چشم ولایت، و جوار رحمت حق تعالی را به هر دو عالم ندهد، اگر به واسطه مصالحی نبود، در این مجلس ظلمانی طبیعت، نفوس طاهره آن ها لحظه یی توقف نمی کرد، و خود وقوع در کثرت و نشاه ظهور و اشتغال به تدبیرات ملکی، بلکه تاییدات ملکوتی برای محبین و مجذوبین، رنج و المی است که ما تصور ان را نمی توانیم کنیم.
بیش تر ناله اولیا از درد فراق و جدایی از محبوب است و کرامت او. چنان چه در مناجات های خود اشاره بدان کرده اند، یا این که آن ها احتیاجات ملکی و ملکوتی را نداشته اند، و از جهنم طبیعت گذشته اند و آن خامده بوده و فروزان نبوده، و تعلقات عالم در آن ها نبوده، و قلوب آن ها خطیئه طبیعی نداشته، ولی وقوع در عالم طبیعت، خود حظ طبیعی است، و التذاذ قهری که در ملک حاصل می شد برای آن ها ولو به مقدار خیلی کم هم باشد، اسباب حجاب بوده.
چنان چه از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله منقول است که فرمود: 
و شاید خطیئه آدم ابوالبشر همین توجه قهری به تدبیر ملک و احتیاج قهری به گندم وسایر امور طبیعه بوده، و این از برای اولیا خدا و مجذوبین، خطیئه است، و اگر به آن جذبه الیهه، حضرت آدم می ماند و وارد در ملک نمی شد، این همه بساط رحمت در دنیا و آخرت بسط پیدا نمی کرد.

فصل/ (در بیان تاثیر حظوظ دنیویه در قلب و مفاسد آن):

بدان که نفس در هر حظی که از این عالم می برد، در قلب اثری از آن واقع می شود که آن تاثر از ملک و طبیعت است و سبب تعلق آن است به دنیا‌. و التذاذات هر چه بیش تر باشد، قلب از آن تاثر بیشتر پیدا می کند، و تعلق و حبش بیش تر می گردد. تا آن که تمام وجهه قلب به دنیا و زخارف آن گردد. و این منشا بسیاری است. تمام خطاهای انسان و گرفتاری به معاصی و سیئات برای همین محبت و علاقه است. چنان چه در حدیث کافی گذشت.
و از مفاسد بسیار بزرگ آن چنان چه حضرت شیخ عارف ما روحی فداه می فرمودند، آن است که اگر محبت دنیا صورت قلب انسان گردد و انس به او شدید شود، در وقت مردن که برای او کشف شود که حق تعالی او را محبوبش جدا می کند، و ما بین او و مطلوباتش اقتراق می اندازد با سخطناکی و بغض به او از دنیا برود. و این فرمایش کمر شکن باید انسان را خیلی بیدار کند که قلب خود را خیلی نگاه دارد.
خدا نکند که انسان به ولی نعمت خود و مالک الملوک حقیقی سخطناک باشد که صورت این غضب و دشمنی را جز خدای تعالی کسی نمی داند.
و نیز شیخ بزرگوار ما دام ظله از پدر بزرگوار خود نقل کردند که در اواخر عمر وحشتناک بود از برای محبتی که به یکی از پسرهای خود داشت، و پس از اشتغال چندی به ریاضت از آن علاقه راحت شد و خشنود گردید و به دار سرور انتقال پیدا کرد رضوان الله علیه.
فی الکافی باستاده عن طلحة بن زید، عن ابی عبدالله علیه السلام 
یعنی حضرت صادق علیه السلام فرمود: (مثل دنیا، مثل آب دریا است. هر چه تشنه از او بیاشامد. تشنگی را زیاد کند تا بکشد او را.)
محبت دنیا انسان را منتهی به هلاکت ابدی می کند و ماده ابتلائات و سیئات باطنی و ظاهری است.
و از جناب رسول اکرم صلی الله علیه و آله منقول است که در هم و دینار، کسانی را که قبل از شما بودند کشتند، و کشنده شما هم آن ها است.
فرضا که انسان مبتلای به معاصی دیگر نگردد گر چه بعید بلکه محال عادی است خود تعلق به دنیا و محبت به آن، اسباب گرفتاری است، بلکه میزان در طول کشیدن عالم قبر و برزخ، همین تعلقات است. هر چه آن ها کم تر باشد برزخ و قبر انسان، روشن تر و گشاده تر و مکث انسان در آن کم تر است. لهذا برای اولیای خدا بیش تر از سه روز چنان چه در بعضی روایات است عالم قبر نیست. آن هم برای همان علاقه طبیعی و تعلق جبلی است.
و از مفاسد حب دنیا و تعلق به آن، این است که انسان را از مردن خائف کند. و این خوف که از محبت دنیا و علاقه قلبی به آن پیدا شود، بسیار مذموم است، و غیر از خوف از مرجع است که از صفات مومنین است و عمده سختی مردن، همین فشار رفع تعلقات و خوف از خود مرگ است.
جناب محقق بارع و مدقق بزرگ اسلام، سید عظیم الشان داماد کرم الله وجهه در «قبسات» که یکی از کتب کم نظیر است در باب خود می فرماید: نترساند البته تو را مرگ. زیرا که تلخی آن در ترسناکی از او است.
و از مفاسد بزرگ حبه دنیا آن است که انسان را از ریاضات شرعیه و عبادات و مناسک باز دارد. و جنبه طبیعت را قوت دهد، و تعصی نماید طبیعت از اطاعت روح، و انقیاد آن را نکند و عزم انسانی را سست کند، و اراده را ضعیف نماید، با این یکی از اسرار بزرگ عبادات و ریاضات شرعیه آن است که بدن و قوای طبیعیه و جنبه ملک، تابع و منقاد روح گردد، و اراده نفس در آن ها کار کن شود که به مجرد اراده، بدن را به هر کار بخواهد، وادار کند، و از هر کار بخواهد، باز دارد. ملک بدن و قوای ظاهره ملکیه، تابع و مقهور و مسخر ملکوت گردد، به نحوی که بی مشقت و تکلف، هر کاری را بخواهد، انجام دهد. و یکی از فضایل و اسرار عبادت شاقه و پر زحمت آن است که این مقصد از آن ها بیش تر انجام گیرد، و انسان به واسطه آن ها دارای عزم می شود، و بر طبیعت غالب می آید و بر ملک چیره می شود، و اگر اراده، تام و تمام شود و عزم، قوی و محکم گردد، مثل ملک بدن و قوای ظاهره و باطنه آن مثل ملائکه الله شود که عصیان خدا نکنند. به هر چه آن ها را امر فرماید، اطاعت کنند، و از هر چه نهی فرماید، منتهی شوند، بدون آن که با تکلف و زحمت باشد.
قوای ملک انسان هم اگر مسخر روح شد، تکلف و زحمت از میان برخیزد و به راحتی مبدل گردد، و اقالیم سبعه ملک، تسلیم ملکوت شود و همه قوا عمال آن گردند.
و بدان ای عزیز! که عزم و اراده قویه در آن عالم، خیلی لازم است و کار کن است. میزان یکی از مراتب بهشت که بهترین بهشت ها است، اراده و عزم است که انسان تا دارای اراده نافذه و عزم قوی نباشد، دارای آن بهشت و مقام عالی نشود.
در حدیث است که وقتی اهل بهشت در آن مستقر گردند. یک مرقومه از ساحت قدس الهی جلت عظمته صادر گردد برای آن ها به این مضمون:
« این کتابت زنده و پایدار جاودان است به سوی زنده پایدار جاویدان. من چنانم که به هر چه بفرمایم بشود، می شود‌. تو را نیز امروز چنان کردم که به هر چه امر کنی بشود، می شود.»
ملاحظه کن این چه مقام و سلطنتی است، این چه قدرتی است الهی، که اراده او مظهر ارادة الله شود. معدومات را لباس وجود دهد. از تمام جنات جسمانی، این قدرت و نفوذ اراده بهتر و بالاتر است، و معلوم است این مرقومه، عبث و جزاف رقم نشود.
کسی که اراده اش تابع شهوات حیوانی باشد، و عزمش مرده و خمود باشد به این مقام نرسد. کارهای حق تعالی از جزاف مبرا است. در این عالم از روی نظام و ترتیب و اسباب و مسببات است. در آن عالم هم همین طور است. بلکه آن عالم الیق به نظام و اسباب و مسببات است. تمام نظام عالم آخرت از روی تناسبات و اسباب است. نفوذ اراده از این عالم باید تهیه شود. دنیا مزرعه آخرت و ماده همه نعم بهشتی و نقم جهنمی است.
پس در هر یک از عبادات و مناسک شرعیه، علاوه بر آن که خودش دارای صورت اخروی ملکوتی است که به آن تعمیر بهشت جسمانی و قصور آن و تهیه غلمان و حوران شود 
چنان چه مطابق برهان و احادیث است همین طور در هر یک از عبادات، اثری در نفس حاصل شود و کم کم تقویت اراده نفس کند، و قدرت آن کامل گردد، و لهذا عبادات، هر چه مشقت داشته باشد، مرغوب است
مثلا در زمستان سرد، شب از خواب ناز گذشتن و به عبادت حق تعالی قیام کردن، روح را بر قوای بدن چیره می کند و اراده را قوی می کند، و این در اول امر، اگر قدری مشکل و ناگوار باشد، کم کم پس از اقدام، زحمت کم می شود، و اطاعت بدن از نفس زیاد می شود. چنان چه می بینیم اهل آن بدون تکلف و زحمت، قیام می کنند، و این که ما تنبلی می کنیم و بر ما مشکل و شاق است، برای آنست که اقدام نمی کنیم، و اگر چند مرتبه اقدام کنیم، کم کم زحمت مبدل به راحت می شود. بلکه اهل آن، التذاذ از آن می برند بیش تر از آن التذادی که ما از مشتبهات دنیا می بریم. پس به اقدام نفس عادی می شود و «الخیر عادة»
و این عبادت چندین ثمره دارد. یکی آن که خود صورت عمل در آن عالم به قدری زیبا و جمیل است که نظیر آن در این عالم نیست، و از تصور آن عاجزیم. و دیگر آن که نفس، صاحب عزم و اقتدار می شود و این نتایج کثیره دارد که یکی از آن ها را شنیدی.
و دیگر آن که انسان کم کم مانوس به ذکر و فکر و عبادت می کند. شاید مجاز به حقیقت نزدیک کند انسان را، و توجه قلبی به مالک الملوک شود و محبت به جمال محبوب حقیقی پیدا شود، و محبت قلب و تعلق آن از دنیا و آخرت کم گردد. شاید اگر جذبه ربوبی پیدا شود و حالتی دست دهد، نکته حقیقی عبادت و سر واقعی تذکر و تفکر حاصل آید، و هر دو عالم از نظر افتد و جلوه دوست، غبار دو بینی را از دل بزداید، جز خدا کسی نمی داند که با چنین بنده یی خدا چه کرامت کند، چنان چه در ریاضات شرعیه و عبادات و مناسک و ترک مشتهیات، عزم، قوت گیرد، و انسان صاحب عزم و اراده شود، در معاصی، طبیعت غلبه کند و عزم و اراده انسان ناقص شود. چنان چه شمه یی از آن سابق ذکر شد.


نام کتاب: چهل حدیث امام خمینی (قدس سره)

نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۳:۳۸ - ۱۳۹۸/۴/۱۶
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین