جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۱۹۴

شرح حال ابن تیمیه
فرق ضاله

شرح حال ابن تیمیه

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
وهابیان برای ابن تیمیه کنگره های علمی گرفته و کتاب هایی در مدح و منزلت و شخصیت علمی اش تالیف نموده اند. و در حقیقت او را موسّس مذهب خود می دانند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم


شرح حال ابن تیمیه:

یکی از کسانی که در طول چندین قرن، مورد توجّه خاصّ وهابیان قرار گرفته و برای او ارزش فراوانی از نظر علمی قائلند؛ تقی الدین احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه است. او کسی است که افکار وهابیان از او سرچشمه می گیرد.
وهابیان برای او کنگره های علمی گرفته و کتاب هایی در مدح و منزلت و شخصیت علمی اش تالیف نموده اند. و در حقیقت او را موسّس مذهب خود می دانند؛ اگر چه آنان در ظاهر این مطالب را اظهار نکرده و خود را سلفی می نامند. ما در این مقاله قصد داریم که به شرح زندگی او بپردازیم: 

نسبت ابن تیمیه: 
صاحبان کتب تراجم درباره نسبت او چنین گفته اند: وی احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن عبدالله بن خضر، تقی الدین، ابوالعباس، ابن تیمیه، الحرانی، الحنبلی، است.
در شهر حرّان در سال ۶۶۱ ه.ق متولد شد و در سال ۷۲۸ ه.ق در دمشق وفات یافت. در خانه ای پرورش یافت که اعضای آن بیش از یک قرن پرچم دار مذهب حنبلی بوده اند.
او بعد از شش سال با سایر خانواده اش از شهر خود- به جهت هجوم تاتار- هجرت کرده وارد دمشق شد. در آنجا برای پدرش موقعیت تدریس در مسجد جامع دمشق فراهم گشت و به تربیت دانش پژوهان پرداخت.

شروع تحصیل: 
او شروع به تحصیل نمود. ابتدا نزد پدرش مشغول به تحصیل شد. و سپس اساتیدی را برای خود انتخاب نموده و از آنان بهره مند شد. برخی از اساتید او عبارت اند از: 
۱-احمد بن عبدالدائم مقّدسی. 
۲- ابو زکّریا سیف الدین یحیی بن عبدالرحمان حنبلی. 
۳- ابن ابی الیسر تنوخی.
۴- عبدالله بن محمبد بن عطاء حنفی.
۵- ابو زکرّیا کمال الدین یحیی بن ابی منصور بن ابی الفتح حرّانی.
۶- عبدالرحمان بن ابی عمر، ابن قدامه مقدسی حنبلی.
نزد جماعتی از زنان هم درس فرا گرفت که عبارت اند از: 
۱- امّ العرب فاطمه، دختر ابی القاسم بن علّی معروف به ابن عساکر.
۲- امّ الخیر، ستّ العرب، دختر یحیی بن قایماز.
۳- زینب، دختر احمد مقّدسیه.
۴- زینب دختر مکیّ حرانیه.
آخرین استاد او شرفّ الدین احمد بن نعمه مقدسی بود که اجازه فتوا را به ابن تیمیه داد.

جرات و جسارت: 
پدرش او را برای رسیدن به اجتهاد و نشستن بر کرسی درس آماده کرد. تا آن که بعد از وفات پدرش بر کرسی تدریس در مسجد جامع دمشق نشست و درسش را در زمینه های مختلف: تفسیر، فقه و عقاید گسترش داد. لکن به خاطر کج سلیقگی و انحرافی که داشت در صدد مخالفت با عقاید رایج مسلمین بر آمد و با تمام مذاهب رایج در آن زمان به مخالفت برخاست. فتوا و نظرات اعتقادی و فقهی اش برای او مشکل ساز شد. در جواب نامه ها و سخنان خود اعتقاداتش را که با عقاید عموم مسلمین سازگاری نداشت- از قبیل تجسیم، حرمت زیارت اهل قبور اولیاء حرمت استغاثه به ارواح اولیای خدا، حرمت شفاعت، حرمت توسل و ... ابراز می کردند.
وقتی افکار و عقاید او به علمای عصرش رسید، با او به مخالفت برخاسته و از نشر ان ممانعت کردند.
ابن کثیر- یکی از شاگردان ابن تیمیه- می گوید: در روز هفتم شعبان مجلسی در قصر حاکم دمشق برگزار شد. در انجا همه متفّق شدند که ابن تیمیه دست از افکار باطلش بر ندارد او را زندانی کنند، لذا با حضور  قضات او را به قلعه ای در مصر فرستادند. شمس الدین عدنان با او به مباحثه پرداخت. در آن جلسه عقاید خود را ابراز نمود. به حکم قاضی او را چند روز در برجی حبس نموده و سپس او را به حبس معروفی به نام(جبّ) منتقل ساختند...
می گوید: در شب عید فطرهمان سال، امیر سیف الدّین سالار نائب مصر، قضات سه مذهب را با جماعتی از فقها دعوت نمود، به پیشنهاد آنان قرار شد که ابن تیمیه از زندان آزاد گردد؛ البته به شرطی که عقاید خود بر گردد. ‌کسی را نزد او فرستادند و با او در این زمینه صحبت نمودند ولی او حاضر به پذیرش شروط نگشت. سال بعد نیز ابن تیمیه هم چنان در قلعه(الجبل) مصر زندانی بود؛ تا آن که او را در روز جمعه ۲۳ ربیع الاّول از زندان آزاد کرده و مخیّر به اقامت در مصر یا رفتن به موطن خود، شام نمودند. او اقامت در مصر را برگزید، ولی دست از افکار خود برنداشت.
در سال ۷۰۷ ه.ق باز هم به جهت نشر افکارش از او شکایت شد. در مجلسی ابن عطاء بر ضدّ او اقامه دعوا کرد، قاضی بدرالدین بن جماعه متوجه شد که ابن تیمیه نسبت به ساحت پیامبر(ص) گستاخی می کند، لذا نامه ای به قاضی شهر نوشت تا مطابق دستور شرع با او رفتار شود. با حکم قاضی دوباره به زندان رفت، ولی بعد از یک سال آزاد شد. در قاهره باقی ماند تا آن که در سال ۷۰۹ ه.ق او را به اسکندریه تبعید کردند.

در آنجا هشت ماه توقف کرد و بعد از تغییر اوضاع، روز عید فطر سال ۷۰۹ ه.ق به قاهره بازگشت.
ابن تیمیه در سال ۷۱۸ ه.ق در شام، کرسی تدریس و افتاء را بر عهده گرفت و در آن جا نیز فتاوا و عقاید نادر خود را مطرح نمود. این خبر به گوش علما و قضات و دستگاه حاکم رسید، او را خواستند و در قلعه ای به مدت پنچ ماه حبسش نمودند. سرانجام روز دوشنبه، عاشورای سال ۷۱۲ ه.ق از قلعه آزاد شد. پس از آزاد شدن تا سال ۷۲۶ ه.ق بر کرسی تدریس قرار داشت. باز هم به خاطر اصرار بر افکار خود و نشر آن، در همان قلعه سابق محبوس و تحت نظر قرار گرفت. در آن مدّت مشغول تصنیف شد، ولی بعد از مدتی از نوشتن و مطالعه ممنوع گشت، و هر نوع کتاب، قلم و دواتی که نزد او بود، از او گرفته شد.
یافعی می گوید: ابن تیمیه در همان قلعه از دار دنیا رفت؛ در حالی که پنچ ماه قبل از وفاتش از دوات و کاغذ محروم شده بود‌.

عصر ظهور ابن تیمیه: 
پیشرفت اسلام در اروپا و شکست اندلس برا غرب صلیبی بسیار تلخ و ناگوار بود، و لذا آنان را به فکر و اندیشه انتقام واداشت و در سال های پایانی قرن پنچم، پاپ رم، با فرمان حمله به فلسطین

( قبله اول اسلام)، صدها هزار مسیحی برافروخته از کینه دیرینه صلیب بر ضد توحید از اروپا به راه افتادند تا قدس قتلگاه مسلمانان سازند و به دنبال آن در جنگ های مشهور صلیبی که حدود ۲۰۰ سال(۶۹۰- ۴۸۹) به طول انجامید، میلیون ها کشته و زخمی بر جای گذاشت. در همان زمانی که مصر و شام سخت با صلیبیان درگیر بودند، امت اسلامی با طوفانی مهیب تر، یعنی حمله مغولان به رهبری چنگیز مواجه گردید که آثار ارزشمند اسلامی را نابود و یا غارت کردند.
پنچاه سال بعد از آن(۶۵۶ ه.ق) توسط هلاکو نواده چنگیز، بغداد به خاک و خون کشیده شد و طومار خلافت عباسی در هم پیچید و سپس بر حلب و موصل(۶۵۷-۶۶۰ ه.ق) همان بلا را آورد که بغداد وارد کرده بود.
ابن اثیر موّرخ مشهور اهل سنّت می نویسد: مصایب وارده بر مسلمین از سوی مغول آن چنان سهمگین بود که مرا یاری نوشتن آن ها نیست و ای کاش مادر مرا نمیزاد.
گفتنی است که در طول سلطه مغول، فرستادگان سلاطین همواره می کوشیدند با جلب نظر مغولان و همدستی با آنان، امت اسلامی را از هر سوء تار و مار می کنند.
افزون بر این که مادر و همسر هلاکو و سردار بزرگش در شامات(کیتو بوقا) مسیحی بودند.
و همچنین آباقاخان(۶۶۳-۶۸۰ ه.ق) فرزند هلاکو با دختر امپراطور روم شرقی ازدواج کرد و با پاپ و سلاطین فرانسه و اتگلیس بر ضد مسلمین متحد شدند و به مصر و شام لشکر کشیدند.
و از همه بدتر(ارغوان) نوه هلاکو(۶۸۳- ۶۹۰) به وسوسه وزیر یهودی اش سعدالدوله ابهری در اندیشه تسخیر مکّه و تبدیل به بت خانه افتاد و مقدمات این دسیسه را نیز فراهم ساخت، که خوش بختانه با بیماری ارغون و قتل سعدالدوله آن فتنه بزرگ عملی نشد...الحمدالله
در چنین زمان حساسی که کشورهای اسلامی در تب و تاب این درگیری های ویرانگر می سوخت و مسلمانان مورد حمله ناجوانمردانه شرق و غرب قرار گرفته بودند، ابن تیمیه موسس اندیشه های وهابیت دست به نشر افکار خود زد و شکافی تازه در امت اسلامی ایجاد کرد.
شوکانی از علمای بزرگ اهل سنت می گوید: محمّد بن محمّد بخاری حنفی متوفای سال ۸۴۱ در بدعت گذاری و تکفیر ابن تیمیه بی پرده سخن گفته است تا آنجا که در مجلس خود تصریح نموده که اگر کسی به این تیمیه شیخ الاسلام اطلاق کند، کافر است.

عصر ظهور وهابیت: 
از آنجایی که افکار باطل ابن تیمیه در منطقه شامات که مهد علم و دانش بود، با انتقادات و اعتراضات علماو دانشمندان مذاهب مختلف مواجه گردید و باعث انزوای ابن تیمیه گشته، افکار و عقاید وی در بوته فراموشی سپرده شد.
ولی در قرن ۱۲ه.ق این افکار در منطقه نجد که عاری از تمدن و فاقد فرهنگ بود، مجدداً منتشر شد و پس از آن توسط قدرت سعودی و با پشتیبانی قدرت های استعماری به ترویج آن ها پرداخته شد‌.
طرح مجدد افکار ابن تیمیه توسط محمّد بن عبدالوهاب در بدترین شرایط از چهار طرف مورد تهاجم شدید استعمارگران صلیبی قرار داشت و بیش از هر زمان نیاز به وحدت کلمه داشت.
انگلیسی ها بخش عظیمی از هند را با زور و تزویر از چنگ مسلمانان خارج ساخته و با پایان دادن به شوکت امپراطوری مسلمانان تیموری، خواب تسخیر پنجاب و کابل و سواحل خلیج فارس را می دیدند و لشگر آنان گام به گام به سمت جنوب و غرب ایران پیش روی می کردند.
فرانسوی ها به رهبری ناپلئون، مصر و سوریه و فلسطین را با قوّه قهریه اشغال کرده و در حالی که به امپراطوری مسلمانان عثمانی چنگ و دندان نشان می دادند، در اندیشه نفوذ به هند بودند.
روس های تزاری که مدعی جانشینی سزار های مسیحی روم شرقی بودند، با حملّات مکرر به ایران و به دولت عثمانی می کوشیدند قلمرو حکومت خویش را از یک سوء تا قسطنطنیه و فلسطین و از سوی دیگر تا خلیج فارس گسترش دهند و بدین منظور اشغال نظامی ایران و دولت عثمانی و اروپا و قفقاز را در صدر برنامه های خود قرار داده بودند.
حتی آمریکایی ها نیز چشم طمع به کشورهای اسلامی شمال آفریقا دوخته و با گلوله باران شهرهای لیبی و الجزایر، سعی در رخنه و نفوذ به جهان اسلام داشتند، جنگ اتریش با دولت عثمانی بر سر صربستان و همکاری ناوگان جنگی هلند با انگلیسی ها در محاصره نظامی پایتخت الجزایر نیز در همین دوران بحرانی صورت پذیرفت.

عملکرد سیاسی: 
اسلام دینی است که مردم را به دو اصل اساسی دعوت میکند: یکی کلمه توحید و دیگری توحید کلمه و وحدت بین مسلمانان: پیامبر اکرم(ص) در طول ۲۳ سال بعثت مردم را به کلمه توحید و گفتن(لا اله الا الله) و التزام به تبعاتش دعوت کرد: نیز همه را پیش برد اهداف اسلام به توحید کلمه و اتحاد فراخواند: زیرا در سایه اتحاد است که مسلمین می توانند بر مشکلات فائق آمده، راه نفوذ دشمن را ببندند.
خداوند متعال می فرماید: همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و متفرق و پراکنده نشوید. و در جایی دیگر نیز می فرماید: همانا مومنین برادر یکدیگرند.
لذا پیامبر(ص) بین اوس و خزرج، مهاجرین و انصار عقد اخوت بست‌. در عین حال مشاهده می کنیم که ابن تیمیه به این سفارش ها توجّه نکرده و با ابداع افکاری بر خلاف مسلمین- از صدر اسلام تا زمان خود- تفکیر آنان، سبب ایجاد اختلاف بین مسلمین شد، خصوصاً با در نظر گرفتن وضع سیاسی آن عصر، زیرا سرزمین های اسلامی از هر طرف مورد هجوم و غارت دشمنان سر سخت اسلام و مسلمین قرار گرفته بود. در آن زمان که مسلمین احتیاج مبرمی به اتحاد و یک پارچگی داشتند، ابن تیمیه باعناد تمام شروع به نشر افکار خرافی و انحرافی خود نمود، و هر کسی که با افکار او مخالفت می کرد او را به کفر و شرک و زندقه متهّم می ساخت. بنابراین همراه با مریدانی که پیدا کرده بود، سبب ایجاد اختلاف بین مسلمین گشت.


نام کتاب: سلفی گری(وهابیت) پاسخ به شبهات، تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی


نویسنده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۶:۲۲ - ۱۳۹۸/۴/۸
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین