پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۱۶۷

برخی از افکار و اعتقادات سلفیان وهابی
فرق ضاله

برخی از افکار و اعتقادات سلفیان وهابی

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
برخی از افکار و اعتقادات سلفیان وهابی: مخالفت با تصوّف اسلامی و مظاهر آن از قبیل مجالس ذکر دست جمعی و مخالفت با زیارت قبور اولیا. 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

برخی از افکار و اعتقادات سلفیان وهابی: 

افکار سلفیان وهابی در چند نقطعه خلاصه می شود که به طور فهرست وار عبارتند از: 
۱- اعتقاد به جسمانیت خداوند و تشبیه او به خلق.
۲- بی احترامی و دشمنی نسبت به اهل بیت پیامبر(ص). 
۳- نسبت دادن شرک و کفر و بدعت گذاری به مخالفین خود.
۴- دشمنی با فرقه های دیگر اسلامی و مخالفت با تقریب بین مذاهب و ادیان. 
۵- مخالفت با تصوّف اسلامی و مظاهر آن از قبیل مجالس ذکر دست جمعی و مخالفت با زیارت قبور اولیا. 
۶- بی اعتنایی به مفسران و کتاب های تفسیری، و مخالفت شدید با تاویل و مَجاز که از اصول فهم لغت عربی و اسلوب آن به حساب می آید.
۷- تمایل به استدلال به حدیث و دوری و تنّفر از استدلال به قرآن.
۸- بازی کردن با حدیث نبوی و تناقص گویی در حکم برآن، ان گونه که از البانی رسیده است. به این نحو که تصحیح و تضعیف حدیث را مطابق اقتضای مذهب خود انجام می دهند.
۹- مخالفت با عقل و عقلانیت و گفت و گو.
۱۰- عدم اعتراف به اجماع مگر در مسائلی که موافق با مراد آنان است.

۱- عقیده تشبیه و تجسیم:
همان گونه که اشاره شد سلفیان وهابی معتقدند که خداوند متعال دارای جسمی است که برای آن حدّ و غایت است. و برای او صورت و وجه و دوچشم و یک دهان و دو دست و دو ساق و دو قدم و ... است. او بر کرسی می نشیند و از مکانی به مکان دیگر منتقل می شود. و نصفه دوم از شب به آسمان دنیا می آید و ندا می دهد و سپس بالا می رود. 
ابن اثیر در(الکامل) در مورد حوادث سال ۴۹۲ می گوید: در ان سال علما بر ابی یعلی فرّاء حنبلی به جهت انچه در کتاب خود از صفات خداوند سبحان آورده که مشعر به اعتقاد به تجسیم است، انکار نمودند.
او نیز می نویسد: در آن سال ابویعلی فراء حنبلی وفات یافت. او مصنّف کتاب صفات است که در آن هر مطلب عجیبی را نقل کرده است. و ترتیب ابواب آن کتاب دلالت بر تجسیم محض دارد که خداوند از آن بریء است.

۲- بی احترامی و بغض اهل بیت(ع): 
از جمله افکار وهابیان سلفی، بی احترامی و دشمنی با اهال بیت عصمت و طهارت(ع) است. و این مشکلی است که کمتر کسی به آن التفات پیدا کرده است. لذا می توان این مسئله را یکی از اهّم اسباب دشمنی آن ها با شیعه می دانست. و کسی که کتاب(منهاج السنه) ابن تیمیه را مشاهده و مطالعه کند به این مساله پی خواهد برد. لذا مشاهده می کنیم که البانی و پیروان او حتّی با اطلاق کلمه(سیّد) بر رسول خدا(ص) مخالفت می کنند و احادیثی که در آن ها لفظ سیادت و سید بر رسول خدا(ص) اطلاق شده را تضعیف می کنند. 
شیخ رضوان عدل شافعی مصری(۱۳۰۳ه.ق) می گوید: ( محمّد بن عبدالوهاب از درود فرستادن و صلوات بر پیامبر(ص) نهی می کردند و از شنیدن آن اذیت می شد و از آن در شب های جمعه نهی می نمود. و نیز از بلند صلوات فرستادن بر روی منابر جلوگیری می کرد، و اگر کسی چنین می کرد او را اذیت می نمود و شدیداً عقابمی کرد و چه بسا او را به قتل می رسانید. 

تناقص در تضعیفات البانی: 
با تامل و دقّت در جرح و تعدیل احادیث از ناحیه البانی پی خواهیم برد که ایشان از جمله افرادی است که در کار خود صدوق و درست کردار نبوده و احادیث را به میل و دلخواه خود جرح و تعدیل کرده است. و لذا هر گاه حدیثی با رای و نظر او سازگار نبوده. به هر نحو ممکن ان را تضعیف می کرد؛ در حالی که در موارد دیگر حدیثی را که مضمون آن موافق با رای و نظرش بوده، با هامان راوی که قبلاً او را تضعیف کرده در این روایت او را توثیق نموده و در نتیجه حدیث را تصحیح می کند. این مطلبی است که یکی از علمای اهل سنّت نیز بعد از تحقیق  فراوان به آن اعتراف کرده و برای اثبات تناقضات او سه جلد کتاب تالیف نموده است. 
حسن بن علی سقاف شافعی در کتاب(تناقضات البانی الواضحات) بابی را منعقد کرده و در مورد تضعیف احادیث فضایل اهل بیت(ع) و در راس آنان امام علی و فاطمه زهرا(س) از ناحیه او، اثبات کرده که در تضعیف احادیث تناقص گویی نموده است.
او می گوید: و از جمله اموری که دلالت بر ناصبی بودن او از جهت دیگر دارد این است که احادیث صحیح السندی را در فضایل سید ما علی(ع) تضعیف کرده، بلکه بر روی بعضی از آن ها خط بطلان کشیده است. 
آن گاه سقاف برای اثبات مدّعای خود، نمونه هایی را از قبیل تناقصات البانی در باب فضایل هال بیت(ع) آورده و به آن ها استشهاد می کند، از باب نمونه: 
البانی در کتاب(سلسله الاحادیث الضعیفه) حدیثی بریده نقل می کند که گفت: (کان احبّ النسّاء الی رسول الله(ص) فاطمه، و من الرجال علیّ): محبوب ترین زنان نزد رسول خدا(ص) فاطمه، و از مردان علی (ع) بود. آن گاه حکم به بطلان آن نموده و می گوید: ترمذی و حاکم آن را از طریق جعفر بن زیاد احمر، از عبدالله بن عطا، از عبدالله بن بریده، از پدرش چنین نقل کرده، و ترمذی آن را حدیث حسن غریب و حاکم و ذهبی آن را صحیح الاسناد معرفی کرده اند. 
آن گاه درصد تضعیف حدیث بر آمد، عبدالله بن عطا و راوی از او، یعنی جعفر بن زیاد احمر را تضعیف می کند در عین حال که از ذهبی اعتراف به ثقه بودن او را نقل کرده و از حافظ ابن حجر عنوان(صدوق یتشیع) را آورده است، سپس می گوید: مثل این شخص، انسان به حدیثش اطمینان ندارد، خصوصاً که در فضیلت علی- رضی الله عنه- وارد شده است؛ زیرا به طور معلوم شیعه در موارد او غلو کرده و حدیث بسیاری در مناقب او نقل کرده است که هرگز ثابت نشده است. و من برای این حدیث حکم به بطلان از حیث معنا نمودم؛ زیرا مخالف ان چیزی است که از پیامبر(ص) در مورد محبوب ترین زنان و مردان ذکر کرده است. 
آن گاه حسن بن علی سقاف در صدد تصحیح این حدیث و اثبات تناقص گویی البانی برآمده، می گوید: اما گفتار و تضعیف او درباره عبدالله بن عطاء... جوابش آن است که عبدالله بن عطاء از رجال مسلم در(صحیح) و چهار کتاب دیگر از کتب اربعه به حساب می آید و یحیی بن معین و ترمذی در(سنن) و ابن حیّان در(الثقات) او را توثیق کرده و ذهبی در( الکاشف) او را صدوق معرفی کرده است. آن گاه می گوید: و از عجایب تناقصات البانی این است که در موردی دیگر حدیثی را که در سند آن عبدالله بن عطاء از عبدالله بن بریده از پدرش قرار داشته، تصحیح کرده است. و اما در مورد جرح او درباره جعفر بن زیاد احمر، سقّاف این گونه پاسخ می دهد: این حرفی باطل و کلامی متهافت و متناقص است؛ زیرا: 
اولاً: البانی در کتاب(ارواء غلیله) او را توثیق نموده است.
ثانیاً: تعداد بسیاری از رجالیین و محدثین اهل سنّت او را توثیق کرده اند، که از آن جمله، احمد او را صالح الحدیث و ابن معین و یعقوب بن سفیان فسوی و عجلی او را توثیق و ابوزرعه و ابو داوود او را صدوق، و از دی حدیثش را مستقیم و عثمان بن ابی شیبه او را صدوق ثقه معرفی کرده است.
و نیز از تناقصات آشکار البانی این که در مورد حدیث فوق می گوید: مثل این شخص، یعنی جعفر بن زیاد الاحمر قلب انسان به حدیث او اطمینان ندارد، زیرا او از شیعیان به حساب می آید گر چه صدوق است. 
این در حالی است که در جایی دیگر تصریح دارد که تشیع صدوق هیچ گونه ضرری به روایت او نمی رساند.
او در ذیل حدیث(۲۲۲۳) از کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه در ترجمه اجلح بن عبدالله کندی می گوید: درباره او اختلاف شده است. ولی ابن حجر در التقریب او را صدوق شیعی معرفی کرده است. و اگر کسی اشکال کند که راوی این شاهد شیعی است و همچنین در سند مشهود له شیعی دیگر؛ یعنی جعفر بن سلیمان وجود دارد، آیا این طعن در حدیث و عیب در آن به حساب نمی آید؟! در جواب می گوییم: هرگز! زیرا اعتبار در روایت حدیث تنها به صدق و حفظ است، و اما مذهب، آن بین او است و بین پروردگارش و خداوند حسابرس از او است. و به همین جهت است که مشاهده می کنیم صاحب صحیحین و غیر از این دو از افراد ثقه که با آن ها مخالف در مذهبند همچون خوارج و شیعه و دیگران روایت نقل کرده اند. و نمونه اش همین حدیثی است که مورد بحث ما است...
آن گاه سقّاف می گوید: و اما قول البانی که می گوید: من بر این حدیث حکم به بطلان از حیث معنا می کنم؛ زیرا مخالف آن چیزی است که پیامبر(ص) درباره محبوب ترین زنان و مردان نزد او رسیده است! این ادّعا دلالت بر بی اطلّاعی او در علم اصول و عدم معرفت او به جمع بین احادیث صحیحه دارد...
و این در حالی است که ترمذی به سند خود از جمیع بن عمیر تیمی نقل کرده که من با عمه و بنابر نقلی با مادرم وارد بر عایشه شدیم، مادرم یا عمه ام از او سوال کرد: کدامین مردم نزد رسول خدا(ص) محبوب تر است؟ عایشه گفت: فاطمه. سوال شد: از مردان؟ گفت: همسرش. 
ترمذی بعد از نقل این حدیث آن را حسن دانسته و حاکم نیشابوری آن را صحیح الاسناد معرفی کرده است. 
این، نمونه ای از تناقصات در تضعیف احادیث بود.

۳- نسبت شرک و کفر به مخالفین: 
از جمله روش های وهابیان سلفی برخورد با مخالفین عقیدتی خود و نسبت دادن کفر و شرک و الحاد و بدعت گذار به آنان است.
بربهاری که ملقّب به شیخ اهل سنّت و جماعت در عصر خود بود، می گوید: هر کسی خلاف آن چرا که در این کتاب است تجویز کند متدیّن به هیچ دینی نیست بلکه کلّ دین را رد کرده است. همان گونه که اگر بنده ای به تمام آنچه خداوند تبارک و تعالی فرموده ایمان آورد جز آن که شک کند، او تمام آنچه را که خداوند فرموده رد کرده و کافر شده است.

۴- مخالفت با تقریب: 
وهابیان سلفی به تمام معنا مخالف با ادیان و مذاهب دیگر اسلامی هستند و هر گونه تقریب با آنان را نفی می کنند.
دکتر احمد بن عبدالرحمن بن عثمان قاضی سلفی وهابی، کتاب تحت عنوان(دعوه التقریب بین الادیان) تالیف کرده و در ان شدیداً به مسئله تقریب بین ادیان آسمانی حمله کرده است. او ده دلیل شرعی بر بطلان دعوت تقریب بین ادیان اقامه می کند که فهرست آن عبارت است از:
۱- دعوت تقریب دوری از ملت ابراهیم است.
۲- دعوت تقریب به دنبال غیر دین اسلام رفتن است.
۳- طعن در رسالت پیامبر اکرم(ص) است.
۴- طعن در قرآن کریم و هیمنه آن بر دیگر کتب است.
۵- متابعت غیر طریق مومنین و مخالفت با اجماع مسلمین است.
۶- دوستی با دشمنان دین است.
۷- فریب خوردن در برخی از آیات است.
۸- مساوی دانستن اهل ایمان با مشرکان و بت پرستان است.
۹- سستی در دین خدا است.
۱۰- مشتبه کردن حق به باطل است.
دکتر ناصر بن عبدالله بن علی قفاری وهابی سلفی در کتاب(مساله التقریب بین اهل السنه و الشیعه) هر گونه تقریب بین اهل سنّت و شیعه را مردود می شمارد. 

۵- مخالفت با تصّوف اسلامی و زیارت اهل اولیا:
از جمله اصول افکار و روش وهابیان سلفی مخالفت و مقابله شدید با تصوف اسلامی و تهذیب نفس و ریاضت نفسانی و برگزاری حلقه های ذکر و توّسل و زیارت قبور اولیای الهی است، و در نتیجه وهابیان دارای مذهبی خشک و بی روح و دور از هر گونه معنوّیت و روحانیتّند.
ناصرالدّین البانی در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه در توصیف صوفیه میگوید: دشمنان سنّت، از کسانی که خود را به مذهب نسبت می دهند و اشاعره و صوفیه دیگران...

۶- بی اعتنایی به تفسیر: 
از حمله خصوصیات وهابیان سلفّی بی اعتنایی به مفسّران و کتاب های تفسیری و مخالفت شدید با تاویل است.
از آن جا که وهابیان سلفی مخالف با تاویل صفات خداوند می باشند و از طرفی نیز مشاهده می کنند که مفسرانروبه تفسیر و تاویل قرآن آورده اند لذا چنان روی خوشی به آنان نشان نمی دهند.

۷- دوری از استدلال به قرآن: 
از آنجایی که وهابیان سلفی اهل حدیثند و بیشتر به دنبال حدیث برای اثبات مدعای خود می گردند، لذا کمتر به آیات قرآن توجّه دارند، بدین جهت از امام آنان بر بهاری حنبلی نقل شده که می گفت: هر گاه از شخصی  که برای او روایت نقل کردی، شنیدیکه آن را قبول نکرد و به دنبال قرآن است، شک نداشته باش که او مردی است که کفر او را فرا گرفته است. پس از نزد او بلند شو او را رها کن...

۸- مخالفت با عقل و عقلانیت: 
از جمله اصول افکار سلفیان وهابی، بی توجهّی به عقل و عقلانیّت و عقل گرایی جتی در مسائل عقیدتی است. آنان تمام توجّه و التفاتشان به حدیث و آیات قران است. لذا با علم کلام و بحث عقلی مخالفند.
بربهاری حنبلی: یکی از امامان آنان: می گوید: بدان خداوند تورا رحمت کند- هیچ بی دینی و بدعت و کفر و هوای نفس و ضلالت و شک و حیرت در دین نیست مگر از کلام و جدل...
او نیز در جایی دیگر می نویسد: پس بر تو باد بر تسلیم و رضایت نسبت به صاحبان اثر و دست کشیدن و سکوت...

۹- عدم اعتراف به اجماع: 
سلفیان وهابی معاصر، همیشه این عبارت  احمد بن حنبل را بر زبان جاری می سازند  که گفت: هرکس ادعّای اجماع کند دروغ است.
ولی در مسائل اعتقادی که خود به آن قائلند اصرار می ورزند وه اثبات کنند این مسائل نزد امت اجماعی است. از باب نمونه: البانی در مقدمه کتاب آداب الزفاف می گوید: غیر از این اجماع تصّورش ممکن نیست تا چه رسد به وقوع آن...

عدم امکان میزان بودن فهم سلف: 
وهابیان سلفی ادعّا می کنند که واجب است کتاب وسنّت را با فهم سلف و سنجیده و آن را درک نماییم. لذا آنان فهم سلف را از جمله ادله شرعی می دانند که متابعت از آنان واجب است؛ در حالی که این ادّعا از چند جهت باطل است.
۱- سلف در فهم مسائل هیچ گاه اتفاق نکرده اند، و هرگز مذهبی خاص و معروف و واحد نداشته اند تا بتوان آن را میزان قرار داده و فهم امور را از فهم آنان به دست آورد. و کسی که مراجعه به کتاب های حدیثی؛ از قبیل(المصنّف) عبدالرزاق و ابن ابی شیبه کند پی می برد که چه مقدار سلف و افرادی که در سه قرن اول می زیسته اند در مسائل شرعی با یکدیگر اختلاف داشته اند.
۲- در قرآن یا حدیث دلیلی یافت نمی شود که دلالت بر تعطیل عقول بشر کند و بگوید که فهم کتاب و سنّت به فهم دیگری بستگی دارد؛ در حالی که انسان خود به درجه اجتهاد و فهم دینی رسیده است، بلکه بر عکس، نصوص دینی از کتاب و سنّت، ما را به تعقل و تفّکر وا می دارد.
ابن جوزی نقل کرده است که از امام احمد در رابطه با مساله ای سوال شد. او فتوایی داد. به او گفته شد: این مطلب را ابن المبارک نگفته است. احمد گفت: ابن المبارک از آسمان که نیامده است.

نبود مذهبی به نام( مذهب سلف): 
وهابیان سلفی معاصر ادعّا می کنند هر چه از آراء که به انان معتقدند مذهب سلف است، تا بتوانند ذهن عوام مردم را بفریبند. آنان می گویند: آنچه ما می فهمیم همان فهم سلف صالح است؛ در حالی مشاهده می کنیم در بسیاری از مسائل اعتقادی، سلف حتی صحابه با یکدیگر اختلاف داشته اند. اینک به برخی از اختلافات اشاره می کنیم.
۱- اختلاف در مسئله خلق قرآن 
۲- اختلاف در این که پیامبر(ص) در شب معراج خداوند را مشاهده کرده است؟
۳- اختلاف در مسئله امکان رویت خداوند در روز قیامت.
۴- اختلاف در معنای میزان در روز قیامت.
۵- اختلاف در مسئله تاویل و تفویض.
۶- اختلاف در افضل بین صحابه.


نام کتاب: سلفی گری( وهابیت) و پاسخ به شبهات

تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی 


نویسنده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۲۳:۱۴ - ۱۳۹۸/۴/۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه