چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۱۳۹

سلام بلاواسطه خدا بر بهشتیان
قلب قرآن

سلام بلاواسطه خدا بر بهشتیان

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین <::
درود خدا بر شما باد به سبب صبری که در دنیا کردید، صبر کردید، تکالیف را انجام دادید؛ در برابر بلاها و سختی ها صبر کردید، در برابر گناهان بردباری نمودید، بهشت جای صابرین است بدون صبر کسی به بهشت نمی رسد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سَلامٌ قَولاً مِن رَبِّ رحیم وَ امتازوُا الیَومَ اَیُّهَا المَجرِموُنَ 1

آن روزی که هولها و سختی ها و شدتها است بهشتیان سرگرم هستند در حالی که متنعمند در لذتها و سرورها. خوفی برای آنها نیست بلکه التفاتی به آن هوسها ندارند. «هُم وَ اَزواجُهُم فی ضِلالٍ عَلی الأَرائِکِ مُتَّکِئوُنَ»

بر تخت هایی الهی، خود و همسرانشان در زیر سایه الهی تکیه زنندگانند. «لَهُم فیها فاکِهَةٌ»

برای بهشتیان میوه های بهشتی است؛ اشتراک در لفظ است و اختلاف در حقیقت. میوه بهشتی را کسی در این عالم نمی تواند تصور کند که چگونه است؛ درک کردنی است نه گفتنی. آنچه در این عالم بخواهد توصیف کند حقیقتش غیر آنست.

«وَ لَهُم فیها ما یَدَّعوُنَ» آنچه بخواهند و آرزو کنند آماده است و برایشان فراهم است.

سلام بلاواسطه خدا بر بهشتیان:

سَلامٌ قَولاً مِن رَبّ رحیم – سلام بتو است و خبرش لهم است وجوه دیگری نیز ذکر شده است: قولا «هم» مفعول یا حال باشد. سلام بر بهشتیان در حالی که این سلام از طرف پروردگار مهربان است.

ظاهر آیه شریفه این است که سلام بلاواسطه از طرف رب العالمین است، سلام هائی که برای اهل ایمان است با واسطه است ساعت مرگ از طرف ملک الموت و اعوان او به مؤمنین سلام می شود. 2 از آن جمله سلام با واسطه، پس از آن که مؤمن بر تخت سلطنتی بهشتی قرار گرفت دوازده هزار ملک از طرف رب العالمین برای منزل مبارکی می آیند.

مأمورین می گویند مؤمن فعلا با حور است، خواهش می کنند اذن حضور بدهد، امروز روز عزت و ظهور عظمت مؤمن است، از هر دری ملائکه وار می شوند 3

می گویند: «سَلامً عَلَیکُم بِما صَبَرتُم» درود خدا بر شما باد به سبب صبری که در دنیا کردید، صبر کردید، تکالیف را انجام دادید؛ در برابر بلاها و سختی ها صبر کردید، در برابر گناهان بردباری نمودید، بهشت جای صابرین است بدون صبر کسی به بهشت نمی رسد. این مقام و درجه در برابر صبرهای شما در دنیاست که خوب جایگاهی است. ای مؤمن منزل مبارک «فَنِعمَ عُقبَی الدّار» (مرد آخر بین مبارک بنده ایست) به به از این دستگاه عظمت و جلال، از همه بالاتر، بشارت خلود است، مژده که این دستگاه از بین رفتنی نیست و تو هم همیشگی هستی.

در دنیا اگر بهترین پارکها را هم بدست آوری بالأخره از بین رفتنی است یا آن زودتر از بین می رود یا صاحبش آن وقت سختی فراقش راهم در نظر بیاور.

زهی افتخار از سلام خدا به مؤمن:

سلام علیکم – ای مؤمن سلام بلاواسطه برای تو است، پس از آن سلام های با واطه، اعلی نعمت بهشتی نزد اهل فهم و معرفت سلام با واسطه الهی است، نعمت های خدا یک طرف، نعمت مکالمه خدائی هم یک طرف. خداوند مستقیما به بنده اش سلام کند. یاد کردن خدا آن هم یاد با تحیّت و درود.

خدا، با تو ای مشت خاک، سخن گوید، وای بر آن بدبختی که در لجنزارهای دنیا غرق شود و قابلیت تکلم خدا با او را از دست بدهد. سلام نه تنها تحیّت است بلکه دارای حقیقتی است بخصوص سلام از طرف روحانیین، پیغمبر و امام و ملک تا چه رسد به خداوند، سلامتی مطلق است، سلامتی از هر ناراحتی و نابایستی، از هر مرضی از هر خستگی، حتی چرت و کسالت و ملال در کار نیست 4 عافیت مطلق است؛ هیچ گونه حقد و حسد و کینه ای در کار نیست، اگر کسی یک ذره حسد دارد، جایش در بیمارستان جهنم است تا پاک شود آن وقت در دارالاسلام جا می گیرد، نام بهشت دارالاسلام است. 5 از هر ناراحتی و بیماری از همه مهم تر فنا و زوال در کار نیست.

نامه ای از طرف خداوند بسوی بنده مؤمن:

مرویست خاتم انبیاء محمد (ص) پس از قرار گرفتن مؤمن در بهشت؛ تحیت الهیه که «سَلامٌ قَولاً مِن رَبِّ رَحیم» است. در این روایت به عنوان مکاتبه ذکر شده است ملکی نامه ای به دستش از طرف رب العالمین برای مؤمن. نامه را باز می کند:

«بسم الله الرحمن الریم من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحیّ الذی لا یموت انّی کنت اذا قلت لشی ء کن فیکون فقد جعلتک الیوم کذلک» نامه است از طرف حی قیوم خدائی که زنده و نگهدارنده موجودات است و نمی میرد، بسوی کسی که او نیز زنده ائی است که دیگر نمی میرد. من که خدایم اراده ام کافیست در حصول چیزها از امروز به تو چنین چیزی را دادم، هر چه بخواهی می شود، در آن واحد هر چه اراده کنی واقع می گردد.

آیا از وصف بهشت گفته شد، شوقی در گوینده و شنونده پیدا شد یا نه؟ باید کارت برسد به جائی که بشوی شیعه علی(ع) که می فرماید: اگر نبود اجل الهی از شوق بهشت و لقاء خداوند می خواستند قالب تهی کنند به عالم اعلا بروند به مهمانخانه الهی خودشان را برسانند. 6

آیا آماده ای که طلب مرگ می کنی؟

نه اینکه ارزوی مرگ کنی، این غلط است، نهی شده است؛ چه فایده به خیالت وقتی مردی، راحت می شوی؟ شاید اول سختی ها و عذاب هایت باشد.

یک نفر در حضور امام تمنای مرگ کرد؛ حاصل روایت شریفه آنکه امام به او فرمود: آیا تدارک کارت را کرده ای؟ بار سفرت را بسته ای؟ حالا فرض کن مرگ آمد آیا آماده ای؟ بلکه بخواه خدایا مهلتم بده بار سفرم را ببندم. 7

اما این طلب که مولا علی علیه السلام می فرماید، از ناحیه شوق بهشت است شوق لقاء خداست، از شدت علاقه به ثوابها و وعده های الهی است چنانجه از خوف عقاب و ترس از عذاب الهی و فراق اولیای خدا نیز بیمناک است به قسمی که می خواهد از ترس قالب تهی کند.

می بینید شوق همه چیز هست جز بهشت و ثواب خدا، ترس از همه چیز هست جز ترس از عذاب و عقاب خدا.

از آبادی به خرابه رفتن ناراحت کننده است:

شوق لقای خدا نمونه اش را در فاطمه (س) ببینید، شنیده اید:

همین قدر که پیامبر(ص) به او فرمود: تو نخستین کسی از اهل بیت من هستی که به من ملحق می شوی، شادمان و خندان گردید. این است نشانه الیای خدا. 8

یک نفر از حضرت مجتبی(ع) می پرسد چرا ما از مرگ بدمان می آید؟ فرمود: چون شما دنیایتان را آباد کرده اید معلوم است کسی مایل نیست از جای آباد به خرابه برود، کسی که آخرتش خراب است سر و سامانی ندارد البته ناراحت می شود، مایل نیست به آنجا برود.

گنهاکاران در محشر باید جدا شوند:

«وَ امتازَوا الیَومَ اَیُّها المُجرِموُنَ» امتازوا از (میز) جدا شدن است امر تکوینی است نه اختیاری. اول محشر ندا می رسد امروز باید جدا شوید ای گنهکاران، در دنیا سر پوش روی کار بود هیچ معلوم نبود هیچ کس از باطن دیگری خبر نداشت؛ چه ریاکارها و منافقین که خودشان را داخل مؤمنین می انداختند ولی امروز کشف حقائق است. 9

«الحاقة ماالحاقَة» اینجا جای ادعا نیست، جز حق و حقیقت و واقعیات چیزی نیست، از هر جهت باید گنهکار جدا شود.

صورةً، قولاً، مکاناً، زماناً – گنهاکاران علیحده می شوند تا ندای قهری و تکوینی می رسد، هر چه گنهکار است فورا صورتش سیاه و هر چه بهشتی است صورتش درخشان است لذا گنهکاران به صورت هایشان شناخته می شوند. 10

میمون را دیده اید، شکل خوک و میمون نزد بعضی از گنهکاران زیباست. «یحشر الناس علی صور تحسن عندها القردة و الخنازیر» بهضی صورت سگ دارند، برخی صورت مورچگان محشور می شوند چون متکبر بودند، هر کس ذلتش در ذاتش بیشتر است کبرش بیشتر است. 11 این معنی اینجا معلوم نیست، کی معلوم می شود، فردای محشر که مثل مورچه پست و ذلیل و کوچک محشور می گردد؛ هر کس به وضعش شناخته می گردد که چکاره بوده است شکم بزرگ؛ بقدری باد کرده که نمی تواند تکان بخورد از بزرگی شکم، همه می فهمند که رباخوار است آتش است. 12

چون آشکار است پرسیده نمی شود:

لذا یکی از معانی آیه شریفه: امروز از کسی از جن و انس از گنهاش پرسیده نمی شود. 13 یعنی سؤال استفهام نمی شود تا بفهمند چکاره هست چون آشکار است به انواع آشکاری، مخصوصا خود اعضاء گواهی می دهد چنانچه گذشت «الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم ...»

روایتی هم مرحوم فیض در عین الیقین نقل کرده است هر شرابخواری وارد محشر که می شود شیشه شراب به دستش است هر طنبور زنی طنبورش بدستش هست و به سرش می خورد در قرآن مجید هم به این موضوع اشاه ای دارد. 13

هر کس هر کار زشتس داشته آرزو می کند با آن فاصله بگیرد. این ظرف شراب و قمار از او فاصله بگیرد ولی نمی گیرد، عجیب است اوضاع قیامت و آخرت. هر سوره ای از قرآن مجید را ملاحطه می کنی گوشه ای از آن عالم را یادآوری می فرماید بلکه خوفی پیدا شود.

نامه عملها که پراکنده می شود هر کس مجرم است نامه عملش بدست چپش داده می شود هر کس بهشتی است بدست راستش. از آن جمله جدا شدن های مجرمین هر کس سر از قبر در آورد می گوید: «یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا»

وای چه کسی ما را از گور برانگیخت؟ این نشانه مجرم بودنش است، در مقابلش کسانی هستند که وقتی سر از گور در آورند می گویند: شکر خدائی را که وعده اش را با ما وفا فرمود و ما را وارث زمین قرار داد، هر جای بهشت بخواهیم جا کنیم پس نیک است پاداش کارکنان برای خدا. 14

البته هر کس در دنیا زبانش رها بود، هر چه بر زبانش جاری می شد می گفت در جهنم هم جهنمی از زبان یکدیگر در اذیت هستند، چنانچه در روایت رسیده از ترس شماتت و سرزنش جهنمی های هم زنجیرش، از عذاب ناله نمی کند.

مثل شب پره به آتش دوزخ می ریزند:

در مقابل، هر آتش فتنه خاموش کنی، مقابل جهنمی ها است، از هم جدا می شوند «فضرب بینهم بسور له باب» همین طور می آیند تا از صراط رد شوند تعبیری که رسول خدا(ص) می فرماید: مانند شب پره چگونه برابر آتش می ریزد همین طور در آتش جهنم، مجرمین می ریزند. هر کس سر جای خودش قرار می گیرد؛ بهشتیان نیز در بهشت مقعد صدق جای می گیرند.15

خدایا تو ایمانی بده این معانی را باور کنیم، از رسوائی فردای قیامت بترسیم، جلو اولین و آخرین مفتضح نشویم. ای کسانی که آبرویتان را دوست دارید، غفلت را از خودتان دور کنید، دلتان قساوت نگیرد، هوی و هوسها، آرزوها و غفلتها، ایمان را کم می کند، آن ایمانی که تو را به جائی برساند.

یاد مرگ درمان غفلت است:

غفلت نمی گذارد ایمانی پیدا شود، ایمان ضعیف و غفلت زیاد تا بتوانید هر کس در حد خودش غفلتش را م کند اسباب تذکر را برای خودش فراهم آورد.

آنچه مانع پیشرفت معنوی است همین آمال و آرزهاست. 16 تا پا روی هوسها گذاشته نشود، کجا شوق لقاء الله پیدا می شود.

امام علی (ع) می فرماید: دو چیزی که بر شما خیلی می ترسم از آنها، پیروی هوی و درازی آرزهاست. 17 اگر مرگ را نزدیک گرفتی؛ آرام می گیری.

شب عاشورا امام حسین(ع) دید حضرت زینب(س) خیلی ناراحت است؛ یگانه دوا را برای زینب بکار برد او را آرام کرد یاد مرگ، جدم از من بهتر بود از دنیا رفت پدرم ...


پیوندها:

1 - یس، 58 و 59

2 - احزاب، آیه 44

3-رعد، آیه 24

4 - واقعه، آیه 24 و 25

5 - انعام، آیه 127

6 - نهج البلاغه، خطبه همام، خطبه 193

7 - سفینة البحار، ج 2، ص 555

8 - جمعه، آیه 6

9 - طارق، آیه 9

10 - الرحمن، آیه 41

11 - اصول کافی، ج 2، ص 236

12 - بقره، ایه 275

13 - الرحمن، آیه 39

14 - آل عمران، آیه 30

15 - زمر، آیه 74

16 - زمر، آیه 75

17 - دعای ابوحمزه ثمالی

18 - نهج البلاغه، خطبه 42


منبع: کتاب "قلب قرآن" ، نوشته شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۲۳ - ۱۳۹۸/۲/۲۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه