دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۱۳۰

وهابیت
فرق ضاله

وهابیت

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
قرآن کریم با بیان رهنمود های روشن، همه انسان ها را به گرد آمدن بر محور توحید سفارش کرده می کند و تفرقه و چند دستگی را عامل دوری از راه مستقیم دین می داند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

 

پیشگفتار

وهابیت:

اسلام، مردم را به همبستگی و دوری از جدایی دعوت نموده است. قرآن کریم با بیان رهنمود های روشن، همه انسان ها را به گرد آمدن بر محور توحید سفارش کرده می کند و تفرقه و چند دستگی را عامل دوری از راه مستقیم دین می داند آنجا که می فرماید: (از راه های گوناگون پیروی نکنید که شما را از طریق حق باز می دارد.)
رسول گرامی اسلام ‌(ص) نیزکه جز به عزت و شوکت اسلام و مسلمانان و زیستن آنان بر اساس ارزش های والای دین خدا نمی اندیشید، پیوسته از لزوم پایبندی به اصول و مبانی سخن گفته و گفته و امت خود را از گرفتار شدن در دام  دین سازان و بدعت گذاران بیم می داد و نیز راه گریز از زیان های ناشی از تفرقه را گوشزد می کرد.


این همه سفارش ها از ان رو بود که پیروان آخرین دین آسمانی، راه گذشتگان خود را نپویند و بسان آنان دچار فرقه های متخاصم نگردند.
خداوند متعال می فرماید: (مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و بعد از آن که دلایل روشن به آن ها عرضه شد گرفتار اختلاف گردیدند.)
اما دیری نگذشت که امت اسلامی گرفتار انشعاب شد و مسلمانان به شاخه های گوناگون تقسیم شدند و بر خلاف توصیه های قرآن و رهنمود های پیامبر گرامی(ص) موج فرقه گرایی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت.
رشد و گسترش فرقه گرایی و استمرار آن،شماری از دانشمندان را به چاره اندیشی فرا خواند و این حقیقت را برای آنان آشکار کرد که باید از یک سو عوامل بدبینی و جدایی مسلمانان از یکدیگر را نابود سازند و از سوی دیگر با کند و کاو بیشتر در منابع اصیل اسلامی در شناخت ارزش های اصیل دین بکوشند.
بدیهی است که این هر دو گام می توانست ثمرات سود مندی را در پی داشته باشد و امت اسلامی را در صفوف به هم فشرده به مقابله با اسلام ستیزان و بدخواهان فرا خواند. اما افسوس که این تلاش نافرجام ماند و بدخواهان به جای همکاری و همیاری،بانگ تفرقه و جدایی سردادند و خواسته یا ناخواسته آب به اسیاب دشمن ریختند و همگام و همنوا با بدخواهان به نفی و طرد مسلمانان و گسترش فرقه ها برخاستند.


پیدایش سلفیه:

سلفییه، پدیده ای ناخواسته و نسبتا نوخواسته است که انحصار طلبانه، مدعی مسلمانی است و همه را جزخود کافر می داند. فرقه ای خودخواه که با به تن در کشیدن جامه انتساب به سلف صالح و با ادعای وحدت در فضای بی مذهب با بنیان و وحدت مخالف است.
سلفیه، یعنی همان که بستر وهابیت است هیچ مذهبی وجود ندارد و باید به عصر سلف، یعنی دوران صحابه، تابعین و تابعین بازگشت و اسلام بلا مذهب را اختیارنمود. آنان دستی به این دعوت بلند کرده و می گویند: بیاید با کنار گذاشتن همه مذاهب به سوی یگانه شدن رویم، ولی با دستی دیگر شمشیر تکفیر را کشیده و با حذف دیگران از جامعه اسلامی و راندن آنان به جمع کفار، جامعه را به چند دستگی می کشانند. 
واضح است که مردم به کنار گذاشتن دستاوردهای مذاهب کاری نشدنی است ؛زیرا پیروان مذاهب به سادگی از مذاهب خود دست برنمی دارند و به سوی نقطه ای مجهول و تاریک که سلفیه مدعی آن است نمی دوند، به ویژه آن که در پشت این دعوت به (بی مذهبی) نوعی مذهب نهفته،بلکه این دعوت، خود نوعی مذهب است، آن هم مذهبی گرفتار چنگال جمود و تنگ نظری که اسلام را به صورتدینی بی تحرک، بی روح، ناقص ناتوان و بی جاذبه تصویر میکند و با احیای روح خشونت و تعصب، راه را بر هر گونه نزدیک شدن به همدیگر می بندد و به جای آن فضایی از درگیری ها و بدبینی ها را ایجاد می کند و دست همگان را به سوی شمشیر پیکار می کشاند.


ابن تیمیه از پیشوایان اندیشه سلفیه:

از جمله کسانی که در خنثی شدن تلاش های عالمان آگاه و متعهد برای ایجاد و وحدت اسلامی نقش به سزایی داشتند، را باید(سلفیون)و خلف ایشان (وهابیان) نام برد. ابن تیمیه و شاگردان و پیروان مکتب او به بهانه طرح لزوم بازگشت به اسلام سلف، به بیان نظریات و عقاید سخیفی در باره مسائل گوناگون اسلامی -به ویژه در باب توحید و شرک - پرداختند که بر اساس این نظریات، بسیاری از افکار و اعمال مسلمانان زیر سوال می رفت و شمار زیادی از یکتا پرستان از جرگه اسلام بیرون رانده می شدند.
ابن تیمیه و پیروان او مدعی بودند که بر اساس (اسلام سلف صالح) سخن می گویند و انحرافاتی را که در طول چند قرن پدید آمده، از رهگذر شناخت (سیره سلف صالح) از میان بر می دارند؛ در حالی که نیکو ترین روش برای دریافت ارزش های اصیل اسلامی، بازگشت به قرآن و سنت است و آگاهی از این که آورنده دین چه روشی را ارائه کرده و کدامین دستورات را عرضه داشته است.
به همین جهت است که دانشمندان دلسوز باید با تلاش پیگیر به نقد و بررسی افکار ابن تیمیه دست یازند و بر همه  مسلمانان آشکار کنند که دیدگاههای او نه تنها منطبق بر اسلام راستین نیست بلکه با سیره سلف صالح نیز سازگاری ندارد.
آری، روش ابن تیمیه در برخورد با مسائل اسلامی ثمره ای جز جدایی مسلمانان از یکدیگر و نفی بسیاری از عقاید و آداب اسلامی نداشت، ولی رویارویی صریح دانشمندان اسلامی با وی سبب شد که این حرکت پس از مدتی کوتاه متوقف گردد.در میان شاگردان او تنها (ابن قیم جوزیه) بر تعالیم استاد خود پافشاری داشت و کتاب های چندی در این زمینه تالیف نمود. اما در طول بیش از چهار قرن بعد از ابن تیمیه، این افکار و آرا چندان رونقی نیافت و بسیاری از آن ها به فراموشی سپرده شد.


محمد بن عبدالوهاب، مجدد سلفیه: 

درنیمه اول قرن دوازدهم ه.ق فردی به نام (محمد بن عبدالوهاب) ظهور کردو بار دیگر به بازسازی افکار ابن تیمیه همت گمارد. وی به عنوان مجدد تفکرات سلفی در اثر همکاری با یکی از فرمانروایان منطقه (نجد) به نام (محمد بن سعود) سبب حضور سیاسی- نظامی و عقیدتی اندیشه های سلفی در منطقه نجد و حجاز گردید، و توانست این عقاید را در بزرگترین پایگاه اسلام-مکه مکرمه و مدینه منوره -حاکم سازد، و با برپا کردن جنگ های خانمان سوز و ویرانگر در مدت کوتاهی با پیوند با حکومت استعمار گر انگلستان و سپس با امریکا، به مهم ترین استکبار در جهان اسلام تبدیل شود.
تردیدی نیست که اگر آیین وهابیت در نقطعه ای دیگر از جهان اسلام پدیدار شده بود پس از گذشت زمانی کوتاه همان راهی را می پیمود که ابن تیمیه و یارانش پیمودند؛ یعنی هرگز به حضور فعال در جوامع اسلامی دست نمی یافت. اما سیطره بر این دو مکان شریف،همراه با عوامل فرعی و اصلی دیگر چون توانایی عظیم مالی، ثروت سرشار ناشی از فروش نفت و پیوند آشکار و نهان با قدرت های بزرگ استعماری به پیدایش جو مناسب برای پیشگامان وهابیت انجامید و رهبری مراکز اصلی جهان اسلام را در اختیار آنان نهاد.
حقیقت این است که اگر این قدرت گسترده، زیر نظر متکفران و سیاست مداران دلسوز جامعه اسلامی به کار گرفته می شد،به نیکوترین وجه از آن بهره می گرفتند و نیروی عظیم امت را در جهت نبرد با اندیشه ها و سیاست ضد اسلامی هدایت می کردند، اما چه می توان کرد که حاکنان سعودی به پیروی از پیشوایان فکری خود،از آغاز استقرار تا کنون پیوسته در تلاش بوده اند که خط جدایی بین مسلمانان را تقویت سازند، و پیروان آیین نجات بخش اسلام را از یکدیگر دور کنند،و رویارویی با شیفتگان عزت اسلامی و شوکت مسلمانان را رسالت خویش بدانند. و شگفتا که این روش را بیشتر در حج نمود می یابد! یعنی آن هنگام که مسلمانان از سراسر جهان در خاستگاه وحی و مرکز نشر آیین حنیف حضور می یابند تا در سرزمینی که بازد از هرگونه استیلای ظاهری و باطنی  دشمنان دین حق در امان بماند، همگام با ذکر خدا و ادای مناسک زیابای حج، نیازها و مشکلات یکدیگر را باز بشناسند و در طریق تفاهم و همدلی بین گروهای گوناگون امت اسلامی به تبادل نظر پردازند، در چنین لحظات حساس و ارزشمندی حاکمان سعودی با دستیاری گویندگان و نویسندگان مغرض یا فریب خورده، به نشر مطالب انحرافی و ناروا اقدام می کنند و روشی را پی می گیرند که جز برای دشمنان قسم خورده اسلام سودی ندارد.
لازم به ذکر است که فرقه وهابیت و سلفیان، درصد بسیار کمی از مسلمین را تشکیل می دهند که در مقابل دیگر فرقه های اسلامی از شیعه و سنی ایستاده و آنان را تکفیر کرده و فقط خود را مسلمان می دانند.
در پایان به روح رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (قدس سره) درود می فرستیم که با انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری با رهبری مدبرانه زمینه ساز گسترش مکتب اهل بیت(ع) در سرتاسر جهان شده اند. و نیز از زحمات دست اندرکاران واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران و به ویژه تولیت محترم آن آستان مقدس  حضرت آیت الله وافی و مسوول محترم انتشارات حضرت حجه الا سلام و المسلمین شیخ حسین احمدی کمال تشکر را دارم.


نام کتاب: سلفی گری (وهابیت) و پاسخ به شبهات

تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی


نویسنده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۸/۲/۱۵
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه