دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۱۱۳

 خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/بیت المقدس 
زندگینامه شهداء

خاطرات شهید مصطفی ردانی پور/بیت المقدس 

::> ولایت آنلاین، گروه شهدا <::
در قرارگاه جوان تر ین فرمانده بود. بیست و سه سال بیشتر نداشت. اما وقتی صحبت می کرد مانند کسی بود که سال ها و در نبردهای گوناگون فرماندهی کرده.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

زندگینامه و خاطرات شهید مصطفی ردانی پور: 

بیت المقدس/ یکی از فرماندهان: 

در قرارگاه جوان تر ین فرمانده بود. بیست و سه سال بیشتر نداشت. اما وقتی صحبت می کرد مانند کسی بود که سال ها و در نبردهای گوناگون فرماندهی کرده. مصطفی منطقه را به خوبی برای مسئولان تشریح می کرد. بعد از عملیات فتح المبین، عملیات مهم بیت المقدس در سه مرحله اغاز شد. در یکی از مراحل عملیات بیت المقدس نبرد در اطراف جاده ی اهواز خرمشهر به اوج خود رسید. با هم سوار بر خودرو نزدیک خطوط نبرد رفتیم. مصطفی با دست در گچ و عصای زیر بغل به نیروها روحیه می داد. بارش خمپاره ها اغاز شد. همان موقع هواپیمای دشمن هم منطقه را بمباران کردند. نفهمیدم چه شد. اما یک لحظه احساس کردم به هوا پرت شدم و.... 
موج انفجار مرا چند متر از زمین بلند کرد و کمی دورتر به زمین انداخت. بلند شدم. خدا را شکر سالم بودم. 
به اطراف نگاه کردم. یک دفعه چشمم به آقا مصطفی افتاد. روی زمین افتاده بود! هیچ تکانی نمی خورد! دویدم به سمت او! بی هوش بود. داد زدم و بچه ها را صدا کردم. دقایقی بعد به هوش آمد. اما خیلی بی حال بود.  موج انفجار او را هم پرت کرد. این بار هم خیر گذشت. قرار شد با همان خودرو به قرارگاه برگردیم. مصطفی را روی برانکارد گذاشتیم. دو بسیجی او را بلند کردند و داخل ماشین گذاستند.
بسیجی ها می گفتند: این بابا کیه با دست گچ گرفته اومده خط! اخه مجروح ها رو تو عملیات راه نمی دن! اون یکی گفت: حتما پارتی داشته که فرستادنش عملیات. عصبانی شدم اما مصطفی اشاره کرد: چیزی نگو. رفتیم قرارگاه و کمی استراحت کرد. من هم به خط برگشتم. بعد از چند روز دوباره آمد بود خط. در اطراف منطقه ی مرزی شلمچه مصطفی را دیدم. با لباس سپاه بود عمامه بر سر داشت. ایستاد بود کنار بچه ها. دوربین به دست گرفته بود و سمت بصره نگاه می کرد. دو بی سیم چی با آنتن های بلند همراه مصطفی بودند. بعد از سلام و علیک به سمت بصره اشاره کرد و گفت: اگر هدف عملیات خرمشهر نبود، می توانستم بصره را تصرف کنیم! همان وقت یک بسیجی آمد و گفت: آیا می شود با لباس خون آلود نماز خواند؟ مصطفی با حوصله جواب داد. کمی چرب تر از همیشه! وقتی رفت گفتم: این بنده ی خدا هم وقت گیر آورده، عاشق عمامه ی تو شده و.... 
پرید تو حرفم و گفت: وقتی کسی سوال شرعی می پرسه، مخصوصا از نماز، من دیگه فرمانده نیستم. این همون چیزیه که من می خوام! 
مرحله ی سوم عملیات بود. در گیری ها در اطراف منطقه خرمشهر به اوج خود رسید. شرایط جسمانی مصطفی اجازه نمی داد که همپای بچه ها جلو برود. ایستاده بودیم کنار جاده ی اهواز به خرمشهر.
مکالمات پشت بی سیم خبر از حرکت سریع نیروهای تیپ امام حسین علیه السلام به سمت گمرک خرمشهر می داد. مصطفی با خوشحالی اخبار را پیگیری می کرد. زیر لب ذکر داشت و برای پیروزی بچه ها دعا می کرد. فرماندهان نگران بودند. شرایط خیلی پیچیده بود. نیروهای عراقی داخل خرمشهر ممکن بود حمله کنند. ساعتی بعد خبری از طریق بی سیم پخش شد. حسین خرازی خبر آزادی گمرک را اعلام کرد. آن ها داخل شهر مشغول پیشروی بودند. با یاری خدا ظهر سوم خرداد بچه های تیپ امام حسین علیه السلام به عنوان اولین نیروهای عملیاتی وارد خرمشهر شدند. جمعیت بسیار زیادی از عراقی ها به اسارت در آمدند. خرمشهر را خدا آزاد کرد.

قرارگاه فتح/یکی از فرماندهان:

اواسط سال ۱۳۶۰ نیروهای هر شهر و استان در غالب تیپ های عملیاتی تقسیم بندی شدند. اما در پایان همان سال تشکیلات سازمانی جنگ تغییر و تحول پیدا کرد. 
طبق جلساتی که در همان ایام برگزار شد طرح قرارگاه های عملیاتی پایه ریزی شد. هر قرارگاه چندین تیپ و لشکر را شامل می شد. در عملیات فتح المبین چهار قرارگاه مسئولیت پیگیری و هماهنگی نیروها را به عهده داشتند. هر محور در اختیار یک قرارگاه عملیاتی بود. قرارگاه فتح یکی از سخت ترین ماموریت ها را در عملیات عهده داشت. فرماندهی قرارگاه فتح به عهده سردار غلامعلی رشید بود. در عملیات بیت المقدس نیز سردار رحیم صفوی فرماندهی این قرارگاه را عهده دار شد. مصطفی نیز در این مدت جانشین قرارگاه بود.
با پایان عملیات بیت المقدس مسئولیت قرارگاه عملیاتی فتح بر عهده ی مصطفی نهاده شد. این قرارگاه شامل سپاه سوم صاحب الزمان (عج) به استعداد چندین تیپ و لشکر مهم عملیاتی بود. تیپ ها و لشکر ها ی ۱۴ امام حسین علیه السلام به فرماندهی شهید حسین خرازی، تیپ ۸ نجف به فرماندهی شهید احمد کاظمی، تیپ ۱۷ علی بن ابی طالب علیه السلام به فرماندهی شهید مهدی زین الدین، تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم ( رزمندگان استان چهار محال و اطراف اصفهان) 
و تیپ ۲۵ کربلا (رزمندگان شمال کشور) ‌. و البته مدتی هم تیپ ۲۷ حضرت رسول علیه السلام شامل نیروهای تهران زیر مجوعه قرارگاه فتح بود. مصطفی که حالا بیست و سه سالگی را به پایان رسانده به درجه ای از لیاقت رسیده که این مسئولیت را عهده دار شود. هر چند در آن دوران همه ی فرماندهان ما جوان بودند اما با یک بررسی اجمالی به این نتیجه می رسیم که در میان همه ی فرماندهان رده بالای جنگ، مصطفی جوان ترین فرمانده بود! حتی برخی گمانه زنی ها را انتخاب او به عنوان فرمانده نیروی زمینی سپاه خبر می دادند که او قبول نکرد. به راستی در کدام جنگ می توان چنین سردارانی را مشاهده کرد؟! کسانی مثل مصطفی! 
بچه یتیمی که قبل از ورود به جنگ یک طلبه ی ساده بود. سپس یار وهمراه رزمندگان. بعد هم لایق فرماندهی. او پله های فرماندهی را یکی پس از دیگری طی کرد. اما مهم تر از همه در دیدگاه او انجام کار برای رضای خدا بود. او می دانست مولا علی علیه السلام فرموده اند: هر کس قلب و اعمالش را پاک ساخت مورد عنایت خدا قرار خواهد گرفت. 
مصطفی به خوبی فهمیده بود کاری در پیشگاه خدا با ارزش است که فقط برای رضای او باشد. او با اعمال خالصانه ی خود بسیاری از جوانان را به جبهه ها کشاند. از میان آنان رزمندگانی غیور تربیت کرد و به اوج افتخار رسانید. این ها فقط منحصر به دفاع مقدس ماست. نبردی که ریشه در باورهای عمیق اسلامی دارد. مصطفی ما را به یاد صدر اسلام می انداخت. به یاد فرماندهان جوانی که پیامبر انتخاب می کرد. به یاد اسامه و...

طرح ها و برنامه های مصطفی در آرشیو به جا مانده از قرارگاه عملیاتی فتح و سپاه سوم صاحب الزمان (عج) موجود است. کارها و برنامه های او بسیار عجیب بود. نحوه ی جلسات. آرایش نیروها و...
جوان روحانی در جلسات خود طرح هایی می داد که فرماندهان دوره دیده ارتش را به حیرت وا می داشت. سرهنگ نیاکی فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز یکی از آن ها بود. این لشکر هم تحت امر قرارگاه فتح بود. او عاشق مصطفی بود. وقتی مصطفی صحبت می کرد او با دقت بررسی می کرد و نظر می داد. در پایان جلسات هم پای دعا و روضه مصطفی می نشست. ضجه می زد و اشک می ریخت.


منبع: کتاب مصطفی 
نویسنده کتاب: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 


نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۹:۴۰ - ۱۳۹۸/۲/۱۵
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه