سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸

در بیان حدیث علوی 
اخلاق اسلامی

در بیان حدیث علوی 

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
امیرالمومنین علیه السلام گفت: سه نشانه است برای ریاکار: بهجت و نشاط دارد وقتی که ببیند مردم را، و کسالت پیدا می کند آنگاه که تنهاست، و دوست دارد ثنا کرده شود در جمیع امورش. 

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

 

در بیان حدیث علوی: 

ما این مقام را ختم می کنیم به حدیث شریفی که در کتاب شریف کافی از مولای متقیان امیر المومنان علیه السلام روایت کرده و شیخ صدوق رضوان الله علیه مثل همین حدیث را از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده است که از جمله وصیت های رسول اکرم صلی الله علیه و اله است‌. و آن این است: 
یعنی گفت امام صادق علیه السلام: امیرالمومنین علیه السلام گفت: سه نشانه است برای ریاکار: بهجت و نشاط دارد وقتی که ببیند مردم را، و کسالت پیدا می کند آنگاه که تنهاست، و دوست دارد ثنا کرده شود در جمیع امورش. 
چون این سیئه خبیثه، گاهی چنان مخفی است که انسان خودش بی خبر است از آن. در باطن، اهل ریا است و گمان می کند عملش خالص است. لهذا برای آن علامت ذکر فرموده اند که انسان به واسطه آن علامت، اطلاع بر سریره خود پیدا کند و در صدد معالجه برآید. انسان در نفس خود مشاهده می کند که وقتی تنها است مایل به طاعات است اگر با زحمت یا از روی عادت هم عبادتی بکند، آن را با حال نمی کند. بلکه سر و دست عمل را شکسته، پاک و پاکیزه آن را تحویل نمی دهد. ولی وقتی در مساجد و مجامع حاضر شد، و در محضر عمومی مشغول آن گردید، آن را از روی نشاط و دل چسبی و سرور و حضور قلب انجام می دهد. مایل است رکوع و سجودش طولانی شده، مستحباتش نیکو انجام گرفته، اجزا و شرایطش، درست ملاحظه شود. 
اگر انسان قدری هم ملتفت باشد و از نفس سوال کند علت آن را، دام خویش را از راه قدس پهن کرده به انسان تعمیه می کند که مثلا عبادت در مسجد چون ثوابش بیش تر است یا جماعت چون و چنان است، نشاط داری، یا اگر در غیر جماعت و مسجد شد می گوید: مستحب است عمل را نزد مردم نیکو انجام دادن تا این که کسان دیگر اقتدا کنند و تاسی نمایند و رغبت به مذهب پیدا کنند.
انسان را با هر وسیله یی هست، گول می زند. این سرور و نشاط نیست جز از آن مرض قلبی که انسان بیچاره به آن مبتلا است، و خود را صحیح و سالم می داند و در خیال معالجه نمی افتد. مریضی که خود را سالم می داند، امید صحت از او منقطع است. بدبخت در باطن ذات و لب سریره، میل دارد عمل خود را به مردم ارائه دهد و خود از آن غفلت دارد. بلکه معصیت را به صورت عبادت جلوه می دهد و خودنمایی را به شکل ترویج مذهب در می آورد. با این که اتیان به مستحبات در خلوات مستحب است، چرا نفس مایل است همیشه در علن بجا آورد؟! گریه از خوف در مجامع عمومی از روی نشاط و بهجت می کند، ولی در خلوات هر چه خود را فشار می دهد، چشمش تر نمی شود خوف خدا چه شد در مجامع پیدا می شود؟ در شب های قدر، آه و ناله و سوز و گداز، در بین چند هزار جمعیت دارد، صد رکعت نماز و جوشن کبیر و صغیر و چند جزو قرآن مجید را می خواند، خم به ابرویش نمی آید‌. خستگی احساس نمی کند. اگر انسان کارهایش محض رضای خدا، یا برای جلب رحمت یا برای خوف از جهنم و شوق به بهشت است، چرا میل دارد هر کاری می کند، مردم مداحی او را بکنند؟ گوشش به زبان مردم و دلش پیش آن ها است که ببیند کی از او مدح می کند؟ کی‌ می گوید: آقا چه آدم مقدس مواظب به اول وقت و مراقب مستحبات است! حاجی آقا چه آدم صحیح درستی است! در معاملات کذا و کذا است. اگر خدا منظور است، این حب مفرط چیست؟ اگر بهشت و جهنم تو را وادار کرده است به عمل. این حب چه می گوید؟ ملتفت باش که این حب از همان شجره خبیثه ریا است و تا می دانی درصدد اصلاح برآ، و خود را اگر ممکن است از امثال این محبت ها خالص کن‌.
در این مقام یک مطلب را تنبه می دهم و آن این است که از برای هر یک از این صفات نفسانیه، چه ملکات حسنه و چه ملکات سیئه، مراتبی است بسیار کثیر. بسا باشد که یک مرتبه از اتصاف به آن در حسنات و تنزیه آن در سیئات از مختصات اولیای خدا یا عرفه بالله باشد، و سایر مردم به حسب مقامی که دارند، آن صفت که برای دسته اول، نقص است، برای آن ها نقص نباشد. بلکه به یک معنی، کمال باشد. و همین طور حسنات این. دسته، سیئات دسته دیگر باشد.
از آن جمله ریا است که کلام ما عجاله در آن است. خلوص از همه مراتب آن از مختصات اولیا است و دیگران در آن شریک نیستند و اتصاف عامه مردم به یک مرتبه از آن، نقص آن ها به حسب آن مقام که دارند، نیست، و به ایمان آن ها یا اخلاص آن ها ضرر نمی رساند. مثلا نفس عامه مردم به حسب جبلت مایل است که خیرات آن ها پیش مردم ظاهر گردد. گرچه خیرات را به نیت ظاهر شدن نکنند ولی نفسشان، مفطور به این حب است. این موحب بطلان عمل یا شرک و نفاق و کفر نیست. گرچه این نفص اولیا است و در نظر ولی و عارف بالله، شرک و نفاق است، و تنزیه از مطلق شرک و اخلاص از همه مراتب آن، اول مقامات اولیا است. و از برای آن ها مقاماتی دیگر است.
زراره گفت از حضرت باقر علیه السلام سوال کردم از مردی که چیزی از کارهای نیک بجا می آورد. آن کار را کسی می بیند، پس آن شخص را  مسرور می کند دیدن او. فرمود: عیبی ندارد. هیچ کس نیست مگر این که دوست دارد که ظاهر شود در مردم برای او خیری، وقتی نکند آن کار را برای دیدن مردم.


منبع: کتاب چهل حدیث امام خمینی(قدس سره) 

نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۷:۵۰ - ۱۳۹۸/۱/۲۵
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین