سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸

در دعوت به اخلاص 
اخلاق اسلامی

در دعوت به اخلاص 

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
ای عزیز! در کارها ی خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش و او را در برابر هر امری، استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و برای امور شریفه برای چیست؟

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

فصل 

در دعوت به اخلاص: 

پس ای عزیز! در کارها ی خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش و او را در برابر هر امری، استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و برای امور شریفه برای چیست؟ دردش چیست که می خواهد از مسائل نماز شب سوال کند؟ یا اذکار آن را تحویل بدهد؟ می خواهد برای خدا مساله بفهمد یا بگوید؟ یا می خواهد خود را از اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است به مردم بفهماند؟ حتی عددش را، چرا صدقاتی را که در خفا می دهد، راضی نمی شود که کسی از او مطلع نشود؟ به هر راهی شده، سخنی از آن بمیان آورده، به مردم ارائه می دهد. اگر برای خدا است و می خواهد که مردم دیگر به او تاسی کنند، مشمول «الدال علی الخیر کفاعله» گردد، اظهارش خوب است. شکر خدا کند به این ضمیر صاف و قلب پاک.

ولی ملتفت باشد که در مناظره با نفس، گول شیطنت او را نخورده باشد، و عمل ریایی را با صورت مقدسی به خوردش ندهد. و اگر برای خدا نیست، ترک آن اظهار کند که این «سمعه» است، و از شجره ملعونه ریا است و عمل او را خداوند منان، قبول نمی فرماید و امر می فرماید در سجین قرار دهد. باید به خدای تعالی از شر مکائد نفس پناه ببریم که مکائد آن خیلی دقیق است ولی اجمالا می دانیم که اعمال ما خالص نیست. 
اگر ما بنده مخلص خداییم چرا شیطان در ما اینقدر تصرف دارد؟ با آن که او با خدای خود عهد کرده است که به عبادالله المخلصین کار نداشته باشد و دست به ساحت قدس آن ها دراز نکند.
به قول شیخ بزرگوار ما _ دام ظله _ شیطان، سگ درگاه خدا است. اگر کسی با خدا آشنا باشد، به او عوعو نکند و او را اذیت نکند. سگ در خانه، آشنایان صاحب خانه را دنبال نکند‌. شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی با صاحب خانه ندارد، وارد خانه شود. پس اگر دیدی، شیطان با تو سر و کار دارد، بدان که کارهایت از روی اخلاص نبوده و برای حق تعالی نیست. اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان جاری نشده، با این که چهل سال است به خیال خود، قربة الی الله عمل می کنید. با این که در حدیث وارد است که کسی که از برای خدا چهل صباح، اخلاص ورزد، جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان همین جا است.
وای به حال کسی که با نماز و طاعتش، وارد جهنم شود. امان از کسی که صورت صدقه و زکاة و صوم و صلاة او، صورت هایی باشد که زشت تر از آن ها تصور نشود.
بیچاره تو مشرکی. خداوند به فضل خود، موحد اهل معصیت عصیان کار را می آمرزد ان شا الله. و لیکن فرموده است که شرک را نمی آمرزم، اگر بی تو به از دنیا برود.
حال ای عزیز فکری کن و چاره یی برای خود پیدا کن و بدان که شهرت پیش این مردم ناچیز، چیزی نیست، و قلوب این مردم که اگر گنجشکی بخورد سیر نمی شود، قدر و قابلیتی ندارد، و این مخلوق ضعیف را قدرتی نیست. قدرت فقط در دستگاه قدس ربوبیت پیدا می شود و فاعل علی الاطلاق و مسبب الاسباب، آن ذات مقدس است. تمام مخلوقات، اگر پشت به پشت هم دهند، که یک پشه خلق کنند، نتوانند. و اگر پشه یی از آن ها چیزی بریابد، نتوانند پس بگیرند. قدرت، پیش حق تعالی است‌. او است موثر در تمام موجودات. با هر زحمت و ریاضتی شده، در قلب خود با قلم عقل نگارش ده که لا موثر فی الوجود الا الله نیست کار کنی در دار تحقق جز خدا. 
توحید فعلی را که اول درجه توحید است در قلب، با هر وسیله یی است، جایگزین کن و قلب را مومن و مسلم نما به این کلمه مبارکه، و مهر شریف لا اله الا الله را بر قلب بزن، و صورت قلب را صورت کلمه توحید کن و به مقام اطمینان برسان. و به او بفهمان که مردم، نفع و ضرر نمی توانند برسانند. نافع و ضار خدا است. این کوری و نابینایی را از چشم خود برطرف کن که بیم آن است مشمول «رب لم حشرتنی اعمی» 
گردی، و در روز بروز سرایر، کور محشور گردد. اراده حق تعالی، قاهر به همه ارادات است. اگر قلبت به این کلمه مبارکه، اطمینان حاصل کرد و او را تسلیم به این عقیده نمودی،  امید است کارت به انجام رسد، و ریشه شرک و ریا و کفر و نفاق از قلبت قطع شود‌. و بدان که این عقیده حقه، مطابق با عقل و شرع است و توهم جبر در این نیست. ممکن است بعضی ها که از مبادی و مقدمات آن بی اطلاعند و گوش آن ها اشنای به بعضی مطالب نیست این را رمی به جبر کنند با این که مربوط به جبر نیست. این توحید است، جبر شرک است. این هدایت است، جبر ظلالت است. این جا مناسب بیان جبر و قدر نیست. ولی پیش اهل مطلب روشن است و غیر آن را حق ورود در این مطالب نیست. بلکه صاحب شریعت، نهی فرموده است از دخول و ورود به این مطالب. 
در هر حال از خدای مهربان در هر وقت خصوصا در خلوات با تضرع و استکانت و عجز و مذلت بخواه که تو را هدایت کند و نور توحید، و قلب تو را منور کند به بارقه غیبی یک بینی و یک پرستی، تا از همه عالم وارهی و همه چیز را ناچیز دانی و با تضرع از آن ذات مقدس خواهش کن که اعمال تو را خالص گرداند و تو را هدایت فرماید به طریق خلوص و ارادت، و اگر دارای حالی شدی، این بنده ضعیف بطال خالی از حقیقت را که عمر خود را صرف هوی و هوس نموده، و دل او از کدورت معاصی و امراض قلبیه طوری شده است که هیچ نصیحتی و هیچ آیه و روایتی و هیچ برهان و دلیل و آیتی در او اثر نمی کند، به دعایی یاد کرده، شاید به دعای شما راه نجاتی پیدا کند. زیرا مومن را خدا رد نمی کند از درگاه خود، و دعای او را می پذیرد.
پس از تذکر به این مطالب که خودت نیز می دانستی و حرف تازه یی نبود، مدتی مواظبت کن از قلب خود، و اعمال و رفتار و حرکات و سکنات خود را تحت مداقه آورده، خفایای قلب را تفتیش کن و حساب شدید از او بکش، مثل این که اهل دنیا یک نفر شریک، حساب می کشند. هر عملی را که شبهه ریا و سالوسی در او است، ترک کن هر چند عمل خیلی شریفی باشد. حتی اگر دیدی واجبات را در علن کردن خالص نمی توانی انجام دهی، در خفا بکن. با این که مستحب است اتیان به آن ها در علن، بلکه کمتر اتفاق می افتد که در اصل واجب ریا شود، بیش تر در خصوصیات و مستحبات و زواید اتفاق می افتد.‌
در هر صورت با جدیت کامل و مجاهده شدیده قلب خود را از لوث شرک پاک کن. مبادا خدای نخواسته با این حال این عالم در گذری که کارت زار است و امید نجات به هیچ وجه برایت نیست و خدای تبارک و تعالی غضبناک بر تو باشد.
چنان چه در حدیث شریف است که در وسائل از قرب الاسناد نقل می فرماید و سند به امیرالمومنین علیه السلام می رساند: یعنی گفت امیرالمومنین علیه السلام : رسول الله صلی الله علیه و آله گفت: کسی که جلوه دهد برای مردم به چیزی که دوست دارد خدا، و ظاهر کند در باطن برای خدا چیزی را که مکروه دارد او را خدا، ملاقات کند خدا را و حال آن که خدا بر او غضبناک و خشمناک باشد.
در حدیث شریف دو احتمال است: یکی آن که کسی که اعمال صالحه را جلوه دهد به مردم و اعمال قبیحه را در باطن آورد. و دیگر آن که پیکر عمل را به مردم نشان دهد و در باطن، قصد ریا داشته باشد، و در هر صورت ریا را شامل است زیرا که اتیان به واجبات و راجحاب بدون قصد ریا مورد غضب نیست. بلکه می توان گفت معنی دوم بهتر است، زیرا که اعمال قبیح را علنا آوردن، شدتش بیش تر است.
در هر حال خدا نکند مالک الملوک و ارحم الراحمین به انسان غضبناک باشد اعوذ بالله من غضب الحلیم.


منبع: کتاب چهل حدیث امام خمینی(قدس سره) 

نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۲۳:۱۸ - ۱۳۹۸/۱/۲۳
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین