پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۰۳۴

دارخوئین/خاطرات شهید مصطفی ردانی پور
زندگینامه شهداء

دارخوئین/خاطرات شهید مصطفی ردانی پور

::> ولایت آنلاین، گروه شهدا <::
مرتضی طلا کوب، عباس محسنی و حسین کهرنگی و ده ها دلاوری که همراه مصطفی بودند، از خاک دارخوئین کربلای دیگری ساختند. 

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

زندگینامه و خاطرات شهید مصطفی ردانی پور: 

دارخوئین:

یکی از دوستان شهید: 

هنوز در کردستان مشغول فعالیت بودیم که آتش جنگ تحمیلی شعله ور شد. مصطفی در آن زمان در ستاد فرماندهی عملیات در سنندج مستقر بود‌. چند روزی که گذشت احساس کردیم حضور ما در جبهه ی جنوب مفیدتر است. 
لذا با فرماندهان جبهه ی غرب صحبت کردیم. اما آن ها قبول نکردند! می گفتند: اگر شما به جنوب بروید، دوباره کردستان نا امن می شود‌. اما مصطفی این حرف را قبول نداشت. می گفت: کردستان به یک ثبات تقریبی رسیده. 
حسین خرازی در آن زمان فرمانده گردان ضربت کردستان بود. او و نیروهایش به بهانه ی مرخصی همگی راهی اصفهان شدند. از آنجا هم به جنوب آمدند. من و مصطفی هم از قرارگاه عملیاتی سپاه سنندج راهی جنوب شدیم. 
اوایل آبان رسیدیم به اهواز. وارد پادگان گلف یا پادگان منتظران شهادت شدیم‌. آنجا برادر رحیم صفوی از مسئولان عملیات سپاه را دیدیم. ایشان هم بچه اصفهان بود و مصطفی را به خوبی می شناخت. با هم صحبت کردند. آقا رحیم یک منطقه ای را در جنوب اهواز معرفی کرد. گفت: احتمال حمله ی عراق از آن سمت بیشتر است. از ما خواست که به آنجا برویم. 
ما هم با چند دستگاه خودرو و چندین سلاح سبک حرکت کردیم. ما به مکانی می رفتیم که هیچ شناختی از آن نداشتیم! 
در جاده ی اهواز و آبادان در سه راهی شادگان منطقه ای بود به نام دارخوئین این منطقه به ساحل کارون نزدیک بود. 
دشمن هم تا نزدیک کارون پیش روی کرده بود. هر لحظه احتمال عبور دشمن و حمله به دارخوئین بود. 
با حضور حسین خرازی بچه ها ی گردان ضربت، اولین خط دفاعی بچه های اصفهان در این منطقه تشکیل شد. 
خط شیر اولین خط دفاعی رزمندگان در مقابل دشمن در منطقه ی دارخوئین بود. 
طول این جبهه بسیار زیاد بود. از جنوب اهواز تا شمال آبادان را شامل می شد. با کمترین نیرو و امکانات مشغول سنگر سازی شدیم‌. 
فرماندهی آن منطقه به عهده ی آقا رحیم بود. با انتقال ایشان به ستاد فرماندهی در خوزستان، حسین خرازی مسئول منطقه ی دارخوئین شد. 
سنگرهای خط شیر حالت سنگر کمین داشت. رزمندگان در آنجا مراقب حرکات دشمن بودند. 
اکثر رزمندگان از کردستان آمده بودند. به دلایلی از استقرار در این خط خوشحال بودند! 
می گفتند: اینجا دشمن در مقابل ماست. لااقل می دانیم که چه کسی دشمن است و چه کسی دوست! اما در کردستان کار ما خیلی سخت بود. کلی مبارزه می کردی تا یکی از افراد ضد انقلاب را اسیر بگیری. او  هم گریه می کرد که من اغفال شدم. من زن و بچه دارم و .....
خلاصه خط شیر یک نقطه شروع بود. همکاری صمیمانه ی مصطفی و حسین از همین منطقه آغاز شد. آن ها دو برادر بودند. مکمل یکدیگر. اگر نیروهای اعزامی از اصفهان در دوران دفاع مقدس در اوج معنویت و شجاعت قرار گرفتند نتیجه ی تلاش این دو فرمانده بود. 
سپاه سوم عراق با عبور از مرز خوزستان تا نزدیکی کارون آمده بود. اوایل آبان ۱۳۵۹ خرمشهر سقوط کرد و آبادان در محاصره قرار گرفت. نیروهای دشمن هر روز با شلیک توپ و خمپاره توان ما را محک می زدند. 
ده ها دلاور که هر کدام توانایی فرماندهی لشکر را داشتند در خط شیر مستقر بودند. ترس وارژه ی نا آشنا برای رزمندگان دارخوئین بود. 
مرتضی طلا کوب، عباس محسنی و حسین کهرنگی و ده ها دلاوری که همراه مصطفی بودند، از خاک دارخوئین کربلای دیگری ساختند. 
کربلایی که هنوز هم برای ما نا آشنا است! و این سرزمین آغازی بود برای فعالیت لشکر همیشه پیروز امام حسین علیه السلام 
هنوز نخلستان های دارخوئین نوای ملکوتی مصطفی را به خاطر دارند؛ آنجا که در غروب های خونین خود امام زمان عج را از عمق جان صدا می زد. 


منبع: کتاب مصطفی 
نویسنده کتاب: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی


نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۹:۳۹ - ۱۳۹۸/۱/۶
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه