سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۰۱۰

سخنی در باره نهج البلاغه
کلام امیر(ع)

سخنی در باره نهج البلاغه

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین <::
نهج البلاغه، بی تردید پس از قرآن کریم گرانقدرترین و ارزشمندترین میراث فرهنگی اسلام است. این کتاب مجموعه ای است به ابعاد وجودی یک انسان کامل، زیرا نازلات و صادرات وجودی است که والاترین وجود پس از پیامبر اکرم (ص) است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سخنی در باره نهج البلاغه:

سخنی در باره نهج البلاغه

نهج البلاغه، بی تردید پس از قرآن کریم گرانقدرترین و ارزشمندترین میراث فرهنگی اسلام است. این کتاب مجموعه ای است به ابعاد وجودی یک انسان کامل، زیرا نازلات و صادرات وجودی است که والاترین وجود پس از پیامبر اکرم (ص) است.

نهج البلاغه، شفای دردهای روحی بشر و راز هدایت اجتماعی و سیاسی است. این کتاب، منشور انسان سازی، و دریچه ای به نور، و راهی از ملک تا ملکوت است.

نهج البلاغه، مکتوب مبارزه با بیدادگری و زر اندوزی و بت پروری است؛ و راه برپایی حدود الهی و افق ارزشهای آرمانی است.

نهج البلاغه، صحیفه ساختن فرد و جامعه، و آموزگار کفر ستیزی و فقر ستیزی است؛ و نه تنها راه روشن بلاغت (نهج البلاغه) که راه روشن هدایت است.

نهج البلاغه، پرکننده خلأهای عمیق فکری، اجتماعی و سیاسی، و پاسخگوی مسائل و مشکلات گوناگون مسلمانان و جوامع بشری در همه زمانها و در تمام مکانهاست.

نهج البلاغه، دریای معرفت بی انتها و نور هدایت بدون خاموشی است؛ و دستورالعملی برای سیادت این جهانی و سعادت آن جهانی است. امام خمینی(ره) در توصیف جایگاه این کتاب شریف فرموده است:

کتاب نهج البلاغه که نازله روح اوست، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی، خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک انسان و یک جامعه انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هر چه جامعه ها به وجود آید و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند.1

مؤلف نهج البلاغه:

مؤلف نهج البلاغه ابوالحسن محمد بن حسین موسوی معروف به سید رضی و شریف رضی است. وی در سال 359 هجری، دیده به جهان گشود و در سال 406 هجری، دیده از جهان فرو بست. سید رضی هم از جانب پدر و هم از جانب مادر نسبی بس شریف داشت. از سوی پدر با پنج واسطه به امام هفتم موسی بن جعفر علیه السلام و از سوی مادر با شش واسطه به امام چهارم حضرت علی بن الحسین علیه السلام می رسید. 2 از این رو بهاءالدوله دیلمی او را به ذی الحسبین و شریف رضی ملقب نمود.3

سید رضی از اوان کودکی همراه برادرش سید مرتضی به تحصیل علوم مقدماتی پرداخت و هوش سرشار و استعداد کم نظیر خود را در عرصه های مختلف ظاهر ساخت. بیش از ده سال از سن شریف رضی نگذشته بود که به سرودن شعر پرداخت و چنان قریحه ای از خود نشان داد که سابقه نداشت. هنوز بیستمین بهار زندگی را پشت سر نگذاشته بود که در تمام معارف و علوم اسلامی سرآمد همگان گشت، و در سرودن شعر به مقامی دست یافت که هیچ کس بدان مرتبه راه نیافت.

سید رضی در عزت نفس و بلندنظری، سخاوت و بخشندگی، پایبندی به امور شرعی، پرهیز از تملق و چاپلوسی، پارسایی و پرواپیشگی در روزگار خود مانند نداشت. روح آزادگی در شریف رضی چنان جلوه داشت که با ابو اسحاق صابی 4 غیر مسلمان رابطه ای صمیمی داشت و میان آن دو مراودات و مراسلات علمی و ادبی برقرار بود؛ و چون او درگذشت، سید رضی در قصیده ای عالی و بسیار حزن انگیز او را مرثیه گفت.5 برخی از این مرثیه سرایی برآشفتند و سید رضی را سرزنش کردند که شخصی چون او، از دودمان پیامبر، کسی چون ابواسحاق صابی کافر را مرثیه می گوید و از فقدان او چنین می نالد! و سید رضی پاسخ داد که من فضل و کمال او را ستوده ام، نه جسم و بدن او را.6

ثعالبی ادیب معاصر با سید رضی، در گذشته به سال 429 هجری، درباره او چنین می نویسد:

او اینک نابغه دوران، و نجیب ترین بزرگان عراق، و در عین شرافت نسب و افتخار حسب، مزین به ادبی نمایان و فضلی تابان و بهره ای وافر از تمام خوبیها و نیکوییهاست. از این گذشته او سرآمد شاعرانی است که از دودمان ابوطالب برخاسته اند، چه گذشتگان و چه معاصران. و اگر بگویم او سرآمد شاعران قریش است، گزافه نگفته ام که گواه صادق آن اشعار اوست که این ادعا را می توان با مراجعه بدانها دریافت؛ اشعاری عالی و استوار، خالی از سستی و عوار، که در عین روانی و سلاست، محکم است و با متانت، دارای معانی نغز و بلند، و چونان میوه رسیده و باطراوت.7

سید رضی با وجود گرفتاریهای بسیار سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و علی رغم مشاغل مهم و حساس و وقت گیری همچون نقابت طالبیان و امارت حج و نظارت دیوان مظالم،8 در عمر چهل و هفت ساله خویش آثاری بس مهم بر جای گذاشته است که هر یک در نوع خود ممتاز و حائز اهمیتی بسیار است که البته برخی از آنها به جای مانده و بسیاری از آنها از میان رفته است و جز نام و نشانی از آنها باقی نمانده است. در بین آثار شریف رضی نهج البلاغه مهمترین و برجسته ترین آنهاست که هیچ کتابی پس از قرآن کریم به والایی و شیوایی، و گرانمایگی و جاودانگی آن نمی رسد و سید رضی آن را در سال 400 هجری، شش سال پیش از وفاتش تألیف کرده است.

چرایی و چگونگی تألیف نهج البلاغه:

نهج البلاغه عنوانی است که سید رضی برای منتخبی از خطبه ها و مواعظ، نامه ها و عهدنامه ها، کلمات کوتاه و قصار امیر مؤمنان علی علیه السلام برگزیده است،9 و این کتاب در فرهنگ اسلامی مانند آفتاب نیمروز می درخشد، و صدفی مشحون به گوهرهایی از حکمتهای عالی است.10 برای آشنا شدن با چرایی و چگونگی تألیف این اثر جاودان لازم است به -انگیزه تألیف، تبویب، کمیت، وجه تسمیه و وجه شاخص تألیف اشاره شود که در ذیل بدان می پردازیم.

انگیزه تألیف نهج البلاغه:

اینکه چه عاملی سبب شد شریف رضی به تألیف نهج البلاغه برانگیخته شود و چنین اثری به وجود آید از امور مهم در شناخت این کتاب بی نظیر است. شریف رضی خود در مقدمه ای که بر نهج البلاغه آورده، انگیزه جمع آوری و تألیف خویش را چنین بیان کرده است:

در آغاز جوانی و طراوت زندگانی به تألیف کتابی در خصایص و ویژگیهای ائمه(علیهم السلام) دست زدم که مشتمل بر خبرهای جالب و سخنان برجسته آنان بود. انگیزه این عمل را در آغاز آن کتاب یادآور شده ام و آن را آغاز سخن قرار داده ام.11

پس از گردآوری خصایص امیر مؤمنان علیه السلام موانع ایام و گرفتاریهای روزگار مرا از تمام کردن باقی کتاب باز داشت. آن کتاب را به بابها و فصلهای مختلف تقسیم کرده بودم و در پایان آن فصلی بود که سخنان کوتاه امام علیه السلام در زمینه مواعظ و حکم و امثال و آداب نقل شده از او را - بجز خطبه های بلند و نامه های مفصل - در آن فصل آورده بودم. گروهی از دوستان، این فصل را پسندیدند و از نکات بی نظیر آن دچار شگفتی شدند و از من خواستند کتابی تألیف کنم که سخنان برگزیده امام در همه رشته ها و شاخه های گفتارش، از خطبه های آن حضرت گرفته تا نامه ها و مواعظ و ادبش را در بر داشته باشد، زیرا می دانستند این کتاب، در بر دارنده شگفتیهای بلاغت و نموه های ارزنده فصاحت و گوهرهای ادبیات عربی و نکات درخشان از سخنان دینی و دنیوی خواهد بود که در هیچ کتابی جمع آوری نشده و در هیچ نوشته ای تمام جوانب آن گردآوری نگشته است، زیرا تنها امیر مؤمنان علیه السلام است که سرچشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و آفریدگار بلاغت است؛ گوهرهای نهفته اش به وسیله او آشکار گردیده و آیین و آدابش از او گرفته شده است. تمام خطیبان و سخنوران به او اقتدا کرده و همه واعظان بلیغ از سخن او استمداد جسته اند. با وجود این، او همیشه پیشرو است و آنان دنباله رو، او مقدم است و آنان مؤخر، زیرا سخنان آن حضرت رنگ الهی و عطر سخنان پیامبر را به همراه دارد.

از این رو خواسته آنان را اجابت کردم و این کار بزرگ را آغاز نمودم، در حالی که یقین داشتم سود و نفع معنوی آن بسیار است و به زودی همه جا را تحت سیطره خود قرار خواهد داد و اجر آن ذخیره آخرت خواهد بود؛ و بدین وسیله خواستم علاوه بر فضایل بی شمار دیگر، بزرگی قدر و شخصیت امیر مؤمنان علیه السلام را در فضیلت سخنوری نیز آشکار سازم، زیرا او تنها فردی است که از میان تمام گذشتگان که سخنی از ایشان به جا مانده، به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده است. اما سخنان آن حضرت اقیانوسی است بی کرانه و انبوه گوهرهایی که هرگز درخشش آن کاستی نگیرد.12

شریف رضی با چنین انگیزه و جهتگیری دست به کار شد و به گزینش و باب بندی گوهرهای کلام امیر مؤمنان علیه السلام پرداخت.

تبویب نهج البلاغه:

سید رضی سخنان امیر مؤمنان علیه السلام را از میان کتابهای گوناگون استخراج کرده و با سبکی دلپذیر و مطلوب تنظیم نموده است. خود درباره نحوه باب بندی و تقسیم بندی مطالب آن چنین نوشته است:

دیدم سخنان آن حضرت بر گرد سه محور می گردد، نخست: خطبه ها و فرمانها، دوم: نامه ها و پیغامها، و سوم: کلمات حکمت آمیز و موعظه ها. پس یه توفیق الهی ابتدا خطبه های شگفت، و سپس نامه های زیبا و سرانجام حکمتها و کلمات جالب را انتخاب کردم، و هر یک را در باب مستقل قرار دادم. . . و هر گاه سخنی از آن حضرت در مورد بحث و مناظره یا پاسخ سؤال و یا منظوری دیگر بود که به آن دست یافتم ولی جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسبترین و نزدیکترین باب قرار دادم. چه بسا قسمتهایی نامتناسب در این برگزیده سخنان آمده باشد، زیرا کم در این کتاب نکته های شگفت و قطعه های درخشان را برگزیده ام و قصدم هماهنگی و نظم تاریخی پیوستگی میان سخنان نبوده است.13

بدین ترتیب سید رضی از سخنان امیر مؤمنان علیه السلام گزینشی زیبا و هنرمندانه صورت داد و با تبویبی جالب و مفید آنها را مرتب نمود.

کمیت نهج البلاغه:

شریف رضی در این گزینش شگفت از کلام امیر بیان علی علیه السلام، تعداد 241 خطبه و کلام، 79 نامه و مکتوب و 489 حکمت و موعظه را برگزیده است، 14 و چنانکه خود اشاره کرده، آنچه در این مجموعه گرد آورده است، منتخب و گزیده ای از سخنان و مکتوبات امیر مؤمنان علیه السلام است، نه همه آنچه از آن حضرت در کتابها موجود است. وی در مقدمه نهج البلاغه چنین توضیح داده است:

ادعا نمی کنم که من به همه جوانب سخنان امام علیه السلام احاطه پیدا کرده، به طوری که هیچ یک از سخنان آن حضرت را از دست نداده باشم، بلکه بعید نمی دانم که آنچه نیافته ام بیش از آن باشد که یافته ام و آنچه در اختیارم قرار گرفته است کمتر از آن چیزی باشد که به دستم نیامده است.15

یعقوبی، مورخ برجسته، درگذشته به سال 284 هجری، اظهار کرده که مردم چهارصد خطبه از خطبه های آن حضرت را به خاطر سپرده اند و این خطبه ها در میان مردمان متداول است و از آنها در خطبه های خویش بهره می گیرند.16

همچنین مسعودی، مورخ نامدار، درگذشته به سال 346 هجری، نوشته است که آنچه مردمان از خطبه های آن حضرت به خاطر سپرده اند چهار صد و هشتاد و چند خطبه است که بالبدیهه ایراد می کرد و مردم آن را حفظ می کردند و می نوشتند و از هم می گرفتند.17

این تعداد خطبه ها که خطبه های مشهور و متداول بوده است، تقریبا دو برابر آن چیزی است که شریف رضی گزینش کرده است؛ و البته بی گمان خطبه ها و سخنان و نوشته ها و حکمتها و موعظه های امام علیه السلام بسیار بیش از اینها بوده است و با توجه به کتابهای مستدرکی که بعدها به ویژه در حال حاضر تألیف شده و آنچه شریف رضی گرد آورده و آنچه را گرد نیاورده است در آن مجموعه ها جمع کرده اند،18 می توان حدس زد که شریف رضی تقریبا یک دوازدهم از مجموعه سخنان و نوشته ها و کلمات قصار امام علیه السلام را گرد آورده و در تألیف بی نظیر خود ارائه کرده است.

وجه تسمیه و وجه شاخص تألیف:

شریف رضی تألیف گرانقدر خود را نهج البلاغه یعنی راه روشن بلاغت نام گذاشته و در وجه تسمیه آن چنین نوشته است:

پس از تمام شدن کتاب، چنین دیدم که نامش را نهج البلاغه بگذارم، زیرا این کتاب درهای بلاغت و سخنوری را به روی بیننده خود می گشاید و خواسته هایش را به او نزدیک می سازد. هم دانشمند و دانشجو را بدان نیاز است، و هم مطلوب سخنور و پارسا در آن هست. 19

شریف رضی نامی را برای این کتاب جاودان برگزید که مناسبترین عنوان بود. شیخ محمد عبده در مقدمه ای که بر شرح خود بر نهج البلاغه آورده، در این باره چنین نوشته است:

این کتاب جلیل مجموعه ای است از سخنان سید و مولای ما امیر مؤمنان علی بن ابی طالب کرم الله وجهه که سید شریف رضی (ره) از سخنان متفرق آن حضرت گزینش و گردآوری کرده و نام آن را نهج البلاغه نهاده است؛ و من اسمی مناسبتر و شایسته تر از این اسم که دلالت بر معنای آن بکند، سراغ ندارم و بیشتر از آنچه این اسم بر آن دلالت دارد، نمی توانم آن را توصیف نمایم.20

عنوانی که شریف رضی برای تألیف خویش برگزید، بیانگر وجهی از کلمات امیر بیان علی علیه السلام بود که او را شیفته و فریفته خود ساخته بود و این وجه نهج البلاغه، وجهی است که به سبب فصاحت والا و بلاغت اعلای کلام، آن را تا عمق جان هر کس نفوذ می دهد و حکمتها و معرفتهای بی مانندش را ابلاغ می نماید. استاد شهید، مرتضی مطهری در این باره می نویسد:

سید رضی شیفته سخنان علی علیه السلام بوده است. او مردی ادیب و شاعر و سخن شناس بود. . . سید رضی به خاطر همین شیفتگی که به ادب عموما و به کلمات علی علیه السلام خصوصاً داشته است، بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولی می نگریسته است و به همین جهت در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است، یعنی آن قسمتها بیشتر نظرش را جلب می کرده است که از جنبه بلاغت برجستگی خاص داشته است؛ و از این رو نام مجموعه منتخب خویش را نهج البلاغه نهاده است.21


پیوندها:

1 -  امام روح الله موسوى خمینى، صحیفه نور، مجموعه رهنمودهاى امام خمینى، چاپ اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1361 - 1371 ش. ج 14، ص 224 (بخشى از پیام امام خمینى به مناسبت برگزارى کنگره هزاره نهج البلاغه، 27 اردیبهشت 1360)

2 -  ابو منصور عبدالملک بن محمد بن اسماعیل الثعالبى، یتیمة الدهر فى محاسن اهل العصر، شرح و تحقیق مفید محمد قمیحه، الطبعه الثانیه، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1403 ق. ص 3، ص 155؛ جمال الدین احمد بن على الحسینى المعروف بابن عنبه، عمده الطالب فى انساب آل ابى طالب، اشرف على مراجعته و مقابله الاصول لجنه احیاء التراث، دار مکتبه الحیاه، بیروت، ص 236.

3 -  ن. ک: ابوبکر احمد بن على الخطیب البغدادى، تاریخ بغداد أو مدینه السلام، دارالکتب العلمیه، بیروت، ج 2، ص 246؛ ابوالفرج عبدالرحمن بن على بن الجوزى، المنتظم فى تاریخ الامم و الملوک، دراسة و تحقیق محمد عبدالقادر عطا، مصطفى عبدالقادر عطا، راجعه و صححه نعیم زرزور، الطبعه الاولى، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1412 ق. ج 15، ص 115؛ ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقى، البدایه و النهایه، تحقیق على شیرى، الطبعه الاولى، دار احیاء التراث العربى، بیروت، ج 12، ص 4؛ محمد باقر الخوانسارى، روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات، الطبعه الاولى، الدار الاسلامیه، بیروت، 1411 ق. ج 6، ص 178؛ کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربى، نقله الى العربیه عبدالحلیم النجار، الطبعه الثانیه، افست دارالکتاب الاسلامى، قم، ج 2، ص 62.

4 -  ابو اسحاق ابراهیم بن هلال حرانى از ادیبان و کاتبان برجسته قرن پنجم هجرى بوده است. وى در نویسندگى و انشا مقامى بلند داشت و او را در شمار ابن عمید آورده‏اند. ابو اسحاق بر آیین صابئین (پیروان حضرت یحیى) بود و بر آیین خود تعصب مى‏ورزید. ر. ک: محمد بن اسحاق الندیم، الفهرست، طبع تجدد، تهران، 1393 ق. ص 149؛ یتیمه الدهر، ج 2، صص 287 - 368؛ شهاب الدین ابو عبدالله یاقوت الحموى، معجم الادباء، دار احیاء التراث العربى، بیروت، ج 2، صص 20 - 94؛ شمس الدین ابوالعباس احمد بن محمد بن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، تحقیق احسان عباس، دار الثقافه، بیروت، ج 1، صص 52 - 54؛ عباس بن محمد رضا القمى، الکنى و الالقاب، المطیعه الحیدریه، النجف، 1376 ق. ج 2، صص 366 - 368؛ زکى مبارک، النثر الفنى فى القرن الرابع، الطبعه الثانیه، مکتبه السعاده، القاهره، ج 2، صص 290 - 295.

5 -  ن. ک: ابوالحسن محمد بن الحسین الموسوى (الشریف الرضى)، دیوان الشریف الرضى، الطبعه الاولى، وزاره الارشاد الاسلامى 1406 ق. ج 1، صص 381 - 385.

6 - الکنى و الالقاب، ج 2، ص 368.

7 -  یتیمه الدهر، ج 3، ص 155.

8 -  ن.ک: یتیمه الدهر، ج 3، ص 155؛ عمده الطالب، ص 237

9 -  السید عبد الزهراء الحسینى الخطیب، مصادر نهج البلاغه و أسانیده، الطبعه الثانیه، موسسه الاعلمى للمطبوعات، بیروت، 1395 ق. ج 1، ص 87

10 - سید هبه الدین شهرستانى، در پیرامون نهج البلاغه، ترجمه سید عباس میرزاده اهرى چاپ سوم، بنیاد نهج البلاغه، 1359 ش. ص‏

11 - ر.ک: أبوالحسن محمد بن الحسین الموسوى (الشریف الرضى)، خصائص أمیرالمومنین على بن أبى طالب (علیه السلام)، منشورات الرضى، قم، 1363 ش. صص 1-4

12 -  أبوالحسن محمد بن الحسین الموسوى (الشریف الرضى)، نهج البلاغه، ضبط نصه و ابتکر فهارسه العلمیه صبحى الصالح الطبعه الاولى، بیروت، 1387 ق. مقدمه الشریف الرضى،صص 33-34

13 - أبوالحسن محمد بن الحسین الموسوى (الشریف الرضى)، نهج البلاغه، ضبط نصه و ابتکر فهارسه العلمیه صبحى الصالح، الطبعه الاولى، بیروت، 1387 ق. مقدمه الشریف الرضى،ص 35

14 -  در نسخه‏ها و شروح مختلف نهج البلاغه این تعداد اندکى مختلف است و دلیل آن این است که برخى، یک خطبه و جز آن را دو بخش نموده و گاهى دو خطبه و غیر آن را تحت یک عنوان و شماره ذکر کرده‏اند همچنین در بخش حکمتها شریف رضى پس از آوردن 260 حکمت فصلى از حکمتهایى گشوده است که غریب مى‏نماید و نیازمند تفسیر است و در این فصل 9 حکمت را ذکر کرده است و سپس به ادامه بخش حکمتهایى پرداخته است که نیازمند تفسیر نیست و با شماره 261 به بعد مشخص شده است. از این رو آن 9 حکمت گاهى در شمارش حکمتها از یاد رفته و تعداد حکمتها کمتر معرفى شده است.

15 - مقدمه نهج البلاغه،ص 36

16 - احمد بن أبى یعقوب بن جعفر بن واضح الیعقوبى، مشاکله الناس لزمانهم، الطبعه الاولى، دار الکتاب الجدید، بیروت،ص 15

17 - أبوالحسن على بن الحسن المسعودى، مروج الذهب و معادن الجواهر، دار الاندلس، بیروت، ج 2،ص 419

18 -  آخرین و گرانقدرترین تألیف در این باره، اثرى است با عنوان نهج السعاده فى مستدرک نهج البلاغه،تألیف شیخ محمد باقر محمودى، از عالمان سختکوش معاصر که تاکنون هشت مجلد آن به چاپ رسیده است و بالغ بر دوازده مجلد خواهد شد. در انگیزه و صورت این اقدام بزرگ ن.ک: محمد باقر المحمودى، نهج السعاده فى مستدرک نهج البلاغه، الطبعه الاولى، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، مؤسسه التضامن الفکرى، بیروت، 1385-1397 ق. ج 1، مقدمه،صص 7-16

19 - مقدمه نهج البلاغه،ص 36

20 - محمد عبده، شرح نهج البلاغه، الطبعه الاولى، دار البلاغه، بیروت،1409 ق.صص 12-13

21 - مرتضى مطهرى، سیرى در نهج البلاغه، چاپ دوم، انتشارات عین الهى، 1358 ش.صص 4-5


منبع : مصطفی دلشاد تهرانی، ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

توسط: اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۱۴ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین