پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۰۰۶

زندگینامه و خاطرات شهید مصطفی ردانی پور
زندگینامه شهداء

زندگینامه و خاطرات شهید مصطفی ردانی پور

::> ولایت آنلاین، گروه شهدا <::
اگر بخواهیم مصطفی را در یک جمله تعریف کنیم، مصداق این کلام مولایش بود: دنیا در برابر دیدگانش کوچک بود...

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

زندگینامه و خاطرات شهید مصطفی ردانی پور:

از زبان یکی از علمای حوزه: 

امام علی علیه السلام در بیان صفات یکی از دوستانش می فرماید: در گذشته برادری داشتم در راه خدا دنیا در برابر دیدگان او کوچک بود و.... 
امام، کوچک دیدن دنیا را یکی از صفات برجسته ی این دوست خود می داند. اگر بخواهیم مصطفی را در یک جمله تعریف کنیم، مصداق این کلام مولایش بود: دنیا در برابر دیدگانش کوچک بود. آنچه برای او مهم به شمار می آمد عمل به تکلیف و انجام دستورات خداوند بود. وقتی وارد قم شد عشق به وجود مبارک آقا امام زمان عج او را به جمکران کشاند‌. 
عصر سه شنبه از قم حرکت می کرد. آن هم با پای پیاده! همه ی هفته برنامه ی او این بود. پیاده رفتن تا منزل یار. 
عاشقانه می رفت به مسجد جمکران برسد. جای جای این مسجد باصفا یاد و خاطره ی اشک و ناله های مصطفی را در خود حفظ کرده. 
در طول هفته هم هر گاه دچار خستگی روحی می شد راه درمان خود را می دانست. مسجد جمکران در او تغییر روحی ایجاد می کرد. 
فراموش نمی کنم. یک بار با دوستان صحبت می کرد و می گفت: می خواهم هر سه شنبه با پای پیاده به جمکران بروم. 
عده ای این کار را بی فایده خواندآمد عده ای او را تشویق کردند و گفتند: همراهت هستیم. 
اما چند هفته ای که گذشت آن ها هم سرد شدند. دیگر ادامه ندادند. اما مصطفی ثابت و استوار هر هفته با پای پیاده عازم جمکران می شد.
گریه ها و نمازهای خالصانه آقا مصطفی در جمکران تا مدت ها روح معنوی را در او تقویت می کرد. 
در راه اشک می ریخت. ناله می کرد. آقا را صدا می کرد و یقینا جواب می گرفت! به اعتقاد بسیاری از دوستان، مصطفی به هر کجا که رسید نتیجه ی همین توسلات جمکران بود. 
این توسل به امام زمان(عج) فقط مربوط به جمکران نبود. مصطفی هر کجا که بود آنجا را جمکران می کرد. توسل به امام زمان عج را هیچ گاه ترک نمی کرد. حسینیه ی شهرک دار خوئین شاهد نجواهای عاشقانه اوست. آنجا که ناله می زد:    
                                                            یابن الحسن کجایی                        آقا چرا نیایی 
در کردستان، در منطقه ی جنوب و در عملیات های مختلف با توسل به امام زمان عج پیروزی های بزرگی را نصیب رزمندگان کرد. او هرچه داشت نتیجه ی معنوی با امام زمان(عج) بود‌.
قبل از انقلاب طلاب در ایام ماه رمضان و محرم جهت تبلیغ به مناطق مختلف کشور اعزام می شدند. مصطفی به همراه تعدادی از طلبه ها ی وارسته به سوی منطقه کهکیلویه اعزام شد. یاسوج و روستاهای اطراف آن محل تبلیغ و سخنرانی های او بود. می گفت: اینجا محروم ترین نقاط ایران است. طبیعت زیبایی دارد اما مردم اینجا واقعا انسان های محرومی هستند.
مدتی در روستای فلارد فعالیت کرد‌. مردم آن منطقه به مصطفی عشق می ورزیدند،. چون فقط به عنوان عالم دین به آنجا نیامده بود. 
مصطفی برای کشاورزان ساده دل مانند پسری مهربان بود. او به دنبال حل مشکلات آن ها بود. حل گرفتاریهای مردم را توفیق خدا می دانست، زیرا امام حسین علیه السلام فرمودند: حاجات مردم به سوی شما از نعمت خدا بر شماست. از ادای آن کوتاهی نکنید که این نعمت در معرض زوال و نابودی است. 
مردم با علاقه به دنبال او بودند. او هم از هیچ کاری برای تبلیغ دین و نزدیک شدن به مردم دریغ نمی کرد. 
سال بعد منطقه ای را پیدا کرد محروم تر از فلارد. روستای مال خلیفه در منطقه تنگ رواق! جایی که مسیر درستی هم نداشت. رفته بود جایی که کمتر کسی برای تبلیغ انتخاب می کرد. در خانه یکی از اهالی روستا  اتاق محقری برای او مهیا کردند. مشهدی فضل الله بیژنی صاحب آن خانه و از محروم ترین مردم روستا بود. آقای بیژنی چهار پسر داشت. آن ها علاقه ی خاصی به مصطفی پیدا کردند. 
می گویند کار با اخلاص به یقین نتیجه بخش است. حضور خالصانه مصطفی در روستای تنگ رواق نتایج عجیبی داشت! 
ما به عنوان نمونه ای از فعالیت خالصانه ی ایشان به خانواده آقای بیژنی می پردازیم: 
تاثیرات مصطفی روی آن ها به قدری بود که مسیر زندگی همه ی آن ها را عوض کرد. او از میان چهار جوان روستایی و محروم انسان های بزرگی تربیت کرد. یکی از آن ها تحت تاثیر آقا مصطفی وارد حوزه و از طلاب دینی شد. حجت الاسلام محسن بیژنی در دوران دفاع مقدس یکی از نیروهای شاخص استان کهکیلویه بود و به شهادت رسید‌. 
یکی دیگر از فرزندان آقای بیژنی از جوانان شاخص منطقه شد. او هم پس از شروع جنگ به سوی جبهه شتافت. او هم به قافله شهدا پیوست. فرزند دیگر ایشان نیز تا پایان جنگ در جبهه ها بود. بعد هم مدارج علمی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد. ایشان هم اکنون از فرماندهان نظامی کشور است. 
دیگر فرزندان خانواده هم از رزمندگان دفاع مقدس بود. او هم با پایان جنگ تحصیلات دانشگاهی را ادامه داد. ایشان یک دوره نماینده استان در مجلس شورای اسلامی بود. و کم نبودند انسان هایی در مناطق محروم که کلام خالصانه مصطفی مسیر زندگی آن ها را تغییر داد. اما کسی از آن ها خبر  ندارد. 
خانواده بیژنی خودشان دنبال مصطفی آمد 

و ماجرای خود را برای خانواده ی او تعریف کردند.


منبع: کتاب مصطفی 
نویسنده کتاب: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 

نویسنده مطلب: سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه