جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۴۹۴۹

شرح صدر برای درک جمال
تفسیر سوره یس (قلب قرآن)

شرح صدر برای درک جمال

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین <::
آن کس که شرح صدر یافته است، از علو علی(ع) بهره ای برده باشد، لذا می گویم خود را برای بهشت آماده کنید رشدی صفائی پیدا کنید تا بتوانید جمال را درک نمائید کسی که خودش از جمال بهره ای ندارد کجا می تواند جمال مجرد را بفهمد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اِن کانَت اِلّا صَیحَةً واحِدَةً فَاِذاهُم جَمیعُ لَدَینا مُحضَرونَ فَالیَومَ لا تُظلَمُ نشفسٌ شَیئاً وَلا تُجزوُنَ اِلّا ما کُنتُم تَعمَلوُنَ اِنَّ اَصحابُ الجَنَّةِ الیَومَ فی شُغَلٍ فاکُهوُنَ هُم وَ اَزواجُهُم فی ضَلالٍ عَلی الأَرائِکِ مُتَّکِئوُنَ لَهُم فیها فاکِهَةٌ وَ لَهُم ما یَدَّعوُنَ.1

قیامت پس از دو نفخه بر پا می شود:

از روی انکار و استهزاء می گویند وعده پیامبران چه وقت است؟ پاسخشان این است که دو صیحه در پیش دارید، صیحه اماته که همه خواهند مرد و صیحه احیا که همه زنده می شوند فاصله این دو صیحه هم خدا داند چقدر است و روایات در این باره مختلف نقل شذه است؛ صیحه توسط ملک مقرب الهی اسرافیل است بوقی دارد که یک سرش به زمین و یک سرش به آسمان با دمیدن در آن اهل زمین و آسمان می میرند.2 پس خداوند امر می فرماید بمیر؛ خودش هم می میرد، جز خدا کسی باقی نمی ماند.

ندا می رسد «لمن الملک الیوم» امروز کجایند کسانی که دعوی ملک داشتند مال من، سلطنت من، کسی نیست پاسخ دهد خودش پاسخ می فرماید: «لله الواحد القهار»3 برای خداوند یکتا که چیره شونده است.

امام علیه السلام می فرماید: در این فاصله دو نفخه که صاحب نفسی باقی نمانده زمین متلاشی می شود کوه ها ریزه ریزه می شود4 آسمان ها و زمین دگرگون می گردد.5 دیگر درختی، کوهی،  پستی و بلندی باقی نمی ماند وضع دیگری است.6

ظهور عدل خدا در محشر:

نفخه احیا که دمیده می شود همه زنده شده برای محکمه عدل الهی«محضرون» حاضر شدگانند هر فردی با دو مأمور «سائق و شهید» می آیند7 یک نفر نتواند تخلف از حضور پیدا کند روز ظهور عدل حقیقی الهی است، در عالم ماده عدل ظاهر نمی شد، اما اینجا کوچک ترین عمل، هم وزن ذره از قلم نمی افتد.

امروز هیچ کافر مؤمن، فاسق عابد، به او ستم نمی شود.8 اگر کار بد کرده بیش از استحقاقش به او جزا نمی دهند، کار خیرش ملاحظه می شود، ثواب داده می شود و گناه نکرده عقوبت نمی بیند و عقوبت هر گناه مربوط به خودش هست یعنی شخص گناهکار نه دیگری.9

آنچه عقوبت است از کار خود شخص است نه اینکه از خارج چیزی بیاورند، به زبانت فحش و دروغی گفتی، در گند زبان خودت هستی چنانچه اگر صلوات فرستادی در عطر زبان خودت هستی جزا داده نمی شود مگر به آنچه کرده اید.10

بعد گزارشاتی از بهشتیان و چند جمله از جهنمیان ذکر می فرماید، مؤمنین باید هر دو را بشنوند، شوق ثواب و خوف عقاب غرض این است که از آیات بهشت شوق پیدا شود، چرا از مردن بدمان می آید، چون شوق بهشت نداریم، چون خیال کردیم مرگ اژدهائی است مخوف «اِنَّ اَصحابُ الجَنَّةِ الیَومَ فی شُغَلٍ فاکُهوُن»

سرگرمی به نعمت های بهشت و بی خبری از دوزخ:

نخستیم مدحی که از بهشتیان می فرماید، آنان در شغل هستند شغل در لغت عرب عبارت از کاری است که آدمی را از غیر آن باز می دارد سرگرم کردن غیر از آن. خداوند برای بهشتین شغی قرار می دهد که سر و صداهای محشر، نعره جهنم، ضجه گنهاکاران، زلزله ها و ... هولها و ترسها، کاری به آنها ندارد. حتی اگر بستگانش هم در جهنم باشند چنان سرگرم نعمت خداست که متوجه آنان نمی شود.

پس شغل از جهنم و ناراحتیها و ناملایمتها؛ یادی از جهنمیان نمی کنند مگر وقتی که خدا خواسته و در قرآن خبر می دهد، و آن وقتی است که روزنه ای باز می شود و بهشتیان را مشاهده می کنند صدا می زنند منتی بر ما گذارید از این آب یا از نعمتهایی که خدا به شما عنایت فرموده است به ما هم بدهید.11

پاسخشان می دهند که خدا آنها را بر کافرها حرام فرموده است.12 هر کس بی ایمان از دنیا رفت بهره ای از این نعمتها ندارد.

شغل که انسان را از چیزهای دیگر باز می دارد گاهی از هول و ترس است و گاهی از شوق، بهشتیان«فاکِهوُنَ» درخوشی و ناز و نعمت هستند، متنعمند که شغل از غیر نعمت پیدا کرده اند.

همسران بهشتی نعمت بزرگ الهی:

بعضی از مفسران گفته اند دو آیه بیان قسمتی از شغل بهشتیان است «هُم وَ اَزواجُهُم فی ضَلالٍ عَلی الأَرائِکِ مُتَّکِئوُنَ لَهُم فیها فاکِهَةٌ وَ لَهُم ما یَدَّعوُنَ.» ایشان و همسرانشان در سایه بر تختها تکیه زنندگانند برایشان در آن بستان میوه و هر چه بخواهند می باشد.

استیناس با همسران بهشتی شغل و سرگرمی بهشتیان است حالا با حوریان یا زنهای مؤمنه که بهشتی هیتند که مکرر گفته ایم هر زنی که بهشتی شد در بهشت با شوهرش اگر بهشتی شده یا به شفاعت دیگری بهشتی گردد ازدواج می کند؛ حقیقت وصال و مواقعه در بهشت است حورالعین که خداوند او را مدح فرموده 13چشمهایشان از غیر شوهرانشان کوتاهست یعنی نظری به غیر شوهر ندارند شوهر دوست و شوهرخواه و شوهرشناسند، همچون یاقوت و مرجان می درخشند.14

نکاح در بهشت یادآور نعمت خداست:

نکته مهم دیگر، فرق است بین ازدواج در بهشت و دنیا؛ کسی خیال نکند مثل هم است کاملا متفاوت است. اولین تفاوت، مواقعه در دنیا علاوه بر کثافت دفع شهوت؛ غفلت آور است اما مواقعه در بهشت ذکر و یادآور است غنا و آوازخوانی در بهشت ذکر و تسبیح خداست؛ از پیغمبر می پرسند آوازخوانی در هست می فرمایند بلی اعلایش 15 و نظیر آن درباره آوازخوانی درختان بهشتی از حضرت صادق(ع) نیز رسیده است 16 اگر صدای مرغان بهشتی را اینجا بشنوی غش می کنی.

خوراک بهشتی تفاله ندارد:

شنیده اید داود وقتی زبور می خواند مرغان، پرنده ها و چرنده ها در صحرا اطرافش جمع می شدند و بعضی می افتادند و دیگر بلند نمی شدند طاقت نمی آوردند، جناب داود خواننده بهشتی است.

برگهای درختهای بهشتی نیز نغمه سر می دهند، چه نغمه ای«سبحان الله و الحمدالله» راستی کیف آور است در و دیوار و تمام جوانب بهشت یادآور خداست همسرش نیز چنین است.

چنانچه خوراک خوردن هم چنین است در دنیا با زحمت تهیه و بعد رنج هضم، و سپس دفع فضولات دارد اما در بهشت این زحمتها دیگر در کار نیست لذا بعضی از بزرگان تصریح کرده اند که بهشتیان دبر ندارند زیرا مدفوعی در کار نیست خوراک بهشت زائد و تفاله ندارد که از مجرا بیرون رود.

حور، مظهر رحمت رحمن و رحیم:

روایتی مرویست از خاتم انبیا محمد(ص) یک نوع حور، خدا آفریده بر لبانش«بسم الله الرحمن الرحیم» نقش بسته است البته نور است، بر پیشانیش«محمد رسول الله» و بر چانه او«علی ولیّ الله» گونه راست و چپش«الحسن و الحسین»17

چه جمالی دارد و برای چه کسانیست؟ معلوم است از این جملات و اسماء حسنی، برای کسی است که اهل توحید و خداشناس باشد صفات رحمان و رحیم را فهمیده باشد مراتب تقوا را طی کرده باشد. لذا پرسیدند یا رسول الله(ص) این حور برای کیست؟ فرمود: هر کس با احترام و بزرگداشت بسم الله الرحمن الرحیم گوید.

من در باء بسم الله مانده ام تا برسد به اسماء الله و رحمان و رحیم باء استعانت است انقطاع من به پروردگارم، کجاست؟ نشانه عبودیت چیست؟

«هُم وَ اَزواجُهُم فی ضَلالٍ عَلی الأَرائِکِ مُتَّکِئوُنَ» بهشتیان و همسرانشان (مخصوصا اگر همسر دنیائیش هم باشد چنانچه خدا وعده داده است، همسران مؤمن به یکدیگر می رسند و از بعضی روایات چنین بر می آید که هر چند زن و فرزند در مقام پائین تر باشند آنان را به شفاعت مؤمن به او ملحق می کنند) بهشتیان و همیرانشان در سایه ها (اگر ضلال جمع ضل باشد یا جمع ضله به معنی تحت است) یا بر روی تخت ها، تکیه زنندگانند.

در بهشت خیمه هائی است هر خیمه چهار فرسخ در چهار فرسخ طول و عرض آن است که در آن تخت های بهشتی است که آسایشگاه مؤمن و همسرانش می باشد.

مرویست از پیغمبر(ص) که مؤمن در یک روز صد دختر باکره را در بهشت تصرف می نماید و عجب اینست که بلافاصله باکره می شود بدون اینکه برای دختر ناراحتی باشد. 18چنانجه نسبت به خوراکش می فرماید: برابر صد نفر در دنیا اشتها دارد بدون ناراحتیهای دنیوی که مکرر عرض کردم.

شرح صدر برای درک جمال:

در آیه شریفه می فرماید: هر کس خدا خواست او را هدایت فرماید سینه اش را برای اسلام توسعه می دهد 19 و از قول موسی نقل فرموده و در دعا نیز می خوانید خدایا شرح صدر بمن عنایت فرما 20 شرح صدر چیست؟ توانائی درک جمال است قوتی پیدا کند بتواند جمال را ببیند بهره ببرد، در بهشت جمال اندر جمال است اما کیست که استفاده کند؟ آن کس که شرح صدر یافته است، از علو علی(ع) بهره ای برده باشد، لذا می گویم خود را برای بهشت آماده کنید رشدی صفائی پیدا کنید تا بتوانید جمال را درک نمائید کسی که خودش از جمال بهره ای ندارد کجا می تواند جمال مجرد را بفهمد.

درخشیدن گونه های حور، نتیجه اشک مؤمن:

در کتاب بحر المعارف نقل کرده از یکی از بزرگان که می فرماید حوری به من نشان دادند که از جمالش مبهوت شدم گفتم تو کیستی؟ گفت: خدا مرا برای تو آفریده خواستم به او نزدیک شوم فاصله گرفت گفت وصل پس از مرگ است.

گفتم پس به من بگو گونه هایت چرا اینقدر می درخشد؟ گفت: نتیجه اشک های چشم تو است.

پس هر چه هست در ایمان و عمل است21 خودت را لطیف کردی در دارالسلام بهشت هستی اگر بیمار کردی خودت را در بیمارستان جهنم هستی.22

سایه لطف خدا بر سر بهشتیان:

بعضی هم گفته اند ظل به معنی عزت است وقایه و حفظ از آلام است مثل سر سایه که از زحمت گرما نگه می دارد هر چیزی که سبب شد شخص از آلام و اندوه ها برهد، به آن ظل می گویند چنانچه در اصطلاح خودتان می گوئیم خدا سایه شما را کم نکند یعنی شما مرا از آفات و آلام حفظ می کنی، بهشتیان و ازواجشان در حفظ از آلام هستند. به تعبیر روایت زیر سایه عرش رحمان هستند، تحت سایه لطف حق می باشند.

«لَهُم فیها فاکِهَة» شغل و سرگرمی دوم ایشان میوه های بهشتی است سیب و انار و رطب بهشتی است   که تمام اشتراک در لفظ است و حقیقت چیزی دیگری است یکصد هزار مزه می دهد.

«وَ لَهُم ما یَدَّعوُنَ» هر چه خواسته باشند مایل باشند اشتها داشته باشند برایشان آماده است کدام سلطان در دنیاست که هر چه بخواهد بشود بلکه محرومیتهایش بیشتر از آنچه به آن رسیده است تو را در این عالم آورد و همه عالم را برای تو آفرید و تو را برای خودش و عالم آخرت. تو را برای ابدیت آفرید نه برای از بین رفتن «خَلَقتُم للبَقاءِ لا لِلفَناء» محروم کسی است که خودش را به این نعمتهای الهی نرساند.


پیوندها:

1 - یس، آیه 53 – 57

2 - زمر، آیه 68

3 - مؤمن، آیه 16

4 - طه، آیه 105

5 - ابراهیم، آیه 48

6 - تفسیر قمی، ج 2، ص 64

7 - ق، آیه 21

8 - یس، آیه 54

9 - فاطر، آیه 18

10 - صافات، آیه 39

11 - اعراف، آیه 50

12 - اعراف، آیه 50

13 - الرحمن، آیه 71

14 - الرحمن، آیه 57

15 - سفینة البحار، ج 1، ص 185

16 - سفینة البحار، ج 2، ص 328

17 - برهان، ج 1، ص 43، حدیث 30

18 - لئالی الأخبار، ص 507

19 - انعام، آیه 125

20 - طه، آیه 26

21 - نجم، آیه 39 و 40

22 - بقره، آیه 285


منبع: کتاب "قلب قرآن" ، نوشته شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۲۲ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین