جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸

در بیان آنکه حبّ دنیا باعث تشتّت خیال است
آداب الصلوة

در بیان آنکه حبّ دنیا باعث تشتّت خیال است

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
طریق علاج عملی حبّ دنیا آن است که معامله به ضدّ کند: پس اگر به مال و منال علاقه دارد، با بسط ید و صدقات واجبه و مستحبّه ریشه آن را از دل بکند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در بیان آنکه حبّ دنیا باعث تشتّت خیال است:

در اشاره به آن که حبّ دنیا منشأ تشتت خیال و مانع از حضور قلب است و در بیان علاج آن به قد میسور.

باید دانست که به حسب فطرت و جبلّت قلب به هر چه علاقه و محبت پیدا کرد، قبله توجه آن همان محبوب است. و اگر اشتغال به امری مانع از تفکر در حال محبوب و جمال مطلوب شود به مجرد آنکه آن اشتغال کم شود و آن مانع از میان برخیزد، فورا قلب به سوی محبوب خود پرواز نموده متعلّق به دامن آن شود.

اهل معارف و صاحبان جذبه الهیه اگر دارای قوت قلب باشند و متمکّن در جذبه و حبّ باشند، در هر مرآتی جمال محبوب و در هر موجودی کمال مطلوب را مشاهده نمود و ما رَأَیتُ شَیئاً اِلّا وَ رَأَیتُ الله فیهِ.

«چیزی را ندیدم مگر آنکه خدا را در آن و با آن دیدم.» 1

و اگر سرور آنها فرماید: « گاهی بر دلم غباری می نشیند و من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش می طلبم.» 2

برای آنست که جمال محبوب را در مرآت، خصوصا مرائی کدره چون مرآت بوجهلی، دیدن خود کدورت برای کمّل است. و اگر قلب آنها قوی نباشد و اشتغال به کثرات مانع از حضور شود، به مجرّد آن که آن اشتغال کم شود طائر قلوب آنها به آشیانه قدس خود پرواز کند و دست آویز جمال جمیل گردد.

و طالبان غیر حق، که در نظر اهل معرفت همه طالب دنیا هستند، نیز هرچه مطلوب آنها است به همان متوجه و متعلقند. آنها نیز اگر در حبّ مطلوب خود مفرطند و حبّ دنیا مجامع قلوب آنها را گرفته، هیچگاه از توجه به آن مسلوب نشوند و در هر حال و هر چیز با جمال محبوب خود بسر برند. و اگر حبّ آنها کمتر باشد، در وقت فراغت قلب آنها به محبوب خود رجوع کند. آنها که حبب مال و ریاست و شرف در دل آنها است، در خواب نیز مادامی که در اشتغال به دنیا بسر می برند با محبوب خود هم آغوشند؛ و چون وقت نماز شود، دل حالت فراغتی می یابد و فورا متعلق به محبوب خود می شود، گویی تکبیرة الاحرام کلید در دکّان یا رافع حجاب بین او و محبوب او است؛ یک وقت به خود می آید که سلام نماز را گفته در صورتی که هیچ توجه به آن نداشته و همه اش را با فکر دنیا هم آغوش بوده. اینست که چهل – پنجاه سال نماز ما را در دل اثری جز ظلمت و کدورت نیست؛ و آنچه باید معراج قرب حضرت حق و مایه انس به آن مقام مقدس باشد، ما را از ساحت قرب مهجور و از عروج به مقام انس فرسنگها دور کرده. اگر نماز ما بویی از عبودیّت داشت، ثمره اش خاکساری و تواضع و فروتنی بود، نه عُجب و خودفروشی و کبر و افتخار که هر یک برای هلاکت و شقاوت انسان سببی مستقل و موجبی منفرد است.

بالجمله، دل ما جون با حبّ دنیا آمیخته شده و مقصد و مقصودی جز تعمیر آن ندارد، ناچار این حبّ مانع از فراغت قلب و حضور آن در محضر قدس شود. و علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است.

اما علم نافع برای این مرض، تفکر در ثمرات و نتایج آن و مقایسه کردن بین آنها و مضارّ حاصله از آن است.

«منشأ هر خطایی دوستی دنیاست.» 3

و بس است برای انسان بیدار همین حدیث شریف؛ و کفایت می کند برای این خطیئه بزرگ مهلک همین که سرچشمه تمام خطاها و ریشه و پایه جمیع مفاسد است. با قدری تأمل معلوم شود که تقریبا تمام مفاسد اخلاقی و اعمالی از ثمرات این شجره خبیثه است.

هیچ دین و مذهب باطلی تأسیس در عالم نشده و هیچ فسادی در دنیا رخ نداده مگر به واسطه این موبقه عظیمه – قتل و غارت و ظلم و تعدی نتایج این خطیئه است، فجور و فحشاء و دزدی و سایر فجایع زاییده این جرثومه فساد است.

انسانِ دارای این حبّ از جمیع فضائل معنویه برکنار است: شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضائل نفسانیه است، با حبّ دنیا جمع نمی شود. معارف الهیه، توحید در اسماء و صفات و افعال و ذات، و حق جویی و حق بینی با حبّ دنیا متضادند؛ طمأنینه نفس و سکونت خاطر و استراحت قلب، که روح سعادت دو دنیا است، با حبّ دنیا مجتمع نشود. غنای قلب و بزرگواری و عزّت نفس و حرّیّت و آزاد مردی از لوازم بی اعتنایی به دنیا است؛ چنانچه فقر و ذلّت و طمع و حرص و رقّیّت و چاپلوسی از لوازم حبّ دنیا است. عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت، محبّت، با حبّ دنیا متخالفند. بغض و کینه و جور و قطع رحم و نفاق و دیگر اخلاق فاسده از ولیده های این امّ الأمراض است.

امام صادق (ع) می فرماید: «دنیا بسان اندامی است که سر آن کبر، چشم آن آز، گوش آن ولع، زبان آن ریا و خودنمایی، دست آن شهوت، پای آن عُجب، قلب آن غفلت و بیخبری، بودش نیستی و ثمره اش زوال است. پس هر کس آن را دوست گیرد، کبر و خودبینی به او دهد؛ و به هر که نیکویش پندارد حرص و ولع ارزانی کند؛ و کسی را که طالب او گردد، به آز و طمع در اندازد؛ و بر کسی که او را بستاید جامه ریا پوشاند؛ و کسی را که اراده آن کند گرفتار عُجب و خودبینی کند؛ و کسی را که به او اعتماد کند غافل سازد؛ و کسی را که متاعهای او پسند وی افتاد نابود سازد؛ و کسی را که متاعهای دنیوی جمع کند و بخل بورزد به جایگاه و قرار گاهش، آتش روانه کند.» 4

و دیلمی در ارشاد القلوب از حضرت انیرالمؤمنین علی (ع) روایت کند که رسول اکرم (ص) فرمود: «در شب معراج خدای تعالی فرمود: ای احمد، اگر بنده ای نماز اهل آسمان و زمین را بخواند و روزه اهل آسمان و زمین را بگیرد و چون ملائکه طعام نخورد و جامه عابدان را بپوشد پس از آن در قلب او ببینم ذره ای از حبّ دنیا یا سمعه آن یا ریاست آن یا اشتهار آن یا زینت آن، با من مجاورت نمی کند در منزلم و از قلب او محبت خود را بیرون می کنم و قلب او را تاریک می کنم تا مرا فراموش کند و نمی چشانم به او شیرینی محبت خود را.»5

پر واضح است که محبت دنیا با محبت خدای تعالی جمع نشود.

و چون معلوم شد که حبّ دنیا مبدأ و منشأ تمام مفاسد است، بر انسان عاقل علاقمند به سعادت لازم است این درخت را از دل ریشه کن کند.

و طریق علاج عملی آن است که معامله به ضدّ کند: پس اگر به مال و منال علاقه دارد، با بسط ید و صدقات واجبه و مستحبّه ریشه آن را از دل بکند.

و یکی از نکات صدقات کم شده علاقه به دنیا است، و لهذا مستحب است که انسان چیزی را که دوست می دارد و مورد علاقه اش هست صدقه دهد، چنانچه در کتاب کریم الهی می فرماید:

«لَن تَنالُوا البِرِّ حَتّی تُنفِقوُا مِمّا تُحِبّونَ» 6 (به نیکویی و احسان خدا نمی رسید تا آنکه از آنچه دوست میدارید انفاق کنید.)

و اگر علاقه به فخر و تقدّم و ریاست و استطالت دارد، اعمال ضدّ آن را بکند و دماغ نفس امّاره را به خاک بمالد تا اصلاح شود.

و باید انسان بداند که دنیا طوری است که هر چه آن را بیشتر تعقیب کند و در صدد تحصیل آن بیشتر باشد، علاقه اش به آن بیشتر شود و تأسفش از فقدان آن روز افزون گردد، گوئی انسان طالب چیزی است که به دست او نیست.

گمان می کند طالب فلان حدّ از دنیا است، تا آن را ندارد از آن تعقیب می کند و در راه آن تحمل مشاقّ می کند و خود را به مهالک می اندازد؛ همین که آن حدّ از دنیا را به دست آورد، برای او یک امر عادی می شود و عشق و علاقه اش مربوط می شود به چیز دیگری که بالاتر از آن است و خود را برای آن به زحمت و مشقّت می اندازد و هیچ گاه عشقش فرو ننشیند، بلکه هر دم روز افزون شود و زحمت و تعبش بیشتر گردد.

و این فطرت و جبلّت را هرگز وقوفی نیست. و اهل معرفت با این فطرت اثبات بسیاری از معارف کنند.

در کافی شریف از امام باقر العلوم (ع) روایت نموده که «مَثَل حریص به دنیا مَثَل کرم ابریشم است که هر چه به دور خود آن را بیشتر می پیچد از خلاص شدن دورتر شود تا آن که از اندوه بمیرد7

و از حضرت امام صادق (ع) مروی است که «مَثَل دنیا مَثَل آب دریا است که هر چه انسان تشنه از آن بخورد تشنه تر گردد تا او را بکشد8


پیوندها:

1 - منقول از امام علی (ع)/علم الیقین، ج 1، ص 49.

2 - مستدرک الوسائل؛ کتاب الصلوة؛ ابواب الذکر، باب 22، حدیث 1.

3 - اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب حبّ دنیا و الحرص علیها، حدیث 1.

4 - مصباح الشریعه، باب 32

5 - ارشاد القلوب، ج 1، ص 206.

6 - آل عمران، آیه 92.

7 - اصول کافی، ج 3، ص 202؛ کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزّهد فیها، حدیث 20 و باب حبّ الدنیا و الحرص علیها، حدیث 7.

8 - منبع پیشین، حدیث 24.


منبع: کتاب "آداب الصلوة امام خمینی سلام الله علیه" ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۶:۰ - ۱۳۹۷/۱/۲۳
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین