یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۳۴۹۷

مفهوم دین در قرآن
عقیده و ایمان

مفهوم دین در قرآن

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
دین، قانونی الهی است که خداوند با آن در حق مردم نیکی کرده و آن را از زبان یکی از خودشان به عنوان پیامبر که نه دخل و تصرفی در آن دارد و نه با تلقی و یادگیری به آن می رسد، به آنان ابلاغ می کند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مفهوم دین در قرآن:

* مفهوم واژه “دین” در قرآن کریم

1_ { مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ}  دین در این آیه به معنی جزا و خضوع است.

2_ { وَ قاتِلوهم حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ. }

“و با آنان بجنگید تا فتنه ای باقی نماند و دین متعلق به خدا گردد”.

دین در این آیه به معنی اطاعت و شریعت است.

3_ {فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ } .

“خدا را پرستش کن در حالیکه دین خود را برای او خالص می گردانی”.

در این آیه دین به معنی عبادت و اطاعت است.

_ { لَا إِکْرَاهَ فِی الدین} “اجباری در دین نیست”.

دین در این آیه به معنی عقیده و باور است.

5_ { إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الاسلام }  “بدرستی که دین نزد خداوند، اسلام است”.

در این آیه دین یعنی اطاعت و آئین، بدین معنی که تنها آئین پذیرفته شده یا مفید یا مقرر نزد خدا، اسلام است و اسلام در این آیه به معنی ایمان واطاعت است.

6_ { قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَلَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صاغِرون}

“با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز آخرت ایمان ندارند، و آنچه را که خدا و فرستاده اش تحریم کرده اند، حرام نمی دانند واز دین حق پیروی نمی کنند، پیکار کنید تا اینکه خاضعانه به اندازه ای که می توانند جزیه را می پردازند”.

در این آیه “لایدینون” یعنی اطاعت و فرمانبرداری نمی کنند و دین در اینجا به معنی شریعت است.

7_ فَبَدَأَ { بِأَوْعِیَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِیهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ وِعَاءِ أَخِیهِ کَذَلِکَ کِدْنَا لِیُوسُفَ مَا کَانَ لِیَأْخُذَ أَخَاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ }

“(یوسف) شروع کرد به (بازرسی) بارهای دیگران قبل از بار برادرش، سپس پیمانه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این چنین برای یوسف چاره جوئی کردیم، یوسف طبق آئین پادشاه مصر نمی توانست برادرش را بگیرد، مگر اینکه خدا می خواست”.

در این آیه “دین الملک” بنابر نظر ابن عباس به معنی قدرت پادشاه و بنابر عقیده قتاده به معنی قضاوت پادشاه است.

8_ { وَلَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّینُ وَاصِبًا أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ }

“آن چه در آسمانها و زمین است تنها متعلق به خداست. و همواره دین از آنِ اوست، آیا از غیر خدا می ترسید”.

دین در این آیه به معنی اطاعت و مالکیت است، و “واصباً” یعنی دائماً.

9_ { إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ }

“ما این کتاب را به حق بر تو فرو فرستاده ایم، پس خدا را پرستش کن در حالیکه دین خود را برای او خالص می گردانی”.

دین در این آیه هم اعتقادات را در بر می گیرد و هم اعمال ظاهری را.

10_ { أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ }

“دین را پابرجا دارید و در آن تفرقه نکنید”.

منظور از “إقامه دین” در این آیه توحید خدا و ترک ماسوای اوست.

11_ { أَمْ لَهُمْ شُرَکَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ } .

“آیا آنان انبازها و معبودهائی دارند که بر ایشان دینی را پدید آورده اند که خدا بدان اجازه نداده است”.

دین در اینجا به معنی عادات و احکام و راه و روش است که اعتقادات را نیز شامل می شود، چون مشرکان در همه این زمینه ها احکامی را برای خود وضع میکردند که بر اساس آن حرکت کرده و به آن ملتزم بودند.

12_ { إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ * وَإِنَّ الدِّینَ لَوَاقِعٌ }

“مسلماً آنچه بدان وعده داده می شوید، راست و قطعی است، و روز جزا حتماً تحقق پیدا می کند”.

دین در اینجا به معنی جزا است، ولی مجاهد آن را به معنی حساب دانسته است.

13_ { إِنِّی أَخَافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ }

“(فرعون در مورد موسی گفت:) من می ترسم که او دین شما را تغییر دهد”.

در این آیه دین به معنی سلطه و قدرت است.

14- { یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَیَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ المُبین}

“در آن روز خداوند جزای واقعی آنان را بدون کم و کاست بدیشان می دهد و خواهند دانست که خداوند حق آشکار است”.

دین در اینجا به معنی جزا و پاداش و “حق” صفت آن است.

* دین در اصطلاح شرعی

در تفسیر “المنار” آمده است: دین، قانونی الهی است که خداوند با آن در حق مردم نیکی کرده و آن را از زبان یکی از خودشان بعنوان پیامبر که نه دخل و تصرفی در آن دارد و نه با تلقی و یادگیری به آن میرسد، به آنان ابلاغ می کند.

دکتر محمد عبدالله دراز گفته است: دین از نظر اندیشمندان اسلامی یک قانون الهی است که خداوند آن را برای خردمندان فرستاده است تا با پیروی از آن به صلاح دنیا و رستگاری در آخرت برسند. پر واضح است که منظور از این دین، دین حقی است که خداوند به پیامبران خود وحی میکند تا آن را به مردم برسانند و مردم هم به آن ایمان بیاورند و به مقتضای آن عمل کنند.

بدون شک این دین حق در برگیرندۀ پاسخ به سؤالات مهمی است که انسان با توجه به فطرت و گرایش دینیدارانۀ خود خواستار پاسخ دادن به آنها است. این سؤالات عبارتند از:

از کجا آمده ایم و آمدنمان بهر چه بود؟ و به کجا باز میگردیم؟.

انسان نیازمند دین حق است، و دین حق ضرورتی است برای وی، چون انسان نمی تواند از آن بی نیاز باشد یا چیزی را جایگزین آن سازد، چرا که غیر آن باطل است و انسان نمی تواند بدون آن پاسخی برای سه سؤال فوق پیدا کند.

از آنجائیکه دین اسلام خاتمۀ ادیان الهی و مسلط بر دیگر ادیان است، انسان نمی تواند دین حق را با جزئیاتش و به دور از خطا و لغزش و بدون پیروی کردن از دین اسلام، -دینی که خداوند به حضرت محمدصلی الله علیه و سلم – وحی کرده است، بشناسد.

* هر انسانی دینی دارد:

سه سؤال اساسی وجود دارند که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول کرده و هر گاه انسان در مورد زندگی به فکر فرو رفته یا جنازه ای را تشییع کرده و یا گورستانی را مشاهده کرده است، با این سؤالات مواجه شده است.

این سؤالات عبارتند از:

از کجا آمده ایم؟

از بهر چه آمده ایم؟

به کجا باز میگردیم؟

پاسخ به این سؤالات و قانع شدن به آنها اساس دین انسان را تشکیل می دهد. پس اگر پاسخ به این سؤالات و مستلزمات آن صحیح باشد، دین انسان نیز صحیح و حق خواهد بود و تأثیر صحیح و مفیدی هم در زندگی انسان برجای می گذارد ولی چنانچه پاسخ به این سؤالات و مقتضیات آن غیر صحیح باشد، دین انسان نیز غیر صحیح و باطل و دارای تأثیر منفی در زندگی انسان خواهد بود.

پاسخ درست به این سؤالات همان پاسخی است که اسلام داده است. خداوند در پاسخ سؤال اول فرموده است:

{ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ * ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آَخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ } .

“بدرستی ما انسا را از عصاره ای ازگل آفریده ایم، سپس او را به صورت نطفه ای در آورده و در قرارگاه استواری جای دادیم. سپس نطفه را به صورت لخته خونی و لختۀ خون را به صورت قطعه گوشت جویده ای و تکه گوشت را به شکل استخوانی درآوردیم، آنگاه بر استخوان گوشت پوشاندیم و سپس او را آفرینش دیگری دادیم. خدا والا مقام و مبارک و بهترینِ آفرینندگان است”.

و نیز فرموده است:

{هَل أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا * إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا}

“بدرستی که مدت زمانی بر انسان گذشته است که در آن چیز قابل ذکری نبوده است. بی گمان ما انسان را از نطفه ای آمیخته آفریده ایم و (چون) او را می آزمائیم، وی را شنوا و بینا کرده ایم”.

در پاسخ به سؤال دوم هم خداوند فرموده است:

{ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ }

“ما جن و انسان را نیافریدیم مگر برای عبادت و بندگی”.

عبادت هم خود در برگیرندۀ شناخت خدا و محبت او و خضوع در برابر او و پیروی از برنامه هایی است که خداوند برای انسان وضع کرده است تا با پیروی کردن از آن به کمال مطلوب و مستوای لایق به خود برسد و به سعادت و خوشبختی واقعی در دنیا و آخرت دست یابد. پس انسان برای عبادت و بندگی خدا به معنی وسیع کلمه همانطور که به خواست خدا بعداً بیان خواهیم کرد آفریده شده است.

و اما در پاسخ به سؤال سوم خداوند متعال فرموده است:

{ یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ }

“ای انسان تو پیوسته با تلاش بی امان و رنج فراوان به سوی پروردگار خود رهسپاری، و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد”.

{یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ }

“خداوند آفرینش (انسان) را آغاز می کند. سپس او را دوباره بر می گرداند. آنگاه به سوی خدا بازگردانده می شوید”.

{ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ مَرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعمَلونَ}

“سپس بازگشت همۀ شما به سوی پروردگارتان خواهد بود و شما را آگاه می سازد از آنچه که انجام می دادید”.

{ إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى }

“به درستی که بازگشت به سوی پروردگار شما است”.

این آیات کریمه سرنوشت انسان بعد از مرگ را مشخص می سازند و بیان می کنند که انسان بعد از مرگ به سوی خدا، آفریدگار خود باز می گردد تا او را طبق کردارش در دنیا مجازات کند و او را در جایی که متناسب با اوست اسکان دهد. پس اگر از کسانی باشد که با عبادت پروردگارش نفس خود را تزکیه کرده و خود را در زمرۀ پاکان قرار داده است، در منزلگه پاکان یعنی بهشت سکنی می گزیند، ولی اگر نفس خود را با چرک گناهان آلوده کرده باشد، در دیار ناپاکان یعنی جهنم قرار می گیرد.

بنابراین، پاسخهای صحیح و مقتضیات آن در اسلام یافت می شوند، اسلامی که خداوند به فرستادۀ خود محمد (صلی الله علیه و سلم) وحی کرده است تا آن را به مردم برساند، و پیامبر (صلی الله علیه و سلم) هم این وظیفۀ خود را انجام داده است، خدا جزای خیرش دهاد!

با توجه به آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که هیچ انسانی بدون دین قابل تصور نیست، ولی می توان تصور کرد که دین او صحیح یا باطل است.


توسط: اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۲۳:۰ - ۱۳۹۶/۱۱/۳
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین