پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸

افسردگی پس از زایمان
ریحانه بهشتی یا فرزند صالح

افسردگی پس از زایمان

::> ولایت آنلاین، گروه خانواده <::
برای تطابق موفقیت آمیز با بارداری و زایمان، سازگاریهای فیزیکی، درون فردی، اجتماعی و خانوادگی ضرورت دارد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

افسردگی پس از زایمان:

بارداری و زایمان، روندهای تکاملی قابل توجهی برای اکثر زنان هستند. برای تطابق موفقیت آمیز با بارداری و زایمان، سازگاریهای فیزیکی، درون فردی، اجتماعی و خانوادگی ضرورت دارد.

افسردگی پس از زایمان اختلالی است که ممکن است علاوه بر خود مادر، عوارض جبران ناپذیری بر بنیاد و نظام خانواده او یجاد کرده، باعث سردی در روابط عاطفی و زناشویی زوجین و همچنین عقب افتادن رشد جسمی و روحی کودک در اثر بی توجهی مادر به او گردد.

پس از زایمان ممکن است مادر نسبت به نوزادش دو احساس مختلف و متضاد داشته باشد، یکی عشق و علاقه فراوان و دیگری احساس عدم علاقه و طرد او.

چنانچه احساس دوم قوی تر باشد نباید نگران شد، زیرا مهر ورزیدن به نوزاد مانند هر عشق دیگری، گاه آنی صورت گرفته و گاه به مدت زمان طولانی نیاز دارد.

احتمالا مادر گرسنه است و یا ممکن است مایل باشد در محیطی آرام برای ساعاتی بخوابد. چنانچه زایمان اول او باشد، به تدریج متوجه می شود که چگونه باید به نوزادش شیر داده و از او مراقبت کند. همچنین از دیدن چهره نوزاد، کارها و شنیدن صدای او لذت خواهد برد.

در بسیاری از زنان در روزهای اول بعد از زایمان، شادمانی و حیرت ناشی از تولد نوزاد تا حدودی رنگ می بازد. در این زمان مادر، یک فرزند دوست داشتنی ولی پرزحمت دارد، خوابش خراب شده، سینه اش کمی دردناک است و ... در این حالت مادر احساس افسردگی می کند و یا ممکن است گریه مرده و یا دم دمی مزاج باشد.

این مسئله باید از طرف همسر و اطرافیان درک شود تا مادر در طی ده روز تا 2 هفته آینده به حال اول خودش برگردد.

علت اصلی آن شاید تغییر میزان هورمون هایی باشد که در دوران بارداری بیشتر از حد طبیعی ترشح شده اند و این حالت در دوران قاعدگی نیز مشاهده می شود.

علل دیگر این حالت، برخی جنبه های مراقبت از کودک یا افزایش ناراحتیهای خود مادر، احساس به دام افتادگی، عصبانیت از پدر بچه و بچه، نگرانی خود در مورد بدنش، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی، مشاجره های روزمره، عدم حمایت شوهر از زن، فقدان حمایت اجتماعی در خلال حاملگی و در مواردی نیز عکس العمل در مقابل تأثیرات عمیق زایمان و مواجهه با مسئولیت های جدید می باشد.

طبقه بندی عوامل استرس زا (بطور کلی) همراه با نمونه هایی از موضوعات گزارش شده :

علائم فیزیکی (مانند خستگی، درد کل بدن، آشفتگی های استراحت و خواب)

تغییرات الگوهای زندگی (عوض شدن نظم خانه و فضاها، فعالیت ها، مسئولیتها ...)

ویژگیهای بدن (وزن بدن، احساس فرد در رابطه با نامتناسب بودن اندام و ...)

عوامل مالی (خرید وسایل مورد نیاز، فقدان درآمد منظم و ...)

عوامل خانوادگی (والدین، فقدان حمایتها و ...)

عوامل احساسی (تغییرات خُلق و تحریک پذیری، بی حوصله شدن، وحشت، نگرانی و ترس، دودلی، احساس عجز، احساس تنهایی و گناه و ...)

نگرانیهای مربوط به حاملگی (ترس از سقط جنین، عوارض و خطرات حاملگی، زایمان پیش از موعد و ...)

وضع حمل و زایمان (وحشت، درد و ناراحتی، انتظار و ...)

عوامل اجتماعی (کاهش یافتن موقعیت های اجتماعی، واکنش دیگران، شغل، زمینه فعالیت، محل تحصیل و ...)

دوستان و همسر (واکنش ها و پیشنهادها، مشکلات رضایتی و زناشویی)

نگرانی مربوط به احساس مادر شدن (نقش مادر و مسئولیتهای آن، شیر دادن، مراقبت از کودک)

رفتارهای نوزاد (گریه کودک، ناراحتیهای کودک)

آسایش کودک (سالم یا بیمار بودن کودک، طبیعی بودن کودک و ...)

این افسردگی با نشانه های از جمله: افسردگی خلقی و تغییر خلق، کاهش علاقه به فعالیتها، تغییر اشتها، خستگی، دشواریهای خواب، دشواری و ضعف در تمرکز و در موارد حاد فکر کردن به خودکشی مشخص می شود.

این اختلال می تواند درجات بسیار مختلفی داشته باشد و از مرحله غمگین بودن تا مراحل شدید که همراه با هذیان و توهم و غیره است، متفاوت باشد و گاه تأثیر نامطلوبی بر روی نوزاد خواهد گذاشت.

برای غلبه بر این مشکل، همسر مهمترین نقش را می تواند داشته باشد. حمایت و کمک همسر و اطمینان دادن به او در اینکه می تواند مسئولیت مادری را به عهده بگیرد و از شیر خود کودک را تغذیه کند، در رفع افسردگی بسیار مؤثر می باشد. استراحت کافی در شب و حتی در طول روز و همچنین از بین بردن عوامل اضطراب و نگرانی و حمایتهای خانواده و مادران می تواند راههای دیگری برای درمان این بیماری باشد.

نمونه شایعی از افسردگی و اثرات ناشی از آن:

در دوره پس از زایمان، زن با کودک خود در خانه می ماند و شوهر وی به صورت تمام وقت کار می کند. در پایان روز، زن احساس می کند که به دوری موقت از مسئولیتهای خود نیاز دارد، اما شوهر وی این احساس را دارد که نیازمندی استراحت پس از کار است. نتیجه آن ایجاد رفتارهای منفی و عدم وجود ارتباطات مثبت بین والدین است. زن ممکن است نتواند نیازهای خود را با شوهر در میان بگذارد و در نتیجه به علت پاسخ ندادن شوهر به نیازهای وی، از دست او خشمگین شود.

شوهر هم ممکن است خشم زن را احساس کرده و با کنار کشیدن خود، خشم و احساس ناتوانی زن را افزایش دهد. توجه و آگاهی نسبت به این موقعیت، باعث می شود زوجین ارتباط روشنی با هم برقرار کرده و با یک روش مورد قبول دو طرفه، در کارهای خانه و مراقبت از کودک مشارکت کنند.


منبع: کتاب "ریحانه بهشتی یا فرزند صالح" ، نوشته سیما میخبر – با همکاری جمعی از خواهران حوزه علمیه

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۶/۱۰/۱۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه