سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷
کد مطلب: ۳۱۴۰

تعریف سوم برای عبادت

تعریف سوم برای عبادت

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
عبادت، خضوع در برابر کسی است که او را خدا و یا مبداء کارهای خدایی بدانیم.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تعریف سوم برای عبادت

در این جا می توان برای عبادت تعریف سومی بیان کرد، و برداشت وجدانی خود را در قالب تعریف سومی ریخت و آن اینکه:

«عبادت خضوع در برابر کسی است که او را خدا و یا مبداء کارهای خدایی بدانیم».

شکی نیست که کارهای مربوط به جهان خلقت و آفرینش، مانند تدبیر امور جهان، احیاء و زنده کردن انسانها، اماته و میراندن افراد، روزی دادن جانداران، و مغفرت و بخشیدن گناهان بندگان، از آن خداست اگر شما آیات1 مربوط به تدبیر جهان، خلقت اشیاء، اماته و میراندن افراد، احیاء و زنده کردن انسان و... را مورد مطالعه قرار دهید، خواهید دید که قرآن با اصرار اکید این نوع کارها را از آن خدا دانسته است و از انتساب آنها به غیر او به شدت جلوگیری می کند؛ این از یک طرف.

از طرف دیگر، می دانیم که جهان آفرینش، جهان سازمان یافته وسیستماتیک است و هر فعل در این جهان رخ می دهد بدون اسباب فراوانی که همگی منتهی به خدا می گردد انجام نمی پذیرد و خود قرآن در مواردی به علل همین افعال، که غیر خدا هستند، ولی به فرمان او کار می کند تصریح کرده است.

مثلاً قرآن با تأکید خاصی بیان می کند که محیی و ممیت خدا است، چنان که می فرماید:

«وَ هُوَ الَّذی یُحیی وَ یُمیتُ وَ لَهُ اختلافُ اللَّیلِ وَ النَّهارِ»2

او است که زنده می کند و می میراند و شب و روز را جانشین یکدیگر می سازد.

ولی همین قرآن در آیات دیگر، فرشتگان را ممیت (مرگ آفرین) معرفی می کند و می فرماید:

«حتّی اِذا جاءَ اَحَدَکُمُ المَوتُ تَوَفَّتهُ رُسُلُنا»3

وقتی مرگ یکی فرا رسد فرستادگان ما جان آنها را اخذ می کند (میراندن).

بنابراین راه جمع این است که بگوییم فاعلیت و سببیت این علل طبیعی اعم از مادی و یا غیر مادی مانند فرشتگان به اذن و دستور و فرمان خدا است و فاعل مستقل خود خدا است و به دیگر سخن: این دو فاعل در طول یکدیگرند یکی فاعل مستقل، و دیگری فاعل بالتبع واین یکی از معارف بلند قرآن است که از مطالعه آیات فراوان درباره افعال خدا استفاده می شود، حالا اگر انسانی افعال الهی را از او منقطع بداند و بگوید که این کارها به موجودات نورانی از فرشته و اولیاء واگذار شده و به آنان تفویض گردیده است و با این اعتقاد در برابر آنان خضوع کند بطور مسلم خضوع او عبادت، و عمل شرک در عبادت خواهد بود.

به عبارت دیگر، معتقد شود که خداوند انجام این کارها را به آنها تفویض کرده است و آنان به طور مستقل به چنین کارهایی قیام می کنند در این صورت آنها را «مثل» و «ندّ» خدا در آورده است، شکی نیست که یک چنین اعتقاد، عین شرک و هر نوع درخواست و خضوع با چنین اعتقاد، عبادت و پرستش آنها خواهد بود، همچنانکه قرآن می فرماید:

«وَ مِنَ النّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللهِ اَنداداَ یُحِبّونَهُم کَحُبِّ اللهِ»4

برخی از مردم برای خدا مثل و شریکی قرارداده اند و آنها را بسان خدا دوست دارند.

هیچ موجودی نمی تواند در محیط اندیشه «ندّ» و «مثل» خدا باشد، مگر اینکه در انجام کار یا کارها، مستقل و تام الاختیار باشد و در غیر این صورت یعنی اگر به فرمان و اذن او کار کند نه تنها «ندّ» و مثل او نخواهد بود، بلکه موجود مطیعی خواهد بود که به فرمان او انجام وظیفه می کند.

اتفاقاً مشرکان دوران رسالت، دربارۀ خدایان مورد پرستش به یک نوع استقلال در انجام امور الهی معتقد بوده اند.

کم رنگ ترین عقیده شرک در دوران جاهلیت، این بود که گروهی فکر می کردند که حق تقنین و تشریع به احبار و رهبان تفویض شده است5 و یا شفاعت و مغفرت که حق مختص خدا است به بت ها و معبودهای آنان واگذار شده است و آنان در این کار مستقل می باشند و لذا آیات مربوط به شفاعت اصرار دارد که هیچ کس بدون اذن خدا نمی تواند شفاعت کند،6 اگر عقیده آنان این بود که معبودهای آنان به اذن خداوند شفاعت خواهند کرد، دیگر اصرار بر مسألۀ نفی شفاعت بدون اذن خداوند، چندان لزومی نداشت.

گروهی از حکمای یونان برای هر نوع از انواع جهان، خدایی پنداشته و تصور می کردند که تدابیر این انواع به آنان تفویض و تدبیر جهان که فعل خداوند است به آنان سپرده شده است. آن گروه از عرب جاهلی که فرشتگان و ستارگان سیار و ثابت را می پرستیدند، به خاطر این بود که تصور می کردند که تدبیر جهان خلقت و انسان به آنان تفویض شده و خداوند از مقام تدبیر به کلی معزول شده است و آنان با اختیار تام، مالک تدبیر جهان می باشند.7 از این جهت هر نوع خضوع و کرنشی که با این عقیده همراه و مجسم کننده این احساس باشد، عبادت و پرستش شمرده می شود.

گروه دیگری از عرب جاهلی با اینکه اصنام و اوثان چوبی و فلزی را خالق و آفریدگار خود و یا مدبر جهان و انسان نمی دانستند ولی آنها را مالکان مقام شفاعت می اندیشیدند و می گفتند:

هولاء شُفَعاؤُنا عِندَ اللهِ: اینان شفیعان ما نزد خدا هستند.8

روی همین اندیشه باطل که آنها مالک مقام شفاعت هستند، آنها را پرستش کرده، و پرستش آنها را مایه تقرب به درگاه الهی می پنداشتند، آن جا می گفتند:

«ما نَعبُدُهُم اِلاّ لّیُقَرِّبُونا اِلیَ اللهِ زُلفی»9

ما  آنها را نمی پرستیم مگر برای این که ما را به خدا نزدیک سازند.

خلاصه، هر نوع عملی که از چنین احساسی سرچشمه بگیرد و حاکی از یک نوع سرسپردگی باشد عبادت شمرده خواهد شد. در برابر آن، هرگونه رفتاری که از چنین اعتقادی سرچشمه نگیرد و فردی بدون داشتن چنین اعتقادی در برابر موجودی خضوع کند و یا تکریم و تعظیم نماید عبادت و شرک نخواهد بود.

مثلاً سجده عاشق برای معشوق، فرمانبر بر فرمانده، زن برای شوهر و ... عبادت نیست اگر چه در دین مقدس اسلام حرام است، زیرا بدون اذن خدا هیچ کس نمی تواند حتی چنین صورت عبادت را (البته صورت عبادت نه خود آن) دربارۀ کسی انجام دهد، مگر اینکه به فرمان و اذن او باشد.


پی نوشتها:

  1. سوره قصص، آیۀ 73- سوره نمل، آیات 64- 60- سوره زمر، آیات5 و 6.
  2. سوره مؤمنون، آیۀ 80.
  3. سوره انعام، آیۀ 61.
  4. سوره بقره، آیۀ 165.
  5. سوره توبه، آیۀ 31 «اِتَّخَذُوا اَحبارَهُم وَ رُهبانَهُم اَرباباً مِن دُونِ اللهِ».
  6. سوره بقره، آیۀ 255: «مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ الّا بِاِذنِهِ».
  7. ملل و نحل، ج2، ص 244.
  8. سوره یونس، آیۀ 18.
  9. سوره زمر، آیۀ 3.

نام منبع: آیین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته    


تاریخ ارسال مطلب: ۲۳:۱۱ - ۱۳۹۶/۵/۱۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین