یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۷۷۳

حدیث هفتم: گواهی بر صحت توسل به اولیاء الهی

حدیث هفتم: گواهی بر صحت توسل به اولیاء الهی

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
سیره مسلمین در زمان پیامبر و پس از او پیوسته بر این جاری بود که مسلمانان به ذات اولیاء الهی و مقام و منزلت آنان توسل می جستند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حدیث هفتم:

سالار شهیدان در دعای عرفه چنین می گوید:

«اللهم انا نتوجه الیک فی هذه العشیة التی فرضتها و عظمتها بمحمد نبیک و رسولک و خیرتک من خلقک»1

خدایا در همچو وقتی که تو آن را بر من واجب و بزرگ داشته ای، به تو توجه کرده و تو را به محمد پیامبر و فرستاده و مهمترین خلقت سوگند می دهم.

سیره مسلمانان در مسأله «توسل»

سیره مسلمین در زمان پیامبر و پس از او پیوسته بر این جاری بود که مسلمانان به ذات اولیاء الهی و مقام و منزلت آنان توسل می جستند. اینک ما نونه هایی را در اینجا متذکر می شویم:

1. «ابن اثیر عز الدین علی بن محمد بن محمد بن عبد الکریم جزری» متوفای 630 در کتاب «اسد الغابة فی معرفة الصحابة» می نویسد:

«و استسقی  عمر بن الخطاب بالعباس عام الرمادة لما اشتد القحط فسقاهم الله تعالی به و اخصبت الارض فقال عمر هذا: و الله الوسیلة الی الله و المکان منه و قال حسان:

سال الامام و قد تتابع جدبنا       فسقی الغمام بغرة العباس

عم النبی و صنو والده الذی       ورث النبی بذاک دون الناس

احیا الاله به البلاد فاصبحت      مخضرة الاجناب بعد الیاس

و لما سقی الناس طفقوا یتمسحون بالعباس و یقولون هنیئا لک ساقی الحرمین.»2

در سال رماده وقتی قحطی به اوج رسید، عمر به وسیلۀ عباس طلب باران نمود، خداوند به وسیله او آنان را سیراب کرد، و زمین ها سرسبز گردید، پس عمر رو به مردم کرد و گفت: به خدا سوگند عباس وسیله ما است به سوی خدا و مقامی نزد خدا دارد، «حسان بن ثابت» در مورد او اشعاری سرود و گفت:

پیشوا هنگامی که قحطی شدید همه جا را فرا گرفته بود درخواست باران نمود، آنگاه ابر آسمان به نورانیت عباس مردم را سیراب کرد، عباس که عموی پیامبر و همتای پدر پیامبر است، مقام و منزلت را از او به ارث برده است، خداوند به وسیله او سرزمین ها را زنده کرد، همه جا پس از نومیدی سرسبز گردید، و وقتی آب باران همه جا را گرفت، مردم با مسح بدن عباس تبرک می جستند و می گفتند آفرین بر تو ای ساقی دو حرم.

ملاحظه این قطعه تاریخی که قسمتی از آن نیز در «صحیح بخاری» وارد شده است، می رساند، یکی از مصادیق «وسیله» توسل به ذوات محترم و صاحب منزلتی است که خود مایه قرب و سبب شایستگی در داعی و متوسل می گردد، چه تعبیری روشن تر از این که گفت:

«هذا و الله الوسیلة الی الله و المکان منه»

2. قسطلانی احمد بن محمد بن ابی بکر معاصر «جلال الدین سیوطی» متوفای سال 923 درکتاب «المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة فی السیرة النبویة» که در مصر چاپ شده است، می نویسد:

«ان لما استسقی بالعباس قال یا ایها الناس ان رسول الله (صلی الله علیه و آله) کان یری للعباس ما یری الوَلَدُ لِلوالِدِ فاقتدوا به فی عمه و اتخذوه وسیلة الی الله تعالی ففیه التصریح بالتوسل و بهذا یبطل قول من منع التوسل مطلقاً بالاحیاء و الاموات و قول من منع ذلک بغیر النبی»

وقتی عمر به وسیله عباس طلب باران نمود، گفت ای مردم، پیامبر خدا به عباس از دیده پدری می نگریست از او پیروی کنید و او را وسیله خود به سوی خدا قرار دهید، این عمل، اندیشه کسانی که توسل را مطلقا و یا به غیر پیامبر تحریم کرده اند، باطل می گرداند.3

3. وقتی منصور، نحوه زیارت پیامبر را از مفتی معروف مدینه مالک پرسید، و به او گفت:

«یا ابا عبدالله استقبل القبلة و ادعوا ام استقبل رسول الله (صلی اله علیه و آله).

آیا رو به قبله کنم و دعا بنمایم یا رو به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله).

مالک در پاسخ وی گفت:

«لم تصرف وجهک عنه و هو وسیلتک و وسیلة ابیک آدم (علیه السلام) الی الله یوم القیامة بل استقبله و استشفع به فیشفعک الله قال الله تعالی و لو انهم اذ ظلموا انفسهم»4

چرا چهره از وی بر می تابی؟ او وسیله تو و وسیله پدر تو آدم (علیه السلام) در روز رستاخیز است رو به او کن او را شفیع خود قرار بده، خدا شفاعت او را می پذیرد، خدا می فرماید اگر آنان بنفس خویشتن ستم کنند».

4. «ابن حجر هیثمی» در کتاب «الصواعق المحرقة» که مرحوم قاضی نور الله آن را تحت نام «الصوارم المهرقة» نقد و انتقاد کرده است، از شافعی دو شعر زیر را نقل کرده است:

آل النبی ذریعتی     هم الیه وسیلتی

ارجوا بهم اعطی غداً  بیدی الیمین صحیفتی 5

خاندان پیامبر وسیله من به  سوی خدا هستند و به وسیله آنان امیدمندم که نامه عملم به دست راست من داده شود.

با در نظر گرفتن این شواهد و کلمات می توان ادعا نمود که پیامبران و شخصیت های برجسته یکی از وسایلی می باشند که قرآن به آن «یا ایها الذین آمنوا اتقو الله و ابتغوا الیه الوسیلة»6 امر کرده است.

و «وسیله» منحصر به انجام فرائض و ترک محرمات نیست، بلکه مستحبات که از جمله آنان توسل به انبیاء است، نیز «وسیله» می باشد.

آیا می توان این همه علماء و دانشمندان را درفهم معنی «وسیله» تخطئه نمود؟ در حالی که آنان ، مصادر حکم و حفاظ حدیث و دانشمندان به نام اسلام به شمار می روند. کسانی که به این نوع تصریح ها و گواهها اهمیت نمی دهند و به فکر توجیه و تاویل آنها می باشند، پیش داورانی هستند که به خاطر داوری پیشین، از این قرائن و شواهد بهره گیری نمی کنند، و برای ارائه نمونه ای از این تعصب و پیش داوریها، مطلبی را که بخاری در این حادثه تاریخی نقل کرده می آوریم، آنگاه ببینیم که حجاب «تعصب» در این مورد چه تحریف و غوغایی را به راه انداخته است!! و ما پاسخ آنها را در کتاب «التوسل» صفحات 135- 140 آورده ایم.

5. بخاری در «صحیح» خود نقل می کند:

«ان عمر بن الخطاب کان اذ قحطوا استسقی بالعباس بن عبد المطلب رضی الله عنه، و قال اللهم کنا نتوسل الیک بنبنا فتسقینا و انا نتوسل الیک بعم نبینا فاسقنا قال فیسقون»7

عمر بن الخطاب در مواقع قحطی به عباس بن عبدالمطلب متوسل می گردید و می گفت: پروردگارا ما در گذشته به پیامبرت متوسل می شدیم، و رحمت خود را می فرستادی اکنون به عموی پیامبرت متوسل می شویم، رحمت خود را بفرست، در این هنگام باران ریزش کرد و همگی سیراب شدند.

در صحت و اتقان حدیث مذکور سخنی نیست، حتی «رفاعی» که به عناوین گوناگون احادیث متواتر توسل را رد می کند به صحت این حدیث اذعان داشته است و می گوید:

«ان هذا الحدیث صحیح...8 فان صح هذا الجواز شرعاً فنحن من اسبق الناس الی الاخذ به و العمل بمقتضاه»

بدرستی که این حدیث صحیح می باشد... اگر مفاد حدیث دلیل بر صحت توسل به اشخاص باشد ما از پیش گام ترین کسانی هستیم که به مفاد آن اخذ می کنیم و به آن عمل می کنیم.

با توجه به جمله هایی که از خود خلیفه در مورد توسل به عباس، نقل شده است و اینکه مخصوصاً وی به خدا سوگند یاد می کند که:

«هذا والله الوسیلة الی الله و المکان منه»9 روشن می گردد که واقعیت توسل در این مورد، توسل به ذات و شخص یا شخصیت و مقام «عباس» در نزد خداست.

در ضمن «شمس الدین ابو عبدالله محمد بن النعمان مالکی» متوفای سال 683 در کتاب خود «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» نحوه توسل عمر را از ابن عباس چنین نقل کرده است:

«اللهم انا نستقیک بعم نبیک (صلی الله علیه و آله) و نستشفع الیک بشیبته فسقوا و فی ذلک یقول عباس بن عتبة بن ابی لهبٍ:

«بعمی سقی الله الحجاز و اهله

                              عشیةً یستسقی بشیبته عمر»10

پروردگارا به وسیله عموی پیامبرت طلب باران می کنیم و محاسن سفید و سابقه او را در اسلام شفیع خود قرار می دهیم، در این موقع رحمت خق همه جا را گرفت.

عباس بن عبه در این مورد شعری سرود و گفت:

به برکت عموی من سرزمین حجاز و اهل آن سیراب شدند، غروبگاهی که عمر به محاسن او متوسل گردید.

و همینطور «حسان بن ثابت» نیز در این باره شعری سرود:

«فسقی الغمان بغرة العباس»

ابر به نورانیت چهره عباس  سیراب کرد.

«ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری فی شرح حدیث بخاری» می گوید: عباس در دعا خود گفت:

«و قد توجه القوم بی الیک لمکانی من نبیک»11

مردم رو به من آوردند، به خاطر پیوند خویشاوندی که با پیامبر تو دارم.

چنانکه خواننده محترم ملاحظه می فرماید، هیچ جای شکی باقی نمی ماند که هدف، توسل به مقام و موقعیت عباس بود، و می دانیم که از قدیم الایام گفته اند:

«تعلیق الحکم بالوصف مشعر بالعلیة»

وابسته کردن حکم بر وصف و عنوانی، گواه بر دخالت آن صفت، در آن حکم است.

یعنی اگر قرآن می فرماید: «وَ عَلی المولود لَهُ رِزقُهُنَّ»12

تأمین زندگی زنان مربوط به کسی است که زنان برای او فرزند آورند.

بخاطر بیان علت حکم است و این که چون زنان برای مردان فرزندی آورده اند، قهراً باید هزینه زندگی آنان را فراهم سازند.

اگر می گوییم: عالم و دانشمند را احترام بنما، به خاطر علم و دانش اوست.

پس بنابراین، اگر عمر می گوید: «انا نتوسل الیک بعم نبیک» می خواهد علت توسل به عباس را برساند که چرا در میان افراد دیگر به او متوسل شویم، همچنانکه خود عباس گفت: «لمکانی من نبیک». با در نظر گرفتن این جهات، می توان بطور قطع و یقین گفت که مسلمانان صدر اسلام به اشخاص پاکدامن و صالح متوسل می شدند.

6. شعر صفیه در سوگ پیامبر:

«صفیه دختر عبد المطلب»، عمه پیامبر گرامی، در رحلت حضرت اشعاری سرود که دو بیت آن این است:

الا یا رسول الله انت رجاؤنا            و کنت بنا براً و لم تک جافیاً

و کنت بنا براً رئوفاً نبینا               لیبک علیک القوم من کان باکیاً»13

ای پیامبر گرامی تو امید ما هستی، تو فرد نیکوکاری بودی و هرگز جفا ننمودی، تو به ما نیکوکار و مهربان بودی، ای پیامبر ما، از این قوم هر کس گریان است، باید بر تو اشک بریزد.

از این قطعه شعر که در محضر صحابه پیامبر القاء شده و مورخان و سیره نویسان آن را نقل نموده اند، امور زیر استفاده می شود:

اولا: مکالمه با ارواح و به اصطلاح خطاب به رسول گرامی پس از درگذشت، یک کار جایز و رایجی بوده است، و بر خلاف اندیشه «وهابیان» این نوع خطاب ها نه شرک است و نه لغو، آنجا که گفت: «الا یا رسول الل».

ثانیاً: به حکم جمله «انت رجاؤنا» پیامبر گرامی مورد امید جامعه اسلامی در تمام احوال بود، حتی پس از مرگ نیز رابطه او با ما قطع نشده است.

در این جا به برخی از نوشته های ارزنده ای که به قلم بزرگان اهل تسنن پیرامون توسل به پیامبر گرامی نوشته شده، اشاره می کنیم.

مطالعه این کتابها موقعیت مسأله را نزد علما و دانشمندان اسلام روشن می سازد و معلوم می گردد که بر خلاف پندار وهابیها، مسأله توسل یک امر رایج در میان مسلمانان بوده است.

  1. ابن جوزی متوفای سال 597، کتابی بنام «الوفاء فی فضایل المصطفی» نگاشته، و بابی از آن کتاب را به «توسل» به پیامبر گرامی و باب دیگر را به «طلب شفاء از قبرش» اختصاص داده است.
  2. شمس الدین محمد بن نعمان مالکی متوفای سال 673 کتابی به عنوان «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» نوشته و سید نور الدین سمهودی در کتاب «وفاء الوفاء» در باب «توسل به پیامبر» از آن زیاد نقل می نماید.
  3. ابن داود مالکی شاذلی در کتاب «البیان و الاختصار» توسلهای علماء و صلحاء را در مواقع گرفتاری به پیامبر در آن کتاب گرد آورده است.
  4. تقی الدین سبکی متوفای سال 756، در کتاب خود به نام «شفاء السقام» صفحات 120-133، به تحلیل مسأله پرداخته است.
  5. سید نورالدین سمهودی متوفای سال 911، در کتاب معروف خود «وفاء الوفاء لاخبار دار المصطفی» جلد 2 صفحات 413- 419، پیرامون مسأله بحث نموده و شواهدی نقل کرده است.
  6. ابو العباس قسطلانی متوفای سال 932 در کتاب «المواهب اللدنیة»
  7. ابو عبدالله زرقانی مصری مالکی متوفای سال 1122 شارح «المواهب اللدنیة» در جلد 8 صفحه 317.
  8. خالدی بغدادی متوفای سال 1299 مؤلف کتاب «صلح الاخوان» وی علاوه بر این، رساله ای در پاسخ سید محمود آلوسی بغدادی در موضوع توسل به پیامبر نوشته، و در سال 1306 چاپ شده است.
  9. عدوی حمزاوی متوفای سال 1303 وی بحثی درباره توسل در کتاب «کنز المطالب» صفحۀ 198 انجام داده است.
  10. عزامی شافعی قضاعی مؤلف کتاب «فرقان القرآن» این کتاب با کتاب «الاسماء و الصفات» بیهقی در 140 صفحه چاپ شده است.

با مراجعه به این کتابها که برخی به حق، مطالب را اداء کرده و کتاب «صلح الاخوان» و «فرقان القرآن» در رأس آنها قرار دارند، می توان سیره مسلمین را در هر عصر و زمانی نسبت به توسل به پیامبر گرامی به دست آورد و از این راه، گزافه گویی ابن تیمیه و شاگردان مکتب ضلال او را فاش ساخت.

در پایان باز این نکته را یادآور می شویم که قرآن می فرماید:

«یا اَیُّها الذینَ آمنوا اتَّقو اللهَ و ابتَغوا الیهِ الوسیلَةَ، و جاهِدوا فی سبیلِهِ لَعَلَّکُم تُفلِحونَ»

(سوره مائده، آیۀ 34)

ای افراد با ایمان پرهیزکار باشید و به سوی خدا وسیله ای تحصیل کنید و در راه او جهاد نمایید تا رستگار شوید.

این آیه به صورت کلی می گوید «وسیله» تحصیل کنید اما وسیله چیست؟ در خود این آیه بیان نشده است، شکی نیست که انجام وظایف دینی از وسایل رستگاری است ولی وسیله منحصر به آن نیست بلکه با توجه به تاریخچه توسل به اولیاء الهی روشن می شود که خود این عمل نیز یکی از وسایل رستگاری می باشد و این مطلب با توجه به گفتگوی امام «مالک» با منصور و همچنان باران طلبیدن خلیفه دوم از طریق توسل به عموی پیامبر کاملاً روشن می گردد.


پی نوشتها:

  1. مفاتیح الجنان- دعای عرفه.
  2. «اسد الغابة» ج3 ص11 ط مصر.
  3. المواهب ج3 ص 380 ط مصر و در «فتح الباری فی شرح البخاری» ج2 ص413 ط لبنان از ابن حجر عسقلانی و شرح المواهب محمد بن عبد الباقی مالکی زرقانی (1055- 1122) نیز آمده است.
  4. وفاء الوفاء ج2 ص1376.
  5. «صواعق المحرقه» ص178، ط قاهره.
  6. سوره مائده آیه 35.
  7. صحیح بخاری، باب نماز استسقاء، چاپ محمد علی صبیح، ج2 ص32.
  8. هر چند شایسته بود بگوید «ان هذا التاریخ صحیح» زیرا در اصطلاح، حدیث آنستکه حاکی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) باشد، و بحث ما نیز درباره حوادث تاریخی است و احادیث توسل قبلا یادآور شدیم.
  9. اسد الغابة ج3 ص111.
  10. وفاء الوفاء ج3 ص375، نقل از «مصباح الظلام»
  11. «فتح الباری» ج2 ص413 طبع دار المعرفة لبنان.
  12. سوره بقره آیه 233.
  13. «ذخائر العقبی، فی مناقب ذوی القربی» ص252، نگارش «حافظ محب الدین، احمد بن عبدالله طبری» متولد سال 615 و متوفای سال 694 چاپ مکتبة القدس، قاهره و «مجمع الزواید» ج9، ص36، چاپ دوم- نگارش حافظ نور الدین علی بن ابی بکر الهیثمی.

در ضمن مخفی نماند که جمله «انت رجاؤنا» در مصرع اول، به صورت «کنت رجاؤنا» در کتاب مذکور ضبط گردیده است.


نام منبع: کتاب "آیین وهابیت"، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۱۹:۳۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه