چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۶۳۹

حدیث پنجم، توسل به شخص پیامبر (ص)

حدیث پنجم، توسل به شخص پیامبر (ص)

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
گروهی از محدثان اسلامی، نقل کرده اند که عربی بادیه نشین بر پیامبر وارد شد و شروع به سخن کرد و گفت: ما به سوی تو آمده ایم، در حالیکه نه شتری داریم که ناله کند، و نه کودکی که بخوابد... و در نهایت گفت ما چاره ای جز پناه به سوی تو نداریم.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حدیث پنجم، توسل به شخص پیامبر

گروهی از محدثان اسلامی، نقل کرده اند که عربی بادیه نشین بر پیامبر وارد شد و شروع به سخن کرد و گفت:

«لقد اَتَیناک و ما لنا بعیرٌ یئطُ1 لنا و لا صبِّیٌ یغِطُ»2

ما به سوی تو آمده ایم، در حالیکه نه شتری داریم که ناله کند، و نه کودکی که بخواند.

آنگاه این اشعار را سرود:

«اتیناک و العذراء تدمی لبانها           و قد شغلت ام الصبی عن الطفل

و لا شی ء مما یأکل الناس عندنا         سوی الحنظل العامی و العهلز الفسل

و لیس لنا الا الیک فرارنا               و این فرار الناس الا الی الرسل»

ما به سوی تو آمده ایم، در حالیکه از سینه اسبها خون می چکد، مادر کودک از طفل خود بازداشته شده است، چیزی نزد ما نیست که مردم بخورند.

مگر حنظل تلخی که در سال مجاعت می خورند و غذای بدی از کرک و خون.

ما چاره ای جز پناه به سوی تو نداریم.

و پناه مردم جز به سوی پیامبران کجا می تواند باشد.

سپس:

«فقام رسول الله یجرر دائه حتی صعد المنبر، فرفع یدیه: اللهم اسقنا غیثاً مغیثاً... فما رد النبی یدیه حتی القت السماء... ثمَّ قال الله درابی طالبٍ لو کان حیّاً لقرت عیناه، من ینشدنا قوله؟ فقام علی بن ابی طالبٍ، و قال و کانک ترید یا رسول الله قوله:

و ابیض یستسقی الغمام بوجهه       ثمال الیتامی، عصمةٌ للأرامل

یطوف به الهلاک من آل هاشم       فهم عنده فی نعمةٍ و فواضل

سفید چهره ای که به روی او از ابرها باران طلبیده می شود و پناهگاه یتیمان و گیرنده دست بیوه زنان است گرفتارانی از فرزندان هاشم بر گرد وجود او می چرخند و آنان در نزد او در نعمت و بخشش هستند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اجل: بلی.

«فانشد علی ابیاناً من القصیدة و الرسول یستغفر لابی طالبٍ علی المنبر، ثم قام رجلٌ من کنانةٍ و انشد.

لک الحمد و الحمد ممن شکر       سقینا بوجه النبی المطر

پیامبر فرمود آری مقصود من همانست که خواندید، سپس علی (علیه السلام) بخشی از قصیده او را قرائت کرد و پیامبر خدا بالای منبر برای ابوطالب آمرزش نمود. بعد از آن مردی از قبیله بنی کنانه برخاست، چند بیتی خواند که مفاد نخستین بیت آن اینست:

برای تو است ای خدا ستایش، ستایش از بندگان سپاسگزارت، ما به روی پیامبر بوسیله باران سیراب شدیم.

مدارک انبوهی برای این قسمت نقل می شود، ولی نگارنده آن را از مدارک زیر نقل می نماید:

الف- «عمدة القاری فی شرح حدیث البخاری»، جلد7، صفحۀ 31، نگاشتۀ «بدر الدین محمود بن احمد العین» متوفای سال 855، چاپ ادارة الباعه المنیریة.

ب- «شرح ابن ابی الحدید» بر نهج البلاغه، جلد 14، صفحه 80.

ج- «سیرۀ حلبی» جلد3، صفحه 263.

د- «الحجة علی الذاهب الی تکفیر ابی طالب» تألیف شمس الدین ابی علی فخار بن معد متوفای سال 630 چاپ نجف مطبعۀ علوی، صفحه 79.

ه- «سیرۀ زینی دحلان»، در حاشیه سیرۀ حلبی، جلد اول صفحه 81.


پی نوشتها:

  1. «یئط» مشتق از «اطیط» که به معنی صدای شتر می باشد.
  2. «یغط» از «غطیط» به معنی صدای کودکی که می خوابد.

منبع: آیین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۰:۲۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین