یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۵۷۲

حدیث سوم، توسل به حق پیامبر (صلی الله علیه و آله)

حدیث سوم، توسل به حق پیامبر (صلی الله علیه و آله)

حضرت آدم (علیه السلام) پس از نافرمانی خدا در پرتو کلماتی که از خدا تلقی کرده بود، توبه نمود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حدیث سوم، توسل به حق پیامبر (صلی الله علیه و آله)

«حضرت آدم» (علیه السلام) پس از نافرمانی خدا1 در پرتو کلماتی که از خدا تلقی کرده بود، توبه نمود، چنانکه در قرآن مجید می فرماید:

«فتلقی آدم من ربه کلماتٍ فتاب علیه، انه هو التواب الرحیم»2

آدم از خدای خود کلماتی را با خضوع و طاعت اخذ نمود، و روی آنها توبه کرد، حقا که توبه پذیر است.

گروهی از مفسران و محدثان اسلامی، در تفسیر کلماتی که در آیه وارد شده است، به استناد روایت زیر، نظری دارند که با توجه به متن آن روشن می گردد.

«طبرانی» در «المعجم الصغیر» و «حاکم نیشابوری» در «مستدرک صحاح» و «ابونعیم اصفهانی» و «بیهقی» در کتاب «دلایل النبوة» و «ابن عسا کر شامی» در تاریخ خود و «سیوطی» در «الدر المنثور» و «آلوسی» در «روح المعانی»3 با سندی از عمر بن الخطاب نقل کرده اند، که «پیامبر گرامی» (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«لما اذنب آدم الذی اذنبه رفع رأسه الی السماء فقال اسئلک بحق محمدٍ الا غفرت لی فاوحی الله الیه و من محمدٌ؟ فقال تبارک اسمک، لما خلقت رفعت رأسی الی عرشک فاذا فیه مکتوبٌ لا اله الا الله و محمد رسول الله فقلت انه لیس احد اعظم عندک قدراً: ممن جعلت اسمه مع اسمک فاوحی الیه انه آخر النبین من ذریتک و لولا هو لما خلقتک»4.

وقتی آدم مرتکب گناهی شد، سر به آسمان بلند کرد وگفت (خدایا) ترا به حق محمد سؤال می کنم که مرا ببخشی، خدا به او وحی نمود که محمد کیست؟ آدم پاسخ داد، وقتی مرا آفریدی، سر به عرش بلند نمودم در این هنگام دیدم در آن نوشته است «معبودی جز خدا نیست و محمد پیامبر خدا است» با خود گفتم که محمد بزرگترین مخلوق اوست که خدا نام او را کنار خود آورده است، در این موقع به او وحی شد که او آخرین پیامبر از ذریه تو است، و اگر او نبود، ترا خلق نمی کردم.

نظر ما پیرامون این حدیث:

1. در «قرآن مجید» بر خلاف آنچه که میان ما رواج دارد، لفظ کلمات بر ذوات و شخصیت ها اطلاق گردیده است، مانند:

الف:

«اِنَّ اللهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحیی مُصَدِقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللهِ»5

خداوند ترا به یحیی که تصدیق کننده کلمه ایست از جانب خدا، بشارت می دهد. مراد از کلمه در این آیه حضرت مسیح (علیه السلام) است.

ب:

«یا مَریمُ اِنَّ اللهَ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنهُ اسمهُ المَسیحُ عیسَی بنُ مَریَمَ»6

ای مریم، خداوند به کلمه ای از او که نام او مسیح، عیسی فرزند مریم است، بشارت می دهد.

«اِنَّما المَسیحُ عیسیَ بنُ مَریَمَ رَسُولُ اللهِ وَ کَلِمَتُهَ»7

مسیح، فرزند مریم، پیامبر خدا و کلمۀ او است.

 «قُل لَو کانَ البَحرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبّی لَنَفِدِ البَحرُ»8

بگو اگر دریا برای کلمات خدای من مرکب گردد، دریا به پیایان می رسد.

«وَ البَحرُ یَمُدُّهُ مِن بَعدِهِ سَبعَةُ اَبحُرٍ ما نَفِدت کَلِماتُ الله»9

و دریا را، هفت دریای دیگر مدد کند، کلمات خدا پایان نمی رسد.

مقصود از کلمات موجودات جهان آفرینش است که هر کدام از علم و قدرت آفریدگار حکایت می کند.

با توجه به این که در آیه مورد بحث، لفظ کلمات وارد شده است می توان گفت که مقصود از کلمات همان شخصیت های محترم «ذوات مقدس» است که به آنها متوسل گردیده است و در روایت یاد شده از اسامی آن شخصیت ها فقط «محمد» آمده است. و لذا در روایات شیعه این حقیقت به دو صورت نقل شده است، گاهی «کلمات» به اسامی این ذوات مقدس تفسیر شده و گاهی به اشباح نورانی آنها.

اینک هر دو تفسیر:

«اِنّ آدَمَ رَای مَکتوباً عَلی العَرشّ اَسماء مُعَظَّمَةً مُکَرَّمَةً فَسَأَلَ عَنها فَقیلَ لَهُ هذِهِ اَسماءٌ اَجَلِّ الخَلقِ مَنزِلَةً عِندَ اللهِ تَعالی وَ الاَسماءُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌ وَ فاطِمَةُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ، فَتَوَسَّلَ آدَمُ عَلیه السّلامُ الی رَبّهِ فی قَبولِ توبَتِهِ وَ رَفعِ مَنزِلَتِهِ»10.

آدم نام هایی را دید که در عرش نوشته است، و به آنها توسل جست، به او گفته شد که آنها نامهای گرا می ترین مخلوقات خداست و آن نامها عبارتند از محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین. آدم توبه و تعالی خود به آنها متوسل گردید.

دیگر احادیث شیعه، می رساند که آدم اشباح نورانی پنج تن را مشاهده کرده برای آگاهی از این روایات به تفسیر برهان مراجعه فرمایید11.

2. با مراجعه به کتابهای تاریخ و حدیث روشن می گردد که توسل حضرت آدم به پیامبر یک مطلی معروف و مشهوری بوده است، زیرا «امام مالک»، به منصور دوانیقی در حرم پیامبر چنین گفت:

«هُوَ وسیلَتُکَ وَ وَسیلةُ اَبیکَ آدَمَ»12

پیامبر وسیله تو و وسیله پدرت آدم است.

شعرای اسلامی این حقیقت را به نظم در آورده اند و گفته اند:

«بِهّ قَد اَجابَ اللهُ آدَمَ اذ دَعا                         وَ نَجی فِی بَطنِ السَّفینَةِ نُوحٌ

قَومٌ بِهِم غُفِرَت خَطیئةُ آدَمَ                          وَ هُمُ الوَسیلَةُ وَ النُّجُمُ الطُّلَّعُ»13

به واسطۀ او خداوند، دعای آدم را اجابت کرد،

                              و نوح را در داخل کشتی نجات داد

افرادی که گناه آدم به واسطۀ آنان بخشوده گشته،

                             کسانی که واسطۀ درگاه خدا و ستارگان درخشانند


پی نوشتها:

  1. فرمانی که در آیه «و لا تقربا هذه الشجرة» (سوره توبه آیه35) آمده است، فرمان مولوی نیست، بلکه دستوری ارشادی است و به اصطلاح، جنبۀ نصیحت و پند دارد و مخالفت با چنین دستوری نمی تواند موجب عقاب و مؤاخذه گردد، بلکه نتیجه آن فقط روبرو شدن با اثر وضعی خود عمل می باشد.
    اگر پزشکی به بیماری دستور دهد که در حالت سرما خوردگی، ترشی و خربزه نخورد، مخالفت با آن اثری جز شدت بیماری ندارد. در قرآن مجید آیاتی گواهی می دهند که نهی الهی یک نهی ارشادی بوده و نتیجه آن جز خروج از بهشت که اثر وضعی عمل به شمار می رود چیز دیگری نبوده است. لطفاً به آیه های 118 و 119 سوره طه و به کتاب «تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن» مطلب دهم از صفحه 73 تا 82 مراجعه بفرمایید.
  2. سوره بقره آیه 37.
  3. «مستدرک حاکم» ج2 ص615 -«روح المعانی»، ج1، -صفحه 217- «الدر المنثور» ج1، ص59- به نقل از طبرانی و ابونعیم اصفهانی و بیهقی.
  4. متن حدیث از «الدر المنثور» گرفته شده، و متنی که حاکم در مستدرک نقل کرده است با این متن اندک تفاوتی دارد، هر چند از نظر مضمون هر دو یکی است.
  5. سوره آل عمران آیه 39.
  6. سوره آل عمران آیه 45.
  7. سوره نساء آیه 171.
  8. سوره کهف آیه 109.
  9. سوره لقمان آیه 27.
  10. مجمع البیان ج1، ص89، طبع صیدا، تفسیر برهان جلد 1 صفحات 88 – 86، احادیث 2، 5، 11، 12، 14، 27.
  11. تفسیر البرهان ج1 ص87 احادیث 13، 15، 16.
  12. «سید احمد زینی دحلان» در کتاب «الدر رالسنیة» صفحه 10 می نویسد: قاضی عیاض این جریان را با سند صحیح نقل کرده، امام سبکی آن را در کتاب «شفا السقام»، سید سمهودی در «خلاصة الوفاء» علامۀ قسطلانی در «المواهب اللدنیة» ابن حجر در «الجوهر المنظم» می گوید: این جریان با سند صحیح نقل شده و علامه زرقانی در شرح «مواهب» می نویسد: ابن فهد آن را با سند خوب نقل کرده و قاضی عیاض آن را با سند صحیح نقل نموده است. و متن مذاکره منصور با امام مالک در آینده خواهد بود.
  13. «کشف الارتیاب» ص 307 و 308.

منبع: آیین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۱۱:۳۱ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه