یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۵۶۳

احادیثی در کتب تاریخی دال بر صحت توسل به اولیاء الله

احادیثی در کتب تاریخی دال بر صحت توسل به اولیاء الله

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
احادیث فراوانی در کتب حدیثی و تاریخی است که گواهی بر صحت و استواری توسل به ذوات و یا مقامات اولیاء الهی می دهند...

بسم الله الرّحمن الرّحیم

احادیث فراوانی در کتب حدیثی و تاریخی است که گواهی بر صحت و استواری توسل به ذوات و یا مقامات اولیاء الهی می دهند، و ما در اینجا بخش کوچکی از آنها را منعکس می کنیم:

حدیث یکم، حدیث عثمان بن حنیف:

«انَّ رجلاً ضریراً الی النبی (صلی الله علیه و آله) فقال ادع الله ان یعافینی فقال ان شئت دعوت و ان شئت صبرت و هو خیر قال فادعه، فامره ان یتوضا فیحسن وضوه و یصلی رکعتین و یدعو بهذا الدعا: اللهم انی اسألک، و اتوجه الیک بنبیک محمدٍ نبی الرحمة یا محمد انی اتوجه بک الی ربی فی حاجتی لتقضی، اللهم شفعه فی، قال ابن حنیفٍ فوالله ما تفرقنا و طال بنا الحدیث حتی دخل علینا کان لم یکن به ضر».

 مرد نابینایی حضور پیامبر (ص) آمد، و گفت از خداوند بخواه به من عافیت بخشد، پیامبر فرمود: اگر مایل هستی دعا کنم، و اگر مایل هستی صبر کن که این بهتر است، مرد نابینا گفت، دعا بفرمایید. پیامبر به او دستور داد وضو بگیرد و در وضوی خود دقت کند و دو رکعت نماز بگزارد و این چنین دعا کند:

پروردگارا من از تو درخواست می کنم و به وسیله پیامبرت محمد، پیامبر رحمت به تو متوجه می شوم، ای محمد من دربارۀ حاجتم به وسیله تو به خدایم متوجه می شوم تا حاجتم را برآورده بفرمایی، پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذیر...

سخنی دربارۀ سند حدیث

در اتقان و صحت سند حدیث سخنی نیست، حتی پیشوای «وهابی ها» یعنی «ابن تیمیه» سند آن را صحیح خوانده و گفته است که مقصود از «ابوجعفر» که در سند حدیث است. همان «ابوجعفر خطمی» است و او، ثقه است1.

نویسنده معاصر «وهاب»، «رفاعی» که می کوشد احادیث توسل را از اعتبار بیاندازد درباره این حدیث می گوید:

«لا شکَّ انَّ هذا الحدیث صحیحٌ و مشهورٌ و قد ثبت فیه بلا شکٍّ»2

شکی نیست که این حدیث صحیح و مشهور است.

«رفاعی» در کتاب «التوصل» می گوید: این حدیث را «نسایی»،  «بیهقی»، «طبرانی»، «ترمذی» و «حاکم» در مستدرک خود نقل کرده اند و دو نفر اخیر به جای جمله «و شفعه فی» چنین نقل کرده اند:

«اللهُمَّ شَعِّعنی فیهِ»3

«زینی دحلان» در «خلاصة الکلام» می نویسد:

« این حدیث را، بخاری در تاریخ خود و ابن ماجه، و حاکم در مستدرک با اسناد صحیح و جلال الدین سیوطی در جامع خود نقل کرده اند».

نگارنده، این حدیث را از مدارک زیر نقل می کند:

1. «سنن ابن ماجه» جلد1، صفحه441، از انتشارات دار احیاء الکتب العربیه عیسی البابی الحلبی و شرکاء، تحقیق محمد فواد عبدالباقی شماره حدیث 1385

«ابن ماجه» از «ابواسحاق» نقل می کند:

«هذا حدیثٌ صحیحٌ»

سپس اضافه می نماید:

این حدیث را ترمذی در کتاب «ابواب الادعیة» نقل کرده و گفته است: «هذا حدیثٌ حقٌ صحیحٌ غریبٌ»

2.«مسند احمد بن حنبل»، جلد4، صفحه138، از مسند عثمان بن حنیف طبع المکتب الاسلامی موسسه دار الصادر در بیروت، وی این حدیث را از سه طریق نقل کرده است.

3. «مستدرک حاکم»، جلد1، صفحه313. افست طبع حیدرآباد و پس از نقل حدیث می گوید:

«هذا حدیثٌ صحیحٌ علی شرط الشیخین و لم یخرجاه»

این حدیث درستی است بنا بر شرط شیخین و آن را نقل نکرده اند.

4.«الجامع الصغیر» نگارش سیوطی نقل از «ترمذی» و «مستدرک» حاکم، صفحه59.

5. «تلخیص مستدرک» نگارش ذهبی متوفای 748، که در ذیل مستدرک چاپ شده است.

6. «التاج»، جلد1، صفحه286، این کتاب احادیث صحاح پنجگانه، جز «ابن ماجه» همه را جمع کرده است.

بنابراین در سند حدیث جای بحث و گفتگویی نیست.

شما این حدیث را به دست یک فرد آشنا به زبان عربی بدهید، فردی که ذهن او از مناقشات وهابی ها در مسأله توسل به کلی خالی باشد و از او بپرسید پیامبر در دعایی که به نابینا تعلیم کرد، به او چه دستوری داد؟ و او را در استجابت دعا خود، چگونه ارشاد کرد؟

فوراً به شما می گوید: پیامبر به او تعلیم داد، که پیامبر رحمت را وسیله خود قرار دهد و به او توسل بجوید و از خدا بخواهد که خداوند حاجت او را برآورده سازد و این مطلب از جمله های زیر به خوبی استفاده می شود:

الف: «اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک»

بار الها: از تو می پرسم و روی می آورم به تو به وسیله پیامبرت.

لفظ «نبیک» متعلق به دو جمله پیش است: یکی «اسئلک»، و دیگری «اتوجه الیک».

به عبارت روشن تر، هم به وسیله نبی از خدا سؤال می کند و هم به وسیله او رو به خدا می نماید و مقصود از «نبی»، خود نبی است، نه دعا نبی. و تصور اینکه: مقصود از دعا «نبیک» است برخلاف ظاهر و فاقد دلیل است. و کسی که لفظ دعا را مقدر می کند، علتی جز پیش داوری ندارد، زیرا فردی که چنین لفظی را در تقدیر می گیرد، چون توسل به اشخاص را صحیح نمی داند، قهراً دست و پا می کند که لفظ «دعا»را مقدر نماید، تا مخالف اندیشۀ او نباشد، تا در نتیجه بگوید: مقصود توسل به دعای پیامبر است نه به ذات او، و توسل به دعای افراد اشکال ندارد.

ب: محمد نبی الرحمة:

برای این که روشن شود که مقصود سؤال از خدا به خاطر پیامبر، و توجه به خدا به وسیله او است، لفظ «نبیک» را با جمله «محمد نبی الرحمة» توصیف کرده است که حقیقت را روشنتر و هدف را واضح تر می سازد.

ج: جمله «یا محمد انی اتوجه بک الی ربی» می رساند که حضرت محمد را وجهه دعا خود قرار می دهد، نه دعای او را وجهه های خویش.

د: مفاد جمله «و شفعه فی» اینست که پروردگارا او را شفیع من قرار بده و شفاعت او را در مورد من بپذیر.

در تمام این جمله ها، آنچه مورد بحث و مورد سخن است، همان شخص پیامبر گرامی و شخصیت والا مقام او می باشد و سخنی از دعا پیامبر در کار نیست.

با این بیان اشکالات پنج گانه ای که نویسنده وهابی به نام «رفاعی» در کتاب «التوصل الی حقیقة التوسل» مطرح کرده است همگی برطرف می گردد و ما مشروح اشکالات و پاسخهای آنها را در کتاب «توسل» آورده ایم علاقمندان می توانند به صفحات 147-153 مراجعه فرمایند.


پی نوشتها:

  1. در مسند احمد «ابوجعفر» به لفظ خطمی توصیف شده است، هر چند که در صحیح ابن ماجه، لفظ ابو جعفر مطلق آمده است.
  2. «التوصل الی حقیقة التوسل» صفحه 158
  3. همان مدرک.

منبع: آیین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۲۳:۳۶ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۶
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه