پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
کد مطلب: ۱۴۹۳

جاذبه های تشیع
مکتب تشیع در حوزه های مختلف اعتقادی و کلامی، فقهی حقوقی، اخلاقی و عرفانی و در حوزه مسائل اجتماعی و تربیتی از امتیازات و جاذبه های فراوانی برخوردار است.

جاذبه های تشیع

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
تبیین جاذبه های تشیع به عنوان یک عامل ایجابی می تواند نسل حقیقت جو را جذب و همراه نماید و از نفوذ و رخنه تفکرات التقاطی، عرفان های کاذب و آراء فاسده جلوگیری نماید و به مبارزه با فرقه های ساختگی و نوظهور برخیزد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

جاذبه هایی از تشیع:

تبیین جاذبه های تشیع به عنوان یک عامل ایجابی می تواند نسل حقیقت جو را جذب و همراه نماید و از نفوذ و رخنه تفکرات التقاطی، عرفان های کاذب و آراء فاسده جلوگیری نماید و به مبارزه با فرقه های ساختگی و نوظهور برخیزد.

بدون شک مکتب تشیع در حوزه های مختلف اعتقادی و کلامی، فقهی حقوقی، اخلاقی و عرفانی و در حوزه مسائل اجتماعی و تربیتی از امتیازات و جاذبه های فراوانی برخوردار است که شیعه را از سایر فرق و مذاهب متمایز کرده است و برخی از آن جاذبه ها عبارتند از:

خدا در اندیشه شیعه (مبدأ شناسی):

شناخت و معرفت الهی یک امر فطری است و نیاز به دلیل و اقامه برهان ندارد هرچند برای اثباتت آن ادله ای چون برهان صدیقین، امکان و وجوب، حرکت، نظم، تمانع و علت و معلول اقامه نموده اند لکن آنچه شیعه امامیه را از سایر فرق و مذاهب و مکاتب متمایز کرده است آن است که امامیه به پروردگاری معتقد است که در علم و قدرت و حیات شبیه و نظیری ندارد و در خالقیت و رزاقیت برای او شریکی نیست و برای او زمان و مکان، حرکت و سکون، نقص و ترکیبی وجود ندارد و از آنچه مخلوقات به آن توصیف می شوند منزه است.

او قیوم است و کل هستی قوامش به اوست و او از کل هستی بی نیاز است.

او عالم قادر و حی ازلی و ابدی است هرچند عقل بشری از درک کنه او عاجز است.

بدیهی است کسانی که برای او اعضاء و جوارحی چون چشم و گوش و دست و پا و امثال آن قائل باشند و یا مدعی رؤیت الهی در جهان آخرت باشند به منزله کفارند زیرا نتیجه چنین تفکر و عقیده ای ناشی از عرم معرفت الله و در نهایت او را در ردیف مخلوقات قرار دادن است که بطلان چنین عقیده ای از بدیهیات است و نیاز به دلیل و اقامه برهان ندارد.

حنابله (پیروان احمد بن حنبل) و پیروان مکتب کلامی اشعری از جمله کسانی هستند که به استناد آیه شریفه:

«وجُوهٌ یَومَئِذٌ ناضِرَهٍ اِلی رَبِّها ناظِرَهً» 1

(در آن روز صورت هائی شاداب و مسرور است و به پروردگارش می نگرد.)

قائل به رؤیت خداوند در جهان آخرت به صورت حسی و فیزیکی می باشند و انکار آن را بدعت می شمارند.

مرحوم علامه طباطبائی(ره) از استدلال قائلین به رؤیت الهی جواب داده اند که مراد از رؤیت مشاهده قلبی است که انسان خدا را به حقیقت ایمان می بیند.

برخی از مفسرین نیز فرموده اند که مراد از رؤیت، مشاهده ثواب و پاداش الهی است که از جانب پروردگار به انسان عطا می شود.

نبوت از نگاه شیعه (پیامبرشناسی):

شیعه امامیه معتقد است جمیع انبیاء و رسولان الهی قبل از بعثت و پس از آن در جمیع امور چه ابلاغ وحی و چه سایر امور دارای مقام عصمت و از هر گناه و معصیت و لغزش و خطا  و نسیانی مبرا و منزه هستند.

برخلاف امامیه اهل سنت معتقدند پیامبران الهی فقط در بازگو کردن وحی و ابلاغ آن به مردم دارای مقام عصمت می باشند و در سایر امور همانند مردم دچار لغزش و خطا می شوند!

بدیهی است لازمه چنین دیدگاهی اجتماع ضدین است و با فلسفه بعثت انبیاء و ارسال رسولان الهی سازگار نیست زیرا از طرفی به فرموده قرآن کریم که می فرماید:

«ما أتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» 2

(هرچه پیامبر برای شما آورده از او بگیرد و از چه شما را نهی کرد اجتناب کنید.)

تبعیت اوامر و دستورات پیامبران واجب است و از طرفی نمی دانیم آنچه پیامبران ابلاغ می کنند آیا وحی است که ملزم به تبعیت هستیم و یا غیر وحی است که می توانیم تبعیت نکنیم!

شیعیان نه تنها معتقدند که پیامبران از هرگونه خطا و لغزش منزه هستند بلکه معتقدند آنان از اموری که با اخلاق پسندیده و عرف عمومی مردم منافات داشته باشد مانند شوخی بی مورد و امثال آن کناره گیری می کنند.

عکی درباره اهل بیت

وجوب پیروی از اهل بیت(ع) (امام شناسی):

یکی از جاذبه ها و امتیازات مهم شیعه تبعیت محض و پیروی بی چون و چرا از مکتب اهل بیت پیامبر خدا (ص) است زیرا به اعتقاد شیعه مسئله امامت و خلافت و جانشینی عهدی است الهی و باید به نصب الهی باشد و کسانی که به انتصاب الهی باشند از جمیع کمالات نفسانی برخوردار و از هر نقص و خطا و لغزشی مصون و محفوظند و هرگونه امر و دستوری از سوی آنان صادر شود امر و فرمان الهی است و تبعیت و پروی از آن فرض لازم است.

از نظر شیعه علاوه بر دلیل عقلی، دلائل نقلی فراوانی بر انتصاب خلیفه و جانشین پیامبر، از طرف خداوند وجود دارد و به شهادت و گواهی محدثان و مورخان در موارد متعددی از جمله در روز غدیر خم امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) از طرف خداوند توسط پیامبر اسلام(ص) به امامت و پیشوائی امت اسلامی منصوب و معرفی شدند و امیر مؤمنان علی(ع) بر امامت امام حسن و امام حسین(ع) بر امامت فرزندش امام سجاد(ع) و همین طور هر امامی بر امامت امام بعد از خود تا حضرت مهدی(عج) تصریح نموده اند.

وجوب تبعیت و پیروی از ائمه اهل البیت(ع) از آن جهت است که اهل بیت(ع) جانشینان بحق پیامبرند و به نص و تصریح قرآن کریم اطاعت از پیامبرخدا (ص) واجب است چنانچه فرموده است:

(کسی که از پیامبر اطاعت کند از خدا اطاعت کرده و کسی که سرباز زند تو در برابر او مسئول نیستی.) 3

در آیه شریفه خداوند حق امر و نهی را به پیامبرش واگذار نموده است و پیامبر خدا (ص) نیز در موارد متعددی که در منابع معروف اسلامی آمده است حق امر و نهی را به ائمه اهل بیت(ع) داده است و هرگونه تمرد و نافرمانی از اوامر و نواهی آنان، به منزله نافرمانی از خدا و رسول خدا (ص) است.

عصمت و مصونیت:

امامیه معتقدند که جانشین پیامبر خدا (ص) به حکم عقل و نقل باید دارای مقام عصمت باشد؛ زیرا جانشین پیامبر همچون پیامبر خدا (ص) مبین احکام الهی و حافظ شریعت است و باید از هرگونه خطا و لغزش و اشتباه عمدی و سهوی مصون و محفوظ باشد.

در اعتقاد شیعه، امامت یک پدیده تاریخی واجتماعی نیست که به انتخاب مردم و اجماع و رأی اکثریت باشد بلکه امامت همچون نبوت یک اصل اعتقادی و امری الهی است و همانطور که امر نوبت از جانب خداوند است، امر وصایت و امامت و جانشینی نیز باید از جانب خداوند باشد و کسانی که امر امامت را یک پدیده تاریخی و اجتماعی می دانند همیشه رو به انحطاط  و سقوط و در مقام عمل دچار تضاد در دستورات دینی می شوند؛ زیرا به نص و تصریح قرآن کریم اطاعت از فرمان اولی الأمر واجب است چنانچه در قرآن کریم آمده است:

«یا أیها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم...» 4

(ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را ....)

بدیهی است در صورتی اطاعت و پیروی از اولی الأمر (صاحبان امر) واجب است که دارای مقام عصمت باشند.

بطلان اکثریت کمی و عددی:

بدون تردید انتخاب مردم بر اساس آراء اکثریت و اجماع، به طور غالب در هر عصر و زمانی بر اساس منافع مادی و مصالح شخصی و رقابت های حزبی و یا وابستگی های قومی و نژادی و قبیله ای است و با تفاوت دیدگاه هائی که دارند در تشخیص مصالح و مفاسد تابع امیال و خواسته های خود می باشند و با اجماع اهل حل و عقد و رأی اکثریت نمی توانند فردی را که از هرگونه لغزش و خطائی مصون باشد، انتخاب کند.

در نگاه قرآن کریم اکثریت عددی اعتبار و ارشی ندارد چنانچه می فرماید:

«وََ إِن تَطَع اَکثَرُ مَن فِی الأَرضُ یُضِّلوُکَ عَن سَبیلِ اللهِ اِن یَتَّبِعوُنَ اِلّا الظَّنَ وَ اِن هُم اِلّا یَخرُصُونَ». 5

(اگر اکثر کسانی را که در روی زمین هستند اطاعت کنی تو را از راه خدا گمراه کنند آنها تنها از گمان و حدس و تخمین پیروی می کنند.)

ادامه دارد...


پیوندها:

1- قیامت، آیه 22

2- حشر، آیه 7

3- نساء، آیه 80

4- نساء، آیه 59

5- انعام، آیه 116


منبع: کتاب "جاذبه هائی از مکتب تشیع" ، نوشته محمد افتخاری

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۰:۵۸ - ۱۳۹۵/۱۰/۸
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه