یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷

خودسازی و دگرسازی واجب است
انسان همان گونه که موظف است خودسازی کند، وظیفه دارد دیگران را هم بسازد.

خودسازی و دگرسازی واجب است

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
بالاترین درجه دلسوزی و نصیحت، خیرخواهی در بُعد معنوی و دینی است؛ و آن چیزی که شاکله انسان را می سازد و برای او می ماند، این است که برای او در بُعد معنوی و روحی اش، دلسوزی کنی و او را بسازی.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خودسازی و دگرسازی واجب است:

اول آنکه، نفسِ این معنا که «انسان همان گونه که موظف است خودسازی کند، وظیفه دارد دیگران را هم بسازد»، انسان به این وظیفه، امر شده است و حتی نهی شده از اینکه بخواهد نسبت به این وظیفه، بی تفاوت باشد.

روایتی است از امام باقر(ع) که می فرماید:

بر مؤمن واجب است که برای مؤمن دیگر خیرخواهی کند. 1

روایتی است که سماعة از امام صادق(ع) نقل می کند و می گوید:

«سَمِعتُ أبَا عبَداللهّ(ع) یَقُولُ: أَیَّما مُؤمّنٍ مَشَی مَعَ أَخِیهِ المُؤمِنِ فِی حاجَةٍ فَلَم یُناصِحهُ فَقَد خَاَن اللهَ وَ رَسُولَهُ» 2

این عبارت«مَشَی مَعَ أَخِیهِ المُؤمِنِ»؛ اینکه با برادر مؤمنش راه برود؛ یک عبارت کنایی است؛ یعنی رابطه ای با برادر مؤمنش داشته باشد. حالا که با او رابطه پیدا کرده است، اگر نسبت به او دلسوزی نکند، او را پند و اندرز ندهد و برای او نقش سازندگی نداشته باشد، چنین شخصی به خدا و پیغمبر، خیانت کرده است.

بنابراین، مطلب اول آنکه مرابطه، هم با نفس است و هم با دیگران؛ یعنی هم خود را بساز و هم دیگران را؛ هر دو وظیفه توست.

البته غرض در هر دو، چه با نفس و چه به دیگران، دو مسئله است؛ یکی تطهیر و دیگری ترفیع.

لذا بالاترین دلسوزی و نصیحت، آن است که سازنده بُعد معنوی انسان باشد.

روایتی است از امام علی(ع) که می فرماید:

دلسوزترین مردم نسبت به تو (مهربان ترین مردم با هر تعبیری) آن کسی است که به تو بیشتر کمک می کند تا نفس خودت را اصلاح کنی.

آن کسی که بیش از همه برای تو در بُعد معنوی ات دلسوزی کند.

لذا بالاترین درجه دلسوزی و نصیحت، خیرخواهی در بُعد معنوی و دینی است؛ نه اینکه نسبت به امور مادی، خیرخواهی و نصیحت نکند، نه؛ بلکه در امور مادی هم مؤمن باید خیرخواه و هدایتگر باشد؛ اما این را بدانید که امور مادی زودگذر است و آن چیزی که شاکله انسان را می سازد و برای او می ماند، این است که برای او در بُعد معنوی و روحی اش، دلسوزی کنی و او را بسازی.

کیفیت دلسوزی در مرابطه با دیگران:

مطلب دوم «چگونگی» این دلسوزی و خیرخواهی است؛ یعنی کیفیت این دلسوزی چگونه باید باشد؟

نباید هیچ فرقی بین نفس خودمان و نفس دیگران قائل شویم؛ به عبارت دیگر، هر مقدار برای خودم دلسوزم که خود را بسازم، به همان مقدار باید نسبت به ساختن شما، دلسوز باشم.

در مسائل مادی هم همین طور است، لذا به همان مقدار که نسبت به خودت دلسوزی می کنی که به جهنم نروی، به همان مقدار برای کسی که با او رابطه داری، باید بخواهی که او هم به جهنم نرود.

محدوده دلسوزی در مرابطه با دیگران:

مطلب سوم آنکه، محدوده دلسوزی باید در سه رابطه باشد: یک، «اصول اعتقادی»؛ دو، «مسائل اخلاقی»؛ سه، «مسائل عملی».

در هر سه رابطه، مسئولیت دارید؛ یعنی هم از نظر اصول اعتقادی که همان مبانی فکری ما است و هم در مسائل اخلاقی و نفسانی که مباحث رذائل و فضائل اخلاقی است و هم از نظر مسائل عملی.

در هر سه رابطه باید تعهد داشته باشید. باید احساس مسئولیت داشته باشید.

نگاه کنید مرابطه با دیگران به عنوان موعظه و نصیحت، غیر از امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف و نهی از منکر، فقط در یک رابطه عملی و علنی مطرح است؛ حتی مخفی هم نیست. در حالی که ابعاد مرابطه با دیگران گسترده تر است.

این دو باهم خیلی افتراق دارند؛ هم از نظر مبانی فکری و اعتقادی و هم از نظر اخلاقی و ملکات نفسانی و اعمال بیرونی.

دیگرسازی یک امر نسبی است:

مطلب چهارم آنکه، دیگر سازی یک امر نسبی است. بعضی ها این طور فکر می کنند: من که خودم می لنگم، چطور می توانم دست دیگری را بگیرم؟

بله، چه بسا اصلا این اشکال کلی را نسبت به همه آن آیات و روایات که درباره مرابطه با دیگران مطرح شده است، مطرح می کنند؛ به اینکه اصلا این کار، مخصوص انبیاء و اولیاء خدا است.

آنها را خدا ساخته بود، نه خودشان. خدا ساخته می تواند دست دیگران را بگیرد، نه خود ساخته؛ چرا که خود ساخته همیشه ناقص است.

خیلی قشنگ اشکالتان را مطرح می کنم.

اما جواب اشکال:

دیگر سازی، یک امر نسبی است؛ به این معنا که به هر اندازه ای خودت را در هر رابطه ای ساختی، به همان مقدار متعهدی دیگران را هم بسازی. فرض کنید به هر اندازه ای که توانسته ای در بعد اعتقادی پیش بروی، البته به شکل صحیح، متعهدی اعتقادات و پایه فکری دیگران را هم بسازی.

به همان مقدار، وظیفه داری دست دیگری را هم بگیری و بیش از این مقدار هم وظیفه نداری.

به همان مقدار که می توانی راه بروی، باید دست او را بگیری و به همان راه، ببری.

اینکه بگذار من تا آخر خط بروم. بعد بر می گردم، می آیم و تو را با خود می برم، نداریم.

به همان مقدار که خودت عمل می کنی، او را هم در وادی عمل بیاور؛ به همان مقدار که توانستی نفس خودت را از نظر اخلاقیات اصلاح کنی، به همان مقدار وظیفه داری، نه بیشتر.

روایتی است از امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه:

«یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا قُوا اَنفُسَکُم وَ اَهلیکُم ناراً» 3

که شخصی از حضرت پرسید:

من نفس خودم را مراقبت می کنم، اما از خانواده ام چگونه محافظت کنم؟

حضرت فرمودند: اگر دستشان را گرفتی و با تو راه آمدند که بسیار خوب است و حفظشان کردی؛ اما اگر تو گفتی و آنها گوش ندادند، تو به وظیفه ات عمل کرده ای.

مواردی که وظیفه دیگرسازی تشدید می شود:

مطلب پنجم آنکه، گاهی وظیفه و نقش سازندگی نسبت به دیگران، تشدید می شود. وظیفه دیگر سازی، عمومی است؛ اما گاهی این وظیفه تشدید می شود و این در صورتی است که عمل تو، «اثرگذار» است؛ لذا اگر در چنین مواردی به وظیفه ات عمل نکنی، خدا تو را در قیامت رها نمی کند.

گاهی طبق وظیفه ام، به کسی که با او ارتباط دارم، باید در بُعد معنوی به او تذکر بدهم. اصلا نمی دانم گوش می دهد یا نه؛ اثر دارد یا نه. ولی من وظیفه دارم و باید به وظیفه ام عمل کنم؛ اما جایی که می دانم و یقین دارم که مؤثر است؛ یعنی می توانم اعتقادیاتش را اصلاح کنم، اخلاقیاتش را صحیح کنم و بعد هم بروم سراغ بُعد عملی اش، اینجا وظیفه من خیلی سنگین می شود و أعوذ بالله بی تفاوتی نسبت به او، در قیامت مؤاخذه به دنبال دارد.

اولویت در دستگیری:

مطلب ششم آنکه، در دستگیری از دیگران، اولویت مطرح است. غالبا چهار محیط روی انسان سازندگی دارد. اولین محیطی که نقش سازندگی روی انسان دارد، محیط خانوادگی است. انسان تا چشم باز می کند، در این محیط قرار دارد.

خداوند با بندگانش می فرماید:

برو خودت را بساز؛ خود را اصلاح کن؛ بعد هم برو محیط خانوادگی ات را اصلاح کن.

اما کسانی که به دست خودش ساخته شده اند، به آنها نمی گوید که برو خودت را بساز؛ بلکه می گوید: برو خاندانت را بساز؛ 

خدا به پیغمبر اکرم(ص) می فرماید:

«وَ اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبینَ» 4

در این آیه، خود پیامبر(ص) را کنار می گذارد.

بنابراین، اولویت دستگیری در رابطه با دیگران، محیط خانوادگی است. باید وظیفه ات را از آنجا شروع بکنی.


پیوندها:

1- الکافی، ج 2، ص 208

2- همان، ص 363

3- تحریم، آیه 6

4- شعراء، آیه 214


منبع: کتاب "ادب الهی (مبانی تربیت)" ، نوشته حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۰:۵۳ - ۱۳۹۵/۹/۲۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه