سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۳۷۲

استدلال با دو حدیث دیگر توسط وهابیان
احادیثی دیگر که وهابیان با استدلال بر آن به خود مجوز تخریب قبور را داده اند.

استدلال با دو حدیث دیگر توسط وهابیان

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
تمام سیره نویسان و تاریخ نگاران و محدثان اسلامی نقل کرده اند که جسد مطهر پیامبر گرامی به تصویب صحابه پیامبر در خانه و حجره همسر او عایشه به خاک سپرده شد... اکنون سؤال می شود: اگر واقعاً پیامبرگرامی از بناء بر قبر نهی کرده بود، چگونه جسد او را زیر سقف دفن کرده و قبر او را به حالتی درآوردند که دارای بناء گردید.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

استدلال با دو حدیث دیگر

حال احادیث دیگری که برای گروه وهابی مستمسک است، مورد بررسی قرار می دهیم:

1. ابن ماجه در صحیح خود چنین نقل می کند:

حدثنا محمد بن یحیی، حدثنا محمد بن عبدالله الرقاشی، حدثنا وهب، حدثنا عبدالرحمن بن یزید بن جابر، عن القاسم بن مخیمرة عن ابی سعید: اِنَّ النبی نهی اَن یبنی علی القبر1.

احمد بن حنبل در مسند خود، یک حدیث را با دو سند نقل می کند اینک نقل هر دو:

2. حدثنا، حسنٌ، حدثنا ابن لهیعه، حدثنا بُریدُ ابن ابی حبیب عن ناعم مولی ام سلمه قالت: نهی رسول الله ان یبنی علی القبر او یجصص2.

3. علی بن اسحاق حدثنا عبدالله، ابن لهیعه، حدثنی بُریدُ بن ابی حبیب عن ناعم مولی ام سلمة، اَنَّ النبی نهی اَن یجصص قبر او یبنی علیه او یجلس3.

در ضعف روایت نخست کافی است که یکی از راویان آن «وهب» است که کاملاً مجعول می باشد و هرگز مشخص نیست که مقصود از آن کیست و در میزان الاعتدال از هفده «وهب» نامی اسم می برد و معلوم نیست که این وهب کدام یک از آنها است و بسیاری از آنان جزء وضاعان حدیث و کذابان روزگار بودند4.

آفت حدیث دوم و سوم وجود عبدالله «ابن لهیعه» است، «ذهبی» درباره او می نویسد:

قال ابن معین ضعیف لا یحتج به قال الحمیدی عن یحیی ابن سعید انه کان لا یراه شیئا5 = ابن معین گفته است نمی توان با روایت او استدلال کرد، و یحیی بن سعید، او را چیزی نمی شمرد.

ما در اینجا از مناقشه در اسناد می گذریم و نکته ای را یادآور می شویم و آن اینکه:

تمام سیره نویسان و تاریخ نگاران و محدثان اسلامی نقل کرده اند که جسد مطهر پیامبر گرامی به تصویب صحابه پیامبر در خانه و حجره همسر او عایشه به خاک سپرده شد و صحابه در گزینش مدفن وی به حدیثی که ابوبکر از پیامبر نقل کرد استناد جستند و آن اینکه هر پیامبری در هر نقطه ای که در گذشت، در همانجا به خاک سپرده می شود6.

اکنون سؤال می شود: اگر واقعاً پیامبر گرامی از بناء بر قبر نهی کرده بود، چگونه جسد او را در زیر سقف دفن کرده و قبر او را به حالتی در آوردند که دارای بناء گردید؟ خنده آور گفتار برخی از نویسندگان جامد و خشک برخی از وهابیها است که می گوید: آنچه حرام است همان: «ایجاد بناء» بر قبر است، نه دفن جسد زیر بناء و پیامبر را زیر بناء به خاک سپردند، نه اینکه بر قبر او بناء ساختند7.

یک چنین تفسیر برای حدیث، جر توجیه یک واقعیت خارجی (دفن جسد پیامبر زیر بناء) انگیزه دیگری ندارد و اگر وهابی با چنین واقعیت روبرو نبود، به تحریم هر دو حکم می کرد.

اصولاً ما در این جا از وهابی سؤال می کنیم:

آیا اصل احداث بناء بر قبر میت فقط حرام است، و اگر کسی با مخالفت این اصل، بنائی ایجاد کرد دیگر ابقاء آن حرام نیست هر چند اصل ایجاد آن حرام می باشد؟

یا بناء ایجاداً و بقاءً حرام است؟

بنا بر صورت نخست سؤال می شود چرا حکومت سعودی به قهر و زور آثار رسالت و بیوت خاندان پیامبر و قباب صحابه و فرزندان او را نابود کرد در صورتی که فقط احداث بناء حرام بود و پس از ایجاد دیگر ابقاء آن حرام نمی باشد و در گذشته، ایجاد کنندگان بناء دچار خطا شده اند، و پس از احداث، دیگر بقاء آن حرام نبود، پس چرا ویران کردند.

گذشته از این، این فرض برخلاف فتاوای اسلاف وهابیه مانند «ابن القیم» و «ابن تیمیه» است اولی می گوید:

یجب هدم المشاهد التی بنیت علی القبور و لا یجوز ابقاء ها بعد القدرة علی هدمها و ابطالها یوماً واحداً.

«ویران کردن بناهائی که روی قبور ساخته شده اند واجب است و ابقاء و نگهداری آنها پس از توانائی بر ویران کردن آنها یک روز هم جائز نیست».

با این بیان و با این عمل هرگز صحیح نیست که وهابی شق نخست از سؤال را برگزیند و حتما باید شق دوم را بپذیرد و بگوید: بناء بر قبر در هر دو حالت حدوثا و بقاء حرام می باشد.

در این موقع سؤال پیش مطرح می شود که چرا مسلمانان، جسد مطهر پیامبر را در زیر سقف دفن کردند درست است برای او، بنائی احداث نکردند، اما کاری کردند که قبر پیامبر دارای بناء و ساختمان گردید.

در این جا فقط وهابی یک راه فرار دارد و آن اینکه به خاطر توجیه عمل خارجی مسلمین بگوید.

ابقائی حرام است که احداث آن بر روی قبر باشد، و اگر در موقع احداث ساختمان، قبری در کار نباشد ابقاء آن هر چند به صورت بنا بر قبر باشد حرام نیست و یک چنین تفکیک جز توجیه یک واقعیت خارجی (عمل مسلمین) علت دیگری نیست.

وهابیت در کشمکش تناقض مکتب و عمل مسلمانان

این نقطه، تنها موردی نیست که وهابیت در کشمکش تناقض میان مکتب و عمل مسلمانان قرار گرفته است، بلکه او را در موارد دیگری در این کشمکش، دست و پا می زند.

او تبرک به آثار نبی را به شدت ممنوع می شمارد و پیوسته می گوید: از سنگ و گل و آئین کاری ساخته نیست، از طرف دیگر مسلمانان پیوسته با بوسیدن حجر و لمس آن، و بوسیدن پرده کعبه و در و دیوار آن تبرک می جویند، درست سنگ و گلی را می بوسند که از نظر آنها کاری از آنها ساخته نیست.

آنان مسجد سازی در کنار قبر اولیاء را تحریم کرده در حالی که در تمام بلاد اسلامی در کنار مشاهد، مساجدی وجود دارد حتی در کنار قبر حمزه مسجدی بود که جنایت کاران سعودی آن را ویران کردند، هم اکنون قبر پیامبر گرامی میان مسجد قرار دارد و مسلمین اطراف آن نماز می گزارند.


پی نوشتها:

  1. صحیح ابن ماجه ج1 ص474.
  2. مسند احمد ج6 ص299.
  3. مدرک سابق.
  4. میزان الاعتدال ج3 ص350-355.
  5. میزان الاعتدال ج2 ص476 به عنوان «عبدالله بن لهیعه»، و به تقریب التهذیب ج1 ص444 مراجعه شود.
  6. مسند احمد ج1 ص7، صحیح ترمذی ج2 ص139، طبقات ابن سعد ج2 ص71 و غیره.
  7. ریاض الجنه ص269 نگارش مقبل بن الهادی الوادعی نشر کویت.

منبع: آئین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۲۰:۴۵ - ۱۳۹۵/۸/۲۸
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین