سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۳۵۴

حدیث مورد نظر علمای وهابی
حدیث ابی الهیاج که مورد استفادۀ گروه وهابیان است جهت تخریب قبور صالحان.

حدیث مورد نظر علمای وهابی

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
از ابی الهیاج نقل می کنند که علی بن ابی طالب به ابی الهیاج گفت ترا به سوی کاری برانگیزم که پیامبر خدا مرا بر آن برانگیخت ...

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ج- حدیث ابی الهیاج

اکنون وقت آن رسیده که حدیث مورد نظر علامای وهابی را مورد دقت قرار دهیم، اینک حدیث را با سندی از صحیح مسلم نقل می کنیم:

حَدَثنا یَحیی بنُ وَ اَبوبکر بنُ ابی شَیبةَ وَ زُهیرُ بنُ حَربٍ قالَ: یحیی اَبَرنا و قال الاحران، حَدَّثنا: وَ کِیعٌ عن سُفیانَ عن حبیبِ بن اَبی ثابتٍ عن ابی وائلٍ عن ابی الهیاج الاسدی قال لی علیُّ بن ابی طالبٍ الا اَبعَثُک علی ما بعثنی علیه رسول الله (صلی الله علیه و آله) ان لا تدع تمثالاً الا طَمَستَه و لا قبراً مُشرفاً الاّ سَوَّیتَهُ1.

مؤلف «صحیح» از سه نفر به نام های یحیی و ابوبکر و زهیر نقل می کند که وکیع، از سفیان از حبیب، از ابی وائل، از ابی الهیاج نقل می کنند که علی بن ابی طالب به ابی الهیاج گفت ترا به سوی کاری برانگیزم که پیامبر خدا مرا بر آن برانگیخت تصویری را ترک مکن مگر اینکه آن را محو کنی، و نه قبر بلندی را مگر این که آن را مساوی و برابر سازی.

گروه وهابی این حدیث را مستمسک خود قرار داده بدون اینکه در سند و دلالت حدیث دقت کنند.

نظر ما درباره این حدیث:

هرگاه بخواهیم با حدیثی بر حکمی از احکام الهی استدلال کنیم باید حدیث واجد دو شرط باشد:

  1. سند حدیث صحیح باشد. مقصود این است که راویان حدیث در هر طبقه ای افرادی باشند که بتوان به قول آنان اعتماد نمود.
  2. دلالت حدیث بر مقصود روشن باشد، یعنی الفاظ و جمله های حدیث بر مقصود ما به خوبی دلالت کند، بطوری که اگر همان حدیث را به دست یک فرد آشنا به زبان و آگاه از خصوصیات آن بدهیم، همان را که ما از آن می فهمیم، او نیز بفهمد.

متأسفانه این حدیث از هر دو نظر مورد ایراد است خصوصاً از نظر دلالت، ربطی به مقصود آنان ندارد.

از نظر سند، وثوق اشخاصی که این حدیث را روایت کرده اند، مورد اتفاق دانشمندان حدیث شناس نیست، زیرا در سند آن افرادی به نامهای:

  1. وکیع
  2. سفیان الثوری
  3. حبیب بن ابی ثابت
  4. ابی وائل الاسدی

به چشم می خورند در حالیکه حدیث شناسی چون «حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب» از این افراد انتقاد کرده اند بگونه ای که انسان کاملاً در صحت این حدیث مذکور و دیگر احادیث این گروه شک و تردید می کند.

مثلاً درباره «وکیع» از امام «احمد حنبل» نقل می کند که:

انَّه اَخطَأَ فی خَمسِ مِأَةِ حَدیثٍ2.

وی در پانصد حدیث اشتباه کرده است.

و نیز از «محمد بن نصر مروزی» درباره «وکیع» نقل می کند که:

کانَ یَحدُثُ بِالمَعنی وَ لَم یَکُن مِن اَهلِّ اللِّسانِ3.

حدیث را نقل به معنی می کرد (و متن و الفاظ حدیث را نقل نمی نمود) در حالیکه وی عرب زبان هم نبود (تا تغییرات او در حدیث بی اشکال باشد).

درباره سفیان ثوری از ابن مبارک نقل می کند:

حَدَثَ سُهیانُ بِحَدیثٍ فَجِئتُهُ وَ هُوَ یُدَلِّسُهُ فَلَمّا رَانی إستَحیی4.

سفیان حدیث می گفت ناگهان من رسیدم دیدم که در حدیث تدلیس می کند وقتی مرا دید خجالت کشید.

تدلیس در هر حدیث به هر معنی تفسیر شود حاکی از آن است که در این فرد، ملکه عدالت و یا راستگوئی و واقع بینی وجود نداشته است که غیر واقع را، واقع جلوه می داد.

در ترجمه «یحیی القطان» از او نقل می کنند که سفیان کوشش کرد، مرد غیر ثقه را بر من ثقه قلمداد کند، ولی سرانجام نتوانست5.

دربارۀ «حبیب بن ابی ثابت»، از «ابی حبان» نقل می کند که:

کانَ مُدَلِّساً:

او در حدیث تدلیس می کرد.

و از قطان نقل می کند که:

«لا یُتابَعُ عَلَیهِ وَ لَیسَت مَحفوظَةً»

از حدیث او پیروی نمی شود، و احادیث او مضبوط نیست6.

درباره ابی وائل می گویند: وی از نواصب و از منحرفان از امام امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بود7.

قابل توجه اینکه راوی حدیث به «ابی الهیاج» در تمام صحاح شش گانه یک حدیث نقل کرده و آنهم همین حدیث است و فردی که بهره او از علوم نبوی یک حدیث باشد، ثابت می کند که وی مرد حدیث نبوده است در این صورت اعتماد به ضبط او مشکل خواهد بود.

اگر سند حدیث، با چنین اشکالاتی روبرو است، هیچ فقیهی نمی تواند با چنین سندی فتوا بدهد.

دلالت حدیث، دست کم از سند آن ندارد، زیرا مورد استشهاد در حدیث جمله زیر است.

«وَ لا قَبراً مَشرِفاً اِلاّ سَوَّیتَه»

اکنون باید درباره معنی دو لفظ دقت کنیم:

الف- مشرفا

ب- سویته.

الف- لفظ «مشرف» در لغت به معنی عالی و بلند آمده و گفته اند: «اَلمُشرِفُ مِنَ الاماکِنِ: العالی وَ المُطِلُّ عَلی غَیرِهِ»8

مشرف، مکان بلند و مسلط بر دیگری است.

صاحب قاموس که اصالت بیشتری در تنظیم معانی الفاظ دارد می گوید:

«اَلشَرَف مُحَرَّکَة: اَلعُلّو وَ مِنَ البَعیرِ سَنامُه»= شرف با حرکت (راء): بلند و از شتر به قسمت کوهان آن می گویند.

بنابراین لفظ «مشرف» به معنی مطلق بلندی و بالاخص آن بلندی که به شکل کوهان شتر باشد، گفته می شود. با مراجعه به قرائن باید دید مقصود چه نوع بلندیست.

ب: لفظ «سویته» در لغت، مساوی قرار دادن و برابر کردن و کج و معوج را راست کردن است.

سَوَّی الشَّی ء: جَعَلَهُ سَوِیّاً یُقالُ: سَوَّیتُ المُعوَجَ فَمَا استَوی، صَنَعَهُ مُستَویاً.

سوی الشی ء: آن را راست کرد، عرب می گوید، کج را خواستم راست کنم، صاف نشد. و نیز به معنی مصنوع بی عیب می آید.

و در قرآن مجید می فرماید:

«اَلَّذی خَلَقَ فَسَوّی»9

خدائی که آفرید، و به تکمیل آن پرداخت.

پس از آگاهی از معانی مفردات باید دید مقصود از این حدیث چیست؟

در این حدیث دو احتمال وجود دارد باید با توجه به معانی مفردات و قرائن دیگر یکی از آنها را تعیین کرد.

1. مقصود این است که حضرت به ابوالهیاج: دستور داد که قبرهای بلند را ویران کند و آن را با زمین یکسان سازد.

این احتمال که وهابیان به آن چسبیده اند از جهاتی مردود است.

اولاً: لفظ تسویه به معنی هدم و ویران کردن نیامده است و اگر مقصود این باشد باید چنین بگویند:

«وَ لا قبراً مُشرفاً الاّ سَوَّیتَه بِالارضِ»

آن را با زمین یکسان کنی، در صورتی که چنین لفظی در حدیث نیست.

ثانیاً: اگر مقصود این باشد چرا احدی از علماء اسلام بر طبق آن فتوا نداده است؟ زیرا برابری قبر با زمین برخلاف سنت اسلامی است، و سنت اسلامی اینست که قبر مقداری بلندتر باشد و تمام فقهای اسلام بر استحباب بلندی قبر از زمین به مقدار یک وجب فتوا داده اند.

در کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعه» که با فتوای چهار امام معروف مطابق است این چنین می خوانیم:

«وَ یَندُبُ اِرتِفاعُ التُّرابِ فَوقَ القبرِ بِقَدرِ شِبرٍ»10

مستحب است که خاک قبر، به اندازه یک وجب از زمین بلندتر باشد.

2. مقصود از این که قبر را مساوی کن این است که روی قبر را صاف و هم سطح و یکسان و یکنواخت ساز، در برابر قبرهائی که به صورت پشت ماهی و یا بسان سنام (کوهان) شتر ساختهمی شوند.

در این صورت حدیث ناظر به این است که باید قبر صاف و مساوی باشد، نه به صورت پشت ماهی و یا مسنم که در میان برخی از اهل تسنن مرسوم است و از چهار امام معروف تسنن جز شافعی همگی به استحباب تسنیم قبر فتوا داده اند11.

در این صورت این حدیث مؤید فتوای علماء شیعه است که می گویند باید قبر در عین ارتفاع از زمین، باید سطح آن صاف و یکنواخت باشد.

اتفاقاً، خود «مسلم»، مولف «صحیح» این حدیث، و حدیث دیگری را هم اکنون نقل می کنیم، تحت عنوان «باب الامر بتوسیة القبر» و همچنین «ترمذی» و «نسائی» در سنن های خود این حدیث را، در عنوان یاد شده وارد کرده اند.و مقصود اینست که سطح قبر یکسان و یکنواخت باشد، و اگر مقصود این بود که قبرهای بلند را با زمین یکسان کند، لازم بود که عنوان باب را، عوض کند و بگوید باب «الامر بتخریب القبور و هدمها».

اتفاقاً در زبان عرب اگر «تسویه» را به چیزی (مثل قبر) نسبت دهند، مقصود این است که خود آن، صاف و مساوی باشد نه این که آن با چیز دیگر (مثل زمین) مساوی گردد.

اینک حدیث دیگری را که «مسلم» در «صحیح» خود نقل کرده است و آن نیز به همین مضمون است که ما آن را تأیید کردیم، نقل می کنیم:

«کُنّا معَ فَضالَةَ بنِ عُبیدٍ بِاَرضِ الرّوم بِرَودَسٍ فَتَوَفّی صاحبٌ لَنا فَاَمَرَ فَضالةٌ بنُ عُبیدٍ بِقَبره فَسَوّی ثُمَّ قالَ سَمِعتُ رَسولَ اللهِ یَأمُرُ بِتَسویَتِها»12.

راوی می گوید با فضاله در سرزمین روم بودیم یکی از مصاحبان ما فوت کرد فضاله دستور داد که قبر او را مساوی کنند و گفت از رسول خدا شنیدم که دستور می داد که قبرها را تسطیح کنند.

کلید فهم روایت، تحصیل معنی لفظ «سویته» است و در آن سه احتمال وجود دارد و با توجه به قرائن باید یکی را برگزید اینک هر سه احتمال:

  1. مقصود این است که بنای روی قبر را ویران کند این احتمال باطل است زیرا قبوری که در مدینه بود، دارای بناء و قبه ای نبوده است.
  2. مقصود این است که سطح قبر را با زمین یکسان نماید این کار که برخلاف سنت قطعی است که قبر، باندازۀ یک وجب از زمین بلند باشد.
  3. مقصود این است که قبر را تسطیح کنند، و ناهمواری های آن را هموار سازند، و از صورت پشت ماهی و شکل کوهانی بیرون بیاورند. و این معنی متعین است و در این صورت ارتباطی به مقصود مستدل ندارد.

اکنون ببینیم شارح معروف «صحیح مسلم» «نووی» حدیث را چگونه تفسیر می کند، می گوید:

«اِنَّ السُّنَّة اَنَّ القَبرَ لا یُرفَعُ عَنِ الارضِ رَفعاً کَثیراً وَ لا یُسَنَّمُ بَل یُرفَعُ نَحوَ شِبرٍ وَ یُسَطَّح»13.

سنت این است که قبر از زمین زیاد بلند نباشد و به شکل کوهان شتر درنیاید، بلکه به مقدار یک وجب بلند و مسطح باشد.

این جمله حاکی است که شارح مسلم، از لفظ «سویته» همان معنی را فهمیده است، که ما استظهار کردیم. یعنی امام سفارش و توصیه کرد که سطح قبرها را از حالت تسنیمی و یا از صورت پشت ماهی بیرون آورد و آن را مسطح و صاف و برابر کند، نه اینکه آنها را با زمین یکسان سازد.

این تنها ما نیستیم که حدیث را چنین تفسیر  می کنیم، بلکه «ابن حجر قسطلانی» در کتاب «ارشاد الساری فی شرح صحیح البخاری» نیز حدیث را چنین تفسیر کرده است. وی می گوید: سنت در قبر این است که تسطیح شود، و هرگز نباید ما سنت را به خاطر اینکه تسطیح شعار «روافض» است ترک کنیم. این که می گوئیم: سنت تسطیح قبر است با حدیث ابی الهیاج منافات ندارد چرا:

«لانَّهُ لَم یُرِد تَسوِیَتَهُ بِلارضِ وَ اِنَّما اَرادَ تَسطیحَهُ جَمعاً بَینَ الاخبار...»14.

زیرا مقصود برابر کردن قبر با زمین نیست، بلکه مقصود این است که در عین ارتفاع از زمین، روی قبر مسطح و صاف گردد.

اگر مقصود از سفارش این بود که قباب و ابنیه ای را که روی قبرها قرار دارد، ویران کند، پس چرا علی (علیه السلام) قبه های موجود در زمان خود را که بر روی قبور پیامبران الهی بود، ویران نکرد، او که آن روز حاکم علی الاطلاق بر سرزمین های اسلامی بود، و در برابر دیدگان او سرزمین های فلسطین و سوریه و مصر و عراق و ایران و یمن مملو از این بناها بود که بر روی قبور پیامبران قرار داشت.

حال فرض را بر این میگذاریم که امام دستور داده تمام قبرهای بلند را با زمین یکسان کند، ولی هرگز حدیث گواه بر لزوم تخریب بناء و ساختمانی که روی قبرها قرار دارد، دلالت ندارد، زیرا امام این چنین فرمود:

«وَلا قَبراً الاّ سَوَّیتَهُ»

یعنی قبرها را ویران سازد، و هرگز نفرمود «ولا بِناءً وَلا قُبَّةً اِلاّ سَوَّیتَهُما» در حالی که سخن ما درباره خود قبر نیست، بلکه بحث ما درباره بناها و ساختمانهائی است که روی قبر انجام گرفته است، و مردم در سایه این بناء به تلاوت قرآن و خواندن دعا و گزاردن نماز اشتغال دارند، کجای این جمله گواه برآن است که بناهای اطراف قبور را ویران کنند، و این آثار که به زائر امکان انجام عبادت و تلاوت قرآن می دهد و مردم را از گرما و سرما حفظ می کند، ویران سازد.

دو احتمال دیگر در حدیث

1. ممکن است این حدیث و امثال آن، ناظر به یک رشته از قبور از ملل سابق باشد که قبور صالحان و اولیاء را قبله اتخاذ کرده به جای این که به قبله واقعی نماز بگزارند بر قبر و تصویری که کنار قبر بود، نماز می گزاردند، و از نماز به قبله واقعی، که خدا معین کرده بود سر، باز می زدند. در این صورت حدیث ارتباط به قبوری که هرگز مسلمانی بر آن سجده نکرده و برآن نماز نمی گزارد بلکه در کنار آن، بر قبله الهی (کعبه) نماز می گزارد و قرآن تلاوت می کند ندارد.

و اگر به زیارت قبر صالحان می شتابند، و عبادت خدا را در کنار اجساد طاهر، و مدفن پاک آنان انجام می دهند به خاطر شرفی است که این اماکن شریفه از طریق دفن اجساد آنان در آنجا، پیدا کرده اند.

2. مقصود از «صورة» تمثال بتها و از «قبر» قبور مشرکان بود که هنوز قبور آنان مورد توجه بازماندگان و غیره بود.

در این جا به فتاوای علماء مذاهی چهارگانه، در بناء بر قبور می پردازیم:

«یُکرَه اَن یُبنی عَلی القَبرِیتٌ اوقُبّةٌ اَو مَدرَسَةٌ اَو مَسجِدٌ»15.

مکروه است که روی قبر، خانه، یا قبه ای یا مدرسه و مسجدی ساخته شود.

با این اتفاق چهار امام، بر کراهت، چگونه قاضی «نجد» اصرار بر تحریم بناء روی قبر دارد، تازه این کراهت خود مدرکی صحیح و قطعی ندارد خصوصاً اگر بناء و ساختمان به زائر قبر انبیاء و صالحان امکان عبادت و خواندن قرآن بخشد.


پی نوشتها:

  1. صحیح مسلم ج3- کتاب الجنائز- ص61 و سنن ترمذی ج2- ص256- باب ما جاء فی تسویة القبر، سنن نسائی ج4- باب تسویة القبر ص88.
  2. تهذیب التهذیب ج11 ص125
  3. مصدر سابق ج11 ص130
  4. مصدر سابق ج4 ص115.
  5. مصدر سابق ج11 ص218.
  6. مصدر سابق ج3 ص179.
  7. شرح حدیدی ج9 ص99.
  8. المنجد ماده شرف.
  9. سوره اعلی آیه2.
  10. الفقه علی المذاهب الاربعة ج1 ص420.
  11. الفقه علی المذاهب الاربعة ج1 ص420 ویجعل کسنام البعیر و قال الشافعی جعل التراب مستویا مسطحا افضل من تسنیمه. بنابراین به مضمون این حدیث دو گروه از مذاهب اسلامی عمل کرده است: 1- گروه شافعی، 2- گروه شیعه.
  12. صحیح مسلم ج3 کتاب جنائز ص61.
  13. شرح صحیح مسلم به قلم «نووی».
  14. ارشاد الساری ج2 ص468.
  15. الفقه علی المذاهب الاربعة ج1 ص421.

منبع: آئین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۹:۳۰ - ۱۳۹۵/۸/۲۱
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین